





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابو صِرمه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ ضَارَّ ضَارَّ اللهُ بِهِ، وَمَنْ شَاقَّ شَقَّ اللهُ عَلَيْهِ»: «هرکس زیان برساند، الله به او زیان میرساند و کسی که سخت بگیرد، الله بر او سخت میگیرد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و ابنماجه و احمدپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نسبت به زیان زدن به مسلمان یا تحمیل مشقت بر او در هر امری - جانی یا مالی یا خانوادگی - هشدار میدهد و بیان میدارد که هرکس چنین رفتاری داشته باشد، الله او را از جنس رفتاری که مرتکب شده، مجازات خواهد کرد.
از جَریر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: ما نزد پيامبر ـ صلى الله عليه وسلم ـ بوديم، ايشان در شبی که قرص ماه کامل بود به سوى آن نگريست و فرمود: «إِنَّكُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّكُمْ كَمَا تَرَوْنَ هَذَا الْقَمَرَ، لَا تُضَامُونَ فِي رُؤْيَتِهِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ لَا تُغْلَبُوا عَلَى صَلَاةٍ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا فَافْعَلُوا»: «همانا شما پروردگارتان را خواهيد ديد، چنانکه این ماه را مىبينيد و براى ديدن آن دچار سختى و مشقت نمىشويد؛ پس اگر توانستيد نماز قبل از طلوع آفتاب و نماز قبل از غروب آفتاب را به كاملترين شكل بخوانيد»؛ سپس این آیه را خواند: {وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ} (و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب، به ستایش پروردگارت تسبیح گوی)».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندشبی صحابه با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بودند که ایشان به ماه شب چهاردهم مینگرد و میفرماید: مؤمنان پروردگار خود را حقیقتا و به چشم سر میبینند بیآنکه دچار خطا شوند و هنگام دیدن او تعالی گرفتار ازدحام و دچار مشقت شوند. سپس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: اگر توانستید از اسبابی دوری کنید که شما را از نماز صبح و نماز عصر بازمیدارد، چنین کنید و آن دو را به طور کامل به همراه جماعت در وقتشان انجام دهید، زیرا این از اسباب نگریستن به الله عزوجل است. سپس رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ این آیه را میخواند: {وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ} (و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوی).
از ابوموسی اشعری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللهَ لَيُمْلِي لِلظَّالِمِ، حَتَّى إِذَا أَخَذَهُ لَمْ يُفْلِتْهُ»: «الله به ظالم مهلت میدهد تا آنکه وقتی او را گرفت دیگر رهایش نکند» سپس این آیه را قرائت کرد: {وَكَذلِكَ أَخذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ القُرى وَهِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخذَهُ أَليمٌ شَديدٌ} [هود: ۱۰۲] (و چنین است بازخواستِ پروردگارت که اهالی شهرهایی را که ستمکار [و مشرک] بودند فرومیگرفت. بیگمان، بازخواستِ او دردناک و سخت است).
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نسبت به استمرار ستمگری با گناهان و نافرمانیها و شرک و ظلم در حق مردم هشدار داده است، زیرا الله تعالی به ظالم مهلت میدهد و بازخواست او را به تاخیر میاندازد و عمرش را طولانی کرده و مال افزون به او میدهد و در عقوبتش عجله نمیکند، پس اگر توبه نکرد، او را به مجازات میگیرد و به دلیل ظلم بسیاری که کرده رهایش نمیکند. سپس ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ این آیه را خواندند: {وَكَذلِكَ أَخذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ القُرى وَهِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخذَهُ أَليمٌ شَديدٌ} [هود: ۱۰۲] (و چنین است بازخواستِ پروردگارت که اهالی شهرهایی را که ستمکار [و مشرک] بودند فرومیگرفت. بیگمان، بازخواستِ او دردناک و سخت است).
از ابوالهیّاج اسدی روایت است که گفت: علی بن ابیطالب به من گفت: آیا تو را برای ماموریتی نفرستم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ مرا برای انجامش فرستاد؟ آنکه هیچ تمثالی را رها نکنی مگر آنکه آن را از بین ببری و هیچ قبر مرتفعی را نیابی مگر آنکه آن را [با زمین] همسطح کنی.
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ اصحابش را برای انجام این ماموریت میفرستاد که هیچ «تمثالی» را رها نکنند مگر اینکه آن را از بین ببرند یا محوش کنند؛ و تمثال تصویر هر موجود ذی روحی میباشد، به صورت مجسمه باشد یا نباشد. و اینکه هیچ قبر مرتفعی را رها نکنند مگر آنکه با زمین همسطحش کنند و بنایی را که روی آن ساخته شده ویران کنند یا قبر را مسطح سازند چنانکه زیاد بالاتر از زمین نباشد، بلکه به اندازهٔ حدود یک وجب بلندتر از زمین باشد.
از عِمران بن حُصَین ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَطَيَّرَ أَوْ تُطُيِّرَ لَهُ، أَوْ تَكَهَّنَ أَوْ تُكُهِّنَ لَهُ، أَوْ سَحَرَ أَوْ سُحِرَ لَهُ، وَمَنْ عَقَدَ عُقْدَةً، وَمَنْ أَتَى كَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»: «كسى كه فال بگيرد يا برايش فالگيرى كنند، يا غيبگويى كند يا برايش غيبگویى كنند، يا جادوگرى كند يا برايش جادوگرى كنند از ما نيست؛ و هر كسى گرهای بزند و هرکس نزد غيبگويى برود و در آنچه میگوید او را تصديق كند، براستی به آنچه بر محمد ـ صلى الله عليه وسلم ـ نازل شده، كافر شده است».
به روایت بزارپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ با لفظ «از ما نیست» افرادی از امتش را تهدید میکند که برخی از کارها را انجام میدهند، از جمله: نخست: «کسی که تَطَیُّر کند یا برایش تَطَیُّر کنند». اصل تطیر آن است که هنگام شروع هر کاری - سفر باشد یا تجارت یا غیر آن - پرندهای را به پرواز درآورند؛ اگر به سمت راست رفت آن را خوشیمن دانسته و به فال نیک بگیرند و درنتیجه بر مبنای آن کار خود را انجام دهند؛ و اگر به سمت چپ رفت، شومانگاری کنند و کاری که قصدش را داشتند، انجام ندهند و از آن خودداری کنند. چنین کاری نه توسط خود شخص جایز است نه آنکه دیگری برای او انجام دهد؛ و شومانگاری نسبت به هر چیزی - شنیداری باشد یا دیداری، پرنده باشد یا حیوان یا افراد بیمار یا اعداد خاص یا روزها و مواردی از این دست – از مصادیق همین مورد است. و دوم: «کسی که غیبگویی کند یا برایش غیبگویی کنند». بنابراین هرکس با استفاده از ستارگان و سایر چیزها ادعای علم غیب کند یا نزد کسی برود که مدعی علم غیب است مانند کاهن و افرادی امثال او؛ و به سبب ادعای او مبنی بر غیبدانی سخنانش را تایید و تصدیق کند، به آنچه بر محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ نازل شده کافر شده است. و سوم: «کسی که جادو کند یا برایش جادو کنند» و آن کسی است که خود عمل سحر را مرتکب میشود یا کسی را مکلف میکند تا برای او سحر انجام دهد تا به کسی سود یا زیان برساند یا گِرهی بر ریسمانی بزند و با خواندن تعویذهای حرام بر آن بدمد.
از یکی از همسران پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ أَتَى عَرَّافاً فَسَأَلَهُ عنْ شَيْءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاَةٌ أرْبَعِينَ لیلة»: «هرکه نزد [فالگير يا] پيش گویی برود و درباره چيزی از او بپرسد، نماز چهل شب وی پذيرفته نمیشود».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نسبت به رفتن نزد عَراف هشدار میدهد. عراف اسمی است که کاهن و مدعی پیشگویی از روی ستارگان* و رمال و مانند آنها را در برمیگیرد؛ همهی کسانی که با پارهای مقدمات ادعای علم غیب میکنند. صرف سوال کردن از چنین کسانی دربارهٔ امور غیب، باعث میشود که الله او را از ثواب چهل روز نماز محروم بگرداند؛ و این مجازاتی است برای این گناه بزرگ. *منظور از ستارهشناس کسانی است که بر اساس ابراج و قرار گرفتن ستارهها ادعای پیشبینی آینده را میکنند.
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «من اقتبَسَ علْمًا مِنَ النُّجُومِ اقْتبَسَ شُعبَة مِن السِّحرِ، زادَ ما زادَ»: «هركس علمی از اختربينى ياد گیرد، همانا شاخهاى از جادوگرى آموخته است؛ و هر چه بيشتر آن را بیاموزد، سحر بيشترى ياد گرفته است».
به روایت ابوداوود و ابنماجه و احمدپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان میدارد که هرکس چیزی از علم ستارهشناسی و ابراج و استدلال به حرکات آنها و تاثیر ستارگان بر حوادث زمینی از جمله مرگ یا زندگی یا بیماری کسی و آنچه در آینده رخ میدهد فرا گیرد، در واقع شاخهای از جادوگری فرا گرفته است؛ و هرچه انسان بیشتر از این علم فراگیرد، جادوی بیشتری فرا گرفته است.
عبدالله بن مسعود - رضى الله عنه - از پيامبر - صلى الله عليه و سلم - روايت مى كند كه فرمودند: "بزرگترين گناهان كبيره: شرک ورزيدن به الله متعال، ايمن بودن از مكر الله متعال، نااميدى از رحمت الله متعال و مأيوس شدن از لطف الله متعال است".
به روایت عبدالرزاقدر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم از گناهانی به عنوان بزرگترین گناهان تعبیر می کند که عبارتند از: شرک ورزیدن به الله متعال در ربوبیت یا عبودیت؛ و ابتدا از این گناه آغاز می کند چون بزرگترین گناهان می باشد. و قطع امید از الله متعال؛ چون سوء ظن به الله متعال و جهل به وسعت رحمت الهی می باشد. و در امان دیدن خود از استدراج الله متعال نسبت به بنده با نعمت هایی که در اختیار او قرار می دهد تا غافلانه و ناگهانی او را مواخذه کند. مراد از حدیث مذکور، محصور بودن گناهان کبیره در این موارد نیست، چون گناهان کبیره زیاد هستند، بلکه منظور بیان بزرگترین آنها می باشد.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «الْإِيمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ -أَوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ- شُعْبَةً، فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الْأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ، وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الْإِيمَانِ»: «ایمان هفتاد و چند - یا شصت و چند - شعبه است که برترین آنها گفتن لا اله الا الله است و پایینترین آن برداشتن سبب اذیت و آزار از راه؛ و حیا شعبهای از ایمان است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که ایمان شامل شعبهها و خصلتهای بسیاری است و اعمال و اعتقادات و اقوال را در بر میگیرد. و بالاترین خصلتهای ایمان و بهترین آنها، گفتن «لا اله الا الله» با دانستن معنایش و عمل به مقتضایش میباشد؛ به این معنا که الله همان معبود یگانهای است که تنها او و نه جز او شایستهٔ عبادت است. و اینکه کمترین اعمال ایمان، برداشتن هرچیزی از مسیر است که باعث آزار مردم میشود. سپس رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که حیا از خصلتهای ایمان است و آن اخلاقی است که انسان را به انجام کار زیبا و ترک کار زشت وا میدارد.