





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوذر غفاری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا الْكُرْسِيُّ فِي الْعَرْشِ إِلَّا كَحَلَقَةٍ مِنْ حَدِيدٍ أُلْقِيَتْ بَيْنَ ظَهْرَيْ فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ»: «کرسی در برابر عرش مانند حلقه ای آهنی است که در بیابانی انداخته شود».
به روایت ابن ابی شیبه در «العرش» - به روایت ذهبی در «العلو»رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث ابوذر رضی الله عنه خبر می دهد که کرسی با تمام عظمت و بزرگی که دارد نسبت به عرش همچون حلقه ای آهنی است که در بیابان وسیعی انداخته شود؛ و این بر عظمت و بزرگی خالق آن و قدرت کامل او دلالت می کند.
از انس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «لَا عَدْوَى، وَلَا طِيَرَةَ، وَيُعْجِبُنِي الْفَأْلُ» قَالَ قِيلَ: وَمَا الْفَأْلُ؟ قَالَ: «الْكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ»: «سرايت بيماری و نيز بدشگونی حقيقت ندارند؛ ولی به فال نيک گرفتن را میپسندم» گفتند: «به فال نیک گرفتن چیست؟» فرمود: «سخن نیکو».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که: سرایت بیماریها که اهل جاهلیت به آن معتقد بودند و باور داشتند که بیماری بدون تقدیر الهی و به ذات خود از کسی به کسی دیگر منتقل میشود، باطل است. و اینکه «طیره» یعنی بدشگونی نسبت به هر چیزی - شنیدنی باشد یا دیدنی - پرنده باشد یا حیوان یا بیمار یا اعداد و ایام و ... باطل است. اما از آنجا که شوم انگاری طیر (پرنده) نزد جاهلیت مشهور بود، به آن اشاره شده است؛ و اصل آن رها کردن پرنده هنگام شروع هر کاری - سفر یا تجارت یا ... - بود. اگر پرندهی مذکور به سمت راست میرفت فال خوب میزدند و به کارشان ادامه میدادند و اگر به سمت چپ پرواز میکرد، شومانگاری میکردند و از انجام کاری که قصدش را داشتند، دست میکشیدند. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر دادند که فال نیک را میپسندند و فال نیک آن است که انسان از شنیدن سخن نیک خوشحال شود و به واسطهٔ آن به پروردگارش گمان نیک برد.
از بَراء ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ انصار فرمود: «لَا يُحِبُّهُمْ إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضُهُمْ إِلَّا مُنَافِقٌ، مَنْ أَحَبَّهُمْ أَحَبَّهُ اللهُ وَمَنْ أَبْغَضَهُمْ أَبْغَضَهُ اللهُ»: «جز مؤمن آنان را دوست نمیدارد و جز منافق از آنان کینه به دل نمیگیرد. هرکه آنان را دوست بدارد، الله دوستش میدارد و هرکه آنان را دشمن بدارد، الله او را دشمن میدارد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر دادهاند که محبت انصار، اهالی مدینه نشانهٔ کمال ایمان است؛ و این به دلیل سابقهٔ آنان در یاری اسلام و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ و تلاش برای پناه دادن به مسلمانان و بذل مال و جانشان در راه الله است؛ و کینه داشتن از آنان نشانهٔ نفاق میباشد. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان داشتند که هرکس انصار را دوست بدارد، الله او را دوست خواهد داشت. و هرکه کینهی انصار داشته باشد، الله او را دشمن خواهد داشت.
از ابوهُرَیره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «قَارِبُوا وسَدِّدُوا، واعلَمُوا أَنَّه لَن يَنجُو أَحَد مِنكُم بِعَمَلِهِ»: «راه راست و ميانهروی را در پيش بگيريد و درستکار و استوار باشيد و بدانيد که هيچيک از شما در ازای عملش نجات نمیيابد». گفتند: حتی شما ای رسول خدا؟ فرمود: «وَلَا أَنَا، إِلَّا أَنْ يَتَغَمَّدَنِيَ اللهُ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ»: «حتی من، مگر آنکه الله با رحمت و فضلی از جانب خود مرا در بر گیرد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم صحابه را تشویق میکند که تلاش نموده و عمل کنند و تا جایی که میتوانند - بدون غلو و کوتاهی - تقوای الهی را در پیش گیرند و کار درست را مخلصانه برای الله و با پیروی از سنت انجام دهند تا عملشان پذیرفته شود و سببی گردد برای نزول رحمت بر آنان. سپس به آنان خبر میدهد که هیچیک از شما صرفا با عملش نجات نمییابد، بلکه باید رحمت الله شامل او شود. گفتند: حتی شما ای رسول خدا با عملتان نجات نمییابد، با اینکه اعمالتان از قدر و منزلت والایی برخوردارند؟ پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «حتی من، مگر آنکه الله با فضل و رحمتش مرا بپوشاند».
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا مِنْ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللهُ فِي أُمَّةٍ قَبْلِي إِلَّا كَانَ لَهُ مِنْ أُمَّتِهِ حَوَارِيُّونَ، وَأَصْحَابٌ يَأْخُذُونَ بِسُنَّتِهِ وَيَقْتَدُونَ بِأَمْرِهِ، ثُمَّ إِنَّهَا تَخْلُفُ مِنْ بَعْدِهِمْ خُلُوفٌ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ، وَيَفْعَلُونَ مَا لَا يُؤْمَرُونَ، فَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِيَدِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِلِسَانِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَمَنْ جَاهَدَهُمْ بِقَلْبِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ مِنَ الْإِيمَانِ حَبَّةُ خَرْدَلٍ» «هیچ پيامبری نیست که الله متعال در امتهای پيش از من مبعوث نموده، مگر ياران مخلص و اصحابی از امتش داشته که راه و روش او را در پيش میگرفتند و از دستورهای او پيروی میکردند. سپس نسلهايی جانشين آنها شدند که به آنچه میگفتند، عمل نمیکردند و کارهايی انجام میدادند که به آن امر نشده بودند. [همین مورد در این امت نیز رخ خواهد داد] پس هرکس با دست خود به جهاد با آنها برخيزد، مؤمن است و هرکس با زبان خويش با آنان جهاد کند، مؤمن است و هرکس با زبانش با آنها مقابله نمايد، مؤمن است و پس از اين، به اندازهٔ دانهٔ خردلی هم ايمان وجود ندارد».
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده است که هیچ پیامبری نبوده که خداوند در امتی پیش از او مبعوث کرده باشد مگر آنکه یاران خاص و یاوران و مجاهدان مخلصی از امتش با خود داشته است که برای خلافت پس از او مناسب بودهاند؛ سنت او را برگرفته و به امر او اقتدا کردهاند؛ اما بعد از آن سلف نیکوکار، مردمی میآیند که خیری در آنان نیست. چیزی را میگویند که انجامش نمیدهند و کاری را انجام میدهند که به آن امر نشدهاند؛ پس هرکه با دستانش با آنان جهاد کند او مؤمن است و هرکه با زبانش با آنان جهاد کند او مؤمن است و هرکه با دلش با آنان جهاد کند او مؤمن است و کمتر از این به اندازهٔ دانهٔ خردلی ایمان نیست.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أُعْطِيتُ خَمْسًا لَمْ يُعْطَهُنَّ أَحَدٌ قَبْلِي: نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ، وَجُعِلَتْ لِي الأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا، فَأَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أُمَّتِي أَدْرَكَتْهُ الصَّلاَةُ فَلْيُصَلِّ، وَأُحِلَّتْ لِي المَغَانِمُ، وَلَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبْلِي، وَأُعْطِيتُ الشَّفَاعَةَ، وَكَانَ النَّبِيُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ عَامَّةً»: «پنج امتیاز به من داده شده که به کسی پیش از من داده نشده است: با ترسی از فاصلهٔ یک ماه [که در دل دشمنانم میافتد] یاری شدهام و همهٔ زمین برایم مسجد و پاک قرار داده شده، پس هر مردی از امتم که وقت نماز را دریافت، باید نمازش را [همانجا] ادا کند؛ و غنایم [جنگی] برایم حلال شده است درحالیکه برای کسی پیش از من حلال نبود؛ و شفاعت به من عطا شده است و هر پیامبری تنها به سوی قوم خودش فرستاده میشد اما من به سوی همهٔ مردم فرستاده شدهام».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم خبر دادهاند که الله تعالی پنج ویژگی به ایشان عطا کرده که به هیچیک از پیامبران پیش از او عطا نشده بود: نخست: با افتادن ترس در دل دشمنانم یاری داده شدهام، اگرچه بین من و آنان یک ماه فاصله باشد. دوم: همهٔ زمین برای ما مسجد و محل نماز است و هرجا که باشیم نماز میخوانیم؛ و در صورت ناتوانی در استفاده از آب، خاک زمین برای ما پاک کننده است. سوم: غنایم جنگی برای ما حلال شده است؛ و غنایم همان چیزهایی است که مسلمانان در جنگ با کافران به دست میآورند. چهارم: شفاعت عظمی به من داده شده که مردم را از هول و هراس وضعیت حاکم در روز قیامت راحت خواهم کرد. پنجم: من به سوی همهٔ خلق - انس و جن - فرستاده شدهام، برخلاف پیامبران پیشین که تنها به سوی اقوام خود مبعوث میشدند.
از حارثه بن وَهْب خُزاعی رضیاللهعنه روایت است که گفت: شنیدم که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم میفرمود: «أَلاَ أُخْبِرُكُمْ بِأَهْلِ الجَنَّةِ؟ كُلُّ ضَعِيفٍ مُتَضَعِّفٍ، لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّهِ لَأَبَرَّهُ، أَلاَ أُخْبِرُكُمْ بِأَهْلِ النَّارِ: كُلُّ عُتُلٍّ جَوَّاظٍ مُسْتَكْبِرٍ»: «آيا از بهشتیان به شما خبر ندهم؟ هر ضعيفِ فروتنی [در برابر الله] که اگر به الله سوگند ياد کند، الله سوگندش را تحقق میبخشد؛ آيا از دوزخيان به شما خبر ندهم؟ هر انسان، تندخوی بخیل مغرور و متکبری که مردم را تحقیر میکند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم از برخی صفات بهشتیان و دوزخیان خبر میدهد. اغلب اهل بهشت چنین هستند: «هر ضعیف مُتضَعِف»؛ یعنی کسانی هستند که در برابر الله متواضع و فروتن میباشند و نفس خود را در برابر او کوچک میبینند تا جایی که برخی از مردم او را ضعیف میبینند و کوچک میشمارند، اما همین کسی که در برابر الله خاکسار است، اگر از روی امید به کرم الله سوگندی یاد کند، الله سوگند او را تحقق میبخشد و درخواست او را برآورده نموده و دعایش را اجابت میکند. و بیشتر اهل دوزخ، «عُتُل» هستند؛ و عتل یعنی انسان تندخویی که در دشمنی زیادروی میکند یا بدزبانی که به خیر و خوبی گردن نمینهد. و «جواظ» یعنی متکبر پرخور که دارای جسم بزرگ است و متکبرانه راه میرود و بداخلاق است؛ و هر «مستکبر» که حق را رد نموده و دیگران را تحقیر میکند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مِائَةَ دَرَجَةٍ أَعَدَّهَا اللَّهُ لِلْمُجَاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، مَا بَيْنَ الدَّرَجَتَيْنِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ»: «در بهشت صد درجه وجود دارد که الله متعال آن را برای مجاهدانِ راه خود مهیا کرده است و فاصله ی هر درجه با درجه ی ديگر، به اندازه ی فاصله ی بين زمين و آسمان می باشد».
به روایت بخاریدر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم از فضل مجاهدانی خبر می دهد که در راه الله جهاد می کنند؛ اینکه الله متعال برای آنها صد درجه در بهشت آماده کرده است که بین هر درجه تا درجه ی دیگر به فاصله ی آسمان و زمین می باشد.
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي، وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُ، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ شِبْرًا، تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا، اقْتَرَبْتُ إِلَيْهِ بَاعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «الله متعال میفرماید: من مطابق گمانی که بندهام نسبت به من دارد، با او رفتار میکنم و همراه او هستم، آنگاه که مرا یاد میکند؛ پس چون مرا در دل خود یاد کند، او را نزد خود یاد میکنم؛ و اگر مرا در جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر از آنها یاد میکنم؛ و اگر به اندازهٔ وجبی به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک میشوم؛ و اگر به اندازهٔ یک ذراع به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک باع (دو دست باز) به او نزدیک میشوم؛ و اگر قدمزنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او میآیم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر داده است که الله تعالی فرمودند: من نزد گمان بندهام به خودم هستم؛ و با بندهام بر حسب گمانش به خودم رفتار میکنم یعنی با رجاء و امید عفو؛ و با او همان کاری را میکنم که از من انتظار دارد، خیر باشد یا غیر آن؛ و هرگاه مرا یاد کند با رحمت و توفیق و هدایت و حفظ و مراقبت و تایید با او هستم. پس اگر مرا در دل خود و هنگام تنهایی با تسبیح و تهلیل یا غیر آن یاد کند، او را نزد خود یاد میکنم. و اگر مرا نزد گروهی یاد کند، او را نزد گروهی یاد میکنم که بیشتر و بهتر از آنها هستند. و کسی که به اندازهٔ یک وجب به الله نزدیک شود، الله بر آن افزوده و به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک میشود. و اگر به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک شود به اندازهٔ یک باع (یعنی اندازهٔ باز شدن دو دست) به او نزدیک میشود. و اگر قدم زنان به سمت الله برود، الله دواندوان به سمت او خواهد آمد. بنابراین اگر بنده با طاعت و فرمانبرداری و رویآوردن به خداوند، به او نزدیک شود پروردگار متعال بیشتر به او نزدیک خواهد شد و این جزایی از جنس عمل است. بنابراین هرچه بندگی مؤمن برای پروردگارش کاملتر شود، او تعالی نیز به وی نزدیکتر خواهد شد زیرا عطای الهی و ثواب او بیشتر از عمل بنده و تلاش اوست. نتیجه آنکه پاداش الهی از نظر کیفیت و کمیت بهتر از تلاش بنده است. بنابراین مؤمن گمانش را نیک میکند و تلاش مینماید و میشتابد و بر اعمالش میافزاید تا آنکه الله را ملاقات نماید.