





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از اسماء بنت ابی بکر رضی الله عنها روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من کنار حوض می ایستم تا اینکه ببینم کدام یک از شما به من می آیید، و مردمانی از کنارم بُرده می شوند، من می گویم: پروردگارا، این ها از من و از امتم هستند، گفته می شود: آیا می دانی آنچه پس از تو کردند؟ به الله سوگند هنوز هم به عقب برمی گردند».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسم بیان می دارد که من در روز قیامت کنار حوضم می ایستم تا ببیند کدام یک از امت وی می آیند، و مردمانی از نزدیک او صلی الله علیه وسلم بُرده می شوند و او می گوید: پروردگارا آنان از من و از امت من هستند، گفته می شود: آیا می دانی بعد از اینکه تو را ترک کردند چه کردند، به الله سوگند هنوز پشت می کنند و از دین خود مرتد می شوند، پس آنان نه از تو و نه از امت تو هستند.
از ابو ذر رضی الله عنه روایت است که فرمود: گفتم: ای رسول الله جام های حوض چیست؟ فرمود: «سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، جام های آن از تعداد ستاره ها و سیاره های آسمان بیشتر است، در تاریکی شبی که روشنایی مهتاب نباشد، جام های بهشت است هر که از آن بنوشد تا آخرش تشنه نمی شود، از دو میزاب بهشت در آن آب جاری می شود، و هر که از آن بنوشد تشنه نمی شود، عرض آن به اندازه ای طول آن است، که از عمان تا ایله است، آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است».
مسلم روایت کردهرسول الله صلی الله علیه وسلم سوگند یاد نمود که جام های حوض وی از ستاره ها و سیاره های آسمان بیشتر است، و آن در شب تاریکی که در آن مهتاب نباشد ظاهر می شود؛ زیرا در شب مهتابی ستاره ها در آن روشن نمی باشند چون در نور مهتاب پنهان می باشند، شبی که در آن ابری نباشد؛ زیرا موجودیت ابر مانع دیدن ستاره ها می شود، و آنچه جام های بهشت است، هر که از نوشابه ای که در آن است بیاشامد هرگز تشنه نشود، و این آخرین چیزی است که برای نوشنده از تشنگی می رسد، و این که در حوض وی از دو میزاب بهشت آب جاری می شود، عرض آن مانند طول آن است؛ حوض از لحاظ رکن ها مساوی است، و طول آن به اندازه فاصله میان عمان که شهری در بلقای شام است، تا ایله که شهری معروف در حومه شام است می باشد، آب حوض از شیر سفیدتر و طعم آن از طعم عسل شیرین تر است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «آتش شما یک جزء از هفتاد جزء آتش جهنم است» گفته شد: یا رسول الله، آتش دنیا برای تعذیب دوزخیان کافی بود. فرمود: آتش دوزخ از آتش دنیا شصت و نه برابر بیشتر است، حرارت هر برخی آن مانند حرارت آتش دنیاست».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که آتش دنیا یک بخش از هفتاد بخش آتش دوزخ است، نیروی حرارت آتش آخرت بر حرارت آتش دنیا شصت و نه برابر بیشتر است، که هر قسمت آن معادل حرارت آتش دنیاست. پس گفته شد: ای رسول الله! آتش دنیا برای تعذیب واردشدگان دوزخ کافی بود، پس فرمود: آتش دوزخ بر آتش دنیا به شصت و نه قسمت برتریت دارد، هر قسمت آن مانند شدت حرارت آتش دوزخ می باشد.
از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روایت است: رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما فرمودند و او راستگوست و به راستگویی موصوف شده است: «این که یکی از شما چهل روز و شب در شکم مادرش جمع می شود، سپس مثل آن لخته می باشد، سپس مثل آن قطعه گوشتی می باشد، سپس فرشتۀ نزد او فرستاده می شود، و اجازۀ نوشتن چهار مورد برایش داده می شود، سپس می نویسد: رزق، اجل، عمل، بدبختی و خوشبخی او، سپس روح در او دمیده می شود، و ممکن است یکی از شما عمل اهل بهشت را انجام دهد تا زمانی که بین او و بهشت مسافۀ یک بازو باشد، پس کتاب بر او سبقت می گیرد، و عمل اهل دوزخ را انجام می دهد و وارد دوزخ می شود، و ممکن است یکی از شما عمل اهل دوزخ را انجام دهد تا زمانی که بین او و دوزخ مسافۀ یک بازو باشد، پس کتاب بر او سبقت می گیرد، و عمل اهل بهشت را انجام می دهد و وارد بهشت می شود».
متفق علیهابن مسعود گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم راستگو و راستگو پنداشته شده از طرف الله متعال می فرماید، فرمودند: خلقت یکی از شما جمع کرده می شود، و آن طوری که وقتی مرد با خانمش همبستر شود، منی پراکندهاش تا چهل روز در شکم زن بشکل نطفه جمع میشود، سپس مثل آن لخته می باشد که آن خون غلیظ و جامد است، و این در چهل روز دوم می باشد، سپس مثل مضغه می باشد و آن قطعه گوشتی است به اندازه ی که جویده شود، و این در چهل روز سوم می باشد، سپس الله متعال فرشته ای را نزد او می فرستد، که پس از پایان چهل روز سوم، روح را در او می دمد، به فرشته دستور داده شده است که چهار مورد را بنویسد: رزق، و آن مقدار نعمت های است که در طول عمرش آن را دریافت می نماید. و اجل او، و آن مدت زندگی کردن او در دنیا می باشد، و عمل او، که چگونه باشد؟ بد بخت و یا خوش بخت. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم سوگند یاد کرد که انسان اعمال اهل بهشت را انجام می دهد و عملش صالح می باشد، یعنی چیزی که برای مردم معلوم می شود، و به همین حالت می ماند تا این که بین او و بهشت فقط مسافۀ یک بازو باقی بماند، یعنی: چیزی که بین او و رسیدن به بهشت باقی نمی ماند مگر به مسافۀ یک بازو از مساحت زمین، آنگاه کتاب بر او و آنچه بر او مقرّر شده است، غالب می شود، اینجاست که یک عمل اهل جهنم را انجام می دهد، پس آن عمل پایانی برایش محسوب می شود و بنابرآن وارد جهنم می شود؛ زیرا شرط پذیرفتن عمل او این است که بر آن ثابت قدم باشد و آن را تغییر ندهد، و دیگری از مردم اعمال اهل جهنم را انجام دهد تا اینکه نزدیک به داخل شدن به آن گردد، گویا بین او و جهنم اندازۀ یک بازو از مساحت زمین باشد، پس کتاب بر او و آنچه بر او مقرر شده است چیره می شود، پس کار اهل بهشت را انجام می دهد و وارد بهشت می شود.
از طاووس روایت است که گفت: برخی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که می گفتند همه چیز به تقدیر است، فرمود: و از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما شنیدم که می گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «همه چیز به تقدیر است، حتی عجز و نشاط، و یا نشاط و عجز».
مسلم روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نمود که هر چیز بر اساس تقدیر است؛ حتی عجز، که عبارت است از: ترک کاری که باید انجام شود و به تأخیر انداختن آن از وقتش، در امور دنیا و آخرت. حتی کیس که عبارت است از: نشاط و هوشمندی در امور دنیا و آخرت. و الله عزوجل عجز و نشاط و همه چیز را مقدر کرده است، هیچ چیز در وجود به وقوع نمی پیوندد مگر اینکه علم و اراده الله متعال بر آن مقدم است.
از مطر بن عکامس رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «هرگاه الله متعال فیصلۀ مردن بندهای را در سرزمینی بکند حاجت او را در آنجا قرار می دهد».
ترمذی روایت کردهپیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید: اگر الله متعال اراده و مقدر کند بنده ای در سرزمینی بمیرد در حالی که در آن سرزمین نیست، او را محتاج آن سرزمین می گرداند و او به آنجا می آید، و روحش در آنجا گرفته می شود.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودیم، مردی سوار بر شتری آمد، آن را در مسجد خواباند و بسته کرد، سپس به آنها گفت: کدام یک از شما محمد است؟ و پیغمبر صلی الله علیه وسلم در میان آنان در حال تکیه زده نشسته بود، ما گفتیم: این مرد سفید چهرۀ تکیه زده. آن مرد به او گفت: ای ابن عبدالمطلب، پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «اجابتت کردم». آن مرد به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: من از تو می پرسم و در سؤال بر تو سخت می گیرم، پس حرف هایم را به دل نگیرید؟ فرمود: «هر چه میخواهی بپرس»، سپس گفت: به پروردگارت و به پروردگار کسانی که پیش از تو بودند سوگند می دهم، آیا الله تو را به سوی همه مردم فرستاده است؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که در شبانه روز نمازهای پنج گانه را ادا نماییم؟ فرمود: «بار الهی آری» گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده روزۀ این ماه را در سال بگیریم ؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیری و بین فقرای ما تقسیم کنی؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بار الهی آری». آن مرد گفت: من به آنچه که با خودآورده اید ایمان آوردم، و من از جانب قوم خود فرستاده ای هستم، و من ضمام بن ثعلبه برادر بنی سعد بن بکر هستم.
متفق علیهانس بن مالک رضی الله عنه می گوید: در حالی که اصحاب با پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودند، مردی سوار بر شتری وارد شد، آن را خواباند سپس آن را بست، سپس از ایشان پرسید: کدام یکی از شما محمد است؟ و پیامبر صلی الله علیه وسلم در میان مردم تکیه نموده بود، ما گفتیم: این مرد سفید چهرۀ تکیه کننده، آن مرد برای وی گفت: ای پسر عبد المطلب، پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش فرمود: از تو شنیدم، بپرس تا پاسخ ات را بدهم. مرد برای پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: من از تو می پرسم و در سؤال بر تو سخت می گیرم، پس حرف هایم را به دل نگیرید. یعنی: بر من قهر مکن و ناراحت مشو، وی فرمود: هر چه می خواهی بپرس، گفت: به پروردگارت و پروردگار کسانی که پیش از تو بودند سوگند می دهم، آیا الله تو را برای مردم فرستاده؟ وی فرمود: بار الهی بلی، تاکید بر راستگویی اش، مرد گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که در شبانه روز نمازهای پنج گانه را ادا نماییم؟ و آن عبارت است از نماز های فرض، وی فرمود: بار الهی بلی، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده روزۀ این ماه را در سال بگیریم ؟ یعنی: ماه رمضان، وی فرمود: بار الهی بلی، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیری و بین فقرای ما تقسیم کنی؟ و آن عبارت است از زکات، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: بار الهی بلی، پس ضمام اسلام آورد، و به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت که وی قوم خود را به اسلام دعوت خواهد کرد. سپس خود را ضمام بن ثعلبه از بنی سعد بن بکر معرفی کرد.
از زیاد بن لبید رضی الله عنه روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم مطلبی را ذکر کرد و فرمود: « آن وقتی است که علم از بین می رود» گفتم: ای رسول الله، چگونه علم از بین می رود، در حالی که ما قرآن را می خوانیم و برای فرزندان خود می خوانیم و فرزندان ما برای فرزندان خود می خوانند تا روز قیامت؟ گفت: مادرت به عزایت بنشیند ای زیاد، من تو را فقیه ترین مرد شهر می دانستم، آیا این یهودیان و مسیحیان تورات و انجیل را نمی خوانند، در حالی که هیچ کدام از آنچه در آنهاست انجام نمی دهند؟!
ابن ماجه روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم در میان اصحاب نشسته بود، و فرمود: این زمانی است که علم از مردم سلب می شود، زیاد بن لبید انصاری رضی الله عنه تعجب کرد و از پیامبر صلی الله علیه و سلم پرسید، فرمود: چگونه علم از ما بلند و گم می شود؟! ما قرآن را خوانده ایم و حفظ کرده ایم؛ به الله سوگند ما آن را می خوانیم و بر زنان و فرزندان و فرزندان فرزندان ما می خوانیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم با حیرت فرمود: مادرت در عزایت بنشیند ای زیاد! من تو را از علمای اهل مدینه می شمردم! سپس او صلی الله علیه وسلم به او فرمود: از دست دادن علم به از دست دادن قرآن بستگی ندارد؛ لیکن از دست دادن علم به از دست دادن عمل کردن بر آن است، این تورات و انجیل نزد یهود و نصاری است، با وجود این هم به آنها سود نمی رساند، و از مقصودهای آنها استفاده ننمودند؛ و آن عمل کردن به آنچه که آموختند می باشد.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که فرمود: در چهل سالگی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم وحی نازل شد ، و سیزده سال در مکه ماند، سپس به هجرت امر کرده شد، و به مدینه هجرت کرد، و ده سال در آنجا ماند، سپس او صلی الله علیه وسلم از دنیا رحلت نمود.
متفق علیهابن عباس رضی الله عنهما می گوید: وحی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم در چهل سالگی نازل شد و در همان سال مبعوث شد، پس سیزده سال بعد از بعثت در مکه اقامت نمود، سپس دستور داده شد به مدینه هجرت نماید و ده سال در آنجا اقامت نمود، سپس او صلی الله علیه وسلم در شصت و سه سالگی از دنیا رحلت نمود.