





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که میگوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ وَلَا فِضَّةٍ، لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا، إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ وَجَبِينُهُ وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ، فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ، إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ»: «هر صاحبِ طلا و نقرهای که حق (زکاتِ) آن را ندهد، روز قیامت [طلا و نقرهاش] برای او به ورقهايی از آتش تبديل میشود و اين ورقها را در آتش دوزخ داغ میکنند و سپس با آن پهلو، پيشانی و پُشت او را داغ مینهند و هر بار که اين ورقها سرد شود، دوباره داغ میگردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازهٔ پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان، قضاوت میشود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ مشخص میگردد». گفته شد: یا رسول الله، [صاحب] شتران [چگونه خواهد بود]؟ فرمود: «وَلَا صَاحِبُ إِبِلٍ لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا، وَمِنْ حَقِّهَا حَلَبُهَا يَوْمَ وِرْدِهَا، إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، بُطِحَ لَهَا بِقَاعٍ قَرْقَرٍ، أَوْفَرَ مَا كَانَتْ، لَا يَفْقِدُ مِنْهَا فَصِيلًا وَاحِدًا، تَطَؤُهُ بِأَخْفَافِهَا وَتَعَضُّهُ بِأَفْوَاهِهَا، كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ أُولَاهَا رُدَّ عَلَيْهِ أُخْرَاهَا، فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ»: «همچنين هر صاحب شتری که حق آنها را ادا نکند - و يکی از اين حقوق، دوشيدنِ آنها در محل آبشخور [و بخشيدن بخشی از شيرشان به فقيران و رهگذران است] - روز قیامت در زمينی هموار و پهناور خوابانيده میشود و شتران با بهترين و فربهترين حالتی که در دنيا داشتهاند، بدون اينکه حتی يک بچه شتر نيز از آنها کم شده باشد، او را زيرِ سُمهای خود لِه میکنند و با دهانشان گاز میگيرند و هرگاه آخرين شتر از روی او عبور کند، شتر نخست برمیگردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازهٔ پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان قضاوت میشود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ مشخص میشود». گفته شد: یا رسول الله، گاو و گوسفند چطور؟ فرمود: «وَلَا صَاحِبُ بَقَرٍ، وَلَا غَنَمٍ، لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا، إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ بُطِحَ لَهَا بِقَاعٍ قَرْقَرٍ، لَا يَفْقِدُ مِنْهَا شَيْئًا، لَيْسَ فِيهَا عَقْصَاءُ، وَلَا جَلْحَاءُ، وَلَا عَضْبَاءُ تَنْطَحُهُ بِقُرُونِهَا وَتَطَؤُهُ بِأَظْلَافِهَا، كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ أُولَاهَا رُدَّ عَلَيْهِ أُخْرَاهَا، فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ»: «همينطور هر صاحب گاو و گوسفندی که حقشان را ندهد، روز قیامت در زمينی هموار و پهناور خوابانيده میشود و گاوها و گوسفندانش درحالیکه حتی يک عدد از آنها کم نيست و هيچ حيوانِ کج شاخ، بیشاخ و شاخ شکستهای در ميانِ آنها وجود ندارد - و همگی شاخهای قوی و سالمی دارند - او را زير سُمهایشان میگيرند و او را شاخ میزنند و چون آخرين گاو يا گوسفند از روی او میگذرد و به او شاخ میزند، نخستين گاو يا گوسفند باز میگردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازهٔ پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان قضاوت میشود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ مشخص میشود». گفته شد: یا رسول الله، در مورد اسب چطور؟ فرمود: «الْخَيْلُ ثَلَاثَةٌ: هِيَ لِرَجُلٍ وِزْرٌ، وَهِيَ لِرَجُلٍ سِتْرٌ، وَهِيَ لِرَجُلٍ أَجْرٌ، فَأَمَّا الَّتِي هِيَ لَهُ وِزْرٌ، فَرَجُلٌ رَبَطَهَا رِيَاءً وَفَخْرًا وَنِوَاءً عَلَى أَهْلِ الْإِسْلَامِ، فَهِيَ لَهُ وِزْرٌ، وَأَمَّا الَّتِي هِيَ لَهُ سِتْرٌ، فَرَجُلٌ رَبَطَهَا فِي سَبِيلِ اللهِ، ثُمَّ لَمْ يَنْسَ حَقَّ اللهِ فِي ظُهُورِهَا وَلَا رِقَابِهَا، فَهِيَ لَهُ سِتْرٌ وَأَمَّا الَّتِي هِيَ لَهُ أَجْرٌ، فَرَجُلٌ رَبَطَهَا فِي سَبِيلِ اللهِ لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ، فِي مَرْجٍ وَرَوْضَةٍ، فَمَا أَكَلَتْ مِنْ ذَلِكَ الْمَرْجِ، أَوِ الرَّوْضَةِ مِنْ شَيْءٍ، إِلَّا كُتِبَ لَهُ، عَدَدَ مَا أَكَلَتْ حَسَنَاتٌ، وَكُتِبَ لَهُ، عَدَدَ أَرْوَاثِهَا وَأَبْوَالِهَا، حَسَنَاتٌ، وَلَا تَقْطَعُ طِوَلَهَا فَاسْتَنَّتْ شَرَفًا، أَوْ شَرَفَيْنِ، إِلَّا كَتَبَ اللهُ لَهُ عَدَدَ آثَارِهَا وَأَرْوَاثِهَا حَسَنَاتٍ، وَلَا مَرَّ بِهَا صَاحِبُهَا عَلَى نَهْرٍ، فَشَرِبَتْ مِنْهُ وَلَا يُرِيدُ أَنْ يَسْقِيَهَا، إِلَّا كَتَبَ اللهُ لَهُ، عَدَدَ مَا شَرِبَتْ، حَسَنَاتٍ»: «اسب بر سه نوع است: نگهداری اسب برای برخی گناه است و برای برخی ديگر وسيلهٔ آسايش و پوشاندن نياز است و برای برخی هم اجر و ثواب دارد؛ اسبی که برای صاحبش مايهٔ گناه است، اسبی است که آن را برای تظاهر و فخرفروشی و دشمنی با مسلمانان نگهداری میکند؛ اين اسب برای صاحبش مايهٔ گناه و وبال است. اما اسبی که وسيلهٔ آسايش و پوشاندن فقر و نیاز است، اسبی است كه صاحبش آن را به خاطر الله نگهداری میکند و از ياد نمیبرد که هنگام سوار شدن بر حيوان يا نگهداری از او، فرمان الهی را دربارهٔ حيوان رعايت کند؛ چنين اسبی سبب آسايش و نجات صاحبش میباشد. و اسبی كه برای صاحبش اجر و ثواب دارد، اسبی است که شخص آن را در راهِ الله و برای - جهاد يا - خدمت به مسلمانان، در چراگاهی بزرگ يا کوچک نگهداری میکند؛ چنين اسبی برای صاحبش مايهٔ اجر و ثواب است و هرچه از آن چراگاه يا مرغزار بخورد، برای صاحبش به شمار برگها يا گياهانی که میخورد، نيکی نوشته میشود و به تعدادِ سرگينها و ادرارهايش برای صاحبش نيکی ثبت میشود. و اگر اسب طنابش را پاره کند و از يک يا دو تپه بگذرد، به تعدادِ جای پاها و فضولاتی که برجا میگذارد، به صاحبش اجر و پاداش میرسد؛ و چنانچه از نهری بگذرد و آب بخورد، حتی اگر صاحبش قصد آب دادن آن را نداشته باشد، الله متعال به اندازهٔ آبی که اين اسب نوشيده، برای صاحبش اجر و پاداش مینویسد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم به ذکر اموالی مختلف و مجازاتِ ندادن زکات هریک از آنها در روز قیامت میپردازد، از جمله: نخست: طلا و نقره و اموال و کالاهای تجاری که در حکم آنها هستند و زکاتشان واجب شده، اما زکات آنها پرداخته نشده است. در روز قیامت این اموال ذوب شده و به شکل ورقههایی درمیآید و در آتش دوزخ داغ شده و با آن صاحبش را عذاب خواهند داد و پهلو و پیشانی و پشتش را با آن داغ میزنند؛ و هرگاه سرد شد، دوباره آن را داغ میکنند و همین وضعیت در طول روز قیامت که مقدارش پنجاه هزار سال است ادامه مییابد تا آنکه الله میان خلق داوری کند که در نهایت یا از اهل بهشت خواهد بود یا از اهل دوزخ. دوم: مالک شتری که زکات فرض و حق آن را نمیدهد و یکی از این حقوق، دادن شیرش به بینوایانی است که حضور دارند. آن شتران را در چاقترین و بزرگترین حالت و بیشترین تعدادشان میآورند و صاحبش را در روز قیامت بر زمینی وسیع و صاف میگسترانند که شتران او را زیر سمهای خود له میکنند و با دندانهایشان گاز میگیرند و هرگاه آخرین شتر از رویش گذشت، اولین شتر دوباره بازمیگردد و این حال و عذاب در طول روز قیامت که مقدارش پنجاه هزار سال است تکرار میشود تا آنکه الله میان خلق داوری میکند و او از اهل بهشت یا اهل دوزخ باشد. سوم: مالک گاو و گوسفند و بز است که زکات فرض آنها را نمیدهد، پس همهٔ آنها را به بیشترین تعدادی که بودند میآورند و چیزی از آنها کم نیست و صاحبشان را در روز قیامت در زمینی وسیع و صاف میگسترانند و در میان آنها گاو و گوسفندی نیست که شاخش پیچ داشته باشد یا شاخی نداشته باشد یا شاخش شکسته باشد، بلکه در کاملترین حالت خود هستند، پس او را شاخ میزنند و زیر سمهایشان میگیرند و هرگاه آخرینشان گذشت اولینشان دوباره از او میگذرد، و همواره در روز قیامت که مقدارش پنجاه هزار سال است، در این وضعیت عذاب میشود تا آنکه الله میان مردم داوری کند، سپس از اهل بهشت یا دوزخ خواهد بود. چهارم: کسانی که اسب دارند، سه گروه هستند: نخست: کسی که اسب داشتن برای او گناه است؛ و آن کسی است که اسب را از روی ریاکاری یا فخرفروشی یا نبرد علیه مسلمانان نگه میدارد. دوم: کسی که اسبانش برای او پوشش و پردهای است. یعنی کسی که برای جهاد در راه الله اسب نگه میدارد و به اسبش رسیدگی میکند و به علف و هزینههای او میرسد؛ و آن را برای بارور شدن اسب ماده، بدون مقابل بدهد. سوم: آنکه داشتن اسب برایش اجر و پاداش است؛ یعنی کسی که برای جهاد در راه الله اسب نگهداری کند و آن را برای چرا در دشت رها کند، در این صورت هر چه آن اسب بخورد، برایش اجر است و به اندازهٔ سرگین و پیشاب آن ثواب میبرد و طنابش را پاره نمیکند و در سربالایی و تپهها نمیدود مگر آنکه به اندازهٔ جای سمها و سرگینش اجر میبرد؛ و صاحبش با آن اسب از کنار رودی نمیگذرد و آن اسب بدون آنکه صاحبش قصد آب دادنش را داشته باشد از آن نمینوشد مگر آنکه به اندازهٔ آنچه نوشیده، خداوند برایش پاداش ثبت میکند. سپس از پیامبر صلی الله علیه وسلم دربارهٔ الاغ پرسیدند که آیا مانند اسب است؟ ایشان فرمودند: در اینباره تشریع خاصی نازل نشده جز این آیهٔ کم نظیر که همهٔ انواع طاعت و معصیت را در بر میگیرد و آن کلام حق تعالی است که میفرماید: {فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ} [زلزله: ۷ و ۸] (آنگاه هرکس به اندازۀ ذرهای کار نیک انجام داده باشد، [پاداشِ] آن را میبیند؛ و هرکس به اندازهٔ ذرهای کار بد کرده باشد، [کیفرِ] آن را میبیند). بنابراین کسی که با نگهداری الاغ طاعتی انجام دهد ثوابش را خواهد یافت و هرکس با نگهداری آن معصیتی مرتکب شود نیز مجازات آن را خواهد دید و این همهٔ اعمال را در بر میگیرد.
از عَدیّ بن حاتِم ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا سَيُكَلِّمُهُ اللهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمَنَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ أَشْأَمَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَا يَرَى إِلَّا النَّارَ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ، فَاتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ»: «هیچیک از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با او سخن میگوید، درحالیکه میان او و الله متعال مترجمی نیست؛ پس به سمت راست خود نگاه میکند، اما چیزی جز آنچه از پیش فرستاده، نمیبیند؛ و به سمت چپ خود نگاه میکند که چیزی جز آنچه از پیش فرستاده نمیبیند؛ و در برابر خود را مینگرد، جز دوزخ را در برابر چهرهاش نمیبیند؛ پس از آتش دوزخ دوری کنید، هرچند با نصف خرمایی باشد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که هر مؤمنی در روز قیامت به تنهایی در برابر الله تعالی خواهد ایستاد و الله تعالی بدون واسطه و بدون آنکه مترجمی سخن را ترجمه کند با او سخن خواهد گفت؛ پس از شدت ترس به سمت راست و چپ خود مینگرد که شاید راهی برای نجات از دوزخی بیابد که در برابرش میباشد. پس چون به سمت راست خود مینگرد چیزی جز اعمال نیکی که از پیش فرستاده نمیبیند؛ و چون به سمت چپ خود مینگرد جز اعمال بد خود چیزی نمیبیند؛ و چون به روبروی خود مینگرد تنها آتش دوزخ را میبیند و نمیتواند آن را در نظر نگیرد زیرا باید از روی صراط بگذرد. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «میان خود و آتش دوزخ سپر و حفاظتی از صدقه و اعمال نیک قرار دهید، حتی اگر با چیز اندکی مانند نصف خرمایی باشد.
از عُقبَة بن عامر جُهَنی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: گروهی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمدند، پس ایشان با نه تن از آنان بیعت کرد و از بیعت با یکی از آنها امتناع ورزیدند. پس گفتند: یا رسول الله، با نه تن بیعت کردی و این یکی را رها کردی؟ فرمود: «إِنَّ عَلَيْهِ تَمِيمَةً»: «تمیمهای بر او بود». پس او دستش را در تمیمه برد و آن را پاره کرد، سپس با او بیعت کرد و فرمود: «مَنْ عَلَّقَ تَمِيمَةً فَقَدْ أَشْرَكَ»: «هرکس تمیمهای آویزان کند شرک ورزیده است».
به روایت احمدگروهی متشکل از ده نفر نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمدند که با نه تن از آنان بر اسلام و پیروی از ایشان بیعت نمود ولی با دهمی بیعت نکرد؛ و چون از سبب عدم بیعت با وی پرسیدند فرمود: بر او تمیمهای آویزان است؛ و تمیمه عبارت است از مهره یا هر چیز دیگری که به هدف دفع چشم زخم یا ضرر به خود میبندند یا آویزان میکنند. پس آن مرد دستش را در جایی برد که تمیمه از آن آویزان بود و آن را از خود جدا کرد و بیرون انداخت، آنگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ با او بیعت کرد و نسبت به تمیمهها و تعویذها هشدار داد و حکمش را چنین بیان کرد که: «هر کس تمیمهای آویزان کند شرک ورزیده است».
از رویفع روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «يَا رُوَيْفِعُ، لَعَلَّ الْحَيَاةَ سَتَطُولُ بِكَ، فَأَخْبِرِ النَّاسَ أَنَّهُ مَنْ عَقَدَ لِحْيَتَهُ، أَوْ تَقَلَّدَ وَتَرًا، أَوْ اسْتَنْجَى بِرَجِيعِ دَابَّةٍ أَوْ عَظْمٍ، فَإِنَّ مُحَمَّدًا بَرِيءٌ مِنْهُ»: «ای رویفع، چه بسا عمری طولانی کنی، به مردم خبر بده که هرکس ریشش را گره بزند یا قلاده ببندد یا با سرگین حیوانی یا استخوانی استنجا کند، محمد از او بری می باشد».
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که این صحابه عمری طولانی می کند؛ تا جایی که مردمانی را در می یابد که با سنت نبوی در مورد ریش مخالفت می کنند؛ و به جای اینکه طبق سنت ریش خود را رها کنند و آن را گرامی دارند، با آن بازی نموده و ریش خود را مانند ریش عجم ها یا کسانی می کنند که اهل خوشگذرانی و مشابهت با زنان هستند. یا اینکه اعتقاد و باور توحیدی خود را با استفاده از ابزار شرکی و پوشیدن قلاده و گردنبند یا آویزان کردن آنها به حیوانات شان با نیت دفع بلا و مصیبت خدشه دار می کنند؛ یا اموری را مرتکب می شوند که پیامبرشان از آنها نهی کرده است مانند استنجا زدن با سرگین حیوانات و استخوان ها؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه اش را سفارش می کند به امتش ابلاغ کند که پیامبرشان از کسی که مرتکب چنین اموری شود، بری و بیزار است.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «خُلِقَتِ المَلاَئِكَةُ مِنْ نُورٍ، وَخُلِقَ الجَانُّ مِنْ مَارِجٍ من نَارٍ، وَخُلِقَ آدَمُ مِمَّا وُصِفَ لَكُمْ»: «ملائکه از نور آفريده شده اند و جن ها از شعله ی آتش؛ و آدم از همان چيزی خلق شده که برای شما وصف گرديده است».
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم از آغاز خلقت خبر می دهد و بیان می دارد که ملائکه از نور آفریده شده اند، از این رو هیچیک نافرمانی الله متعال نکرده و خود را بزرگتر از آن نمی دانند که الله را عبادت نکنند؛ اما جن ها از آتش آفریده شده اند، از این رو بسیاری از آنها متصف به سبک مغزی، بیهودگی و دشمنی هستند. و آدم را آنگونه که برای شما توصیف شده آفرید، یعنی از گل خشکیده ای همچون سفال آفریده شده است، زیرا خاک ابتدا تبدیل به گل و سپس سفال گشته و سپس آدم علیه الصلاة والسلام از آن آفریده شد.
از ابوامامه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «وَعَدَني ربِّي أنْ يُدْخِلَ الجنةَ من أُمَّتي سبعين ألفًا بغير حسابٍ ولا عذابٍ، مع كلِّ ألفٍ سبعون ألفًا، وثلاثُ حَثَيَاتٍ مِن حَثَيَاتِ ربِّي»: «پروردگارم به من وعده داده که هفتاد هزار نفر از امتم را که همراه هریک هفتاد هزار نفر است، به علاوه سه مشت از مشت های پروردگار، بدون حساب و عذاب وارد بهشت نماید».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم به ما خبر می دهد که الله متعال به او وعده داده هفتاد هزار نفر از این امت را بدون حساب و عذاب وارد بهشت نماید. و همراه هریک از این هفتار هزار نفر، هفتاد هزار دیگر نیز وارد بهشت می شوند و الله متعال با دست مبارک خویش سه مشت برداشته و وارد بهشت می کند.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ الرَّحِمَ شِجْنَةٌ آخذةٌ بحُجْزَةِ الرَّحمنِ، يَصِلُ مَن وَصَلَها، ويقطعُ مَن قَطَعَها»: «پیوند خویشاوندی ازار الله رحمان را گرفته و هر که آن را بر قرار داشته باشد، الله او را به خود وصل می کند و هر که آن را قطع نماید، الله او را از خود قطع می کند».
به روایت احمدرحم با الله متعال در ارتباط است؛ و رحم از اسم «الرحمن» مشتق شده است؛ این حدیث از جمله احادیث صفات می باشد؛ احادیث و صفاتی که ائمه آنها را تصدیق نموده و معنای آنها را ثابت دانسته اند و تصریح کرده اند که این صفات چنانکه وارد شده اند، پذیرفته می شوند؛ و ادعای کسانی که موجب آنها را نفی کرده اند، رد نموده اند. بنابراین آنچه در حدیث مذکور وارد شده (الحُجزة) یکی از صفاتی الهی می باشد که ایمان به آن بدون هرگونه تحریف و تعطیل و بیان کیفیت و تمثیل واجب است؛ بنابراین ایمان داریم که رحم یا همان پیوند خویشاوندی با این صفت در ارتباط است و هرکس آن را رعایت کند، الله متعال او را به خود وصل نموده و می رساند و هرکس آن را نادیده گرفته و قطع کند، الله متعال او را به خود نمی رساند. و هرکس الله متعال او را به خود نرساند و وصل نکند، همراه دشمن رانده شده ی الله، شیطان است. و اگر همه ی مخلوقات بخواهند به او نفعی برسانند، سودی برای او نخواهند داشت. [الحجزة در اصل به معنای محل بستن شلوار می باشد اما بعدها به سبب مجاورت به ازار هم حجزة گفته شده است].
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ، فَلَمَّا فَرَغَ مِنْهُ، قَامَتِ الرَّحِمُ فَأَخَذَتْ بِحَقْوِ الرَّحْمَنِ، فَقَالَ لَهُ: مَهْ، قَالَتْ: هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ مِنَ الْقَطِيعَةِ، قَالَ: أَلا تَرْضَيْنَ أَنْ أَصِلَ مَنْ وَصَلَكِ، وَأَقْطَعَ مَنْ قَطَعَكِ؟ قَالَتْ: بَلَى يَا رَبِّ، قَالَ: فَذَاكِ»: «الله موجودات را آفريد و هنگامی كه از آفرينش آنها فراغت يافت، خويشاوندی (صله رحم) برخاست و كمر يا ازار خداوند مهربان را گرفت. الله متعال فرمود: چه می خواهی؟ گفت: اين جايگاه پناه جويان به تو از قطع پيوند خويشاوندی است. الله متعال فرمود: آيا راضی می شوی كه هركس با تو وصل شود، من او را به خود وصل كنم و هركس تو را قطع كند، با او قطع رابطه كنم؟ گفت: بله، ای پروردگارم. الله متعال فرمود: پس چنين خواهم كرد». رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر می خواهید این آیه را بخوانید: "فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ" [محمد: 22] «[اى منافقان،] آیا [جز این] انتظار دارید كه اگر [از قرآن و سنت پیامبرش] روی بگردانید، در زمین تباهى كنید و از خویشاوندان تان ببُرید؟ [چنان که در جاهلیت این حالت را داشتید.]» و در روایتی از بخاری آمده که الله متعال فرمود: «مَنْ وَصَلَكِ وَصَلْتُهُ، وَمَنْ قَطَعَكِ قَطَعْتُهُ»: «هركس تو را وصل كند (حق خويشاوندی را بجای آورد) او را به خود وصل خواهم كرد. و هركس تو را قطع كند (حق خويشاوندی را بجای نياورد) با او قطع رابطه خواهم نمود».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الله موجودات را آفريد و هنگامی كه از آفرينش آنها فارغ شد»؛ یعنی: زمانی که آفرینش مخلوقات به پایان رسید؛ و این دلالت دارد بر اینکه این امر در زمان مشخصی اتفاق افتاده است، هرچند قدرت الله متعال حد و مرزی ندارد. و هیچ کاری نمی تواند او را از انجام کاری دیگر باز دارد؛ اما حکمت الله متعال اقتضا نموده که برای این کار زمان معینی را قرار دهد؛ و این بر آن دلالت دارد که افعال الله متعال وابسته به خواست و مشیت او می باشد. بنابراین هرگاه اراده کند کاری انجام دهد، آن را انجام می دهد. و اینکه می فرماید: «لما فرغ» به این معنا نیست که الله متعال از خلقت و آفریدن همه چیز فارغ شد، بلکه مخلوقات الله متعال پیوسته و پشت سر هم آفریده می شوند. و الله متعال به آنها عالم بوده و آنان را مقدر کرده و نوشته است و پس از آن است که بنا بر اراده و مشیت الله متعال رخ می دهند. و چیزی جز آنچه در علم الهی و تقدیر او گذشته است، رخ نمی دهد و الله خواسته که به وجود آمده است. اما اینکه می فرماید: «قامت الرَّحِمُ فأخذت بحَقْو الرَّحمن، فقال له: مَه» ظاهرا این افعال، یعنی بلند شدن و سخن گفتن بطور حقیقی، از رحم صادر شده است. هرچند پیوند خویشاوندی توسط مردم صورت می گیرد، اما قدرت الله متعال با آنچه عقل انسان می فهمد قابل قیاس نیست و بسی والاتر از آن است. این حدیث بطور کلی، از احادیث صفات است؛ احادیث و صفاتی که ائمه آنها را تصدیق نموده و معنای آنها را ثابت دانسته اند و تصریح کرده اند که این صفات چنانکه وارد شده اند، پذیرفته می شوند؛ و ادعای کسانی که موجب آنها را نفی کرده اند، رد نموده اند. ظاهر حدیث بر این دلالت ندارد که الله متعال ازار یا ردائی از جنس لباس های انسان ها دارد، لباس هایی که از پوست و کتان و پشم و غیره ساخته می شود. الله متعال می فرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» [شوری: 11] «هیچ چیز همانند الله نیست و او شنوای بیناست». اما اینکه می فرماید: «قالت: هذا مقامُ العائذِ بك من القَطِيعة»؛ این بزرگترین مقام است و کسی که به آن پناه برد، به بهترین پناه گاه پناه آورده است. و این دلیلی است بر بزرگداشت صله رحم و گناه سنگین قطع آن. و "قطیعه": یعنی عدم وصل آن. و "الوصل": یعنی نیکی به خویشاندان و مهربانی و لطف به آنان و نزدیکی به ایشان و یاری آنها و دفع چیزهای آزار دهنده از آنها و حرص بر جلب منافع و مصالح آنها در دنیا و آخرت. در ادامه می فرماید: «قال: ألَا تَرْضَيْنَ أنْ أصِلَ مَن وصلكِ، وأقطعَ مَن قطعكِ، قالت: بلى يا ربِّ، قال: فذاك»؛ بنابراین هرکس پیوند خویشاوندی را وصل نماید الله او را به خود وصل نموده و آنکه به الله وصل شود، به تمامی نیکی ها و خوبی ها و سعادت دنیا و آخرت وصل می شود. و ناگزیر مجاورت با پروردگارش در فردوس نصیبش می شود؛ زیرا این وصل شدن جز به فردوس نمی انجامد و در آنجا به وجه پروردگار کریمش می نگرد. و هرکس پیوند خویشاوندی را قطع نماید، الله با او قطع رابطه می کند و هرکس که الله با او قطع رابطه کند، همراه دشمن الله یعنی شیطان مطرود و رانده شده خواهد بود.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يُوضَعُ الصِّرَاطُ بَيْنَ ظَهْرَيْ جَهَنَّمَ عَلَيْهِ حَسَكٌ كَحَسَكِ السَّعْدَانِ ثُمَّ يَسْتَجِيزُ النَّاسُ فَنَاجٍ مُسَلَّمٌ وَمَجْدُوحٌ بِهِ ثُمَّ نَاجٍ وَمُحْتَبِسٌ بِهِ فمَنْكُوسٌ فِيهَا، فَإِذَا فَرَغَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ الْقَضَاءِ بَيْنَ الْعِبَادِ، يَفْقِدُ الْمُؤْمِنُونَ رِجَالًا كَانُوا مَعَهُمْ فِي الدُّنْيَا يُصَلُّونَ بِصَلَاتِهِمْ، وَيُزَكُّونَ بِزَكَاتِهِمْ، وَيَصُومُونَ صِيَامَهُمْ، وَيَحُجُّونَ حَجَّهُمْ وَيَغْزُونَ غَزْوَهُمْ فَيَقُولُونَ: أَيْ رَبَّنَا عِبَادٌ مِنْ عِبَادِكَ كَانُوا مَعَنَا فِي الدُّنْيَا يُصَلُّونَ صَلَاتَنَا وَيُزَكُّونَ زَكَاتَنَا وَيَصُومُونَ صِيَامَنَا وَيَحُجُّونَ حَجَّنَا وَيَغْزُونَ غَزْوَنَا لَا نَرَاهُمْ، فَيَقُولُ: اذْهَبُوا إِلَى النَّارِ فَمَنْ وَجَدْتُمْ فِيهَا مِنْهُمْ فَأَخْرِجُوهُ، قَالَ: فَيَجِدُونَهُمْ قَدْ أَخَذَتْهُمْ النَّارُ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ، فَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ إِلَى قَدَمَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ إِلَى نِصْفِ سَاقَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ إِلَى رُكْبَتَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ إِلَى ثَدْيَيْهِ، وَمِنْهُمْ مَنْ أَزِرَتْهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ إِلَى عُنُقِهِ، وَلَمْ تَغْشَ الْوُجُوهَ، فَيَسْتَخْرِجُونَهُمْ مِنْهَا فَيُطْرَحُونَ فِي مَاءِ الْحَيَاةِ»: «(روز قیامت) در وسط جهنم پلی را نصب می کنند که بر آن خارهایی چون خارهای سعدان است، سپس به مردم دستور می دهند تا از آن عبور کنند، برخی به سلامتی عبور می کنند و نجات می یابند؛ برخی زخمی می شوند اما در نهایت نجات می یابند، برخی نیز گرفتار شده و در جهنم واژگون می شوند. پس از آنکه الله متعال از محاسبه بندگان فارغ می شود؛ مؤمنان، مردمی را که در دنیا با آنها بودند و مانند آنها نماز می خواندند و زکات می دادند و روزه می گرفتند و حج می کردند و جهاد می نمودند، نمی یابند؛ پس به الله عز وجل می گویند: پروردگارا، در دنیا برخی از بندگانت همچون ما نماز می خواندند، زکات می دادند، روزه می گرفتند، حج می کردند و جهاد می نمودند، آنها را نمی بینیم؛ الله متعال به آنان می فرماید: به آتش بروید و اگر کسی از آنان را در آتش دیدید با خود بیرون بیاورید. بنابراین آنها را در آتش می یابند که آتش به قدر اعمال شان آنها را فراگرفته اند؛ آتش برخی را تا پاهای شان گرفتار کرده است، برخی تا نصف ساق در آتش اند، برخی تا زانوها، برخی تا نیمه ی بدن، برخی تا سینه ها و برخی تا گردن؛ اما آتش به چهره های آنها نرسیده است. پس برای آنها شفاعت می کنند و آنها از آتش خارج می شوند و در آب حیات انداخته می شوند». گفته شد: یا رسول الله، آب حیات چیست؟ فرمود: «غُسْلُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَيَنْبُتُونَ نَبَاتَ الزَّرْعَةِ»: «اهل بهشت در آن شسته شده و مانند کشت رشد می کنند». و باری دیگر فرمود: «فِيهِ كَمَا تَنْبُتُ الزَّرْعَةُ فِي غُثَاءِ السَّيْلِ ثُمَّ يَشْفَعُ الْأَنْبِيَاءُ فِي كُلِّ مَنْ كَانَ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصًا فَيُخْرِجُونَهُمْ مِنْهَا»: «چنانکه کشت در مسیر سیل رشد می کند، آنان نیز به سرعت رشد می کنند. سپس پیامبران برای تمام کسانی که خالصانه شهات می دادند معبود برحقی جز الله نیست شفاعت می کنند». آنگاه فرمود: «ثُمَّ يَتَحَنَّنُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ عَلَى مَنْ فِيهَا، فَمَا يَتْرُكُ فِيهَا عَبْدًا فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ إِيمَانٍ إِلَّا أَخْرَجَهُ مِنْهَا»: «سپس الله متعال رحمت خویش را نصیب جهنمیان نموده و هرکس را که به اندازه ی ذره ای ایمان در قلبش وجود دارد از آن خارج می کند».
به روایت ابن ماجه - به روایت احمدچون قیامت فرا رسد الله متعال پلی را بر وسط جهنم نصب می کند که بر روی پل خارهای تیز و سختی است؛ سپس به مردم دستور داده می شود که از آن عبور کنند، برخی به سلامتی عبور می کنند و گرفتار آتش نمی شوند، برخی زخمی می شوند اما در نهایت نجات می یابند و برخی در جهنم سقوط می کنند. پس از آنکه الله متعال از محاسبه ی بندگان فارغ می شود و اهل بهشت به بهشت و اهل دوزخ به دوزخ می روند، مؤمنان بهشتی، مردمی را که در دنیا با آنها بودند و نماز می خواندند و زکات می دادند و روزه می گرفتند و حج می کردند و با آنان جهاد می نمودند، نمی یابند؛ پس به الله عز وجل می گویند: ما این مردمان را همراه خود در بهشت نمی بینیم، با اینکه آنان در دنیا با ما نماز می خواندند و زکات می دادند و روزه می گرفتند و حج می کردند و جهاد می نمودند. الله متعال به آنان می فرماید: به دوزخ بروید و اگر کسی از آنان را در آتش دیدید با خود بیرون بیاورید. و به این ترتیب افراد مذکور را درحالی می بینند که هریک به اندازه ی اعمالش گرفتار آتش است، آتش برخی را تا پاهای شان گرفتار کرده است، برخی تا نصف ساق در آتش اند، برخی تا زانوها، برخی تا نیمه بدن، برخی تا سینه ها و برخی تا گردن، اما آتش به چهره های آنها نرسیده است. پس برای آنها شفاعت می کنند و آنها از آتش خارج شده و در آب حیات انداخته می شوند. و آن آبی است که هرکس در آن غوطه داده شود، او را زنده می گرداند. و چنانکه کشت در مسیر سیل رشد می کند، به سرعت رشد می کنند. سپس پیامبران برای تمام کسانی که خالصانه شهادت می دادند معبود برحقی جز الله نیست شفاعت می کنند و آنها را از دوزخ خارج می کنند. سپس الله متعال رحمتش را معطوف دوزخیان می کند و هرکس را که به اندازه ی ذره ای ایمان در قلبش وجود دارد از آن خارج می کند.