





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «امر شدهام تا با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند که معبودی [به حق] نیست جز الله، و اینکه محمد فرستادهٔ الله است، و زکات بدهند، پس چون چنین کردند جانها و اموالشان را از من حفظ کردهاند مگر به حق اسلام، و حسابشان با الله است».
متفق علیهپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان داشتهاند که الله ایشان را به جنگیدن با مشرکان امر کرده، تا آنکه شهادت دهند که معبودی به حق نیست جز الله یگانهٔ بیشریک، و به پیامبری محمد صلی الله علیه وسلم شهادت دهند، و به مقتضای این شهادت عمل کنند از جمله پایبندی به نمازهای پنجگانه در شبانهروز، و دادن زکات فرض به مستحقان آن. پس چون چنین کنند اسلام جان و مالشان را معصوم میدارد، و کشتن آنان جایز نیست مگر آنکه جرمی را مرتکب شوند که بنابر احکام اسلام مستحق کشتن شوند، سپس الله تعالی در روز قیامت حساب آنان را بر عهده دارد زیرا الله است که از پنهان آنان باخبر است.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «همانا الله متعال برای امت من از سه مورد گذشت نموده است: خطا، فراموشی و آنچه به آن مجبور شدهاند».
رواه ابن ماجه والبيهقي وغيرهماپیامبر صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که الله متعال در سه حالت از امت او گذشت نموده است: اول: خطا - که کاری است که از آنان بدون قصد و عمد سر زند، یعنی مسلمان قصد انجام کاری را داشته باشد، اما عملش بر خلاف آنچه قصد کرده واقع شود. دوم: فراموشی آن است که مسلمان چیزی را بداند، اما هنگام عمل فراموش کند، در این مورد نیز بر او گناهی نیست. سوم: اجبار - ممکن است بندهای به انجام کاری که نمیخواهد، مجبور شود، در حالی که توانایی دفع آن اجبار را ندارد، در این صورت گناه یا حرجی بر او نیست. با این توجه که موضوع حدیث، در مورد رابطه بین بنده و پروردگارش در ارتکاب محظورات (کارهای ممنوع) است، اما ترک واجبات به دلیل فراموشی، ساقط نمیشود (یعنی قضا دارد)، و همچنین اگر از عمل او جنایتی بر دیگری صورت گیرد، حق مخلوق ساقط نمیگردد؛ همانند کسی که به خطا کسی را بکشد، که بر او دیه است، یا ماشینی را به اشتباه آسیب بزند، بالای او ضمان است.
از صفوان بن محرز روایت است که گفت: مردی به ابن عمر رضی الله عنهما گفت که در مورد نجوی (سخن پنهان میان دو شخص) از رسول الله صلى الله عليه وسلم چگونه شنيدی؟ گفت: از او شنیدم که می فرمودند: «روز قيامت مؤمن به پروردگارش نزديک می شود تا آنجا که الله متعال پرده ی رحمت و پوشش خود را بر روی او می نهد و از او درباره ی گناهانش اعتراف می گيرد و می فرمايد: آيا فلان گناه را به خاطر داری؟ بنده پاسخ می دهد: پروردگارا به همه ی اینها اعتراف دارم؛ الله می فرمايد: من در دنيا گناهانت را پوشاندم و امروز نيز (آنها را می پوشانم و) تو را می آمرزم. سپس بنده کارنامه ی نيکی هايش را دريافت می کند، و اما کافران و منافقان در محضر همه مخلوق فرا خوانده می شوند، آنها کسانی اند که بر الله متعال دروغ گفته اند».
متفق علیهپیامبر صلی الله علیه وسلم از مناجات الله متعال به بندۀ مومنش در روز قیامت خبر می دهند، و می فرمایند: روز قيامت مؤمن به پروردگارش نزديک می شود تا آنجا که الله متعال پرده ی رحمت و پوشش خود را بر روی او می نهد تا این که اهل موقف او را تماشا ننموده و از رازی او مطلع نگردند، پس برای او می فرماید: آيا فلان و فلان گناه را به خاطر داری؟ از او درباره ی گناهان که میان بنده و پروردگارش است اعتراف می گيرد. او می گوید: بلی ای پروردگارم. تا این که مومن و حشت زده و میترسد، الله متعال برای او می فرمايد: من در دنيا گناهانت را پوشاندم و امروز نيز (آنها را می پوشانم و) تو را می آمرزم، سپس بنده کارنامه ی نيکی هايش را دريافت می کند. و اما کافران و منافقان در محضر همه مخلوق فرا خوانده می شوند، آنها کسانی اند که بر الله متعال دروغ گفته اند، لعنت الله بر ستمکاران باد.
از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که فرمود: در سفر با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم و روزی در حال سیر بودیم و به وی نزدیک شدم، عرض کردم: ای رسول الله! مرا از عملی خبر بده که وارد بهشتم سازد و از آتش دوزخ دورم کند. فرمودند: «درباره ی امر بزرگی پرسيدی؛ هرچند برای کسی که الله متعال بر او آسان بگرداند، آسان است: اينکه الله را عبادت کنی و هيچ چيز و هيچکس را شريکش نگردانی و نماز بخوانی، زکات بدهی، ماه رمضان را روزه بگيری و حج بيت الله را بجا بیاوری»؛ سپس فرمودند: «آيا تو را به سوی دروازه های خير و نيکی رهنمایی نکنم؟ روزه سپری (در برابر آتش دوزخ) می باشد، و صدقه آتش گناهان را خاموش می کند، چنانکه آب آتش را فرو می نشاند. و نماز خواندن شخص در دل شب (نيز جزو دروازه های خير و نيکی است)»، سپس اين آيات را تلاوت کردند: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»: «[در دل شب] از بسترها برمی خیزند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند. هیچکس نمی داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می دهند، چه [بسیار مایه ی] روشنی چشم ها برای شان نهفته است»، سپس فرمودند: «آيا تو را از اساس دين و ستون و بالاترين بخش آن آگاه نکنم؟» عرض کردم: بله، ای رسول الله! فرمودند: «اساس دين، اسلام (= شهادتين) است و ستونش نماز؛ و عالی ترین بخشِ آن جهاد می باشد». سپس افزودند: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همه ی اين امور آگاه نسازم؟» گفتم: بله، ای رسول الله! رسول الله صلى الله عليه وسلم زبان خویش را گرفته و فرمودند: «مواظبِ اين باش»، پرسيدم: ای رسول الله، مگر ما به خاطر سخنانی که می گوييم، بازخواست می شويم؟ فرمودند: «مادرت به عزایت بنشيند ای معاذ! مگر مردم را چيزی جز سخنان شان به چهره های شان در دوزخ واژگون می کند؟».
ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کردهمعاذ رضی الله عنه فرمود: در سفر با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم، و روزی در حال سیر بودیم به وی صلی الله علیه وسلم نزدیک شدم، و گفتم: ای رسول الله برای من چیزی را بگو که مرا وارد بهشت کند و از جهنم دور کند. فرمودند: از من درباره کاری پرسیدی که بالای نفس ها بزرگی می کند، و برای کسانی آسان است که الله متعال آن را برای شان ساده و آسان نموده باشد؛ فرایض اسلام را انجام ده: نخست: تنها عبادت الله را انجام ده و برای او شریک نیاور. دوم: در شبانه روز نمازهای فرض پنجگانه را: صبح، ظهر، عصر، مغرب، خفتن، با تمام شرط ها، ارکان و واجبات آن برپا دار. سوم: زکات واجب را بده، و آن عبادت واجب مالی است بر هر مال که در شرع به مقدار معینی برسد، و به مستحقان آن داده می شود. چهارم: روزه ماه رمضان را بگیر، و آن پرهیز کردن از خوردن و آشامیدن و غیره اموری شکننده ها به نیت عبادت است، از طلوع فجر تا غروب آفتاب. پنجم: حج بیت الله به قصد رفتن به مکه جهت ادای مناسک، برای عبادت الله متعال را انجام بده. سپس وی صلی الله علیه وسلم فرمودند: آیا تو را به راهی که به درهای خیر می رساند معرفی نکنم؟ و این امر با دنبال ادا فرایض مذکور ادا نوافل است: اول: روزۀ نفلی، و این یک مانع واقع شدن در معصیت ها می شود از طرق کسر شهوت و تضعیف قوت صورت می گیرد. دوم: صدقۀ نفلی گناه را بعد از انجام آن خاموش می کند، و آن را برطرف می کند و اثر آن را از بین می برد. سوم: نماز تهجد در ثلث آخر شب، سپس وی صلی الله علیه وسلم این آيه را تلاوت نمودند: {تتجافى جنوبهم} یعنی: دور می شوند {عن المضاجع} يعنى: از بسترها {يدعون ربهم} با نماز و ذكر و تلاوت و دعاء {خوفا وطمعا ومما رزقناهم ينفقون، فلا تعلم نفس ما أخفي لهم من قرة أعين} یعنی در روز قامت مایه ی روشنی چشم های شان، و در بهشت به نعمت ها، {جزاء بما كانوا يعملون}به پاس آنچه انجام می دادند. سپس وی صلی الله علیه وسلم فرمودند: آیا تو را از اصل دین و ستون آن که به آن تکیه داده شده است، و به بالاترين بخش آن آگاه نکنم؟ معاذ رضی الله عنه فرمود: بلی ای رسول الله. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اساس دين، اسلام با شهادتين است، و با آن دو انسان صاحب اصل دین می شود. و ستونش: نماز است؛ پس اسلام بدون نماز وجود ندارد، همان گونه که خانه بدون ستون ممکن نیست، پس هر که نماز بخواند دینش محکم و منزلتش بالا می رود؛ و عالی ترین بخشِ آن جهاد می باشد، و سعی نمودن در مبارزه و جنگ با دشمنان دین جهت اعلای کلمۀ الله متعال. سپس افزودند: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همه امور که گذشت آگاه نسازم؟» سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم زبان خویش را گرفته و فرمودند: این را منع کن و در مورد چیزی که به تو مربوط نیست حرف نزن. معاذ رضی الله عنه فرمود: مگر ما به خاطر سخنانی که می گوييم، بازخواست و مجازات می شويم؟ وی صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مادرت به عزایت بنشيند! منظور از دعای بد بر او نیست، بلکه از اصطلاحات عرب ها هست جهت تنبیه به چیزی که باید به آن توجه نمود و آن را بداند، سپس فرمودند: آیا مردم را با چهره در دوزخ واژگون می کند، جز سخنان شان از قبیل کفر گویی و تهمت و دشنام و غیبت و سخن چینی و تهمت و مانند آن؟
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ای مردم، الله متعال پاک است و فقط پاکيزه را می پذيرد، الله به مؤمنان همان دستوری را داده که به پيامبران داده است؛ چنانکه می فرمايند: «يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ» [مومنون: 51] «(دستور داديم:) ای پيامبران، از نعمت های پاکی که نصيب تان کرده ايم، بخوريد و کارهای شايسته انجام دهيد؛ همانا من به کردارتان دانا هستم»، و می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ» [بقره: 172] «ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیزهای پاکیزه ای که روزیِ شما کرده ایم بخورید». سپس درباره ی شخصی سخن گفتند که سفری طولانی کرده و ژوليده موی و غبارآلود است؛ دستانش را به سوی آسمان بلند می کند و می گويد: پروردگارا، پروردگارا؛ درحالی که آب و غذا و لباسش (از مال) حرام بوده و با حرام تغذيه شده است؛ چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته می شود؟».
مسلم روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم به ما خبر می دهد که الله متعال پاکیزه و مقدس است، و از هر کاستی و نقص و عیب منزه است، و به کمالات متصف است، از اعمال و اقوال و اعتقادات جز آنچه پاکیزه بوده و خالص برای الله متعال بوده و موافق دستور پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد را نمی پذیرد، و نباید به الله متعال جز به این وسیله تقرب جوید، و از بزرگترین چیزی که با عمل نیک برای مؤمن حاصل می شود، طعام پاک است، و باید از مال حلال باشد، و به این ترتیب کار او پاکیزه خواهد شد، لذا الله متعال به مؤمنان همان دستوری را داده است که برای پيامبران از خوردن حلال و انجام کارهای نیک داده است، چنانچه فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیزهای پاکیزه ای که روزیِ شما کرده ایم بخورید». سپس وی صلی الله علیه وسلم از خوردن حرام هشدار می دهد که عمل را تباه می کند و مانع قبولی آن می شود، هر چند اسباب ظاهری برای قبولی را بخرچ دهد، منجمله: اول: طولانی شدن سفر به منظور طاعات از قبیل حج، جهاد، حفظ صلۀ رحمى و غیره. دوم: غیر منظم بودن موها به خاطر شانه نشدن، تغیر رنگ خودش و رنگ لباسش به اثر خاک آلودگی، و او درمانده است. سوم: دستان خود را بسوی آسمان بلند می کند. چهارم: به الله متعال و نامهایش توسل و اصرار نموده و می گوید: ای پروردگار، ای پروردگار! با وجود این اسباب استجابت دعا، دعای او شنیده نمی شود؛ زیرا خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی او حرام است، و از حرام تغذیه شده است، پس ممکن نیست به فردی كه این خصوصیت را دارا باشد اجابت شود، پس چگونه اجابت خواهد شد؟!
از مقداد بن عمرو الکندی رضی الله عنه روایت است: که وی به رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر من با مردی از کفار مواجه شدم و با او جنگیدم، و یک دستم را با شمشیر زد و آن را قطع کرد، سپس به درختی از من پناه برد و گفت: به الله تسلیم هستم، یا رسول الله پس از این که این جمله را بگوید آیا من او را بکشم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «او را نکشید»، فرمود: ای رسول الله او یک دست مرا قطع کرد، و این جمله را پس از قطع کردن دستم گفت، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «او را نکشید، اگر او را بکشید او در جایگاه تو قرار می گیرد که قبل از جنگ داشتید، و تو در جایگاه او قرار می گیری قبل از این که آن جملۀ را گفته است».
متفق علیهمقداد بن الاسود رضی الله عنه از رسول الله علیه وسلم پرسید، اگر با مردی از کفار در جنگ مواجه شدم، و توسط شمشیر با هم مبارزه نمودیم، تا این که آن مرد کافر یک دستم را با شمشیر قطع کرد، سپس از من فرار کرد و به درخت پناه برد، و گفت: لا اله الا الله، آیا قتل او برای من جایز است پس از آن که دستم را قطع نموده؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش فرمودند: او را نکشید. گفت یا رسول الله، او یک دستم را قطع نمود، با وجود این هم او را نکشم؟! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: او را نکشید، چون خون او حرام گردیده است، اگر او را بعد از مسلمان شدنش بکشید؛ او در مقام تو قرار می گیرد و بخاطر مسلمان بودنش معصوم الدم می باشد، اما تو در مقام او مباح الدم قرار می گیری و به علت کشتن او قصاص می شوید.
از ابو بَرزه اَسلَمی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «گامهای بنده در روز قیامت جابجا می ماند تا آنکه دربارهٔ عمرش از او پرسیده شود که چگونه آن را به سر کرده است، و دربارهٔ علمش که چگونه به آن عمل کرده است، و دربارهٔ مالش که از کجا به دست آورده است و در چه راهی خرجش کرده است، و دربارهٔ بدنش که در چه راهی آن را پیر کرده است».
ترمذی روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان داشتهاند که کسی از مردم در روز قیامت از جای خود به سوی بهشت یا دوزخ جابجا نمیشوند تا آنکه دربارهٔ چند مورد از آنان پرسیده شود: نخست: زندگیاش که آن را در چه راهی تمام کرده است؟ دوم: و دربارهٔ علمش که آیا آن را برای الله خواسته است؟ و آیا به آن عمل کرده است؟ و آیا آن را به مستحقش رسانده است؟ سوم: مالش که آن را از کجا کسب کرده است؟ از راه حلال یا از راه حرام؟ و در چه راهی خرج کرده است؟ در راهی که الله را خشنود میسازد یا باعث ناخشنودی او میشود؟ چهارم: بدن، نیرو، سلامتی و جوانیاش که در چه راهی آن را مصرف کرده و در چه راهی از آن بهره برده است؟
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم روز خيبر فرمودند: «اين پرچم را به مردی خواهم داد که الله و رسولش را دوست دارد، و الله فتح را به دست او رقم خواهد زد» عمر رضی الله عنه می گويد: هيچگاه امارت و فرماندهی را دوست نداشتم جز روز خيبر که خودم را بالا گرفتم تا مرا بدين منظور صدا بزنند. اما رسول الله صلى الله عليه وسلم علی بن ابی طالب رضی الله عنه را فراخواندند، و پرچم را به او داده و فرمودند: «برو و روی بر نگردان تا الله تو را پيروز بگرداند»، گفت، علی رضی الله عنه حرکت کرد و مقداری جلو رفت؛ آنگاه ايستاد و بدون اينکه روی بگرداند، با صدای بلند پرسيد: ای رسول الله بر سرِ چه چيزی با آنها بجنگم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «با آنان بجنگ تا گواهی دهند معبود راستينی جز الله وجود ندارد و محمد فرستاده ی اوست، اگر گواهی دادند، جان و مال شان را از تو در امان نگه داشته اند؛ مگر به حق آن و حساب شان با الله است».
مسلم روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم به اصحاب از پیروزی مسلمانان در روز بعد بر یهودیان خیبر شهری نزدیک مدینه به دست مردی که به او پرچم را می دهد خبر داد، پرچمی که لشکر از آن به عنوان نشان خود استفاده می کند، یکی از ویژگی های این مرد این است که الله و رسولش را دوست دارد، و الله و رسولش او را دوست دارند. عمر رضی الله عنه می گوید: هیچگاه تمنای امارت و فرماندهی نداشتم جز آن روز؛ و امیدوار بودم مصداق سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم باشم؛ به امید این که آنچه را که پیامبر صلی الله علیه وسلم از دوست داشتن الله و رسولش فرموده است به او برسد، بنابراین خود را بالا گرفتم به این امید که مرا صدا بزنند، از بهر حرص و طمع در گرفتن آن پرچم. اما رسول الله صلى الله عليه وسلم علی بن ابی طالب رضی الله عنه را صدا زد و پرچم را به او داد، و فرمود که لشکر را حرکت بده، و بعد از رویارویی با دشمن جهت استراحت و یا توقف و یا صلح هرگز از جنگ منصرف نشوید؛ تا الله متعال فتح و پیروزی این قلعه ها را میسر گرداند. این بود که علی رضی الله عنه به راه افتاد و چون اندکی جلو رفت ایستاد، و بدون اینکه به پشت سرش نگاه کند تا مبادا با نهی رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد مخالفت کرده باشد، با صدای بلند از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید: بر سرِ چه چیزی با آنها بجنگم؟ وی صلی الله علیه وسلم فرمودند: «با آنان بجنگ تا گواهی دهند معبود بر حقی جز الله نیست، و محمد فرستاده ی اوست، وقتی چنین گفتند، و اذعان داشتند، و در اسلام داخل شدند، جان و مال شان را از تو در امان نگه داشته اند مگر به حق آن، یعنی هرگاه مرتکب جریمه و جنایت شدند، بر مبنای احکام اسلام مستحق قتل می گردند، و محاسبۀ آنان با الله متعال است.
از نُعمان بن بَشیر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن هستند، که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بیخوابی و تب با آن همراهی میکنند».
متفق علیهپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نمودهاند که حال مسلمانان با یکدیگر در دوست داشتن خیر، مهربانی، کمک، یاری، و اذیت شدن به سبب ضرری که به آنان میرسد، باید مانند یک بدن باشد، اگر هر عضو از آن بیمار شود بقیهٔ بدن با بیخوابی و تب به آن واکنش نشان میدهند.