





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَلاَ أُحَدِّثُكُمْ حَدِيثًا عَنِ الدَّجَّالِ، مَا حَدَّثَ بِهِ نَبِيٌّ قَوْمَهُ؟ إِنَّهُ أَعْوَرُ، وَإِنَّهُ يَجِيءُ مَعَهُ بِمِثَالِ الجَنَّةِ وَالنَّارِ، فَالَّتِي يَقُولُ إِنَّهَا الجَنَّةُ هِيَ النَّارُ، وَإِنِّي أُنْذِرُكُمْ كَمَا أَنْذَرَ بِهِ نُوحٌ قَوْمَهُ»: «آیا دربارهٔ دجال به شما حدیثی نگویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته باشد؟ او کور و یک چشم است و با خود چیزی مانند بهشت و دوزخ میآورد، پس آنچه میگوید بهشت است [در حقیقت] دوزخ است و من (دربارهٔ او) به شما هشدار میدهم، چنانکه نوح قومش را هشدار داد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ دجال و صفات و نشانههای او به یارانش خبرهایی میدهد که پیامبری پیش از ایشان نگفته است، از جمله اینکه: یک چشم او کور است. و اینکه الله تعالی همراه او - آنطور که به نظر میآید - همانند بهشت و دوزخ قرار داده است. اما بهشت او دوزخ است و دوزخ او بهشت است؛ کسی که از او اطاعت کند وارد بهشتی میکند که در نگاه مردم بهشت است، اما در حقیقت دوزخی سوزان است؛ و کسی که از او سرپیچی کند، وارد دوزخی میکند که در چشم مردم دوزخ است، اما درحقیقت بهشتی نیکوست. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ما را از فتنهٔ او برحذر میدارد، همانطور که نوح قومش را از این فتنه برحذر داشته بود.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «الرَّجُلُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُر أَحَدُكُم مَنْ يُخَالِل»: «مرد بر دین دوست خاص و صمیمی خود است، پس باید هریک از شما بنگرد که با چه کسی دوستی صمیمی دارد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمدپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان کردهاند که انسان در سیرت و عاداتش به دوست صمیمی و خاص خود شبیه خواهد شد؛ و این دوستی بر اخلاق و رفتار و تصرفاتش اثر خواهد گذاشت. به همین دلیل به انتخاب خوب و درست دوست راهنمایی میکند؛ زیرا دوست خوب او را به ایمان و هدایت و خیر و خوبی راهنمایی میکند و یار و یاور دوستش خواهد بود.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ فِتَنًا كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، يُصْبِحُ الرَّجُلُ مُؤْمِنًا وَيُمْسِي كَافِرًا، أَوْ يُمْسِي مُؤْمِنًا وَيُصْبِحُ كَافِرًا، يَبِيعُ دِينَهُ بِعَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا»: «پیش از فتنههایی مانند تکههای شب تاریک، به انجام اعمال بشتابید [آنگاه که] شخص درحالی شب را به صبح میرساند که مؤمن است و هنگام شام کافر میشود، یا صبح را درحالیکه مؤمن است به شام میرساند و صبح کافر میشود؛ دینش را در برابر کالایی از دنیا میفروشد».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ مؤمن را به شتاب در انجام اعمال صالح و بیشتر انجام دادن کارهای نیک تشویق میکند پیش از آنکه با روی آوردن فتنهها و شبهاتی که مانع انجام اعمال نیک شده و از آنها بازمیدارند، انجام آنها ناممکن شود. فتنههایی که مانند تکههای شب تاریک است و حق و باطل در آنها آمخیته میشود و تشخیص آنها از یکدیگر برای مردم دشوار میشود و لغزش انسان به جایی میرسد که صبح مؤمن است و به وقت شام کافر میشود، یا هنگام شام مؤمن است و صبح کافر میشود. دینش را برای کالایی از دنیای فانی ترک میکند.
از زینب بنت جَحش ـ رضی الله عنها ـ روایت است که: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی نزد ایشان آمدند که وحشت زده بودن و میگفتند: «لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَيْلٌ لِلْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ، فُتِحَ اليَوْمَ مِنْ رَدْمِ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مِثْلُ هَذِهِ»: «لا اله الا الله، وای بر عرب از شری که نزدیک شده است، امروز از سد یاجوج و ماجوج مانند این باز شده است» و با انگشت شست و انگشت بعدی حلقهای ایجاد کرد. زینب بنت جَجش میگوید: گفتم یا رسول الله، آیا درحالیکه صالحان در بین ما هستند هلاک خواهیم شد؟ فرمود: «نَعَمْ إِذَا كَثُرَ الخَبَثُ»: «آری، زمانی که ناپاکی زیاد شود».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی نزد زینب بنت جحش ـ رضی الله عنها ـ میرود که میترسد و بیم دارد و در همین حال میگويد: «لا اله الا الله» و این اعلان و انتظار امری ناپسند بود كه رخ خواهد داد و نجاتی از آن نیست مگر با پناه بردن به الله. سپس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: وای بر عرب از شری که وقوعش نزدیک است. امروز از سد یاجوج و ماجوج به مانند این باز شده است. و با انگشت شست و انگشت کناریاش حلقهای ايجاد نمود. و این همان سدی است که ذوالقرنین ساخته است. پس زینب ـ رضی الله عنها ـ گفت: چگونه درحالیکه مؤمنان نیکوکار در بین ما هستند، خداوند هلاکت و نابودی را سهم ما میکند؟ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: زمانی که ناپاکیهای مثل فسق و فجور و گناهان و زنا و مصرف مسکرات و دیگر نافرمانیها زیاد شود، هلاکت و نابودی همه را دربرمیگیرد.
از ابوهُریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا يَزَال الْبَلاءُ بِالْمُؤْمِنِ وَالْمؤمِنَةِ في نَفْسِهِ وَولَدِهِ ومَالِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّه تعالى وَمَا عَلَيْهِ خَطِيئَةٌ»: «زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزندش مورد آزمايش قرار میگيرد تا آنکه الله متعال را در حالی ملاقات میکنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست».
به روایت ترمذی و احمدپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که بلا و آزمایش از بندهی مومن (زن و مرد) جدا نمیشود؛ چنانکه در مورد جان و سلامتی و بدنش مورد آزمایش قرار میگیرد و همچنین در مورد فرزندانش با بیماری یا وفات یا نافرمانی یا به هر نوع دیگری؛ و در مالش نیز مورد امتحان و آزمایش قرار میگیرد، چنانکه دچار فقر یا از بین رفتن مال و تجارت و سرقت اموال و کسادی بازار و تنگی روزی خواهد شد، تا آنکه الله تعالی با این بلاها همهٔ گناهانش را پاک میکند و هنگامی که به دیدار پروردگارش میرود، از همهٔ گناهان و خطاهایی که مرتکب شده، پاک باشد.
ابن عباس رضی الله عنهما در این مورد که الله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» می گوید: انداد به معنای شرک است که از راه رفتن مورچه بر سنگی سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. و مصداق آن این است که بگویی: به خدا سوگند و به حیات تو سوگند و به حیات من سوگند؛ و اینکه بگویی: اگر سگ نمی بود، دزد می آمد. و اگر مرغابی نمی بود دزد می آمد. و اینکه کسی به دیگری بگوید: آنچه که الله و تو بخواهید. و این سخن: اگر الله و فلانی نمی بودند. همه ی این موارد از مصادیق شرک هستند.
به روایت ابن ابی حاتمالله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»: «پس همتایانی برای الله قرار ندهید، درحالی که [حقیقت را] می دانید». الله متعال مردم را از اینکه برای او مثل و مانند و همتا قائل شوند و بخشی از عبادت را برای او انجام دهند، نهی می کند؛ این درحالی است که خود خوب می دانند خالق و رازق فقط الله است و این مثل و مانند و همتایانی که برای الله متعال قائل می شوند، ناتوان و نیازمند بوده و اختیار هیچ کاری را ندارند. ابن عباس رضی الله عنهما "انداد" را به شرک تفسیر می کند و مثال آن را چنین بیان می کند؛ اینکه از راه رفتن مورچه ای بر سنگ سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. سپس مصادیق آن را بیان می کند که عبارتند از: قسم خوردن به غیرالله؛ و بزرگ تر از آن اینکه الله متعال با غیرالله یکسان شمرده شود مانند این سوگند: سوگند به الله و زندگی ام؛ یا اینکه فقط سبب مورد توجه قرار گیرد و مسبب نادیده گرفته شود و امور به الله ارجاع داده نشود و گفته شود: اگر سگ نگهبان نمی بود، دزد می آمد. یا این سخن: اگر مرغابی در خانه نمی بود که ما را متوجه آمدن بیگانه کند، دزد می آمد. و از مصادیق شرک این است که کسی به دوستش بگوید: آنچه الله و تو بخواهید. و اینکه گفته شود: اگر الله و فلانی نمی بود. سپس در مورد همه ی این موارد تاکید می کند که مصداق شرک اصغر هستند؛ هرچند اگر گوینده ی این سخنان معتقد باشد فلانی یا مرغابی یا سگ ذاتا موثر هستند، مرتکب شرک اکبر شده است.
از حُذَیفه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَا تَقُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ وَشَاءَ فُلَانٌ، وَلَكِنْ قُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ ثُمَّ شَاءَ فُلَانٌ»: «نگویید آنچه الله و فلانی بخواهند، بلکه بگویید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد».
به روایت ابوداوود و نسائی در «السنن الکبری» و احمدپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از این نهی کردهاند که مسلمان چنین بگوید: «آنچه الله بخواهد و فلانی بخواهد»، یا آنچه الله و فلانی بخواهند؛ زیرا مشیت و ارادهٔ الله مطلق است و کسی در آن با او شریک نیست. اما آوردن واو عطف در این جمله، این احساس را ایجاد میکند که کسی با الله شریک است و [در ارادهشان] با هم یکسان هستند. بلکه بگوید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد. یعنی با گفتن «سپس» به جای «واو»، مشیت بنده را تابع مشیت الله کند، زیرا «سپس» نشانگر تعقیب و تراخی (بعدا آمدن) است.
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: اینکه به الله قسم دروغ یاد کنم برایم بهتر است از اینکه به غیرالله قسم راست بخورم.
به روایت ابن ابی شیبه - به روایت عبدالرزاقابن مسعود رضی الله عنه می گوید: بر فرض که به دروغ به الله قسم یاد کنم، این برایم بهتر است از اینکه به غیرالله قسم یاد کنم و راست بگویم؛ و از این جهت قسم دروغ خوردن به الله را بر قسم راست خوردن به غیرالله ترجیح می دهد، چون در این حالت قسم خوردن به الله، با نیکی توحید همراه است هرچند گناه دروغ را به همراه دارد؛ اما سوگند خوردن به غیرالله هرچند راست باشد، با نیکی راستگویی و بدی شرک همراه است. و نیکی توحید از نیکی راستگویی بزرگ تر است و بدی دروغ کمتر از بدی شرک می باشد.
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ، شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ، حَتَّى لَوْ دَخَلُوا فِي جُحْرِ ضَبٍّ لَاتَّبَعْتُمُوهُمْ»: «حتما وجب به وجب و گز به گز از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند پیروی خواهید کرد، تا جایی که اگر وارد لانهٔ سوسمار شوند، حتما در پی آنها خواهید رفت». گفتیم: یا رسول الله، آیا منظور شما یهودیان و نصرانیان هستند؟ فرمود: «فَمَنْ؟»: «پس چه کسی است؟».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از حال و وضع گروهی از امتش خبر میدهد که بعد از او در عقاید و کارها و عادات و سنتهای یهودیان و نصرانیان - وجب به وجب و گز به گز – مو به مو از آنان پیروی خواهند کرد، تا جایی که اگر وارد سوراخ سوسماری شوند، پشت سرشان به آن وارد خواهند شد.