Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way






























Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
ابوموسی اشعری رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم خود را با اسامی می نامید که وی موارد زیر را به خاطر سپرده است: "محمد"، "احمد"، "مقفی"، به معنی آخرین و خاتم پیامبران. همچنین "حاشر"، به معنی اولین کسی که حشر می شود، همچنین "پیامبر رحمت"، یعنی: با شریعت و احکامی که آورده برای تمام مردم دنیا نرمی و مهربانی و شفقت و رحمت به ارمغان اورده است و این شفقت او بطور ویژه برای مؤمنان است که ویژگی های خاصی دارند. از دیگر نام های ایشان "پیامبر توبه" است، به معنی: کسی که به پذیرش توبه با نیت و قول فرستاده شده است. درحالی که توبه ی برخی از امت ها با کشتن خودشان میسر بود. یا او کسی است که توبه در امتش گسترده و عمومی است، زیرا وقتی امت ایشان از نظر تعداد بیش از سایر امت ها باشند، توبه آنها نیز بیش از توبه دیگران خواهد بود؛ همچنین ایشان "پیامبر جنگ" است و به خاطر حرص زیاد ایشان برای جهاد برای اعلای کلمه ی الله چنین نامیده شده است.
هر نوزادی که متولد می شود، به محض تولد شیطان ضربه ای به پهلویش وارد می کند که در اثر آن با فریاد گریه می کند؛ اما مریم و پسرش علیهما السلام از این مساله استثنا هستند و الله متعال به هنگام ولادت شان، آنان را از این مورد مصون داشته است. و دلیل آن دعای مادر مریم می باشد که گفت: «وإنِّي أُعِيذُها بك وذُرِّيَّتَها من الشَّيطان الرَّجِيمِ»: «او و فرزندانش را از [شرِ] شیطانِ رانده شده، در پناه تو قرار مى دهم». و الله متعال دعای مادر مریم را قبول نمود و مریم و پسرش عیسی را از ضربه زدن شیطانِ - مطرود از رحمت الله - به پهلوی آنها حفظ نمود. مریم فرزندی جز عیسی علیه السلام نداشت. و این لمس و ضربه ی شیطان حقیقی است و بنابر دیدگاه برخی از معتزلیان، معنای آن طمع شیطان در فریب انسان نیست. بلکه ایمان به حقیقی بودن آن واجب است، چنانکه مذهب اهل سنت و جماعت همین است.
در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که خضر علیه السلام از این جهت به این اسم نامیده شده، چون در هر زمین خشکی می نشست که گیاهی در آن نبود، به دنبال آن سبزه می رویید. ذکر خضر در قرآن کریم و در داستان موسی در سوره ی کهف آمده است. علما در مورد او اختلاف کرده اند که آیا پیامبر بوده یا ولی صالحی بوده است؛ و دیدگاه صحیح آن است که ایشان پیامبر بوده است.
بزرگواری که مکارم اخلاقی را به همراه شرف نبوت در خود جمع کرده است و فرزند سه تن از پیامبران متوالی بوده و علاوه بر این شرف علم تعبیر خواب و ریاست و مدیریت رعیت با سیرتی نیکو و صورتی زیبا دارد، پیامبر الله یوسف، پسر پیامبر الله یعقوب، پسر پیامبر الله اسحاق، پسر پیامبر الله ابراهیم علیهم السلام می باشد.
در این حدیث رسول الله صلى الله عليه وسلم برای انصار و فرزندان آنها و فرزندانِ فرزندان آنها (نوه های شان) دعای مغفرت می کند؛ و این فضیلتی آشکار برای آنها و فرزندان آنان پس از ایشان می باشد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که دختر ایشان فاطمه بخشی از وجود ایشان می باشد؛ بنابراین هرکس او را ناراحت کند، گویا رسول الله صلی الله علیه وسلم را ناراحت کرده است.
مردی از اهل عراق از ابن عمر رضی الله عنهما سوال می کند: آیا برای کسی جایز است در حالت احرام حشرات کوچک و مضر مانند پشه را بکشد؟ و ابن عمر رضی الله عنه شگفت زده از توجه امثال این شخص به امور کوچک و ناچیز در کنار جرات شان بر ارتکاب کبائر می گوید: «این را ببینید، از من در مورد ریختن خون پشه می پرسد درحالی که فرزند رسول الله صلى الله عليه وسلم را كشته اند». یعنی مرتکب امور هلاک کننده می شوند و بر کشتن نوه ی رسول الله صلى الله عليه وسلم جرات می یابند و با این همه اظهار کمال تقوا و پارسایی در مناسک شان می کنند و از کشتن پشه می پرسند؛ سپس می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «هُمَا رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا»: «حسن و حسين، گلهای خوشبوی من در دنيا هستند». یعنی آنها فرزندان من هستند که آنان را بو می کنم و می بوسم گویا از جمله گلهای خوشبویی هستند که مردم می بویند.
ابوهریره رضی الله عنه همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم در یکی از بازارهای مدینه است که رسول الله صلى الله عليه وسلم بازمی گردد و او هم به همراه ایشان باز می گردد؛ و رسول الله صلى الله عليه وسلم به خانه ی فاطمه رضی الله عنها می رود و سراغ حسن رضی الله عنه را می گیرد و می گوید: «کوچولو کجاست؟» او را صدا بزنید. پس حسن بن علی برخاسته و به سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم به راه می افتد درحالی که گردنبندی در گردن دارد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم دستش را دراز می کند تا حسن را در آغوش بگیرد و حسن دستش را دراز می کند و یکدیگر را در بغل می گیرند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «یا الله، من او را دوست دارم پس او را دوست بدار و دوست بدار کسی که او را دوست بدارد». ابوهریره می گوید: بعد از آن کسی نزد من محبوب تر از حسن بن علی نبود.
رسول الله صلی الله علیه وسلم به عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که جبریل به او سلام کرده است؛ و عایشه رضی الله عنها در پاسخ می گوید: وعليه السلام ورحمة الله وبركاته؛ ای رسول الله تو چیزی را می بینی که من نمی بینم؛ منظورش این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم جبریل را می بیند و عایشه او را نمی بیند.