





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابن شهاب روایت است که انس بن مالک به او گفت: حذیفة بن یمان درحالی نزد عثمان رضی الله عنه آمد که عثمان مشغول تجهیز اهل شام برای نبرد ارمنستان و تجهیز اهل عراق برای نبرد آذربایجان بود؛ اختلاف مردم در قرائت قرآن حذیفه را ترسانده بود، از این رو حذیفه به عثمان گفت: ای امیر مؤمنان امت را دریاب پیش از آنکه همانند یهود و نصاری در کتاب خویش اختلاف نمایند. این بود که عثمان شخصی را نزد حفصه فرستاد که: «صحیفه ها را نزد ما بفرست تا از روی آن نسخه برداری نموده و سپس نزد شما بازگردانیم». و حفصه رضی الله عنها آن صحیفه ها را برای عثمان رضی الله عنه فرستاد و ایشان به زید بن ثابت و عبدالله بن زبیر و سعید بن عاص و عبدالرحمن بن حارث بن هشام دستور این کار را داد و آنها نسخه برداری نمودند. و عثمان به آن سه قریشی گفت: «اگر در چیزی از قرآن با زید بن ثابت اختلاف نمودید، آن را به زبان قریش بنویسید، زیرا قرآن به زبان قریش نازل شده است». و آنها چنین کردند و مصاحفی را نسخه برداری نمودند. و عثمان صحیفه ها را به حفصه بازگرداند و به هر سرزمینی نسخه ای را فرستاده و دستور داد تا هر صحیفه یا مصحفی جز این مصاحف سوزانده شود.
به روایت بخاریحذیفه بن یمان رضی الله عنهما درحالی نزد عثمان رضی الله عنه آمد که عثمان مشغول تجهیز اهل شام و اهل عراق برای نبرد ارمنستان و آذربایجان و فتح این دو منطقه بود؛ حذیفه اختلاف مردم در قرائت قرآن را شنیده بود؛ چنانکه برخی بنا بر قرائت ابی بن کعب می خواندند و برخی بنا بر قرائت ابن مسعود؛ تا جایی که نزدیک بود میان آنها فتنه و درگیری روی دهد. حذیفه که از این مسئله ترسیده بود نزد عثمان آمد و گفت: ای امیر مؤمنان مردم را دریاب پیش از آنکه درباره ی قرآن با یکدیگر اختلاف نمایند، آنگونه که یهود و نصاری در رابطه با تورات و انجیل اختلاف نموده و آن را تحریف کردند و چیزهایی از آن کم کرده و به آن افزودند. قرآن در آن زمان در چند صحیفه گرد آوری شده بود و در یک مصحف خاص و واحد نبود. بنابراین عثمان قاصدی را نزد ام المؤمنین حفصه رضی الله عنها فرستاد و از او خواست تا صحیفه هایی را که قرآن در آن نوشته شده بود برای ایشان ارسال کند، تا آنها را در چند نسخه نسخه برداری نماید و سپس صحیفه های ایشان را بازگرداند. صحیفه ای که نزد حفصه رضی الله عنها بود، همانی بود که ابوبکر و عمر رضی الله عنهما دستور داده بودند تا قرآن در آن جمع آوری شود. به این ترتیب بود که عثمان رضی الله عنه قرآن را در یک مصحف گرد آوری نمود. تفاوت مصحف ایشان با صحیفه هایی که در زمان ابوبکر رضی الله عنه گردآوری شد، در این بود که صحیفه های زمان ابوبکر رضی الله عنه عبارت از ورق هایی بود که قرآن در آن گردآوری شده بود و سوره ها به صورت جدا و هر سوره با آیاتش مرتب و جدا از سوره ی دیگر بود. اما برخی پشت سر برخی دیگر نیامده بود و چون نسخه برداری شد و پشت سر هم و مرتب ذکر شد، تبدیل به یک مصحف گردید و این کار در زمان عثمان رضی الله عنه صورت گرفت. بنابراین حفصه صحیفه ها را برای عثمان فرستاد و ایشان زید بن ثابت و عبدالله بن زبیر و سعید بن عاص و عبدالرحمن بن حارث بن هشام رضی الله عنهم را مأمور نسخه برداری از صحف در مصاحف نمود. از میان این جمع، زید بن ثابت انصاری بود و سایر آنها قریشی بودند و عثمان رضی الله عنه به آن سه قریشی گفت: «اگر با زید بن ثابت در چیزی از قرآن اختلاف نمودید، آن را به زبان قریش بنویسید، زیرا قرآن به زبان آنها نازل شده است». و آنها چنین کردند و به این ترتیب صحف را در مصاحف نسخه برداری نمودند. و در نهایت عثمان رضی الله عنه صحیفه های حفصه رضی الله عنها را به ایشان بازگرداند و به هر ناحیه ای نسخه ای از نسخه های مذکور فرستاد و دستور داد تا صحیفه ها یا مصحف های دیگر را بسوزانند.
از ابی بن کعب رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه سلم جبریل را ملاقات کرد و فرمود: «يَا جِبْرِيلُ إِنِّي بُعِثْتُ إِلَى أُمَّةٍ أُمِّيِّينَ مِنْهُمْ الْعَجُوزُ وَالشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَالْغُلَامُ وَالْجَارِيَةُ وَالرَّجُلُ الَّذِي لَمْ يَقْرَأْ كِتَابًا قَطُّ»: «ای جبریل من به سوی امتی بی سواد بر انگیخته شدم: در میان آنها پیرزن، پیرمرد، پسر و دختر نوجوان و مردی است که هیچ کتابی نخوانده است». گفت: ای محمد قرآن بر هفت حرف نازل شده است.
به روایت ترمذی - به روایت احمدرسول الله صلی الله علیه وسلم با جبریل علیه السلام دیدار نموده و به او می گوید: ای جبریل من به سوی امتی بی سواد مبعوث شده ام که نمی توانند بخوبی بخوانند و اگر قرار باشد آنها را وادار به خواندن به یک لغت نمایم، قادر به این کار نخواهند بود، زیرا زبان برخی از آنها بر اماله یا فتحه می چرخد، بر زبان برخی از آنها ادغام و یا اظهار غالب است و به همین ترتیب، با این همه برخی از آنان را زنان پیر و پیرمردانی تشکیل می دهند که بخاطر پیری توان یادگیری ندارند؛ برخی نیز دختربچه ها و پسربچه هایی هستند که بخاطر سن و سال کم قادر به خواندن نیستند؛ برخی از آنان نیز مردان و افراد جوانی هستند که تا بحال هیچ کتابی را نخوانده اند؛ جبریل پس از شنیدن سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ای محمد، قرآن بر هفت حرف نازل شده است». و هر کسی می تواند مطابق همانی که برایش سهل و آسان است قرآن را بخواند. علما در تعیین این حروف هفتگانه به شدت با یکدیگر اختلاف دارند. ظاهرا - والله اعلم - مقصود آن، وجوهی از وجوه زبان عربی است و قرآن در ابتدا جهت آسان بودن بر مردم بر این وجوه نازل شد، زیرا عرب پراکنده، گوناگون و متعدد بودند و هریک لغت خاص خود را داشتند و لغت این قبیله با قبیله ی دیگر در مواردی کاملا متفاوت بود. اما وقتی اسلام میان آنها وحدت و یکپارچگی برقرار کرد و آنها را به یکدیگر پیوند داد و کینه و دشمنی و عداوت آنها توسط اسلام از بین رفت و هریک زبان دیگری را می دانست، عثمان رضی الله عنه مردم را تنها بر یکی از این هفت حرف جمع کرد و باقی را سوزاند تا هیچ اختلافی در میان نباشد.
از جندب بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اقْرَءُوا الْقُرْآنَ مَا ائْتَلَفَتْ قُلُوبُكُمْ، فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ»: «تا زمانی قرآن بخوانید که قلب های تان را به یکدیگر نزدیک می کند و هنگامی كه در معانی آن اختلاف داشتید، پراکنده شوید».
متفق علیهتا زمانی قرآن بخوانید که قلب های تان را به یکدیگر نزدیک می کندو در مورد معانی آن اتفاق نظر دارید؛ و زمانی که در فهم معانی آن دچار اختلاف و مشکل شدید، پراکنده شوید؛ تا مبادا اختلاف موجود منجر به شر گردد؛ و احتمال دارد به این معنا باشد: به آیات محکم آن تمسک جویید؛ و چون با آیات متشابه مواجه شدید که موجب اختلاف هستند، از فرورفتن و تعمق در آنها خوداری کنید؛ همچنان که احتمال دارد مراد از آن: امر به قرائت قرآن تا زمانی باشد که نشاط و علاقه وجود دارد؛ و اینکه به هنگام خستگی تا به دست آمدن نشاط دوباره قرائت نشود؛ چنانکه این مساله در مورد نماز هم صادق و وارد می باشد. و احتمال معنای اول بیشتر است.
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنِّي أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي اثْنَتَيْنِ: الْقُرْآنَ وَاللَّبَنَ، أَمَّا اللَّبَنُ فَيَبْتَغُونَ الرِّيفَ وَيَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ وَيَتْرُكُونَ الصَّلَوَاتِ، وَأَمَّا الْقُرْآنُ فَيَتَعَلَّمُهُ الْمُنَافِقُونَ فَيُجَادِلُونَ بِهِ الْمُؤْمِنِينَ»: «من بر امتم از دو چیز می ترسم: قرآن و شیر؛ اما در رابطه با شیر (مردم) به چراگاه ها رفته و به دنبال لذت های خود می افتند و نمازها را ترک می گویند؛ و اما در رابطه با قرآن، منافقان آن را فرا گرفته تا به وسیله ی آن با مؤمنان مجادله نمایند».
به روایت احمددر این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم ترس و نگرانی خود از دو چیز در مورد امتش را بیان می کند که مربوط به شیر و قرآن است؛ در رابطه با شیر برخی از مردم در چراگاه ها و مراتع به دنبال آن رفته و از شهوت ها و لذت های خود پیروی می کنند و از شهرهایی که نماز جمعه و جماعت در آن برپا می شود، دور می شوند و به این ترتیب در طلب شیر، نماز را ترک می کنند؛ و قرآن را منافقان فرا می گیرند، اما نه برای استفاده و عمل به آن، بلکه برای اینکه به وسیله ی آن با مؤمنان وارد جدال باطل شوند و حقی را که نزد ایشان است رد نمایند. درنتیجه خود شیر و خود قرآن جایی برای ترس و یا آسیب و زیان ندارد، بلکه منظور دو چیزی است که مربوط و متعلق و وابسته به این دو است. الله داناتر است.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: اگر کسی همسرش را بر خود حرام نماید، طلاق محسوب نمی شود. و این آیه را تلاوت نمود: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» [احزاب: 21] «بی تردید، در [رفتار و گفتار] رسول الله، سرمشق نیکویی برای تان است».
به روایت بخاریمعنای اثر مذکور این است که اگر مردی به همسرش بگوید: تو بر من حرامی یا الفاطی از این قبیل در مورد او به کار برد، تحریم مذکور به معنای طلاق نیست؛ بلکه سوگند محسوب می شود و کفاره ی سوگند به آن تعلق می گیرد. چنانکه الله متعال می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ» [تحريم: 1 - 2] «ای پیامبر، چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است، به خاطر راضی کردن همسرانت [بر خود] حرام می کنی؟ و [بدان که در همه حال،] الله آمرزنده ی مهربان است. به راستی که الله شکستن سوگندهای تان را [با دادن کفّاره] بر شما روا داشته است». یعنی الله متعال شکستن سوگندهای تان را با ادای کفاره ی مذکور در سوره ی مائده برای شما حلال کرده است.
از ابوامامه رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: «اقْرَؤُوا القُرْآنَ؛ فَإنَّهُ يَأتِي يَوْمَ القِيَامَةِ شَفِيعاً لأَصْحَابِهِ»: «قرآن بخوانيد که روز قیامت درحالی می آید که برای خوانندگانش شفاعت می کند».
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم امتش را به خواندن قرآن تشویق می کند؛ چون در روز قیامت الله متعال ثواب و پاداش آن را به صورت موجودی درآورده که می آید و برای خواننده اش و کسانی که برای قرآن وقت گذاشتند و امر و نهی آن را در گفتار و کردار خود لحاظ کردند، شفاعت می کند.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرمود: «قَالَ اللهُ تَعَالَى: قَسَمْتُ الصَّلَاةَ بَيْنِي وَبَيْنَ عَبْدِي نِصْفَيْنِ، وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ، فَإِذَا قَالَ الْعَبْدُ: {الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}، قَالَ اللهُ تَعَالَى: حَمِدَنِي عَبْدِي، وَإِذَا قَالَ: {الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}، قَالَ اللهُ تَعَالَى: أَثْنَى عَلَيَّ عَبْدِي، وَإِذَا قَالَ: {مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ}، قَالَ: مَجَّدَنِي عَبْدِي، -وَقَالَ مَرَّةً: فَوَّضَ إِلَيَّ عَبْدِي-، فَإِذَا قَالَ: {إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}، قَالَ: هَذَا بَيْنِي وَبَيْنَ عَبْدِي وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ، فَإِذَا قَالَ: {اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ}، قَالَ: هَذَا لِعَبْدِي وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ»: «نماز را بین خود و بندهام به دو نیم کردهام و برای بندهام هر آن چیزی است که بخواهد، پس چون بنده بگوید: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، الله تعالی میفرماید: بندهام مرا ستایش گفت؛ و چون بگوید: الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. میفرماید: بندهام مرا ثنا گفت؛ و چون بگوید: مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، میفرماید: بندهام مرا به بزرگی ستود؛ - و باری میفرماید: بندهام اختیارش را به من سپرد - و چون بگوید: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، میفرماید: این بین من و بندهام است؛ و برای بندهام هر آن چه بخواهد هست؛ پس چون بگوید: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ، میفرماید: این برای بندهام است و برای بندهام هر آن چیزی است که بخواهد».
به روایت مسلمپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر داده است که الله تعالی در حدیث قدسی میفرماید: سورهٔ فاتحه در نماز را بین خود و بندهام دو نیم کردهام، نصف آن برای من و نصف آن برای او. نصف اول آن حمد و ثنا و بزرگداشت الله است که برای آن بهترین پاداش را به بندهام میدهم. و نصف دوم آن تضرع و دعاست و دعایش را استجابت میکنم و آنچه خواسته را به او عطا میکنم. پس چون نمازگزار بگوید: {الحمد لله رب العالمین} (ستایش مخصوص الله پروردگار جهانیان است)، الله میفرماید: بندهام مرا حمد و ستایش گفت؛ و چون بگوید: {الرحمن الرحیم} (آن رحمتگستر مهربان)، الله میفرماید: بندهام مرا ثنا گفت و مرا ستود و به رحمتی که بر همهٔ خلق گستردهام اعتراف کرد؛ و چون بگوید: {مالك یوم الدین} (مالک روز جزاست)، الله میفرماید: بندهام مرا تمجید کرد و آن شرف وسیع است. پس چون بگوید: {إياك نعبد وإياك نستعین}، الله متعال میفرماید: این میان من و بندهام است. نصف اول از این آیه برای الله است یعنی: {إیاك نعبد} که به معنای اعتراف به الوهیت برای الله است و استجابت او با عبادت است و با این بخش، نیمهٔ مخصوص الله به پایان میرسد. و نیمهٔ دوم آیه برای بنده است یعنی: {إیاك نستعین} که درخواست یاری از الله و وعدهٔ یاری اوست. پس چون بگوید: {إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ} الله میفرماید: این تضرع و دعایی است از سوی بندهام و بندهام آنچه بخواهد را خواهد داشت و دعایش را اجابت کردم.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا، فَإِذَا طَلَعَتْ فَرَآهَا النَّاسُ آمَنُوا أَجْمَعُونَ، فَذَلِكَ حِينَ: {لاَ يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ، أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [الأنعام: 158] وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ نَشَرَ الرَّجُلاَنِ ثَوْبَهُمَا بَيْنَهُمَا فَلاَ يَتَبَايَعَانِهِ، وَلاَ يَطْوِيَانِهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدِ انْصَرَفَ الرَّجُلُ بِلَبَنِ لِقْحَتِهِ فَلاَ يَطْعَمُهُ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَهُوَ يَلِيطُ حَوْضَهُ فَلاَ يَسْقِي فِيهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ رَفَعَ أَحَدُكُمْ أُكْلَتَهُ إِلَى فِيهِ فَلاَ يَطْعَمُهَا»: «قیامت برپا نمیشود تا آنکه خورشید از محل غروبش طلوع کند و چون طلوع کند و مردم آن را ببینند، همه ایمان میآورند، و این زمانی است که: {لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [انعام: ۱۵۸] (ایمان کسی که قبلا ایمان نیاورده یا از ایمانش خیری حاصل نکرده است، سودی به حالش ندارد) و قیامت درحالی برپا میشود که دو مرد لباسشان را بین خود پهن کردهاند [و در حال خرید و فروش آن هستند] اما نه آن را خرید و فروش میکنند و نه جمعش میکنند؛ و قیامت برپا میشود درحالیکه مرد با شیر مادهشترش [که دوشیده] برمیگردد اما آن را نمینوشد؛ و قیامت برپا میشود درحالیکه مرد حوض خود را تعمیر میکند اما در آن آب نمینوشد و قیامت برپا میشود درحالیکه یکی از شما لقمهاش را به سوی دهانش بالا برده، اما آن را نمیخورد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که یکی از نشانههای بزرگ قیامت آن است که خورشید به جای مشرق از مغرب طلوع کند و هنگامی که مردم آن را ببینند، همگی ایمان میآورند، اما آن هنگام ایمان آوردن کافر به او سودی نمیرساند و عمل صالح و توبه فایدهای ندارد. سپس رسول خدا صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که قیامت ناگهان برپا میشود؛ تا جایی که مردم مشغول خود و کارهای روزمرهٔ زندگیشان هستند. درحالی قیامت برپا میشود که خریدار و فروشنده لباس خود را [که میخواهند خرید و فروش کنند] پهن کردهاند، اما نه آن را خرید و فروش میکنند و نه آن را جمع میکنند. و درحالی قیامت برپا میشود که شخصی شیر ماده شتر شیردهش را گرفته، اما آن را نمینوشد؛ و درحالی قیامت برپا میشود که شخص حوض خود را تعمیر میکند ولی در آن نمینوشد؛ و درحالی قیامت برپا میشود که شخص لقمه را به دهانش بالا برده که آن را بخورد، اما آن را نمیخورد.
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يُؤْتَى بِالْمَوْتِ كَهَيْئَةِ كَبْشٍ أَمْلَحَ، فَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: هَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، ثُمَّ يُنَادِي: يَا أَهْلَ النَّارِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: وهَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، فَيُذْبَحُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، وَيَا أَهْلَ النَّارِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، ثُمَّ قَرَأَ: {وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ} [مريم: 39]، وَهَؤُلاَءِ فِي غَفْلَةٍ أَهْلُ الدُّنْيَا {وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} [مريم: 39]»: «مرگ را در شکل و شمایل قوچی املح (سفید و سیاه) میآورند، سپس ندادهندهای صدا میزند: که ای اهل بهشت! پس اهل بهشت گردنهای خود را کشیده و مینگرند؛ میگوید: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیدهاند؛ سپس ندا میزند که ای اهل دوزخ! پس گردنهای خود را میکشند و مینگرند؛ و میگوید: آیا این را میشناسید؟ پس میگویند: آری این مرگ است و همگی آن را دیدهاند، سپس آن ذبح میشود؛ آنگاه میگوید: ای اهل بهشت، جاودانگی است و مرگی نیست و ای اهل دوزخ، جاودانگی است و مرگی نیست! سپس این آیه را خواند: ﴿وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ} [مریم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام میگیرد؛ و [امروز] آنان در غفلتند) و آنان - اهل دنیا - در غفلت هستند {وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مریم: ۳۹] {و آنان ایمان نمیآورند}».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که در روز قیامت مرگ را به شکل گوسفند نری میآورد که سیاه و سفید است، پس ندا داده میشود که ای اهل بهشت! آنان گردن خود را میکشند و سرشان را بالا میگیرند و مینگرند، پس به آنها گفته میشود: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیدهاند و شناختهاند، سپس منادی ندا میزند: ای اهل دوزخ! پس گردنهایشان را میکشند و سرشان را بالا میگیرند و مینگرند، سپس میگوید: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهشان او را دیدهاند، سپس او را ذبح میکنند، آنگاه منادی ندا میزند که: ای اهل بهشت، بقایی است ابدی و مرگی نیست؛ و ای اهل دوزخ، بقایی است ابدی و دیگر مرگی نیست. این برای آن است که خوشی و نعمت بهشتیان بیشتر شود و بر عذاب کافران افزوده گردد. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم این آیه را خواندند: {وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مريم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام میگیرد؛ و [امروز] آنان در غفلتند و ایمان نمیآورند). بنابراین در روز قیامت میان اهل بهشت و دوزخ جدایی حاصل میشود و هریک به سمتی میروند که در مسیر آن بودهاند و تا ابد در آن میمانند، آنگاه بدکار حسرت میخورد و پشیمان میشود که چرا عمل نیک انجام نداده است؛ و آنکه کوتاهی نموده هم حسرت میخورد که چرا به اعمال خیر خود نیفزوده است.