





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كَمُلَ مِنَ الرِّجَالِ كَثِيرٌ، وَلَمْ يَكْمُلْ مِنَ النِّسَاءِ: إِلاَّ آسِيَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ، وَمَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ، وَإِنَّ فَضْلَ عَائشَةَ عَلَى النِّسَاءِ كَفَضْلِ الثَّرِيدِ عَلَى سَائرِ الطَّعَامِ»: «مردان زيادی به كمال رسيده اند اما از زنان فقط آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران به كمال رسيده اند. و همانا برتری عايشه بر ساير زنان مانند برتری تريد (نانی كه در آبگوشت خرد شده باشد) بر ساير غذاهاست».
متفق علیهاز میان مردان کسانی که در فضایل دینی و اخلاقی به مرتبه ی کمال رسیدند، زیاد هستند؛ چنانکه برخی از آنها به مرتبه ی کمال عادی رسیده اند مانند علما و صالحان و اولیا؛ و برخی از آنها به بالاترین مراتب کمال رسیده اند مانند پیامبران؛ اما زنانی که به مرتبه ی کمال رسیدند، بسیار اندک هستند. و در راس آنها آسیه همسر فرعون می باشد؛ وی آسیه دختر مزاحم می باشد که الله متعال در قرآن و در کمال ایمان او را مثال می زند و می فرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»: «الله برای کسانی که ایمان آورده اند، همسر فرعون [= آسیه] را مَثَل زده است». چون وقتی موسی علیه السلام به ساحران فرعون غلبه کرد، آسیه رضی الله عنها به او ایمان آورد؛ و زمانی که فرعون از ایمان آسیه آگاه شد، او را به شدت شکنجه کرد تا جایی که با حفظ ایمانش جان داد. اما دومین نفر از این زنان، مریم دختر عمران است که الله متعال در پاکدامنی و کمال عبادت او را مثال می زند. و پس از آنها رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «برتری عايشه بر ساير زنان مانند برتری تريد (نانی كه در آبگوشت خرد شده باشد) بر ساير غذاهاست». ترید نزد عرب بهترین خوراکی ها بود که شامل نان و گوشت می شود؛ و برتری عایشه بر زنان دیگر مانند برتری تریدی بر سایر خوراکی ها بود که لذیذترین و بهترین خوراکی بود.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَمِينًا وَإِنَّ أَمِينَنَا - أَيَّتُهَا الأُمَّةُ - أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ»: «هر امتی امینی دارد و ای امت اسلام، امین امت من ابوعبیده بن جراح می باشد».
متفق علیهدر هر امتی مردی بوده که بیش از دیگران مشهور به امانت داری بوده است؛ و مشهورترین فرد این امت در امانت داری، ابوعبیده بن جراح رضی الله عنه می باشد. با اینکه امانت داری صفتی مشترک در بین او و سایر صحابه بوده است، اما دلالت حدیث مذکور بیانگر این مهم است که امانتداری او بیش از دیگران بوده است.
از علی رضی الله عنه روایت است که می گويد: نديدم كه رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از سعد، قربان و صدقه كسی شود و شنيدم كه به سعد فرمود: «ارْمِ فِدَاكَ أَبِي وَأُمِّي»: «تير اندازی كن، پدر و مادرم فدايت شود».
متفق علیهعلی رضی الله عنه خبر می دهد که ندیدم رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه، قربان و صدقه ی کسی برود؛ چون در غزوه ی احد از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده که به سعد می گوید: «به سوی کفار تیراندازی کند، پدر و مادرم فدایت باد». و در حدیث صحیح ثابت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در غزوه ی خندق پدر و مادرش را فدای زبیر رضی الله عنه می کند. جمع این دو روایت به این صورت است که احتمال می رود علی رضی الله عنه از این مساله اطلاع نداشته است یا اینکه منظور وی تنها در غزوه ی احد بوده است.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمود: «إِنَّ أَمْرَكُنَّ لَمِمَّا يُهِمُّنِي بَعْدِي، وَلَنْ يَصْبِرَ عَلَيْكُنَّ إِلَّا الصَّابِرُونَ»: «از جمله مواردی که مرا نگران کرده است، امور شما پس از من می باشد؛ و جز کسی که از صابران باشد، به رتق و فتق امور شما صبر نمی کند». ام سلمه می گوید: سپس عایشه گفت: ای ابوسلمه، الله پدرت را از چشمه ی سلسبیل در بهشت بنوشاند؛ منظور وی عبدالرحن بن عوف بود. گفته می شود وی مالی به ارزش چهل هزار به همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم تقدیم نمود.
به روایت ترمذی - به روایت احمدابوسلمه پسر عبدالرحمن بن عوف رحمه الله حکایت می کند که ام المومنین عایشه رضی الله عنها گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به همسرانش گفت: امور و معیشت شما پس از من، نگران و ناراحتم کرده است؛ چون میراثی برای شما به جای نگذاشتم و کسی جز آنکه از صابران باشد، بر پرداختن نفقه ی شما صبر نمی کند. سپس عایشه رضی الله عنها به ابو سلمه می گوید: الله متعال پدرت عبدالرحمن بن عوف را از چشمه ی سلسبیل در بهشت بنوشاند؛ عبدالرحمن بن عوف باغی را که به چهل هزار دینار فروخته بود، به همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم صدقه داده بود.
از عبدالرحمن بن ابی عمیره که یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به معاویه فرمود: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ هَادِيًا مَهْدِيًّا وَاهْدِ بِهِ»: «یا الله، او را هدایتگر و هدایت شده قرار بده و دیگران را به وسیله ی او هدایت کن».
به روایت ترمذی - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم برای معاویة بن ابوسفیان دعا می کند که الله متعال او را هدایتگر به سوی خیر و خوبی و هدایت شده قرار دهد و به وسیله ی او مردم را هدایت کند.
از اسماء دختر ابوبکر رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم برخاست و از فتنه ای سخن گفت که هر انسانی در قبرش با آن مواجه می شود؛ زمانی که از این مساله سخن گفت، چنان مسلمانان به ضجه و شیون افتادند که نمی توانستم سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم را درست درک نموده و بفهمم؛ وقتی ضجه و فریاد آنها آرام شد، به مردی که نزدیک من بود گفتم: الله برکت خود را شامل تو گرداند، رسول الله صلی الله علیه وسلم در پایان سخنانش چه گفت؟ وی گفت: فرمود: «قَدْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّكُمْ تُفْتَنُونَ فِي القُبُورِ قريبًا مِنْ فِتْنَةِ الدَّجَّالِ»: «به من وحی شده که شما در قبرهای تان همچون فتنه ی دجال مورد آزمایش و امتحان قرار می گیرید».
به روایت بخاری - به روایت نسائیاسماء دختر ابوبکر صدیق خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم روزی در بین مردم به ایراد سخن ایستاد و آنها را پند و اندرز داده و در مورد سرای آخرت تذکر داد؛ تا جایی که به قبر و احوال آن رسید و به فتنه ی قبر پرداخت؛ مراد از فتنه ی قبر، سوال دو مَلَک به نام های نکیر و منکر از بنده در مورد پروردگارش و پیامبرش و دینش می باشد؛ و چنین نامیده شده چون فتنه ای بزرگ است که با آن ایمان بنده و یقینش مشخص شده و سنجیده می شود؛ بنابراین هرکس در این آزمونِ سخت و دشوار موفق شود، رستگار می شود و هرکس شکست خورده و موفق نشود، هلاک می گردد. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم این مسائل را ذکر نمود، مسلمانان از ترس فتنه ی قبر فریاد می کشیدند و این داد و فریاد مانعی شده بود که اسماء نمی توانست سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم را بشنود؛ زمانی که صدای موجود فروکش نمود، اسماء به مردی که نزدیک وی بود گفت: الله برکت خود را شامل تو گرداند، رسول الله صلی الله علیه وسلم در پایان سخنانش چه گفت؟ وی گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: الله متعال به من وحی نموده که مردم در قبرهای شان مورد امتحان و آزمایش قرار می گیرند؛ و این آزمایش چیزی نزدیک به آزمایش و فتنه ی مسیح دجال است؛ چنانکه فتنه ی دجال سخت و دشوار است، فتنه ی قبر نیز چنین است.
از ابوایوب رضی الله عنه روایت است که می گوید: روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگام غروب آفتاب از خانه بيرون رفت که صدايی شنيد، پس فرمود: «يَهُودُ تُعَذَّبُ فِي قُبُورِهَا»: «يهوديان در قبرهای شان عذاب می شوند».
متفق علیهروزی رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی از خانه خارج می شود که خورشید غروب کرده است؛ در این هنگام صدای یهودیانی را می شنود که عذاب می شوند، پس می فرماید: «یهودیان در قبرهای شان عذاب می شوند».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قُبِرَ المَيِّتُ - أَوْ قَالَ: أَحَدُكُمْ - أَتَاهُ مَلَكَانِ أَسْوَدَانِ أَزْرَقَانِ، يُقَالُ لِأَحَدِهِمَا: الْمُنْكَرُ، وَلِلْآخَرِ: النَّكِيرُ، فَيَقُولَانِ: مَا كُنْتَ تَقُولُ فِي هَذَا الرَّجُلِ؟ فَيَقُولُ: مَا كَانَ يَقُولُ: هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَرَسُولُهُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، فَيَقُولَانِ: قَدْ كُنَّا نَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُولُ هَذَا، ثُمَّ يُفْسَحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ سَبْعُونَ ذِرَاعًا فِي سَبْعِينَ، ثُمَّ يُنَوَّرُ لَهُ فِيهِ، ثُمَّ يُقَالُ لَهُ، نَمْ، فَيَقُولُ: أَرْجِعُ إِلَى أَهْلِي فَأُخْبِرُهُمْ، فَيَقُولَانِ: نَمْ كَنَوْمَةِ العَرُوسِ الَّذِي لَا يُوقِظُهُ إِلَّا أَحَبُّ أَهْلِهِ إِلَيْهِ، حَتَّى يَبْعَثَهُ اللَّهُ مِنْ مَضْجَعِهِ ذَلِكَ، وَإِنْ كَانَ مُنَافِقًا قَالَ: سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ، فَقُلْتُ مِثْلَهُ، لَا أَدْرِي، فَيَقُولَانِ: قَدْ كُنَّا نَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُولُ ذَلِكَ، فَيُقَالُ لِلأَرْضِ: التَئِمِي عَلَيْهِ، فَتَلْتَئِمُ عَلَيْهِ، فَتَخْتَلِفُ فِيهَا أَضْلَاعُهُ، فَلَا يَزَالُ فِيهَا مُعَذَّبًا حَتَّى يَبْعَثَهُ اللَّهُ مِنْ مَضْجَعِهِ ذَلِكَ»: «چون میت دفن می شود - یا اینکه فرمود: چون یکی از شما دفن می شود - دو مَلَک سیاه با چشمان کبود نزد وی حاضر می شوند که به یکی از آنها منکر و به دیگری نکیر گفته می شود؛ این دو ملک می گویند: در مورد این مرد چه می گویی؟ میت می گوید: آنچه هنگام زنده بودن می گفتم؛ او بنده ی الله و رسولش می باشد؛ گواهی می دهد که معبود بر حقی جز الله نیست و محمد بنده و فرستاده ی اوست؛ آنگاه دو ملک می گویند: ما می دانستیم که تو همین سخنان را می گویی؛ سپس برای او به اندازه ی هفتاد در هفتاد ذراع قبرش وسعت می یابد و نورانی می گردد؛ آنگاه به وی گفته می شود: بخواب؛ میت می گوید: بازگردم و به خانواده ام در این مورد خبر بدهم؛ دو ملک می گویند: مانند عروسی که می خوابد و محبوب ترین فرد خانواده اش او را از خواب بیدار می کند، بخواب. تا اینکه الله متعال او را دوباره زنده گرداند. اما اگر میت منافق باشد، در پاسخ (این دو ملک) می گوید: می شنیدم مردم چیزهایی می گفتند، من هم همان سخنان را تکرار می کردم. نمی دانم؛ آنگاه دو ملک می گویند: ما می دانستیم که پاسخ تو همین خواهد بود؛ پس به زمین گفته می شود: او را در خود بفشار؛ و زمین او را در خود می فشارد تا جایی که دنده هایش در هم فرو می رود؛ و همواره در عذاب است تا اینکه الله متعال او را دوباره زنده می گرداند».
به روایت ترمذیزمانی که میت دفن می شود، دو ملک سیاه با چشمان کبود نزد او حاضر می شوند که اسم یکی از آنها منکر و اسم دیگری نکیر است و به او می گویند: در مورد این مرد چه می گویی؟ و منظورشان رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد؛ وی می گوید: او بنده ی الله و رسول و فرستاده ی اوست؛ گواهی می دهم که معبود بر حقی جز الله نیست و محمد بنده و فرستاده ی اوست؛ دو ملک می گویند: ما می دانستیم که تو چنین پاسخ می دهی؛ آنگاه قبرش برای او به اندازه ی هفتاد در هفتاد ذراع وسعت می یابد و نورانی می شود؛ آنگاه به وی گفته می شود: بخواب؛ می گوید: می خواهم نزد خانواده ام بازگردم و به آنان خبر دهم که حالم خوب است و از این مساله خوشحال شوند و برای من غمگین و ناراحت نباشند. دو ملک به وی می گویند: بخواب همچون عروسی که می خوابد و محبوب ترین فرد خانواده اش نزد وی، او را بیدار می کند. بنابراین به خواب خوبی می رود تا اینکه الله متعال در روز قیامت او را زنده گرداند. اما اگر میت منافق باشد، می گوید: می شنیدم که مردم می گفتند محمد رسول و فرستاده ی الله است؛ من هم همین جملات را می گفتم و نمی دانستم که حقیقتا او پیامبر است یا نه؛ آنگاه دو ملک می گویند: ما می دانستیم که چنین پاسخ می دهی؛ سپس به زمین گفته می شود که او را در خود بفشارد و جمع نموده و قبرش را بر او تنگ و تنگ تر کند؛ چنانکه از شدت فشار اجزای بدنش در هم فرو می رود و دنده های یک پهلو از پهلوی دیگر بیرون می زند. و همواره به همین صورت عذاب می بیند تا اینکه الله متعال او را در روز قیامت برانگیزد.
از عوف بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: در غزوه ی تبوك نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم رفتم كه در خيمه ی چرمينی نشسته بود. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اعْدُدْ سِتًّا بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ: مَوْتِي، ثُمَّ فَتْحُ بَيْتِ الْمَقْدِسِ، ثُمَّ مُوْتَانٌ يَأْخُذُ فِيكُمْ كَقُعَاصِ الْغَنَمِ، ثُمَّ اسْتِفَاضَةُ الْمَالِ حَتَّى يُعْطَى الرَّجُلُ مِائَةَ دِينَارٍ فَيَظَلُّ سَاخِطًا، ثُمَّ فِتْنَةٌ لا يَبْقَى بَيْتٌ مِنَ الْعَرَبِ إِلا دَخَلَتْهُ، ثُمَّ هُدْنَةٌ تَكُونُ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ بَنِي الأَصْفَرِ، فَيَغْدِرُونَ فَيَأْتُونَكُمْ تَحْتَ ثَمَانِينَ غَايَةً، تَحْتَ كُلِّ غَايَةٍ اثْنَا عَشَرَ أَلْفًا»: «شش چيز را قبل از فرا رسيدن قيامت بخاطر داشته باش: 1ـ مرگ من 2ـ فتح بيت المقدس 3ـ مرگ و مير بسيار زياد در بین شما مانند وبايی كه در گوسفندان بيفتد. 4ـ افزایش مال تا جايی كه به يك شخص، صد دينار می دهند باز هم ناراحت است. 5ـ فتنه ای كه وارد همه ی خانه های عرب می شود. 6ـ صلح ميان شما و رومی ها که آنان خيانت می كنند و با هشتاد پرچم كه زير هر كدام دوازده هزار نفر وجود دارد، به شما حمله می كنند».
به روایت بخاریعوف بن مالک رضی الله عنه در غزوه ی تبوک نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می رود که ایشان در خیمه ای از پوست دباغی شده می باشد. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او می گوید: رخ دادن شش واقعه قبل از فرا رسيدن قيامت را بخاطر داشته باش: 1- مرگ من؛ 2- فتح بیت المقدس؛ که در زمان عمر رضی الله عنه رخ داد؛ 3- وبایی که در میان شما شیوع می یابد و بسیاری از شما در فاصله ی زمانی اندکی جان خود را از دست می دهند؛ چنانکه وبا در میان گوسفندان شیوع پیدا می کند و تلفات می دهد. 4- زیاد شدن مال؛ تا جایی که اگر به کسی صد دینار داده شود، باز هم ناراحت است. چون به نظر وی مبلغی اندک است. گفته شده: این مساله در خلافت عثمان رضی الله عنه و به هنگام فتوحات اتفاق افتاد. 5- رخ دادن فتنه ی بزرگی که وارد خانه ی همه ی عرب ها می شود؛ گفته شده: مراد از آن ماجرای کشته شدن عثمان رضی الله عنه و فتنه های ناشی از آن بوده است. 6- صلح میان مسلمانان و رومیان که رومیان صلح شکنی کرده و به مسلمانان خیانت می کنند و با هشتاد پرچم به جنگ با مسلمانان می آیند که زیر هر پرچم، دوازده هزار جنگجو می باشد که با این حساب شمار همه ی آنها به نهصد و شصت هزار نفر می رسد.