





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از نُعمان بن بَشیر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ، إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى»: «مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بیخوابی و تب با آن همراهی میکنند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان نمودهاند که باید حال و وضع مسلمانان با یکدیگر در دوست داشتن خیر و مهربانی و یاریِ هم و درد و رنجی که به سبب زیانی به آنان میرسد، مانند یک بدن باشد که اگر عضوی از آن بیمار شود بقیهٔ بدن با بیخوابی و تب به آن واکنش نشان میدهند.
از عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که می گويد: با رسول الله صلى الله عليه وسلم در سفر بوديم و جايی اتراق کرديم. برخی از ما چادرِ خود را نصب می کردند؛ برخی هم مسابقه ی تيراندازی می دادند و عده ای مشغول چراندن شتران خود بودند که منادی رسول الله صلى الله عليه وسلم اعلام کرد: نماز برپاست؛ - يعنی وقتِ نماز است.- همه نزدِ رسول الله صلى الله عليه وسلم جمع شديم. فرمود: «إِنَّه لَمْ يَكُن نبي قبْلِي إِلاَّ كَان حَقًّا عليه أَنْ يَدُلَّ أُمَّتَه عَلَى خَيرِ مَا يَعْلَمُهُ لَهُم، ويُنذِرَهُم شّرَّ ما يعلمه لهم، وإِنَّ أُمَّتُكُم هذه جَعَل عَافِيَتَهَا في أوَّلِها، وَسَيُصِيبُ آخِرَهَا بَلاَءٌ وأُمُورٌ تُنكِرُونَهَا، وتَجِيءُ فِتنَةٌ يُرَقِّقُ بَعْضُهَا بَعضًا، وتَجِيءُ الفتنة فيقول المؤمن: هذه مُهلِكَتِي، ثُمَّ تَنْكَشِف، وتجيء الفتنة فيقول المؤمن: هَذِه هذِه. فمَنْ أَحَبَّ أنْ يُزَحْزَحَ عن النار، ويدخل الجنة، فَلْتَأْتِه مَنِيَتُهُ وهو يؤمن بالله واليوم الآخر، وَلْيَأتِ إِلى النَّاسِ الَّذِي يُحِبُّ أَنْ يُؤْتَى إليه، ومَنْ بَايَع إِمَامًا فَأَعْطَاه صَفْقَةَ يَدِهِ، وَثَمْرَةَ قلْبِهِ، فَلْيُطِعُه إِن اسْتَطَاع، فَإِن جَاء آخَرُ يُنَازِعُه فَاضْرِبُوا عُنُقَ الآخَرِ»: «هر پيامبری پيش از من وظيفه داشت امتش را به بهترين چيزی که خير و صلاح شان را در آن می دانست، راهنمايی کند و آنها را از آنچه برای آنان بد می دانست، برحذر دارد. عافيت و سلامتِ اين امت از فتنه ها، در ابتدای آن نهاده شده است و در آينده به فتنه ها و اموری دچار می شود كه آنها را نمی پسنديد و فتنه هايی پديدار می گردد که هريک از آنها به قدری سنگين و شديد است که فتنه های پيش از خود را سبک و خفيف می گرداند؛ چنانکه فتنه ای پيش می آيد و مؤمن می گويد: اين مايه ی هلاکت من است. اما فتنه برطرف می شود و فتنه ای ديگر می آيد و مؤمن می گويد: اين همان فتنه ی هلاکت بار است - و فتنه ی پيشين بر او آسان می گردد.- پس هرکس دوست دارد از آتش دوزخ دور و واردِ بهشت شود، بايد در زمانی که مرگش فرا می رسد، به الله و آخرت ايمان داشته باشد و بايد با مردم به گونه ای رفتار کند که دوست دارد با خودش رفتار گردد. و هرکس با حاکمی بيعت کرد و با دست و دلِ خويش با او پيمان بست، بايد هرچه می تواند از او اطاعت کند و اگر کسی بر سرِ قدرت با حاکم نزاع کرد، گردنش را بزنيد».
به روایت مسلمحدیث مذکور بیان می کند که بر دعوتگران همچون پیامبران واجب است که خیر و خوبی را بیان نموده و به آن تشویق کنند و مردم را به سوی آن راهنما باشند؛ و باید شر و بدی را معرفی نموده و در مورد آن هشدار داده و دیگران را بر حذر دارند؛ و در ادامه اشاره می کند که ابتدای این امت در خیر و خوبی بوده و از ابتلا و آزمایش در امان بوده است اما پایان این امت با شر و بلا و مصیبت مواجه می شود چنانکه فتنه های بعدی فتنه های قبلی را ناچیز جلوه می دهند؛ و نجات از آنها با توحید و چنگ زدن به سنت نبوی و خوش رفتاری با مردم و پایبندی به بیعت حاکم و عدم خروج بر او و جنگیدن با کسانی است که خواهان پراکندگی و تفرقه انداختن میان مسلمانان هستند.
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که میگوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَطَمَ الخُدُودَ، وَشَقَّ الجُيُوبَ، وَدَعَا بِدَعْوَى الجَاهِلِيَّةِ»: «از ما نیست کسی که بر گونهٔ خود بزند و گریبان بدرد و مانند دوران جاهليت آه و واويلا سر دهد [و سخن جاهلی بر زبان بياورد]».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد برخی از کارهای اهل جاهلیت هشدار داده و از آن نهی کرده و فرمودند: «از ما نیست: نخست: کسی که بر صورت خود بزند. در حدیث «گونه» ذکر شده، زیرا گونه در چهره غالب و برجسته است، وگرنه زدن بر دیگر اجزای چهره نیز مورد نهی است. و دوم: پاره کردن گریبان یعنی آن قسمت از لباس که سر از آن خارج میشود، از شدت بیصبری و بیتابی. و سوم: اینکه سخنانی مانند اهل جاهلیت سر دهد مانند آه و واویلا و نوحهخوانی و مانند آن.
سمرة بن جندب رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مِنْهُمْ مَنْ تَأْخُذهُ النَّارُ إِلى كَعْبَيه، ومِنْهُمْ منْ تأْخُذُهُ إِلى رُكْبَتَيْه، وَمِنْهُمْ منْ تَأْخُذُهُ إِلى حُجْزتِهِ، وِمِنْهُمْ منْ تَأْخُذُهُ إِلى تَرْقُوَتِهِ»: «آتش برخی از دوزخيان را تا دو قوزک پاهای شان فرا می گيرد و عده ای را تا زانوهای شان و گروهی را تا کمرهای شان و برخی را تا شانه های شان».
به روایت مسلماین حدیث بیانگر ترس از روز قیامت و عذاب آتش می باشد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در روز قیامت آتش دوزخ تا چه میزان از بدن دوزخیان را فرا می گیرد؛ برخی از آنها را تا قوزک ها، برخی را تا زانوها، برخی را تا کمرشان و برخی را تا شانه های شان دربرمی گیرد؛ دوزخیان بر حسب اعمال شان در دنیا، عذاب متفاوتی دارند. از الله متعال عافیت و سلامتی از آتش دوزخ را می خواهیم.
از اَنَس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که میفرمود: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَا دَعَوْتَنِي وَرَجَوْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ عَلَى مَا كَانَ فِيكَ وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ لَوْ بَلَغَتْ ذُنُوبُكَ عَنَانَ السَّمَاءِ ثُمَّ اسْتَغْفَرْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ، وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ لَوْ أَتَيْتَنِي بِقُرَابِ الأَرْضِ خَطَايَا ثُمَّ لَقِيتَنِي لاَ تُشْرِكُ بِي شَيْئًا لأَتَيْتُكَ بِقُرَابِهَا مَغْفِرَةً»: «الله تبارک و تعالی میفرماید: ای فرزند آدم، تا وقتی که مرا بخوانی و به من اميدوار باشی، همهٔ گناهانی که از تو صادر شده میبخشم و [به گناهانت] اهميت نمیدهم. ای آدمیزاد! اگر گناهانت [به اندازهای بزرگ و زياد باشد که] به ابرهای آسمان برسد و سپس از من آمرزش بخواهی، تو را میبخشم و [به گناهانت] توجه نمیکنم. ای فرزند آدم! اگر درحالی به سوی من بيايی و با من ملاقات کنی که به پُریِ زمين گناه کردهای، ولی هيچ چيز و هيچکس را شريکم نساخته باشی، من با همين اندازه مغفرت و آمرزش نزد تو خواهم آمد».
به روایت ترمذیپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر دادهاند که الله تبارک وتعالی در حدیث قدسی میفرماید: ای فرزند آدم، تا وقتی که مرا به دعا میخوانی و به رحمتم امیدواری و نومید نشدهای، گناهت را میپوشانم و آن را پاک میکنم و به آن اهمیت نمیدهم، اگرچه آن گناه و نافرمانی از کبائر باشد. ای آدمیزاد، اگر گناهانت چنان زیاد باشد که میان آسمان و زمین را پر کند و همهٔ نواحی آن را در برگیرد و سپس از من آمرزش بخواهی، همهٔ آنها را پاک میکنم و میبخشم و به زیاد بودنش اهمیت نمیدهم. ای فرزند آدم، اگر پس از مرگ با گناهان و نافرمانیهایی به پری زمین درحالی نزد من بیایی که موحد بودهای و به من شریکی نیاوردهای، در برابر این گناهان و نافرمانیها به پری زمین مغفرت خواهم آورد؛ زیرا مغفرت من گسترده است و همهٔ گناهان را - به جز شرک - میآمرزم.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «يُبْعثُ كُلُّ عبْدٍ عَلى ما مَاتَ علَيْهِ»: «هر بنده ای بر همان حالتی که می ميرد، برانگيخته می شود».
به روایت مسلمدر روز قیامت، هر بنده ای در همان حالتی برانگیخته می شود که از دنیا رفته است.
از ابوهُرَیره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الْمُؤْمِنُ الْقَوِيُّ، خَيْرٌ وَأَحَبُّ إِلَى اللهِ مِنَ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيفِ، وَفِي كُلٍّ خَيْرٌ، احْرِصْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ بِاللهِ وَلَا تَعْجَزْ، وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ، فَلَا تَقُلْ لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا، وَلَكِنْ قُلْ قَدَرُ اللهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ، فَإِنَّ (لَوْ) تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ»: «نزد الله مؤمن قوی بهتر و دوست داشتنیتر از مؤمن ضعیف است؛ و در هر یک خیر است. برای آنچه به سودت میباشد حریص باش و از الله یاری جوی و اظهار عجز و درماندگی نکن؛ و اگر مصیبتی به تو رسید نگو اگر چنین میکردم چنان میشد، بلکه بگو: الله تقدیر نمود و هر چه بخواهد میکند؛ زیرا «اگر» دروازهٔ کار شیطان را میگشاید».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان میدارد که مؤمن منشا خیر است اما مؤمنی که از جهت ایمان و عزم و اراده و مال و دارایی و دیگر جنبهها قوی میباشد، نزد الله عزوجل بهتر و محبوبتر از مؤمن ضعیف است. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ مؤمن را به اتخاذ اسبابی که در امور دنیا و آخرت به او سود میرساند توام با اعتماد به الله سبحانه وتعالی و یاری جستن از او و توکل به او توصیه کرده است. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از عجز و تنبلی و سستی در انجام آنچه به سود دنیا و آخرت است، نهی میکند. و چون مؤمن تلاش خود را انجام دهد و اسباب را برگیرد و از الله یاری جوید و از او خیر بخواهد، پس از آن ایرادی بر او نیست که کارش را به الله بسپارد و بداند که همان انتخاب الله برای او خیر است؛ و اگر پس از آن مصیبتی به او رسید نگوید که: «اگر چنین میکردم چنین و چنان میشد»؛ «زیرا «اگر» راه را برای کار شیطان میگشاید» که از این طریق به تقدیر اعتراض کند و برای آنچه از دست رفته حسرت بخورد؛ بلکه از روی تسلیم و خشنودی میگوید: «الله تقدیر نمود و او هرچه بخواهد میکند»، زیرا آنچه رخ داده به اقتضای ارادهٔ الله بوده است، زیرا او هرچه را بخواهد انجام میدهد و قضای او را برگشتی نیست و حکمش را هیچ بازدارندهای نیست.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ الله - عز وجل - يَقُولُ يَوْمَ القيَامَة: يَا ابْنَ آدَمَ مَرِضْتُ فَلَم تَعُدْنِي، قال: يا ربِّ كَيْفَ أعُودُكَ وأنْتَ رَبُّ العَالَمين؟ قال: أمَا عَلِمْتَ أنَّ عَبْدي فُلاَناًَ مَرِضَ فَلَمْ تَعُدْهُ، أمَا عَلِمْتَ أنَّك لو عُدْتَهُ لَوَجَدْتَنِي عِنْدَهُ؟ يَا ابْنَ آدمَ اسْتَطْعَمْتُكَ فَلَمْ تُطْعِمْنِي، قال: يا ربِّ كَيْفَ أُطْعِمُكَ وَأنْتَ رَبُّ العَالَمين؟ قال: أَمَا عَلِمْتَ أنَّهُ اسْتَطْعَمَكَ عَبْدِي فلانٌ فَلَمْ تُطْعِمْهُ، أما عَلِمْتَ أنَّكَ لَوْ أَطْعَمْتَهُ لَوَجَدْتَ ذلك عِنْدِي؟ يَا ابْنَ آدمَ اِسْتَسْقَيْتُكَ فَلَمْ تَسِقْنِي، قال: يا رَبَّ كيفَ أسْقيكَ وَأنْتَ ربُّ العالَمِينَ؟ قال: اسْتَسْقاكَ عَبْدِي فُلانٌ فَلَمْ تَسِقْهُ، أمَا عَلِمْتَ أنَّكَ لَوْ سَقَيْتَهُ لَوَجَدْتَ ذلكَ عِندِي؟»: «الله - عز وجل - روز رستاخيز می فرمايد: ای فرزندِ آدم، بيمار شدم و از من عيادت نکردی. - بنده- می گويد: پروردگارا، چگونه از تو عيادت می کردم درحالی که تو پروردگار جهانيان هستی (و بيمار نمی شوی)؛ می فرمايد: آيا ندانستی که فلان بنده ام بيمار شد؛ اما تو عيادتش نکردی؛ آيا نمی دانستی اگر از او عيادت می کردی، مرا نزدِ او می يافتی؟ ای فرزندِ آدم، من از تو غذا خواستم و تو به من غذا ندادی. - بنده- می گويد: پروردگارا، چگونه به تو غذا می دادم، درحالی که تو پروردگار جهانيان هستی (و نيازی به غذا نداری)؛ می فرمايد: آيا ندانستی که فلان بنده ام از تو غذا خواست؛ اما تو به او غذا ندادی؟ نمی دانستی اگر به او غذا می دادی، پاداشِ آن را نزدِ من می يافتی؟ ای فرزندِ آدم، من از تو آب خواستم و تو به من آب ندادی. - بنده- می گويد: پروردگارا، چگونه به تو آب می دادم، درحالی که تو پروردگار جهانيان هستی (و نيازی به آب نداری)؛ می فرمايد: آيا ندانستی که فلان بنده ام از تو آب خواست؛ اما تو به او آب ندادی؛ آيا نمی دانستی اگر به او آب می دادی، پاداشِ آن را نزدِ من می يافتی؟».
به روایت مسلماز ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ الله - عز وجل - يَقُولُ يَوْمَ القيَامَة: يَا ابْنَ آدَمَ مَرِضْتُ فَلَم تَعُدْنِي، قال: يا ربِّ كَيْفَ أعُودُكَ وأنْتَ رَبُّ العَالَمين؟» یعنی تو نیازی به عیادت من نداری؛ «قال: أمَا عَلِمْتَ أنَّ عَبْدي فُلاَناًَ مَرِضَ فَلَمْ تَعُدْهُ، أمَا عَلِمْتَ أنَّك لو عُدْتَهُ لَوَجَدْتَنِي عِنْدَهُ؟» در این حدیث و در اینکه الله متعال می فرماید: "بیمار شدم و به عیادتم نیامدی" اشکالی نیست؛ زیرا بیماری در حق الله امری محال است؛ بیماری صفت نقص است و الله متعال از هر نقص و عیبی مبراست؛ اما مراد از بیماری در اینجا، بیمار شدن بنده ای از بندگان صالح و دوستان خدا می باشد؛ و بر این اساس است که می فرماید: "أمَا عَلِمْتَ أنَّك لو عُدْتَهُ لَوَجَدْتَنِي عِنْدَهُ" و نفرمود: «لوجدت ذلك = پاداش آن را می یافتی» چنانکه در مورد غذا و نوشیدنی چنین می فرماید. بلکه می گوید: «لوجدتني عنده = مرا نزد او می یافتی». و این بر قرب و نزدیکی بیمار به الله متعال دلالت دارد؛ و بر این اساس است که علما می گویند: چون بیمار برای کسی یا علیه کسی دعا کند، لایق اجابت دعا می باشد. و اینکه می فرماید: "يَا ابْنَ آدمَ اسْتَطْعَمْتُكَ فَلَمْ تُطْعِمْنِي" یعنی از تو غذا خواستم و به من غذا ندادی؛ بدیهی است که الله متعال غذا را برای خود نمی خواهد چنانکه می فرماید: «وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ» [انعام: 14] «و او روزی می دهد و به او روزی داده نمی شود». الله متعال از همه چیز بی نیاز است؛ نیازی به غذا و نوشیدنی ندارد؛ اما بنده ای از بندگان الله گرسنه می شود و دیگری از گرسنگی او مطلع می شود و با این همه به او غذا نمی دهد؛ اینجاست که الله متعال می فرماید: "أما عَلِمْتَ أنَّكَ لَوْ أَطْعَمْتَهُ لَوَجَدْتَ ذلك عِنْدِي؟" یعنی اگر به او غذا می دادی، ثواب و پاداش آن را ذخیره نزد من می یافتی؛ پاداش و ثوابی ده تا هفتصد برابر و بیش از این مقدار. اینکه الله متعال می فرماید: "يَا ابْنَ آدمَ اِسْتَسْقَيْتُكَ" یعنی از تو خواستم که به من آب بدهی، اما تو به من آب ندادی؛ بنده می گوید: "كيفَ أسْقيكَ وَأنْتَ ربُّ العالَمِينَ؟" یعنی تو نیازی به آب و غذا نداری؛ الله متعال می فرماید: "آیا نمی دانستی که فلان بنده ام تشنه است یا از تو آب می خواهد و تو به او ندادی؛ نمی دانستی اگر به او آب می دادی پاداش آن را نزد من می یافتی"؛ پاداشی ده تا هفتصد برابر و بیش از این مقدار.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گويد: درحالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم در ميان ما بود، درباره ی «حجة الوداع» با يکديگر صحبت می کرديم و نمی دانستيم که حجة الوداع چيست. تا اينکه رسول الله صلى الله عليه وسلم الله را حمد و ثنا گفت و سپس درباره ی «مسيح دجال» سخنانی طولانی ايراد نمود و فرمود: «ما بَعَثَ اللَّهُ مِنْ نَبيٍّ إلاَّ أَنْذَرَهُ أُمَّته: أَنْذَرَهُ نوحٌ وَالنَّبِيُّون مِنْ بَعْدِه، وَإنَّهُ إنْ يَخْرُجْ فِيكُمْ فما خفِيَ عَليْكُمْ مِنْ شَأْنِهِ فَلَيْسَ يَخْفِي عَلَيْكُمْ، إِنَّ رَبَّكُمْ لَيس بأَعْور، وَإِنَّهُ أَعورُ عَيْن الْيُمْنَى، كَأَنَّ عيْنَهُ عِنبَةٌ طَافِيَةٌ. ألا إن اللَّه حرَّم علَيْكُمْ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوالكُم، كَحُرْمَةِ يوْمكُمْ هذا، في بلدِكُمْ هذا، في شَهْرِكُم هذا ألاَ هل بلَّغْت؟»: «هر پيامبری را که الله متعال مبعوث نمود، به قومش درباره ی دجال هشدار داد؛ نوح و پيامبران پس از او درباره ی دجال هشدار داده اند. و اگر دجال در ميان شما ظهور کند، وضع او بر شما پوشيده نمی ماند؛ (چون می دانيد الله از هر عيبی پاک و منزّه است.) زيرا پروردگار شما، کور نيست؛ ولی چشم راستِ دجال کور است و مانند دانه ی انگور برآمده می باشد. آگاه باشيد که الله جان ها و مال های شما را بر يکديگر حرام کرده است؛ همانند حرمت اين روز در اين ماه حرام، در اين سرزمين محترم. هان! آيا تبليغ کردم؟». حاضران گفتند: آری. رسول الله صلى الله عليه وسلم سه مرتبه گفت: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ»: «يا الله شاهد باش». و فرمود: «ويْلَكُمْ - أَو: ويحكُم - انظُرُوا: لا ترْجِعُوا بَعْدِي كُفَّاراً يضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضِ»: «وای بر شما، مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشويد».
متفق علیهاز عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم زنده بود، می گفتیم: حجة الوداع چیست؛ و نمی دانستیم حجة الوداع چیست؛ حجة الوداع حجی بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال دهم هجری به جا آورد و در آن با مردم وداع کرد و در مورد مسیح دجال سخن گفت و او را بسیار خطرناک توصیف نمود و در مورد آن هشدار زیادی داد؛ سپس خبر داد که همه ی پیامبران قوم خود را در مورد دجال بیم دادند و آنها را از او ترساندند و از بزرگی فتنه ی آن گفتند. اما وضعیت او بر شما پنهان نمی ماند چون پروردگار شما کور نیست اما چشم راست دجال کور است و مانند دانه ی انگور برآمده می باشد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: الله متعال خونریزی در میان شما و گرفتن به ناحقِ اموال تان از یکدیگر را مانند حرمت روز عید قربان و حرمت مکه و حرمت ذی الحجة حرام کرده است. سپس فرمود: آیا آنچه مامور به ابلاغ آن به شما شدم، ابلاغ نمودم؟ همه گفتند: بله؛ فرمود: یا الله شاهد باش که گواهی می دهند به آنها ابلاغ شده است. و این را سه بار فرمود. سپس آنها را امر نمود که بعد از او همچون کفار به جان هم نیفتند و خون یکدیگر را نریزند.