





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «یک نماز در این مسجد من بهتر از هزار نماز در دیگر مساجد است، جز مسجد الحرام».
متفق علیهپیامبر صلی الله علیه وسلم به بیان فضیلت نماز در مسجدشان پرداخته، و بیان نموده که ثواب آن بهتر از هزار نماز در دیگر مساجد زمین است به جز مسجد الحرام در مکه، زیرا نماز در این مسجد فضیلتش بیشتر از نماز در مسجد النبی صلی الله علیه وسلم است.
از ابو قَتاده سُلَمِی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اگر یکی از شما وارد مسجد شد، پیش از آنکه بنشیند دو رکعت نماز بگزارد».
متفق علیهپیامبر صلی الله علیه وسلم کسی را که در هر وقتی و برای هر هدفی داخل مسجد شود تشویق کردهاند که پیش از نشستن دو رکعت نماز بخواند و این دو رکعت «تحیة المسجد» است.
از ابی حُمَید یا ابی اُسَید روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرگاه کسی از شما وارد مسجد شد بگوید: اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ (پروردگارا درهای رحمت خود را بر من بگشای) و چون خارج شد بگوید: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ (بارالها از فضل تو خواهانم)».
مسلم روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم امتش را به دعایی راهنمایی کردهاند که هنگام وارد شدن به مسجد گفته میشود: «اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ» (پروردگارا درهای رحمت خود را بر من بگشای)، او در این دعا از الله تعالی درخواست میکند که اسباب رحمتش را برای او فراهم آورد، و چون خواست از مسجد بیرون آيد بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ» (بارالها از فضل تو خواهانم)»، و از الله تعالی فضل او و احسان بیشتر او از رزق حلال او می خواهد.
از سالم بن ابی جَعد روایت است که گفت: مردی گفت: کاش نماز میخواندم و راحت میشدم، اما آنها گویا سخن او را بد دانستند، پس او گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرمود: «ای بلال، نماز را اقامه کن، ما را با آن راحت کن».
ابو داود روایت کردهمردی از صحابه گفت: کاش نماز میخواندم تا راحت میشدم، کسانی که دور و بر او بودند این سخن او را بد دانستند و بر او عیب گرفتند، پس او گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرمود: ای بلال! برای نماز اذان بگو و اقامهاش کن؛ تا با آن آسوده شویم؛ زیرا نماز شامل مناجات با الله و راحتی روح و دل است.
از ابوحازم بن دینار روایت است که: مردانی به نزد سَهل بن سَعد ساعِدی رفتند و در بارهٔ منبر [پیامبر] که چوبش از چیست بحث کرده بودند، پس ایشان گفت: به الله سوگند من میدانم که از چیست و من آن را در اولین روزی که نهاده شد و اولین روزی که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آن نشست دیدم، رسول الله صلی الله علیه وسلم به نزد فلان زن - زنی از انصار که سهل نام وی را برد - فرستاد و خطاب به ایشان فرمود: «غلامت را که نجار است امر کن تا برای من چوبهایی (منبری از چوب) بسازد تا هنگام سخن گفتن با مردم بر آن بنشینم» پس آن زن او را امر کرد و او آن را از درختان طَرَفهٔ غابه (محلی در بیرون مدینه به سمت شام) ساخت و سپس آن را آورد. آن زن آن را به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم فرستاد و ایشان نیز امر کرد تا اینجا نهاده شود. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که [برای آموزش مردم] بر آن [منبر] نماز خواند و در حالی که بر آن بود تکبیر گفت و سپس در حالی که بر آن بود به رکوع رفت و سپس به پشت سر پایین آمد، و در [کنار] پایهٔ منبر سجده کرد و سپس [به روی آن] بازگشت و وقتی که [نمازش را] به پایان رساند فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُّوا وَلِتَعَلَّمُوا صَلَاتِي» یعنی: «ای مردم، برای این چنین کردم که از من تبعیت کنید و نماز مرا فرا گیرید».
متفق علیهمردانی نزد یکی از صحابه آمدند و دربارهٔ منبری که پیامبر صلی الله علیه وسلم [برای خطبهٔ خود] قرار داده بود پرسیدند که از چه ساخته شده است؟ آنان در این باره با یکدیگر مجادله ومنازعه کرده بودند، پس به آنان گفت که پیامبر صلی الله علیه وسلم به نزد زنی از انصار که خدمتکاری نجار داشت قاصد فرستاد و به ایشان فرمود که غلامت را امر کن تا برای من منبری بسازد که هنگام سخن گفتن با مردم بر آن بنشینم. آن زن نیز پذیرفت و غلامش را امر کرد تا برای پیامبر صلی الله علیه وسلم منبری از درخت طَرَفه بسازد، و چون کارش را به پایان رساند آن زن منبر را به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم فرستاد، و ایشان امر کرد تا آن را در مکانش در مسجد قرار دهند، سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالی که بر آن بودند تکبیر گفتند: و سپس بر روی آن به رکوع رفتند، سپس به پشت سر (عقب) آمدند بدون آنکه صورتشان را به پشت سر بچرخانند و بر روی زمین کنار پایههای منبر سجده کردند، و سپس به روی منبر بازگشتند، و چون نماز را به پایان رساندند رو به مردم کردند و فرمودند: ای مردم، من این کار را کردم تا از من الگو گیرید و نماز مرا یاد بگیرید.
از حِطّان بن عبدالله رَقاشی روایت است که گفت: با ابوموسی اشعری نمازی را ادا کردم پس همین که در نشستن نماز بودیم مردی از میان جمع گفت: نماز [در قرآن] همراه با نیکوکاری و زکات آمده است. راوی میگوید: وقتی ابوموسی [که امام بود] نماز را به پایان رساند و سلام گفت، برگشت و گفت: چه کسی این سخن را گفت؟ کسی چیزی نگفت، سپس [دوباره] پرسید: کدام یک از شما این سخن را گفت؟ مردم ساکت ماندند. پس گفت: ای حِطّان، نکند تو آن را گفتی؟ گفت: من آن را نگفتم و ترسیدم که مرا [به آن متهم و] توبیخم کنی. پس مردی از میان جمع گفت: من آن را گفتم و قصدی جز خیر نداشتم. ابوموسی گفت: مگر نمیدانید که در نمازتان چه بگویید؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ما خطبه گفت و سنت ما را برای ما بيان نمود و نمازمان را به ما آموزش داد و فرمود: «چون خواستید نماز بگزارید صفهای خود را [به نیکی] برپا دارید و سپس یکی از شما امامت شما را بر عهده گیرد و چون تکبیر گوید، تکبیر گویید، و چون گفت: {غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ}، آمین گویید تا الله شما را اجابت کند، و چون تکبیر گفت و به رکوع رفت، تکبیر گویید و به رکوع روید زیرا امام پیش از شما به رکوع میرود و پیش از شما از رکوع برمیخیزد» آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «این در برابر آن، و چون سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ گفت، بگویید: اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، الله صدای شما را میشنود، زیرا الله بر زبان پیامبرش صلی الله علیه وسلم فرموده است: سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَه (الله شنید آنکه حمدش را گفت) و چون تکبیر گفت و به سجده رفت، تکبیر بگویید و به سجده بروید، زیرا امام قبل از شما به سجده میرود و قبل از شما [از سجده] برمیخیزد» آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «پس این در برابر آن، و چون در نشستن نماز [برای تشهد] بود، نخستین سخن یکی از شما این باشد که: التَّحِيَّاتُ الطَّيِّبَاتُ الصَّلَوَاتُ لِلهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ». یعنی: مُلک و بقا و عظمت همهاش شایستهٔ الله است، و همینطور نمازهای پنجگانه همهاش شایستهٔ الله است. از الله تعالی سلامت از هر عیب و آفت و نقص و فساد را خواهانم و سلام خاص را متوجه پیامبرمان محمد صلی الله علیه وسلم میکنیم و سپس بر خودمان سلام میفرستیم و سپس بر بندگان نیکوکار الله که حقوق الله تعالی و حقوق بندگانش را انجام میدهند، سپس گواهی میدهیم که معبودی نیست جز الله و گواهی میدهیم که محمد، بنده و پیامبر اوست.
مسلم روایت کردهصحابی گرامی، ابوموسی اشعری رضی الله عنه نمازی را برای مردم امامت کرد، پس چون در قعده ( نشستی ) بود که تشهد در آن خوانده میشود مردی از نمازگزارانی که پشت سرش بودند گفت: نماز در قرآن همراه با نیکوکاری و زکات آمده است. پس چون ابوموسی رضی الله عنه نماز را به پایان رساند رو به نمازگزاران کرد و پرسید: کدام یک از شما گویندهٔ این سخن بود که: نماز در قرآن همراه با نیکوکاری و نماز آمده است؟! مردم ساکت ماندند و کسی از آنان چیزی نگفت، بنابراین سوالش را دوباره تکرار کرد، و چون کسی پاسخش را نداد گفت: ای حِطّان شاید تو آن را گفتهای؟! زیرا حطان جسور بود، و به او نزدیک بود و متهم کردن او به وی آزار نمیرساند، و این کار باعث میشد فاعل واقعی اعتراف کند. حِطّان این اتهام را نفی کرد و گفت: ترسیدم که به گمان آنکه من آن را گفتهام مرا توبیخ کنی. اینجا بود که مردی از میان جمع گفت: من آن را گفتهام و قصدی جز خیر نداشتم. ابوموسی در مقام معلم گفت: آیا نمیدانید در نمازتان چه بگویید؟! و این به عنوان استنکار از سوی او بود، سپس ابوموسی بیان کرد که پیامبر صلی الله علیه وسلم یک بار برای آنان خطبه خواند و شریعتشان را برایشان بيان كرد، و نمازشان را به آنان آموزاند، پس فرمود: هرگاه نماز خوانديد صفهایتان را استوار دارید، و در آن راست و به اعتدال بایستدید، سپس یکی از شما امامت شما را بر عهده گیرد، و چون امام تکبیر احرام گفت مانند او تکبیر گویید، و هرگاه سورهٔ فاتحه را خواند و به {غیر المغضوب علیهم ولا الضالین} رسید آمین بگویید؛ که اگر چنین کنید الله دعای شما را استجابت کند. و چون تکبیر گفت و به رکوع رفت تکبیر بگویید و به رکوع بروید، زیرا امام قبل از شما به رکوع میرود و قبل از شما از رکوع برمیخیزد، پس از او جلو نرويد زیرا آن لحظهای که امام با زودتر رفتن به رکوع از شما زودتر به دست آورده با تاخیر شما [و ماندن] در رکوع پس از بلند شدن او برایتان جبران میشود، پس آن لحظه در برابر این لحظه، و در نتیجه اندازهٔ رکوع شما همانند رکوع او شده، و چون امام سمع الله لمن حمده گفت بگویید: اللهم ربنا لك الحمد، زیرا هرگاه نمازگزاران این را بگویند الله متعال دعایشان و سخنشان را میشنود، زیرا الله تبارک و تعالی بر زبان پیامبرش صلی الله علیه وسلم فرموده است: سمع الله لمن حمده (الله شنید آنکه حمد او را گفت)، سپس هرگاه امام تکبیر گفت و به سجده رفت مقتديان هم باید تکبیر بگویند و به سجده روند، زیرا امام پیش از آنان به سجده میرود و پیش از آنان از سجده برمیخیزد، پس آن لحظه در برابر آن لحظه است، و سجدهٔ نمازگزاران به اندازهٔ سجدهٔ امام میشود، و هرگاه وقت نشستن برای تشهد بود نخستین چیزی که نمازگزار میگوید باید این باشد که: «التحيات الطيبات الصلوات لله» یعنی: مُلک و بقا و عظمت همهاش شایستهٔ الله است، و همینطور نمازهای پنجگانه همهاش شایستهٔ الله است. «السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين» یعنی: از الله تعالی سلامت از هر عیب و آفت و نقص و فساد را خواهانم و سلام خاص را متوجه پیامبرمان محمد صلی الله علیه وسلم میکنیم و سپس بر خودمان سلام میفرستیم و سپس بر بندگان نیکوکار الله که حقوق الله تعالی و حقوق بندگانش را انجام میدهند، سپس گواهی میدهیم که معبودی نیست جز الله، و گواهی میدهیم که محمد بنده و پیامبر اوست.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که: ایشان در هر نماز فرض و غیر فرض، در رمضان و غیر رمضان [در آغاز آن] تکبیر میگفت، و سپس هنگام رکوع تکبیر میگفت، سپس میگفت: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، سپس پیش از رفتن به سجده میگفت: رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ، سپس هنگام رفتن به سجده تکبیر میگفت، و هنگام سر بلند کردن از سجده تکبیر میگفت، سپس هنگام رفتن به سجده تکبیر میگفت، سپس هنگام برخاستن از سجده تکبیر میگفت، سپس هنگام برخاستن از جلوس در رکعت دوم تکبیر میگفت، و این را در هر رکعت انجام میداد تا آنکه نمازش را به پایان میرساند، سپس بعد از پایان نماز میگفت: قسم به آنکه جانم به دست اوست، نماز من شبیهتر از شما به نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم است، این نماز او بود تا آنکه از دنیا رفت.
متفق علیهابوهریره رضی الله عنه بخشی از روش نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم را روایت میکند، و بیان میدارد که ایشان هرگاه برای نماز برمیخواست تکبیر احرام را میگفت، سپس هنگام انتقال به رکوع و هنگام سجده، و هنگام بلند شدن از سجده، و هنگام رفتن به سجدهٔ دوم، و هنگام برخاستن از سجده، و هنگام برخاستن از دو رکعت اول پس از نشستن برای تشهد اول در نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی، تکبیر میگفت و این را در همهٔ نمازش تا پایان آن انجام میداد، و هنگام برخاستن از رکوع سمع الله لمن حمده میگفت، و سپس هنگامی که [پس از رکوع] میایستاد میگفت: ربنا لك الحمد. سپس ابوهریره پس از پایان نماز فرمود: قسم به آنکه جانم به دست اوست، من در میان شما شبیهترین نماز را به نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم دارم، زیرا همین روش نماز ایشان بود تا از دنیا رفتند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَسْوَأُ النَّاسِ سَرَقَةً الَّذِي يَسْرِقُ صَلَاتَهُ» یعنی: «بدترین دزدی، دزدی آن کسی است که نمازش را میدزدد». گفتند: چگونه نمازش را میدزدد؟ فرمود: «لَا يُتِمُّ رُكُوعَهَا، وَلَا سُجُودَهَا». یعنی: «رکوع و سجودش را کامل نمیکند».
ابن ماجه روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که زشتترین دزدی، دزدی کسی است که از نمازش میدزدد؛ زیرا اگر مال دیگری را بردارد، چه بسا در دنیا از آن سود ببرد، برخلاف این سارق که حق خودش از اجر و ثواب را میدزدد. گفتند: یا رسول الله، چگونه از نمازش میدزدد؟ فرمود: رکوع و سجودش را کامل انجام نمیدهد؛ یعنی در رکوع و سجدهاش عجله میکند و آن را به شکل کامل انجام نمیدهد.
از ابن ابی اَوفیٰ رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم هرگاه از رکوع برمیخاست میفرمود: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، مِلْءَ السَّمَاوَاتِ وَمِلْءَ الْأَرْضِ وَمِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ» یعنی: «الله شنید آنکه را حمدش گفت، بار الها و پروردگارا، حمد از آن توست، به مملوء بودن آسمانها، و به مملوء بودن زمین، و به مملوء بودن هر آنچه تو پس از آن بخواهی».
مسلم روایت کردهپیامبر صلی الله علیه وسلم هر گاه از رکوع در نماز بلند می شد میفرمود: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنی: آنکه حمد الله تعالی را به جای آورد الله نیز او را استجابت میکند، و ستایش او را میپذیرد، و برایش اجر میدهد، سپس حمد الله را اینگونه به جا میآورد که: «اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، مِلْءَ السَّمَاوَاتِ وَمِلْءَ الْأَرْضِ وَمِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ» یعنی: ای الله! پروردگار ما، حمد وستايش تو را است، حمدی که آسمانها و زمین و ما بین آنها را مملوء میکند و هرچیزی را که الله بخواهد مملوء میکند.