





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از جریر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که می گوید: ما در اولِ روز نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم نشسته بوديم که گروهی پابرهنه و نيمه عريان که پارچه های پشمين را از وسط سوراخ کرده و پوشيده بودند و شمشيرهای شان را به گردن آويخته و بيشتر آنها، بلکه همگی از قبيله ی «مُضَر» بودند، نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدند. و چون رسول الله صلى الله عليه وسلم شدت فقر و تنگدستی آنها را ديد، چهره اش دگرگون شد؛ به منزل رفت و سپس بازگشت و به بلال دستور داد که اذان و اقامه بگويد. سپس نماز خواند و آنگاه سخنرانی کرد و اين آيه را تا پايان آن خواند که (الله متعال فرموده است): «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا»: «ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید [همان ذاتی] که شما را از یک تن آفرید و همسرش را [نیز] از او آفرید و از [نسلِ] آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکند؛ و از پروردگاری که به [نام] او از یکدیگر درخواست می کنید پروا نمایید و از [گسستن] پیوند خویشاوندی بپرهیزید. بی گمان، الله همواره مراقب [و نگهبان] شماست». سپس آيه ی ديگری را که در پايان سوره ی «حشر» است، قرائت نمود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ»: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از الله پروا کنید؛ و هرکس باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است». آنگاه فرمود: «تَصَدَّق رَجُلٌ مِن دِينَارِهِ، مِن دِرهَمِهِ، مِن ثَوبِهِ، مِن صَاعِ بُرِّهِ، مِنْ صَاعِ تَمرِهِ - حتَّى قال - وَلَو بِشِقِّ تَمرَة»: «هرکس از درهم، دينار، لباس و از پيمانه ی گندم و خرمايش صدقه دهد». تا آنجا که فرمود: «(صدقه دهيد؛) اگرچه نصف خرمايی باشد». این بود که مردی از انصار رضی الله عنهم کيسه ای آورد که نزديک بود دستش از حمل آن عاجز شود، بلکه عاجز شده بود و نمی توانست آن را بردارد؛ چون سنگين بود. و به همین ترتیب مردم کمک می کردند تا اینکه دو خرمن غذا و لباس در مسجد جمع شد. و چهره ی رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديدم که از فرط شادی مانند طلا می درخشيد. اینجا بود که فرمود: «مَنْ سَنَّ فِي الإِسلاَم سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا، وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ، مِنْ غَيرِ أَنْ يَنْقُصَ مِن أُجُورِهِم شَيءٌ، وَمَنْ سَنَّ فِي الإِسلاَم سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيه وِزْرُهَا، وَوِزرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ بعدِه، من غير أن ينقُص مِن أَوزَارِهَم شيء»: «هرکس پایه گذار روش نيکويی در اسلام باشد، پاداش آن و پاداش کسانی که پس از او به آن عمل کنند، به او می رسد؛ بی آنکه چيزی از اجر و پاداش آنها کم گردد. و هرکس روش بدی در اسلام پايه گذاری کند، گناه آن و گناه کسانی که پس از او به آن عمل نمايند، به او می رسد و ذره ای از گناهان آنها کاسته نمی شود».
به روایت مسلمحدیث جریر بن عبدالله بجلی رضی الله عنه حدیث بزرگی است که بیانگر دلسوزی رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به امتش می باشد. در این حدیث آمده که صحابه در ابتدای روز با رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند که گروهی اکثرا یا همه از قبیله ی مضر درحالی نزد ایشان آمدند که پارچه های پشمين را از وسط سوراخ کرده و پوشيده و شمشيرهای شان را به گردن آويخته بودند. یعنی کسانی بودند که لباسی جز به اندازه ی پوشیدن عورت خود نداشتند و آن را از گردن خود آویزان کرده بودند و شمشیر به همراه داشتند؛ و به این ترتیب آماده ی جهادی بودند که بدان امر شده بودند. با دیدن این صحنه و نیازمندی آنان، چهره ی مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم دگرگون شد؛ و این درحالی بود که آنان از مضر بودند، یکی از گرامی ترین قبایل عرب؛ اما نیاز و نیازمندی آنها را به این وضعیت دچار کرده بود. این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به خانه اش رفت و بازگشت و به بلال دستور داد اذان بگوید؛ سپس نماز خواند و به ایراد سخن پرداخت؛ و طبق عادت ابتدا حمد و ستایش الله گفت؛ سپس این دو آیه را خواند: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا»: «ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید [همان ذاتی] که شما را از یک تن آفرید و همسرش را [نیز] از او آفرید و از [نسلِ] آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکند؛ و از پروردگاری که به [نام] او از یکدیگر درخواست می کنید پروا نمایید و از [گسستن] پیوند خویشاوندی بپرهیزید. بی گمان، الله همواره مراقب [و نگهبان] شماست». «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ»: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از الله پروا کنید؛ و هرکس باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است». سپس به صدقه دادن تشویق کرد و فرمود: «هرکس از درهم، دينار، لباس و از پيمانه ی گندم و خرمايش صدقه دهد». تا آنجا که فرمود: «(صدقه دهيد؛) اگرچه نصف خرمايی باشد». و صحابه رضی الله عنهم که اشتياق وافری به انجام کارهای نيک داشتند و در چنین مواردی شتاب می کردند و فرصت را از دست نمی دادند و بلکه با یکدیگر مسابقه داده و از هم سبقت می گرفتند، به خانه های شان رفتند و صدقات خود را به مسجد آوردند؛ حتی یکی از آنها کیسه ای در دست داشت که نزدیک بود دستش توان حمل آن را نداشته باشد؛ و از توان وی بیشتر بود؛ و آن را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم گذاشت؛ به همین ترتیب هریک از صحابه صدقه ای آورد؛ و چنانکه جریر می گوید دو خرمن انباشته از غذا و لباس و چیزهای دیگر جمع شد. و با دیدن این صحنه و این رقابت در امر خیر که نیاز فقرا با آن برطرف می شد، چهره ی رسول الله صلى الله عليه وسلم از فرط شادی مانند طلا می درخشيد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «هرکس در اسلام پایه گذار روش نيکويی باشد، پاداش آن و پاداش کسانی که پس از او به آن عمل کنند، به او می رسد؛ بی آنکه چيزی از اجر و پاداش آنها کم گردد. و هرکس روش بدی در اسلام پايه گذاری کند، گناه آن و گناه کسانی که پس از او به آن عمل نمايند، به او می رسد و ذره ای از گناهان آنها کاسته نمی شود». مراد از «سُنَّةً» در اینکه فرمود: «مَنْ سَنَّ فِي الإِسلاَم سُنَّةً حَسَنَةً» عمل نمودن به سنت می باشد و منظور کسی نیست که بدعتی را ایجاد کند. چون هرکس در اسلام بدعتی بوجود بیاورد، بدعت وی مردود بوده و نیکو نیست. بلکه مراد از کسی که آن را پای گذاری نموده و سنت نهد، اولین کسی است که بدان عمل کند مانند مردی که کیسه ای از صدقه با خود آورد.
از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «قَالَ اللهُ -عَزَّ وجَلَّ-: المُتَحَابُّون فِي جَلاَلِي، لَهُم مَنَابِرُ مِن نُورٍ يَغْبِطُهُم النَبِيُّونَ والشُهَدَاء»: «الله عز وجل می فرمايد: کسانی که به خاطر عظمت من (در راستای اطاعت و بندگی) با يکديگر دوستی و محبت می کنند، منبرهايی از نور دارند که پيامبران و شهيدان به آنان غبطه می خورند».
به روایت ترمذی - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر داده و روایت می کند که الله عزوجل در مورد گروهی از مومنان می فرماید: در روز قیامت از منبرها و مکان های بلندی برخوردارند که بر آنها می نشینند؛ و به این ترتیب الله متعال آنها را گرامی می دارد؛ و علت این استقبال گرم، آن است که در دنیا به خاطر عظمت و بزرگی الله متعال و در راه او و به سبب ایمان یکدیگر را دوست داشتند؛ تا جایی که حتی پیامبران هم آرزو می کنند در جایگاه آنان باشند؛ اما از این مساله بهتر بودن آنها از پیامبران علیهم السلام لازم نمی آید؛ چون اقتضای فضل خاص، فضل عام نیست.
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا وُضِعَتِ الْجِنَازَةُ وَاحْتَمَلَهَا الرِّجَالُ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ فَإِنْ كَانَتْ صَالِحَةً قَالَتْ: قَدِّمُونِي، وَإِنْ كَانَتْ غَيْرَ صَالِحَةٍ قَالَتْ: يَا وَيْلَهَا أَيْنَ يَذْهَبُونَ بِهَا؟ يَسْمَعُ صَوْتَهَا كُلُّ شَيْءٍ إِلَّا الْإِنْسَانَ، وَلَوْ سَمِعَهُ صَعِقَ». یعنی: «هرگاه جنازه گذاشته شود و مردان آن را بر دوشهایشان حمل کنند، پس اگر [جنازهٔ شخص] صالحی باشد، میگوید: مرا پیش ببرید. و اگر غیر صالح باشد، میگوید: ای وای بر او! او را کجا میبرند؟ همه چیز جز انسان، صدایش را میشنود، و اگر انسان آن را میشنید، بیهوش میشد».
به روایت بخاریپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که هرگاه جنازه بر تابوت گذاشته شود و مردان آن را بر دوشهایشان حمل کنند، پس اگر [روح] صالحی باشد، به خاطر نعمتهایی که در پیش روی خود میبیند، میگوید: مرا پیش ببرید. و اگر غیر صالح باشد، به خاطر عذابی که در پیش روی خود میبیند، با صدایی ناخوشایند فریاد میزند: ای هلاکت او! او را کجا میبرند؟! همه چیز جز انسان صدایش را میشنود، و اگر انسان آن را میشنید، از شدت آنچه میشنید، از هوش میرفت.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَمَّا خَلَقَ الله آدم - صلى الله عليه وسلم - قال: اذْهَبْ فَسَلِّمْ عَلَى أُولئِكَ -نَفَرٍ مِنَ الَمَلاَئكة جُلُوسٌ- فاسْتمعْ مَا يُحَيُّونَكَ؛ فَإنَّها تَحيَّتُكَ وَتَحِيَّةُ ذُرِّيَّتِك. فقال: السَّلام عَلَيْكُمْ، فقالوا: السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمةُ الله، فَزادُوه: وَرَحْمةُ الله»: «زمانی که الله متعال آدم - صلى الله عليه وسلم - را آفريد، به او فرمود: برو و به آنها - گروهی از ملائکه که نشسته بودند - سلام کن و گوش بده چه جوابی به تو می دهند؛ زيرا اين (روشِ) سلامِ تو و فرزندان توست. آدم (- عليه السلام - نزدشان رفت و) گفت: "السلام عليکم". ملائکه پاسخ دادند: «السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمةُ الله»؛ و عبارتِ «وَرَحْمةُ الله» را به آن افزودند».
متفق علیهمعنای حدیث: زمانی که الله متعال آدم علیه السلام را خلق نمود، امر نمود تا نزد گروهی از ملائکه برود که تعداد آنها بین سه تا نه نفر بوده است و به آنها سلام کند و پاسخ آنها را بشنود، چون آنچه می شنود و به طور کلی روش سلام کردن بین او و ملائکه، سلام کردن مشروع برای او و فرزندانی از اوست که بر دین پیامبران خواهند بود و از سنت آنها پیروی می کنند. این بود که آدم علیه السلام به ملائکه گفت: السلام علیکم؛ و آنها در پاسخ گفتند: السلام عليك ورحمة الله؛ و «ورحمة الله» را در پاسخ به آن افزودند؛ و این همان صیغه ی مشروع سلام کردن و پاسخ دادن سلام می باشد. و در احادیث دیگر علاوه بر این، «وبرکاته» هم ذکر شده است، چه در سلام دادن و چه در پاسخ سلام.
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که هرگاه نيازمندی جويای کمک بود، نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم می آمد و ايشان رو به اصحابِ حاضر در جلسه می فرمود: «اشْفَعُوا تُؤجَرُوا، ويَقْضِي اللَّه عَلَى لِسان نَبِيِّهِ ما أَحبَّ»: «(برای رفع نيازش) سفارش کنيد تا پاداش بيابيد. و الله آنچه دوست داشته باشد - و به روايتی: آنچه بخواهد - بر زبان پيامبرش جاری می کند».
متفق علیهاین حدیث شامل اصل بزرگ و نکته ی مهمی است؛ و آن عبارت است از اینکه بنده در امور خیر تلاش کند؛ چه کارش نتیجه دهد و نتایج و ثمرات آن به دست آید یا بخشی از آنها حاصل گردد یا اصلا نتیجه ای حاصل نشود. یکی از مصادیق آن میانجی گری برای نیازمندان نزد پادشاهان، حکام و بزرگان و کسانی است که مرجع تامین نیازهای مردم هستند. بسیاری از مردم اگر بدانند شفاعت و میانجی گری آنها مورد قبول قرار نمی گیرد، از تلاش کردن در این زمینه خودداری می کنند؛ و به این ترتیب خود را از خیر زیادی نزد الله و کمک به برادر مسلمان محروم می کنند. به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم اصحاب بزرگوارش را امر می کند تا جهت شفاعت و میانجی گری برای نیازمندان تلاش کنند تا اجر و پاداشی را به دست آورند که نزد الله متعال است. چنانکه می فرماید: «(برای رفع نيازش) سفارش کنيد تا پاداش بيابيد». و شفاعت نیکو نزد الله متعال محبوب و مورد رضایت اوست. الله متعال می فرماید: «مَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا»: «کسی که شفاعت [= میانجی گریِ] پسندیده ای کند، از [خیرِ] آن نصیبی خواهد داشت». در این وضعیت علاوه بر اینکه انسان پاداشی را به دست می آورد، همچنین به برادر مسلمانش نیکی می کند. و چه بسا شفاعت وی مورد قبول کسی قرار گیرد که نزد وی شفاعت نموده یا حداقل بخشی از مراد وی حاصل گردد. بنابراین تلاش در امور خیر و معروف که در مورد آنها احتمال پاسخ گرفتن و نگرفتن وجود دارد، از امور خیر است و باعث عادت دادن و تربیت نفس جهت همکاری و همراهی در امور خیر بوده و مقدمه ای است برای شفاعت هایی که پاسخ داده می شوند یا گمان پذیرفته شدن آنها می رود. اما اینکه فرمود: «ويَقْضِي اللَّه عَلَى لِسان نَبِيِّهِ ما أَحبَّ»: «و الله آنچه دوست داشته باشد بر زبان پيامبرش جاری می کند». به معنای مواردی است که در علم الله متعال گذشته است و اراده ی الله بر وقوع آنها یا عدم آنها رفته است. آنچه مطلوب است، شفاعت و ثواب و پاداش آن می باشد؛ فرقی نمی کند آنچه برای آن شفاعت شده حاصل گردد یا مانعی در حصول آن وجود داشته باشد.
از ابوعبدالرحمن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: گويا هم اكنون به رسول الله صلى الله عليه وسلم می نگرم كه از پيامبری حكايت می كند كه قومش او را زدند و خون آلودش کردند اما او درحالی كه خون را از چهره اش پاك می کرد، می گفت: «اللَّهمَّ اغْفِرْ لِقَوْمي فإِنَّهُمْ لا يعْلمُونَ»: «يا الله، قوم مرا ببخش که آنها نمی دانند».
متفق علیهپیامبرمان صلی الله علیه وسلم از پیامبری از پیامبران حکایت می کند که قومش او را زدند اما او درحالی که خون را از چهره اش پاک می کرد، برای آنها طلب مغفرت و بخشش می کرد؛ و این نهایت صبر و شکیبایی و بردباری است. و به دعا کردن برای آنها کفایت نکرد، بلکه از باب دلسوزی برای آنان عذر آورد که حقیقت امور را نمی دانند و نسبت به آن جاهل هستند.
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذا أَرادَ اللَّه تعالى رحمةَ أُمَّةٍ، قَبضَ نبيَّهَا قَبلَها، فجعلَهُ لها فَرَطاً وسلَفاً بين يَدَيها، وإذا أرادَ هَلَكةَ أُمَّةٍ، عذَّبَها ونبيُّهَا حَيٌّ، فَأَهْلَكَهَا وهوَ حَيُّ يَنظُرُ، فَأَقَرَّ عينَهُ بِهلاكها حين كذَّبوهُ وعصَوا أَمْرَهُ»: «وقتی الله متعال بخواهد بر امتی رحم کند (و آنها را از رحمتش برخوردار سازد)، پيامبرشان را پيش از خودشان از دنيا می برد و او را برای امتش ذخيره ی آخرت قرار می دهد تا پيشاپيش امتش قرار بگيرد (و برای آنها شفاعت کند)؛ ولی آنگاه که الله متعال قصد نابودی امتی را داشته باشد، درحالی که پيامبرشان زنده و نظاره گر است، آنها را عذاب مي کند تا بدان سبب که پيامبرشان را انکار کردند و از او نافرمانی نمودند، چشمانِ پيامبر را به هلاکت امت نافرمانش روشن بگرداند».
به روایت مسلممعنای این حدیث: چون الله متعال اراده ی خیر و خوبی در مورد امتی داشته باشد، پیامبرشان را از دنیا می برد و خودشان را باقی می گذارد و پیامبرشان را پیشاپیش آنان در بهشت قرار می دهد و شفیع آن امت خواهد بود. اصل «الفرط» به معنای کسی است که پیش از دیگران قرار دارد تا برای آنها چیزهایی را آماده کند که در منازل شان نیاز دارند؛ اما بعدا در مورد کسی به کار رفته که برای کسان پشت سر خود شفاعت می کند. و در حدیث دیگری آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أنا فَرَطُكُمْ عَلَى الْحَوْضِ» یعنی من پیش از شما خواهم بود تا برای شما آب آماده کنم. و هنگامی که اراده ی هلاکت و نابودی امتی را داشته باشد، درحالی که پیامبرشان زنده و نظاره گر است، آنها را عذاب می کند؛ چنانکه برای قوم نوح و سایر انبیاء اتفاق افتاد. در اینجا گویا رسول الله صلی الله علیه وسلم از رحمت پروردگار جهانیان نسبت به این امت خبر می دهد. چنانکه خود رحمتی است که الله متعال به این امت هدیه کرده است؛ آنجا که می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ »: «و [ای محمد،] تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم». و الله متعال به این امت وعده داده که آنها را عذاب نمی کند مادامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان آنها می باشد. و به این ترتیب به فضل و کرم خود بر آنها افزوده است؛ چنانکه می فرماید: «وَمَا كَانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»: «و[لى ای محمد،] تا تو در میان آنان هستى، الله بر آن نیست كه عذاب شان كند و تا زمانی که [از درگاه الهی] آمرزش می طلبند، الله عذاب كننده ی آنان نیست».
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم در تقسيم غنايم «حنين» سهم بيشتری به برخی از مردم داد: به اقرع بن حابس صد شتر بخشيد و به عيينه بن حِصن نيز همين مقدار بخشيد و به تعدادی از اشراف عرب هم عطا نمود و سهمی بيش از ديگران به آنها داد. این بود که مردی گفت: به الله سوگند در اين تقسيم عدالت رعايت نشده و خشنودی الله مورد توجه قرار نگرفته است. گفتم: به الله سوگند که به رسول الله صلى الله عليه وسلم خبر می دهم. سپس نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم رفتم و ایشان را در جریان گفته ی آن شخص قرار دادم که چهره اش تغيير کرد و به شدت قرمز شد؛ آنگاه فرمود: «فَمنْ يَعْدِلُ إِذَا لَمْ يعدِلِ اللَّهُ ورسُولُه؟»: «اگر الله و رسولش عدالت را رعايت نكنند، پس چه كسی عدالت را رعايت می كند؟» سپس فرمود: «يرحَمُ اللَّهُ موسى قَدْ أُوْذِيَ بِأَكْثَرَ مِنْ هَذَا فَصبرَ»: «رحمت الله بر موسی كه بيش از اين مورد اذيت و آزار قرار گرفت، ولی صبر كرد». با خود گفتم: از اين پس هيچ سخنی را به رسول الله صلى الله عليه وسلم نمی رسانم.
متفق علیهعبدالله بن مسعود رضی الله عنه خبر می دهد که آنها در غزوه ی حنین بودند؛ غزوه ی حنین همان غزوه ی طائف است که بعد از فتح مکه بود. در این غزوه رسول الله صلی الله علیه وسلم غنایم زیادی از شتر و گوسفند و درهم و دینار به دست آورد؛ سپس در جعرانه توقف نمود. جعرانه محلی در انتهای حرم از سمت طائف بود. در این مکان توقف کرد و غنایم را بین کسانی که در این غزوه شرکت داشتند، تقسیم کرد. و در تقسیم آنها به اقرع بن حابس صد شتر داد و صد شتر به عیینه بن حصن داد و مقداری از غنایم را به اشرافی از عرب داد تا نظر آنها را به اسلام جلب کند. چون در صورتی که اسلام با هدایایی به آنها نیکی کند، کسانی که پیرو آنها هستند اسلام می آورند. و این قدرت و عزت اسلام را به دنبال دارد؛ در این میان رسول الله صلی الله علیه وسلم به کسانی که از ایمان قوی برخوردار بودند و به سبب اعتمادی که به ایمان شان داشت، چیزی نداد. در این میان مردی بود که وقتی نوع تقسیم غنایم را مشاهده کرد که از غنایم به اشراف قوم و روسای قبایل داده می شود و به عده ای چیزی داده نمی شود، گفت: به الله سوگند در این تقسیم عدالت رعایت نشده و خشنودی الله مد نظر قرار نگرفته است. وقتی ابن مسعود رضی الله عنه این سخن را شنید، به سرعت نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت و ایشان را در جریان سخنان وی گذاشت. چون قبلا سوگند یاد کرده بود که ایشان را در جریان بگذارد. وقتی به ایشان خبر داد، رسول الله صلی الله علیه وسلم بسیار خشمگین شد تا جایی که رنگ چهره اش تغییر کرد و قرمز شد؛ سپس فرمود: «اگر الله و رسولش عدالت را رعایت نکنند، پس چه کسی عادلانه رفتار می کند؟» و به این ترتیب این برداشت نا بجا را انکار نمود. سپس فرمود: «رحمت الله بر موسی که بیش از این اذیت و آزار دید و صبر کرد». وقتی ابن مسعود رضی الله عنه متوجه شد رسول الله صلی الله علیه وسلم با شنیدن این مساله چه حال و وضعی پیدا کرد، با خود گفت: هرگاه سخنی از این دسته از مردم شنیدم که ناروا و نادرست بود، هرگز آن را به رسول الله صلی الله علیه وسلم نمی رسانم؛ چون شدت ناراحتی ایشان از شنیدن آن سخن را شاهد بود. البته مادامی ایشان را در جریان نخواهد گذاشت که آن سخن با ضرر و زیانی متوجه رسول الله صلی الله علیه وسلم و اسلام همراه نباشد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كَانَ زَكَرِيَّا - عليه السلام - نَجَّاراً»: «زکريا عليه السلام نجار بود».
به روایت مسلمدر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که شغل زکریا علیه السلام که از آن کسب درآمد می کرده، نجاری بوده است.