





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَخْرُجَ نَارٌ مِنْ أَرْضِ الْحِجَازِ تُضِيءُ أَعْنَاقَ الإِبِلِ بِبُصْرَى»: «تا زمانی که آتشی از سرزمين حجاز پيدا نشود و روشنايی آن، گردن شترها را در بُصری فرا نگيرد، قيامت برپا نخواهد شد».
متفق علیهقیامت بر پا نمی شود تا آتشی از مکه و مدینه و اطراف آنها خارج شود که در اثر آن گردن شتران در شهر بصری در شام نورانی می گردد. در سال 654 هجری آتشی در مدینه بر پا شد؛ آتش بزرگی بود که از سمت شرقی مدینه خارج شد و همه ی شامیان و ساکنان سایر شهرها متوجه آن شدند و علمای معاصر آن، مانند نووی و قرطبی و ابوشامه ذکر آن را در کتاب های شان آوردند.
از ابونضره روایت است که می گوید: ما نزد جابر بن عبدلله بوديم که گفت: بزودی زمانی فرا خواهد رسيد که از مردم عراق هيچ درهم و پيمانه ای جمع آوری نمی شود. پرسيديم: از طرف چه کسانی اين اتفاق می افتد؟ گفت: از جانب عجم؛ آنها از جمع آوری درهم و پيمانه جلوگيری می کنند. آنگاه گفت: بزودی زمانی فرا خواهد رسيد که از مردم شام نيز هيچ دينار وپيمانه ای جمع آوری نمی شود. گفتیم: از طرف چه کسانی اين اتفاق می افتد؟ گفت: از جانب رومی ها. پس از آن جابر اندکی سکوت نمود؛ سپس گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «يَكُونُ فِي آخِرِ أُمَّتِي خَلِيفَةٌ يَحْثِى الْمَالَ حَثْيًا، لاَ يَعُدُّهُ عَدَدًا»: «در پايان (عمر) امت من، خليفه ای خواهد بود که مال را با دو دستش مشت می کند و بدون اينکه بشمارد، جمع آوری می نمايد». راوی می گويد: من به ابو نضره و ابو العلاء گفتم: به نظر شما آن خليفه، عمر بن عبدالعزيز است؟ گفتند: خير.
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که بزودی مسلمانان عراق را فتح می کنند و اموالی را برای آنها تعیین می کنند تا به مسلمانان بپردازند؛ و در آخر الزمان از پرداخت آنها منع می شوند؛ و دلیل آن تسلط عجم های کافر بر این سرزمین ها می باشند که مانع رسیدن این اموال به مسلمانان می شوند. و خبر می دهد که بزودی مسلمانان شام را فتح می کنند؛ و اموالی را برای آنها تعیین می کنند تا به مسلمانان بپردازند که در آخرالزمان از پرداخت آنها به مسلمانان منع می شوند؛ و دلیل آن چیرگی روم بر این سرزمین ها می باشد که مانع رسیدن این اموال به مسلمانان می شوند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در آخر این امت، خلیفه ای خواهد بود که اموال را مشت می کند و آنها را نمی شمارد؛ یعنی از بس مال و اموال زیاد و فتوحات گسترده است، با دست خود اموال را به مردم می دهد. و راوی خبر می دهد که از برخی علمای تابعین در مورد این خلیفه سوال کرده است که آیا منظور از آن عمر بن عبدالعزیز است؛ که پاسخ آنها منفی بوده است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا التُّرْكَ: صِغَارَ الأَعْيُنِ، حُمْرَ الْوُجُوهِ، ذُلْفَ الأُنُوفِ، كَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ، وَلا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا قَوْمًا نِعَالُهُمُ الشَّعَرُ»: «تا با ترك هايی نجنگيد كه دارای چشمان كوچك، چهره هايی قرمز با بينی هايی پهن و صورت هايی مانند سپر هستند، قيامت برپا نخواهد شد.همچنين تا با قومی نجنگيد كه كفش های شان از مو ساخته شده، قيامت برپا نخواهد شد».
متفق علیهتا مسلمانان با ترک هایی نجنگند که چشمانی کوچک دارند و صورت هایی سفید مایل به سرخی - به دلیل غلبه ی سردی بر جسم شان - و بینی هایی کوتاه و پهن و صورت هایی گرد و پهن شبیه سپر - به دلیل سختی و گوشت زیاد صورت - قیامت برپا نمی شود؛ و همچنین تا مسلمانان با قومی وارد جنگ نشوند که کفش های شان از مو می باشد - که همان ترک ها هستند و در اینجا با صفت دیگری ذکر می شوند - قیامت بر پا نمی شود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا خُوزًا وَكِرْمَانَ مِنَ الأعَاجِمِ، حُمْرَ الْوُجُوهِ، فُطْسَ الأنُوفِ، صِغَارَ الأعْيُنِ، وُجُوهُهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ، نِعَالُهُمُ الشَّعَرُ»: «تا زمانی كه شما با مردم خوزستان و كرمان نجنگيد كه عجم هستند و چهره هايی قرمز، بينی هايی فرو رفته و چشم هايی كوچك دارند و صورت های شان مانند سپرهای ضخيم و كفش های شان از مو ساخته شده، قيامت برپا نخواهد شد».
متفق علیهتا زمانی که مسلمانان با اهل خوزستان و کرمان از شهرهای عجم وارد جنگ نشوند، قیامت بر پا نمی شود. کسانی با این اوصاف که: به علت غلبه سردی در جسم، صورت هایی سفید مایل به سرخی و بینی هایی پهن و چشمانی کوچک دارند و صورت های شان از بابت پهن بودن و دایره ای شکل بودن، همچون سپر می باشد. و به سبب سختی صورت و گوشتی که بر صورت دارند، ضخیم توصیف شده اند؛ و با کفش هایی از جنس مو راه می روند.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم مردانی که خود را به شکل زنان درمی آورند و زنانی که خود را شبيه مردان می کنند، لعنت نموده و فرمود: «أَخْرِجُوهُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ»: «آنان را از خانه های تان بيرون كنيد». آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فلانی را و عمر فلانی را از خانه های شان بیرون کردند.
به روایت بخاریدر این حدیث ابن عباس رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم علیه مردانی که خود را شبیه زنان می کنند و زنانی که خود را شبیه مردان می کنند، دعای لعنت و دوری از رحمت الله نمود. چون این کار تغییر دادن خلقت الله می باشد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور می دهد که چنین افرادی را از خانه ها و شهرها بیرون کنند تا شر آنها از مردم دور شود و پاکی و عفت خانه محفوظ بماند.
از خالد بن عُرْفُطَة رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «يَا خَالِدُ إِنَّهَا سَتَكُونُ بَعْدِي أَحْدَاثٌ وَفِتَنٌ وَاخْتِلَافٌ، فَإِنْ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ عَبْدَ اللَّهِ الْمَقْتُولَ لَا الْقَاتِلَ فَافْعَلْ»: «ای خالد، بزودی پس از من اتفاقات و فتنه ها و اختلافاتی خواهد بود، اگر توانستی بنده ی مقتول الله باشی نه قاتل، چنین کن».
به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم به خالد بن عرفطة خبر می دهد که بزودی و در آینده ی نه چندان دور اختلافات و جنگ ها و فتنه هایی رخ می دهد؛ مانند اینکه امت امامی ندارند که آنان را رهبری کند یا در هر سرزمینی کسی حاکم است و بین آنها فتنه ها و جنگ هایی بر پا می شود؛ و به او امر می کند که از فتنه ها دوری کند و در آنها شرکت نداشته باشد. و اگر مظلومانه کشته شود برای او بهتر است از اینکه مسلمانی را بکشد؛ بنابراین یا در خانه اش بنشیند یا از شهری که گرفتار فتنه است، نقل مکان کند؛ اما می تواند از جان و خانواده و مال خود در فتنه دفاع کند و در این صورت چه کشته شود و چه بکشد معذور است، اگر فساد و فتنه ای به دنبال نداشته باشد. اما اگر مسلمانان گرد یک امام عادل یا ظالم متحد و منسجم بودند، در صورتی که عده ای علیه آنها خروج کرده و بشورند و در پی نافرمانی و خروج بر حکام باشند، در این صورت بر ولی امر مسلمانان واجب است که با آنها مکاتبه کند؛ و اگر پس از مکاتبه و رایزنی از اطاعت خودداری کردند و به ترساندن مسلمانان ادامه دادند، جنگیدن با آنها واجب است تا شرشان کم شود. و در این شرایط بر رعیت نیز واجب است با حاکم علیه شورشیان همراه شوند تا اینکه به امر الله و فرمانبرداری بازگردند؛ فرقی نمی کند شورشیان از باغیان باشند یا خوارج.
از عبدالله بن وقدان سعدی روایت است که می گوید: در میان هیئتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم حاضر شدم که هریک از ما خواسته ای داشت؛ و من آخرین نفر آنها بودم که به خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رسیدم و گفتم: ای رسول خدا، من کسانی را ترک نمودم و از نزد کسانی می آیم که گمان می کنند هجرت به پایان رسیده است؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَا تَنْقَطِعُ الْهِجْرَةُ مَا قُوتِلَ الْكُفَّارُ»: «مادامی که با کفار جنگیده شود، هجرت ادامه دارد».
به روایت نسائی - به روایت احمداین صحابه ی بزرگوار در میان جماعتی از قومش که هریک خواسته هایی دارد، به خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم می رسد؛ و آخرین نفری است که نزد ایشان حضور می یابد؛ یکی از سوالات وی این است که قومی را ترک نموده که می گویند: دوران هجرت به پایان رسیده است. لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی خبر می دهد مادامی که مسلمانان با کفار می جنگند، هجرت از دارالکفر به دارالاسلام پایان نمی پذیرد و متوقف نمی شود؛ اما هجرت از مکه به مدینه به پایان رسیده است به دلیل حدیث: «لاَ هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ»: «پس از فتحِ [مکه]، ديگر هجرتی [از مکه] وجود ندارد». متفق علیه
از ام سلمه امالمؤمنین رضیاللهعنها روایت است که گفت: از رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم شنیدم که میفرمودند: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ تُصِيبُهُ مُصِيبَةٌ فَيَقُولُ مَا أَمَرَهُ اللَّهُ: {إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} [البقرة: 156]، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا، إِلَّا أَخْلَفَ اللَّهُ لَهُ خَيْرًا مِنْهَا»، یعنی: «هیچ مسلمانی نیست که مصیبتی به او برسد و آنچه را خدا به آن امر کرده است، بگوید: {إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} [بقره: ۱۵۶] (همانا ما از آنِ الله هستیم و به سوی او بازمیگردیم)، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا (خداوندا، مرا در مصیبتم پاداش ده و برایم بهتر از آن را جایگزین کن)، مگر آنکه خداوند بهتر از آن را برایش جایگزین میکند». [ام سلمه] گفت: پس هنگامی که ابوسلمه از دنیا رفت، [با خود] گفتم: کدام یک از مسلمانان از ابوسلمه بهتر است؟ او نخستین خانوادهای بود که به سوی رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم هجرت کرد. اما با این حال، آن [دعا] را گفتم. پس خداوند، رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم را برایم جایگزین کرد.
به روایت مسلمامالمؤمنین ام سلمه رضیاللهعنها ذکر کردهاند که روزی از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم شنیدند که میفرمودند: هیچ مسلمانی نیست که مصیبتی به او برسد و آنچه را که خداوند برایش پسندیده است، بگوید: {إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} (همانا ما از آنِ الله هستیم و به سوی او بازمیگردیم) [بقره: ۱۵۶]، «اللَّهُمَّ أْجُرْنِي» (خداوندا مرا پاداش ده) و اجر صبرم را عطا کن «فِي مُصِيبَتِي» (در مصیبتم)، و مرا عوض ده «وَأَخْلِفْ لِي» (و برایم جایگزین کن) به جای آن «خَيْرًا مِنْهَا» (چیزی بهتر از آن)؛ مگر آنکه خداوند بهتر از آن را برایش جایگزین میکند. [ام سلمه] گفت: پس هنگامی که ابوسلمه از دنیا رفت، [با خود] گفتم: چه کسی از مسلمانان از ابوسلمه بهتر است؟! او اولین خانوادهای بود که به سوی رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم هجرت کرد. اما با این حال، خداوند مرا یاری داد و آن [دعا] را گفتم. پس خداوند، رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم را که از ابوسلمه بهتر بودند، برایم جایگزین کرد.
از علی رضیاللهعنه روایت است: هرگاه از رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم برای شما حدیثی نقل میکنم، پس اینکه از آسمان سقوط کنم، نزد من محبوبتر از آن است که بر ایشان دروغ ببندم. و هرگاه در اموری میان خود و شما سخن بگویم، پس همانا جنگ، نیرنگ است. از رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم شنیدم که میفرمودند: «يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ حُدَثَاءُ الْأَسْنَانِ سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ، يَقُولُونَ مِنْ خَيْرِ قَوْلِ الْبَرِيَّةِ، يَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، لَا يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ، فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ، فَإِنَّ قَتْلَهُمْ أَجْرٌ لِمَنْ قَتَلَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». یعنی: «در آخرالزمان، گروهی جوان و کمخرد پدید میآیند که از بهترین سخنِ آفریدگان میگویند. از اسلام خارج میشوند همانگونه که تیر از شکار خارج میشود. ایمانشان از گلوهایشان فراتر نمیرود. پس هر کجا آنان را یافتید، بکشیدشان، زیرا کشتنشان در روز قیامت برای کسی که آنان را بکشد، پاداش دارد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندامیرالمؤمنین علی بن ابی طالب رضیاللهعنه خبر دادهاند که هرگاه از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم برای شما حدیثی نقل میکنم، نه کنایه میزنم، نه تعریض میکنم و نه پنهانکاری؛ بلکه به صراحت بیان میکنم. و اینکه از آسمان سقوط کنم، نزد من آسانتر و سبکتر از آن است که از رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم حدیثی نقل کنم درحالیکه به ایشان دروغ میبندم. اما هرگاه میان خود و مردم [در امور دیگر] سخن بگویم، همانا جنگ، نیرنگ است؛ پس ممکن است کنایه بزنم یا تعریض کنم یا پنهانکاری کنم. و از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم شنیدم که میفرمودند: در آخرالزمان، گروهی جوان و کمخرد پدید میآیند که از [آیات] قرآن سخن میگویند و آن را بسیار تلاوت میکنند. آنان از اسلام خارج میشوند و از حدودش فراتر میروند، همانگونه که تیر از شکار خارج میشود. ایمانشان از گلوهایشان فراتر نمیرود. پس هر کجا آنان را یافتید، بکشیدشان، زیرا کشتنشان در روز قیامت برای کسی که آنان را بکشد، پاداش دارد.