





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ»: «الله به صورتها و اموالتان نمینگرد بلکه به دلها و اعمالتان مینگرد».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان نموده که الله سبحانه و تعالی به صورت و بدن بندگان نمینگرد که زیبا یا زشت است؟ بزرگ است یا کوچک؟ سالم است یا بیمار؟ و به اموالشان نمینگرد که کم است یا زیاد؟ بلکه الله عزوجل بندگانش را بر اساس این امور و تفاوتشان در آن بازخواست نمیکند، بلکه به دلهایشان و تقوا و یقینی که در آن است و صدق و اخلاص آن یا قصد ریا و خودنمایی مینگرد؛ و به اعمالشان مینگرد که آیا صالح است یا فاسد و بر اساس آن ثواب میدهد و مجازات میکند.
از عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: يكى از روزها درحالىكه ما نزد رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ نشسته بوديم، ناگهان مردى با لباس بسيار سفيد و موهاى بسيار سياه بر ما وارد شد، اما نه نشانهٔ سفر بر او ديده مىشد و نه هیچیک از ما او را مىشناخت، تا اينكه نزد پيامبر ـ صلى الله عليه وسلم ـ نشست، بهطوری كه زانوهايش را به زانوهاى ايشان چسباند و دو دستش را روى دو رانش گذاشت و گفت: اى محمد، از اسلام به من خبر بده؟ پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمودند: «الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا»: «اسلام عبارت است از اينكه گواهى دهى معبود به حقّى غير از الله نيست و محمد فرستادهٔ اوست و نماز را برپا داری و زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و اگر توانايى اداى حج خانهٔ الله را داشتى، آن را بهجا آورى». [آن مرد] گفت: راست گفتى؛ ما از او تعجب كرديم، از پيامبر سؤال مىكند و وى را تصديق مىكند. [آن مرد] گفت: مرا از ايمان خبر ده؟ رسول خدا فرمود: «أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ، وَمَلَائِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ»: «ایمان این است که به الله و ملائکهٔ او و كتابهايش و فرستادگانش و روز رستاخيز و تقدير خير و شر باور داشته باشى». [آن مرد] گفت: راست گفتى؛ سپس پرسيد: مرا از احسان خبر ده؟ [پيامبر] فرمودند: «أَنْ تَعْبُدَ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ»: «اين است كه الله را چنان عبادت كنى که انگار او را مىبينى؛ و اگر (نمیتوانی چنین تصوری داشته باشی و) او را نمىبينى، (یقین داشته باشی که) او تو را مىبيند». آنگاه گفت: مرا از روز رستاخيز خبر ده؟ فرمود: «مَا الْمَسْؤُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ»: «در این مورد آنکه سوال میشود داناتر از آنکه سوال میکند نیست». گفت: مرا از نشانههاى آن خبر ده؟ فرمود: «أَنْ تَلِدَ الْأَمَةُ رَبَّتَهَا، وَأَنْ تَرَى الْحُفَاةَ الْعُرَاةَ الْعَالَةَ رِعَاءَ الشَّاءِ يَتَطَاوَلُونَ فِي الْبُنْيَانِ»: «اينكه كنيز آقایش را به دنیا میآورد و اينكه میبینید پابرهنگان برهنهٔ نيازمند و چوپانان گوسفندان در ساختمانسازی از یکدیگر سبقت میگیرند». سپس [آن مرد] رفت و بعد از گذشت مدت زيادى [پيامبر] به من فرمود: «يَا عُمَرُ، أَتَدْرِي مَنِ السَّائِلُ؟»: «اى عُمر، آيا مىدانى كه سؤال كننده چه كسى بود؟» گفتم: الله و رسولش آگاهترند. فرمود: «فَإِنَّهُ جِبْرِيلُ، أَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ دِينَكُمْ»: «او جبريل بود، آمده بود تا دينتان را به شما بياموزد».
به روایت مسلمعمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ خبر میدهد که جبرئیل ـ علیه السلام ـ در ظاهر مردی ناشناس نزد صحابه آمد؛ با این صفات که لباسش بسیار سفید بود و موهایش بسیار سیاه و اثری از آثار سفر مانند خستگی و گرد و خاک و موی پراکنده و لباس کثیف بر وی نبود و کسی از حاضران او را نمیشناخت و همگی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نشسته بودند؛ پس در برابر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نشست، همانند کسی که قصد آموختن دارد؛ و از او دربارهٔ اسلام میپرسد که در پاسخ به او همان ارکان اسلام را نام میبرد که اقرار به شهادتین و محافظت بر نمازهای پنجگانه و پرداخت زکات به مستحقان آن و روزهٔ ماه رمضان و ادای فریضهٔ حج برای توانمند میباشد. و در ادامه سوال کننده میگوید: راست گفتی. و این باعث تعجب صحابه از رفتار او میشود؛ چون ظاهرا سوال او نشان از ندانستن است، اما پس از دریافت پاسخ، آن را تایید میکند [و این یعنی پاسخ را میداند]. سپس از او دربارهٔ ایمان میپرسد که پاسخ رسول خدا به او این ارکان ششگانه است: ایمان به وجود الله تعالی و صفات او و یگانگی او در کارهایش مانند خلقت؛ و یگانگی او در عبادتش؛ و ایمان به ملائکهای که الله آنان را از نور آفریده و بندگانی گرامیاند که از امر الله سرپیچی نمیکنند و به امر او عمل میکنند؛ و ایمان به کتابهای نازل شده بر پیامبران از سوی الله مانند قرآن و تورات و انجیل و سایر کتابها؛ و ایمان به پیامبرانی که دین الله را از سوی او ابلاغ میکنند از جمله نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و آخرین آنان محمد ـ صلی الله علیهم وسلم ـ و دیگر انبیا و رسولان؛ و ایمان به آخرت که همهٔ مراحل پس از مرگ مانند قبر و زندگی برزخی را شامل میشود؛ و اینکه انسان پس از مرگش برانگیخته میشود و مورد حساب و کتاب قرار میگیرد و فرجامش یا به سوی بهشت است یا به سوی دوزخ؛ و ایمان به اینکه الله تقدیر هر چیزی را بر حسب علم ازلیاش و اقتضای حکمتش و مشیتش مقدر نموده و نوشته است و ایمان به وقوع آنها همانطور که مقدر شده و آفریده شدن آنها. سپس از او دربارهٔ احسان میپرسد و رسول خدا به او خبر میدهد که احسان این است که الله را چنان عبادت کنی که گویا او را میبینی و اگر رسیدن به این منزلت برای او محقق نشد، پس باید الله را چنان عبادت کند که گویا الله او را میبیند. منزلت نخست، منزلت مشاهده است که مرتبهی بالاتری است و منزلت دوم منزلت مراقبت است. سپس از او در مورد هنگامهی قیامت میپرسد؟ و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان میکند که علم هنگامهی روی دادن قیامت را الله به خود اختصاص داده و هیچ آفریدهای آن را نمیداند، نه سوالشونده دربارهٔ آن میداند و نه سوالکننده. سپس از او دربارهٔ نشانههای قیامت میپرسد که رسول خدا بیان میکند که یکی از نشانههای آن زیاد شدن کنیزان و فرزندان آنان است یا افزایش بد رفتاری فرزندان با مادرانشان؛ چنانکه با آنان همانند کنیزان رفتار میکنند؛ و اینکه در آخر الزمان دنیا چنان به گوسفندچرانان و فقرا رو میآورد که در زینت دادن به بناها و بلند ساختن آن بر یکدیگر فخرفروشی میکنند. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که سوال کننده جبرئیل ـ علیه السلام ـ بوده و به این هدف آمده تا این دین حنیف را به صحابه بیاموزد.
از عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ فِيهِ فَهُوَ رَدٌّ»: «هرکه در این امر ما (دین) چیزی ایجاد کند که در آن نیست، آن [چیز] پذیرفته نمیشود و مردود است» متفق علیه. و در روایت مسلم آمده است: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ»: «هرکس کاری انجام دهد که امر ما بر آن نیست، آن [کار] مردود است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان داشتهاند که هرکس در دین اختراعی کند یا عملی انجام دهد که دلیلی از کتاب و سنت دال بر آن نباشد، آن کار به صاحبش بازگردانده میشود و نزد الله پذیرفته نیست.
از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: پيامبر ـ صلى الله عليه وسلم ـ در روایتی از پروردگارش میفرماید که الله عزوجل فرموده است: «يَا عِبَادِي إِنِّي حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلَى نَفْسِي، وَجَعَلْتُهُ بَيْنَكُمْ مُحَرَّمًا، فَلَا تَظَالَمُوا، يَا عِبَادِي كُلُّكُمْ ضَالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَيْتُهُ، فَاسْتَهْدُونِي أَهْدِكُمْ، يَا عِبَادِي كُلُّكُمْ جَائِعٌ إِلَّا مَنْ أَطْعَمْتُهُ، فَاسْتَطْعِمُونِي أُطْعِمْكُمْ، يَا عِبَادِي كُلُّكُمْ عَارٍ إِلَّا مَنْ كَسَوْتُهُ، فَاسْتَكْسُونِي أَكْسُكُمْ، يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ تُخْطِئُونَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَأَنَا أَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا فَاسْتَغْفِرُونِي أَغْفِرْ لَكُمْ، يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضَرِّي فَتَضُرُّونِي، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُونِي، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَتْقَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ مَا زَادَ ذَلِكَ فِي مُلْكِي شَيْئًا، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئًا، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ قَامُوا فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَسَأَلُونِي فَأَعْطَيْتُ كُلَّ إِنْسَانٍ مَسْأَلَتَهُ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِمَّا عِنْدِي إِلَّا كَمَا يَنْقُصُ الْمِخْيَطُ إِذَا أُدْخِلَ الْبَحْرَ، يَا عِبَادِي إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ أُحْصِيهَا لَكُمْ ثُمَّ أُوَفِّيكُمْ إِيَّاهَا، فَمَنْ وَجَدَ خَيْرًا فَلْيَحْمَدِ اللهَ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ»: «اى بندگانم، من ظلم را بر نفس خويش حرام كردهام و آن را در بين شما هم حرام كردهام، پس به همديگر ظلم نكنيد. اى بندگانم، همهٔ شما گمراه هستيد مگر آنکه من کسی را هدايت کنم، پس از من طلب هدايت كنيد تا شما را هدايت کنم. اى بندگانم همهٔ شما گرسنهايد مگر كسى که من غذا دهم، پس از من طلب غذا كنيد تا شما را غذا دهم. اى بندگانم، همه شما عريان هستيد مگر كسى که من لباس دهم و او را بپوشانم، پس از من طلب لباس كنيد تا به شما لباس دهم و شما را بپوشانم. اى بندگانم، شما در شب و روز گناه مىكنيد و من تمامى گناهان را مىبخشم، پس از من طلب آمرزش كنيد، شما را میآمرزم. اى بندگانم، زيان شما به من نمىرسد تا مرا زيان رسانيد و نفع شما به من نمىرسد تا مرا بهرهمند کنید. اى بندگانم، اگر اولين و آخرين شما و همهٔ انسانها و جنىهاى شما، همانند قلب باتقواترين فرد شما داشته باشند، این چيزى به مُلک من اضافه نمىکند. اى بندگانم، اگر اولين و آخرين شما و همهٔ انسانها و جنىهاى شما، همانند قلب گناهکارترين فرد شما داشته باشند، این چيزى از مُلک من نمیکاهد. اى بندگانم، اگر اولين و آخرين شما و همهٔ انسانها و جنىهاى شما در يک مكان با هم از من طلب كنند و درخواست هر كدام از آنان را برآورده كنم، چيزى از آنچه نزد من وجود دارد كم نمىشود مگر همانند كم شدن مقداری از آب دريا كه سوزنى وارد آن شود. اى بندگانم، بطور قطع اعمال شما را مىشمارم [و ثبت مىكنم] سپس جزاى آنها را به شما مىدهم، پس هر كسى خيرى حاصل كرد، الله را ستايش كند و هركس جز آن حاصل نمود، جز نفس خود را ملامت نكند».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان میکند که الله سبحانه وتعالی فرموده است که: ظلم را بر خودش حرام نموده و ظلم را در میان بندگانش نیز حرام کرده است، پس کسی به کسی ستم نورزد. و اینکه همهٔ خلق از راه حق گمراهند مگر با هدایت الله و توفیق او؛ و هرکس راه حق را از الله بخواهد، به او توفیق داده و هدایتش میکند. و اینکه بندگان همه فقیرند و در همهٔ نیازهایشان محتاج الله هستند و هرکس از الله بخواهد، نیازش را برآورده نموده و او را کفایت میکند. و آنان روز و شب گناه میکنند و چون بنده خواهان مغفرت شود، الله تعالی میپوشاند و میبخشد و درمیگذرد. و آنان نمیتوانند به الله زیانی برسانند یا به او سودی برسانند. و اگر آنان همگی دل متقیترین شخص را داشته باشند این تقوایشان چیزی به ملک و پادشاهی الله اضافه نخواهد کرد. و اگر همگی دل فاجرترین انسان را داشته باشند، این فجور و بدکاریشان چیزی از ملک الله کم نمیکند؛ زیرا همهٔ آنان ضعیف و فقیر و نیازمند به الله هستند و در همه حال و هر زمان و مکانی به او محتاجند و او بینیاز مطلق است. و اگر همهٔ آنها – انسانها و جنیان، اولین و آخرینشان – در جایی بایستند و از الله بخواهند و او به همهٔ آنها خواستهیشان را عطا کند، این از آنچه نزد الله است چیزی کم نمیکند همانند سوزنی که در دریا فرو رود و سپس بیرون آید که چیزی از دریا کم نخواهد شد؛ و این به سبب کمال بینیازی او سبحانه وتعالی است. و الله سبحانه وتعالی اعمال بندگانش را حفظ کرده و ثبت میکند، سپس در روز قیامت جزای آنها را به تمام و کمال خواهد داد، پس هرکه جزای عملش را خیر یافت، الله را برای توفیق طاعتش حمد گوید و کسی که جزای عملش را جز آن یافت کسی را ملامت نکند مگر نفس امارهاش که او را به این زیان و خسران کشانده است.
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: روزی من پشت سر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ [بر مرکب] بودم که فرمودند: «يَا غُلَامُ، إِنِّي أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ، احْفَظِ اللهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اللهَ، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الْأُمَّةَ لَوِ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ، لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللهُ لَكَ، وَلَوِ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ، لَمْ يَضُرُّوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللهُ عَلَيْكَ، رُفِعَتِ الْأَقْلَامُ وَجَفَّتِ الصُّحُفُ»: «اى نوجوان، من به تو جملاتى ياد مىدهم: از [امر و نهى] الله محافظت كن، او نيز از تو محافظت مىكند؛ از [امر و نهى] الله محافظت كن، او را در برابر خود مییابی؛ اگر درخواست كردى از الله درخواست كن و اگر طلب كمک كردى، از الله طلب كمک كن؛ و بدانکه اگر همهٔ امت جمع شوند تا به نوعی نفعى به تو برسانند، نمىتوانند نفعى به تو برسانند مگر به چيزى كه الله براى تو نوشته باشد؛ و اگر همگی جمع شوند تا به نوعی ضرری به تو برسانند، نمىتوانند ضرری به تو برسانند مگر به چيزى كه الله براى تو نوشته باشد؛ قلمها برداشته شده و نامهها خشک شدهاند».
به روایت ترمذیابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ خبر میدهد که در کودکی پشت سر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر مرکب سوار بودند که ایشان علیه الصلاة والسلام خطاب به او فرمود: من به تو امور و چیزهایی را یاد میدهم که الله به وسیلهی آنها به تو سود میرساند: الله را با حفظ اوامر و دوری از نواهی او حفظ کن، چنانکه تو را در طاعات و عوامل تقرب به خود بیابد و نه در معاصی و گناهان؛ پس اگر چنین کردی جزای تو آن است که الله تو را از بدیها و ناخوشیهای دنیا و آخرت حفظ کند و تو را - هر جا که بودی - در کارهای مهمت یاری رساند. و اگر خواستی چیزی بخواهی جز از الله نخواه، زیرا تنها اوست که خواستهٔ درخواست کنندگان را اجابت میکند. و اگر یاری خواستی، فقط از الله یاری بخواه. و یقین داشته باش که حتی اگر همهٔ اهل زمین جمع شوند تا به تو سودی برسانند، سودی به تو نخواهد رسید مگر آنچه الله برایت نوشته است و اگر همهٔ اهل زمین یکجا شوند که به تو زیانی برسانند، زیانی به تو نخواهد رسید مگر همان چیزی که الله مقدر ساخته است. و این امر را الله عزوجل بر اساس اقتضای حکمتش و علمش نوشته و آنچه الله نوشته است تغییر نمیکند و عوض نمیشود.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «كُلُّ أُمَّتِي يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ أَبَى»: «همهٔ امتم وارد بهشت مىشوند مگر كسى كه خودداری کند». گفته شد: اى رسول الله چه كسى خودداری میکند؟ فرمودند: «مَنْ أَطَاعَنِي دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ أَبَى»: «هركس از من اطاعت كند، وارد بهشت مىشود و هركس از من نافرمانى كند، (از ورود به بهشت) خودداری کرده است».
به روایت بخاریپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که همهٔ امتش وارد بهشت میشوند جز کسی که امتناع ورزد! صحابه ـ رضی الله عنهم ـ گفتند: چه کسی امتناع میورزد ای رسول الله؟! ایشان علیه الصلاة والسلام چنین پاسخ دادند: کسی که از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمانبرداری و پیروی و اطاعت کند وارد بهشت میشود، اما کسی که سرپیچی و نافرمانی کند و به شرع گردن ننهد، با اعمال بدش از وارد شدن به بهشت امتناع ورزیده است.
از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَن تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»: «هرکه خود را به قومی شبیه سازد، از آنان است».
به روایت ابوداوود و احمدپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که هرکس خود را با انجام کاری که از ویژگیهای اعتقادی یا عبادی یا عادتهای یک گروه از کافران یا فاسقان یا صالحان است خود را شبیه آنان سازد، از آنان است. چون مشابهت با آنان در ظاهر، به مشابهت با آنان در باطن میانجامد؛ و تردیدی نیست که مشابهت به گروهی در نتیجهی شگفتزدگی از آنان صورت میگیرد و گاهی به دوست داشتن و تعظیم و تمایل به آنان منجر میشود؛ و این روند به انسان جرات و جسارت آن را میدهد که در باطن و عبادت خود را شبیه آنان کند. والعیاذ بالله
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسیدم: کدام گناه نزد الله بزرگتر است؟ فرمود: «أَنْ تَجْعَلَ لِلهِ نِدًّا وَهُوَ خَلَقَكَ»: «اینکه درحالی برای الله همتایی قرار دهی که او تو را آفریده است». گفتم: این قطعا [گناه] بزرگی است، سپس چه چیزی؟ فرمود: «وَأَنْ تَقْتُلَ وَلَدَكَ؛ تَخَافُ أَنْ يَطْعَمَ مَعَكَ»: «اینکه از ترس آن فرزند خود را بکشی که با تو غذا بخورد». گفتم: سپس چه؟ فرمود: «أَنْ تُزَانِيَ حَلِيلَةَ جَارِكَ»: «اینکه با همسر همسایهات زنا کنی».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنداز پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ بزرگترین گناهان پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: بزرگترین گناه شرک اکبر است؛ و آن عبارت است از اینکه برای الله در الوهیت (عبادت) یا ربوبیت یا اسماء و صفاتش همانند یا نظیر قرار دهی و این گناهی است که الله تعالی آن را نمیبخشد مگر با توبه؛ و اگر صاحبش با آن از دنیا برود، جاودانه در آتش دوزخ خواهد بود. سپس اینکه شخص از ترس آنکه فرزندش با او غذا بخورد (یعنی ترس کمبود و فقر) او را بکشد؛ و قتل نفس حرام است، اما گناهش وقتی بزرگتر است که مقتول با قاتل خویشاوندی داشته باشد؛ و همچنین گناهش وقتی بیشتر است که مقصود قاتل، ترس از این باشد که مقتول در روزی الله با او شریک شود. سپس اینکه مردی با همسر همسایهاش زنا کند، به این صورت که تلاش کند همسر او را فریب دهد تا آنکه مطیع او شده و با وی زنا کند. زنا حرام است، اما گناه آن وقتی بزرگتر است که زنا با همسر همسایه باشد؛ حال آنکه شرع به احسان و نیکوکاری در حق همسایه توصیه کرده است.
از ابوایوب انصاری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «لَا يَحِلُّ لِرَجُلٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ، فَيُعْرِضُ هَذَا وَيُعْرِضُ هَذَا، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلَامِ»: «براى مسلمان جایز نيست كه بيش از سه شب با برادر مسلمانش قهر كند، [چنانكه وقتی] به همديگر میرسند، اين روى بر گرداند و او روى برگرداند؛ و بهترین آنان كسى است كه آغازگر سلام گفتن باشد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از اینکه مسلمانی برای بیش از سه روز از برادرش دوری نموده و با او قهر کند، نهی کرده است، به این صورت که چون به هم برسند، به او سلام نکند و با او سخن نگوید. و بهترین فرد از میان دو نفری که با یکدیگر مشکل دارند، کسی است که سعی میکند این دوری را به پایان برساند و ابتدا سلام میکند. و منظور از هجران و قهر در اینجا، آن قهری است که برای بهرهٔ نفس باشد، اما ترک و دوری که برای حق الله تعالی باشد مانند ترک گفتن گناهکاران و اهل بدعت و دوستان بد، مقید به وقت و زمانی نیست، بلکه وابسته به مصلحتی است که در این ترک و دوری نهفته است که هرگاه مصلحت ایجاب کند، به پایان میرسد.