





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از سَمرة بن جُندَب و مُغیرة بن شُعبة ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ حَدَّثَ عَنِّي بِحَدِيثٍ يُرَى أَنَّهُ كَذِبٌ، فَهُوَ أَحَدُ الْكَاذِبِينَ»: «هرکه از من حدیثی نقل کند که میداند دروغ است، او یکی از دروغگویان است».
مسلم آن را در مقدمه خود روایت کرده استپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که هرکس از ایشان حدیثی را نقل کند که میداند یا بر گمانش غالب است که به پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دروغ نسبت داده است، در این صورت راوی نیز در گناه این دروغ همدست کسی است که این دروغ را ساخته است.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَكْتُبُوا عَنِّي، وَمَنْ كَتَبَ عَنِّي غَيْرَ الْقُرْآنِ فَلْيَمْحُهُ، وَحَدِّثُوا عَنِّي وَلاَ حَرَجَ، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ - قَالَ هَمَّامٌ أَحْسِبُهُ قَالَ: مُتَعَمِّدًا - فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»: «چیزی از من ننويسيد؛ و هرکس سخنانی غير از قرآن از من نوشته است، باید آنها را پاک کند. البته احاديثم را بيان کنيد و در اين مورد گناهی متوجه شما نیست. و هرکس دروغی به من نسبت دهد - همام می گوید: گمان می کنم گفت: عمدا - پس بايد جايگاهش را در جهنم آماده کند».
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم اصحابش را از نوشتن سخنانش نهی فرمود و بیان داشت که هرکس چیزی غیر از قرآن نوشته است، باید آن را پاک نماید؛ سپس به آنها اجازه داد احادیث ایشان را نقل کنند و در این مورد هیچ گناهی بر آنها نیست، به شرطی که در نقل احادیث جانب صدق و امانت را رعایت نمایند و به آنها هشدار می دهد که بدانند هرکس عمدا بر ایشان دروغی ببندد جزایش آتش جهنم است. نهی از نوشتن حدیث منسوخ شده است، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم در ابتدای امر از این کار نهی فرمود و پس از اینکه احادیث زیاد شد و ترس از بین رفتن برخی از آنها می رفت، اجازه ی نوشتن را صادر نمود. و چون ابوشاه درخواست نوشتن نمود، رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه اش فرمود: «اكتبوا لأبى شاه»: «برای ابوشاه بنویسید». همچنین نقل است که ایشان به عبدالله بن عمرو نیز اجازه ی نوشتن دادند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم امتش را به تبلیغ احکام الله فرمان داد و اگر چیزی نوشته نمی شد، علم از بین می رفت. و گفته شده: این نهی، در واقع نهی از نوشتن حدیث همراه با قرآن در یک صحیفه بوده است، تا اینکه با آن مخلوط نشود و بر خواننده مشتبه نگردد. همچنین گفته شده: این مسئله مخصوص زمان نزول قرآن بوده است و بخاطر ترس از اختلاط قرآن با غیر آن از نوشتن حدیث نهی شده است. اما بعدا این اجازه صادر شد. اما احتمال اول که عبارت از نسخ است، احتمال قویتری است.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»: «کسی که به عمد بر من دروغ بندد، جایگاه خود را در آتش مهیا سازد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان داشتهاند که هرکس عمدا و به دروغ سخن یا کرداری را به ایشان نسبت دهد، در آخرت جایگاهی در دوزخ خواهد داشت و این جزایی است در برابر دروغ بستن بر او.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «سَيَكُونُ فِي آخِرِ أُمَّتِي أُنَاسٌ يُحَدِّثُونَكُمْ مَا لَمْ تَسْمَعُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ، فَإِيَّاكُمْ وَإِيَّاهُمْ»: «در آخر امتم مردمانی خواهند بود که برای شما احادیثی میگویند که شما و پدرانتان نشنیدهاید، پس از آنان به دور باشید و آنان را از خود دور کنید».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر دادهاند که در آخر امت ایشان مردمانی آشکار میشوند که دروغ میبندند و چیزهایی میگویند که کسی پیش از آنان نگفته است و احادیثی دروغین و ساختگی را نقل میکنند. پیامبر ـ علیه الصلاة والسلام ـ ما را امر نموده که از آنان دوری کنیم و با آنان همنشین نشویم و سخنانشان را نشنویم؛ تا مبادا حدیث ساختگی در دلها بنشیند و خلاصی جستن از آن برای ما سخت و دشوار گردد.
از عبدالله بن عمرو ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: من هر چه از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میشنیدم به قصد حفظ مینوشتم، پس قریشیان مرا از این کار باز داشتند و گفتند: آیا هر آنچه از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میشنوی مینویسی درحالیکه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بشر است و در خشم و خرسندی سخن میگوید؟ پس دست از نوشتن کشیدم و این مساله را برای رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بازگو کردم که ایشان با انگشتش به دهانش اشاره کرد و فرمود: «اكتُبْ، فوالذي نفسي بيدِه، ما يَخرُجُ منه إلا حقٌّ»: «بنویس؛ قسم به آنکه جانم به دست اوست، جز حق از آن بیرون نمیآید».
به روایت ابوداوودعبدالله بن عَمرو ـ رضی الله عنه ـ میگوید: من هر چیزی را که از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میشنیدم مینوشتم تا با نوشتن آن را حفظ کنم، اما مردانی از قریش مرا از این کار نهی کردند و گفتند: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ انسان است و در حال خرسندی و رضایت و خشم سخن میگوید و چه بسا دچار اشتباه شود، پس دست از نوشتن کشیدم. سپس آنچه گفته بودند با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در میان گذاشتم که ایشان با انگشتش به دهانش اشاره کرد و فرمود: بنویس، قسم به آنکه جانم به دست اوست، در هر حال جز حق از آن بیرون نمیآید، چه در حال خشنودی و چه در حال خشم. و الله تعالی دربارهٔ پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: {وَما يَنطِقُ عَنِ الهَوى * إِن هُوَ إِلّا وَحيٌ يوحى} [النجم: ۳-۴] (و از روی هوای نفس سخن نمیگوید * [آنچه میگوید] نیست جز وحی [الهی] که به [او] وحی میشود).
از واثلة بن اسقع رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ مِنْ أَعْظَمِ الفِرَى أَنْ يَدَّعِيَ الرَّجُلُ إِلَى غَيْرِ أبِيْهِ، أوْ يُرِيَ عَيْنهُ مَالم تَرَ، أوْ يقولَ عَلَى رسولِ اللّه - صلى الله عليه وسلم - مَا لَمْ يَقُلْ»: «از بزرگ ترين دروغ ها، اين است که شخصی خودش را به غيرِ پدرش نسبت دهد يا مدّعیِ ديدن خوابی شود که نديده است يا سخنی را به رسول الله صلى الله عليه وسلم نسبت دهد که ایشان نگفته است».
به روایت بخاریاز بدترین مصادیق دروغ بستن به الله متعال این است که شخصی خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا شخصی او را به کسی جز پدرش نسبت دهد و او این مساله را تایید کند؛ این از بدترین انواع دروغ می باشد. و از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که کسی ادعا کند در خواب چیزی را دیده که هرگز ندیده است؛ همچنین از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که سخن یا عمل یا تاییدی به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود که ایشان از آن بری می باشد.
از ابوعبدالرحمن، عبدالله بن عمر بن خطاب، رضیاللهعنهما روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم میفرمود: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [بهحقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستادهی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانهی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
به روایت بخاری و مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ اسلام را با پنج رکن آن به بنایی تشبیه کرده که بر این پنج رکن استوار است؛ و بقیهٔ خصلتهای اسلام همانند کامل کنندههای این بنا و ساختمان هستند. نخستین این ارکان: شهادتین است: شهادت به «لا اله الا الله و محمد رسول الله»؛ و این دو یک رکن به حساب میآیند و از یکدیگر جدا نمیشوند و بنده با اعتراف به یگانگی الله و شایستگی او برای عبادت شدن به یگانگی و درحالیکه به مقتضای آن عمل میکند و به رسالت محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ مؤمن است و از وی پیروی میکند، آن را به زبان میآورد. و رکن دوم: برپا داشتن نماز است، یعنی نمازهای فرض پنجگانه در شبانه روز: نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا، با شروط و ارکان و واجبات آن. و رکن سوم: پرداخت زکات فرض است؛ یک عبادت مالی است که در هر مالی که به اندازهٔ مشخصی در شرع برسد، واجب میگردد و به مستحقان آن داده میشود. رکن چهارم: حج، یعنی قصد سفر به مکه برای برپا داشتن مناسک جهت عبادت الله عزوجل. و رکن پنجم: روزهٔ رمضان است؛ و آن عبارت است از خودداری از خوردن و نوشیدن و سایر مُفطِرات به نیت عبادت الله، از طلوع فجر تا غروب خورشید.
از ابوعبدالرحمن، عبدالله بن مسعود، رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم ـ که راستگو و تصدیقشده است ـ به ما خبر داد: «همانا آفرینش یکی از شما در شکم مادرش در چهل روز نخست گردآوری میشود، سپس به همان اندازه[چهل روز] لخته خون میشود، سپس به همان اندازه[چهل روز] تکه گوشتی میگردد. آنگاه فرشته به سوی او فرستاده میشود و در او روح میدمد، و به چهار کلمه فرمان داده میشود: نوشتن روزی او، و اجل او، و عمل او، و شقاوت یا سعادتمند بودن او؛ پس سوگند به آنکه جز او خدایی نیست، همانا یکی از شما به عمل اهل بهشت عمل میکند، تا آنجا که میان او و بهشت جز یک ذراع فاصله نمیماند، آنگاه نوشته [تقدیر] بر او پیشی میگیرد و به عمل اهل دوزخ عمل میکند و در آن وارد میشود. و همانا یکی از شما به عمل اهل دوزخ عمل میکند، تا آنجا که میان او و دوزخ جز یک ذراع فاصله نمیماند، آنگاه نوشته [تقدیر] بر او پیشی میگیرد و به عمل اهل بهشت عمل میکند و در آن وارد میشود.»
به روایت بخاری و مسلمابن مسعود رضی الله عنه میگوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم که در سخنش راستگوست و مصدوق است زیرا الله تعالی او را تصدیق نموده، فرمود: خلقت (نطفهٔ) هریک از شما گردآوری میشود؛ به این صورت که وقتی مرد با همسرش همخوابی میکند، منی پراکندهٔ او در شکم زن به مدت چهل روز به صورت نطفه میماند، سپس به همان مدت به صورت عَلَقه میماند که خونی است غلیظ و بسته؛ و این دومین چهل روز است، سپس تبدیل به مُضغه میشود یعنی تکه گوشتی به اندازهای که جویده شود؛ و این سومین چهل روز است، سپس الله متعال، فرشته را به سوی او میفرستد و پس از پایان چهل روزِ سوم در آن روح میدمد؛ و آن فرشته به نوشتن چهار چیز امر میشود: روزیاش، یعنی مقدار نعمتی که در عمرش به دست میآورد؛ و اجلش یعنی مدت بقای او در دنیا، و عملش که چیست؟ و بدبخت یا خوشبخت شدنش. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم سوگند یاد میکند که کسی عمل اهل بهشت را انجام میدهد و اعمالش نیکوست - یعنی چنانکه مردم میبینند - و بر همین روند خواهد ماند تا جایی که میان او و بهشت جز یک گز فاصله نمیماند؛ یعنی میان او و رسیدن به بهشت فاصلهای نیست مگر به اندازهای که کسی تا جایی یک گز فاصله دارد؛ پس ناگهان تقدیر و آنچه برایش مقدر شده از او پیشی میگیرد، پس عمل اهل دوزخ را انجام میدهد و خاتمهٔ کارش با آن میشود و درنتیجه وارد دوزخ میگردد؛ زیرا شرط پذیرش عمل آن است که بر انجام آن پایدار بماند و تغییر نکند. و شخصی دیگر اعمال اهل دوزخ را انجام میدهد تا آنکه به افتادن در دوزخ نزدیک میشود تا جایی که انگار میان او و دوزخ به اندازهٔ یک گز فاصله مانده باشد، اما تقدیر و آنچه برایش مقدر شده بر او غالب میشود و عمل اهل بهشت را انجام میدهد و وارد بهشت میشود.
از امّالمؤمنین، امّعبدالله، عایشه رضیاللهعنها روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «هر کس در این کار [دین] ما چیزی پدید آورد که از آن نیست، پس آن مردود است.» و در روایتی از مسلم آمده است: «هر کس عملی انجام دهد که بر اساس دستور ما نباشد، پس آن مردود است.»
به روایت بخاری و مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان داشتهاند که هرکس در دین اختراعی کند یا عملی انجام دهد که دلیلی از کتاب و سنت دال بر آن نباشد، آن کار به صاحبش بازگردانده میشود و نزد الله پذیرفته نیست.