





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: هيچ دريغ نمی کنم در اينکه چنان برای شما نماز بخوانم که رسول الله صلى الله عليه وسلم برای ما نماز می خواند. ثابت می گوید: انس رضى الله عنه در نمازش کارهايی را انجام می داد که ندیدم شما انجام دهيد: هرگاه سر از رکوع بر می داشت کاملا می ايستاد تا جایی که احساس می شد فراموش کرده به سجده برود و هرگاه سر از سجده بر می داشت نيز مدتی طولانی بين دو سجده می نشست به حدی که احساس می شد فراموش کرده دوباره به سجده برود.
متفق علیهانس رضی الله عنه می گوید: از اینکه نمازی چون نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم برای شما بخوانم، کوتاهی نکرده و دریغ نمی کنم؛ تا به نماز او اقتدا کنند و مانند او نماز بخوانند. ثابت بنانی می گوید: انس چنان کامل و زیبا نماز خواند که ندیدم مثل او نماز بخوانید؛ چنانکه قیام بعد از رکوع و نشستن بعد از سجده ی اول را طولانی می کرد؛ چون سر از رکوع بر می داشت کاملا راست می ایستاد تا جایی که از قیام طولانیِ وی در این محل احساس می شد که فراموش کرده بین رکوع و سجده است؛ و هنگامی که سر از سجده بر می داشت چنان در نشستن بین دو سجده مکث و درنگ می کرد که احساس می شد فراموش کرده بین دو سجده است و باید به سجده دوم برود.
از جابر بن سمره رضی الله عنه روایت است که می گوید: هريک از ما هنگامی که وارد مجلس پيامبر صلى الله عليه وسلم می شد، در انتهای مجلس می نشست.
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداین حدیث بیانگر ادب صحابه رضی الله عنهم در مجلس رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد؛ چنانکه هرگاه یکی از آنها به مجلس ایشان وارد می شد همان جایی می نشست که مجلس تمام می شد؛ فرقی نمی کرد در بالای مجلس باشد یا پایین آن؛ بنابراین چون انسان وارد گروهی می شود که نشسته اند، همان جایی بنشیند که مجلس تمام می شود و برای نشستن در بالای مجلس تلاش نکند مگر اینکه کسی او را به جای خود ترجیح دهد یا اینکه جایی در بالای مجلس برای او در نظر گرفته شود که در این صورت ایرادی ندارد. اما اینکه دیگران را به زحمت بیندازد و عملا به دیگران چنین وانمود کند که راه را باز کنید که من در بالای مجلس بنشینم، این بر خلاف راه و روش نبوی و عملکرد صحابه بوده و بلکه بر مقداری کبر و غرور و خودبینی انسان دلالت می کند.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «احْتجَّتِ الجنَّةُ والنَّارُ، فقالت النَّار: فيَّ الجبَّارُونَ والمُتَكَبِّرُون، وقَالتِ الجَنَّةُ: فيَّ ضُعفَاءُ النَّاسِ ومسَاكِينُهُم، فَقَضَى اللَّهُ بَيْنَهُما: إِنَّك الجنَّةُ رحْمتِي أَرْحَمُ بِكِ مَنْ أَشَاء، وَإِنَّكِ النَّارُ عَذابِي أُعذِّب بِكِ مَنْ أَشَاء، ولِكِلَيكُمَا عَلَيَّ مِلؤُها»: «بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند. الله در ميان بهشت و دوزخ داوری کرد و فرمود: تو ای بهشت، رحمت من هستی و با تو به هرکس که بخواهم رحم می کنم. و تو ای دوزخ، عذاب من هستی؛ به وسيله ی تو هرکه را بخواهم عذاب می دهم. و پُر کردن هر دوی شما با من است».
به روایت مسلممعنای حدیث مذکور این است که: بهشت و دوزخ با یکدیگر مجادله کردند و هریک از آنها از دلیل و حجت خود دفاع می کرد؛ این موارد از امور غیبی هستند که بر ما واجب است به آنها ایمان داشته باشیم هرچند از نگاه عقلی بعید به نظر برسند؛ بهشت بر دوزخ و دوزخ بر بهشت اعتراض می کرد. دوزخ می گفت: جباران و متکبران در من جای دارند. جباران همان ستمگران و سنگدلان اند و متکبران همان کسانی که خود را برتر و بالاتر از دیگران دیده و مردم را تحقیر می کنند و حق را نمی پذیرند؛ چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد کبر فرمودند: «الكِبْرُ بَطَرُ الحَقِّ وغَمْطُ النَّاسِ»: «کبر، سرکشی از حق و تحقير مردم است». و این دو دسته هر دو در آتش خواهند بود. پناه بر الله؛ و چه بسا کسی که در آتش می افتد از جمله کسانی باشد که با مردم نرم خو و مهربان و خوش اخلاق است اما نسبت به حق جبار است و خود را برتر از حق و حقیقت می بیند. لذا نرمخویی و مهربانی وی با مردم سودی به حالش ندارد و بلکه موصوف به کبر و خودبینی می باشد ولو اینکه با مردم نرمخو و مهربان باشد؛ چون در برابر حق تکبر ورزیده و خود را برتر از آن دیده است. اما بهشت می گوید: در آن ضعیف ترین مردم و فقرا جای دارند؛ کسانی که غالبا در برابر حق تسلیم بوده و از آن فرمان می برند؛ اما متکبران و خودبینان اغلب حق و حقیقت را نمی پذیرند. در نهایت الله متعال میان آنها داوری نموده و به بهشت می گوید: «تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکه بخواهم رحم می کنم». و به دوزخ می گوید: «تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو هرکه را بخواهم عذاب می کنم». سپس به هردوی آنها می فرماید: «و پر کردن هر دوی شما با من است». الله متعال پر کردن بهشت و دوزخ را خود بر عهده گرفته و بر خود واجب نموده است. این درحالی است که فضل و رحمت الله متعال گسترده تر از خشم و غضب او می باشد. چون روز قیامت فرا رسد، کسانی که باید به دوزخ بیفتند، به دوزخ انداخته می شوند و با این همه دوزخ می گوید: آیا باز هم هست؛ دوزخیان بیشتری را در من جای دهید. بنابراین الله متعال پایش را در دوزخ قرار می دهد. و در لفظی آمده که قدمش را در آن قرار می دهد که در اثر آن دوزخ در هم فرو می رود، بنابراین می گوید: کافی است کافی است و به این ترتیب پر می شود. اما بهشت؛ بهشت بسیار وسیع است، عرض آن به اندازه ی آسمان ها و زمین است، بهشتیان وارد آن می شوند، با این همه بخشی افزون بر بهشتیان باقی می ماند که الله متعال اقوامی را خلق نموده و به فضل و رحمت خود وارد بهشت می گرداند چون خود عهده دار پر کردن بهشت شده است.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: شما مرتکب اعمالی می شويد که در نظرتان باريک تر از مو می باشد. - يعنی در نظر شما ناچيز و بی اهميت است؛ - حال آنکه ما در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم آنها را جزو گناهان نابودکننده می شمرديم.
به روایت بخاریصحابی بزرگوار انس بن مالک رضی الله عنه خطاب به گروهی که در اعمال تساهل به خرج می دهند، می گوید: شما برخی از گناهان را به سبب عدم تامل در مورد کسی که با آنها نافرمانی می شود، سبک شمرده و بسیار کوچک می پندارید؛ اما همین گناهانی که کوچک و بی اهمیت شان می پندارید، نزد صحابه از گناهان نابود کننده و ویرانگر شمرده می شد چون کسی که نافرمانی می شد نزد آنها بزرگ و با عظمت بود؛ و دلیل دیگر ترس و مراقبت و محاسبه ای بود که صحابه داشتند.
از اسید بن حضیر و انس بن مالک رضی الله عنهما روایت است که مردی از انصار گفت: ای رسول خدا، آيا همان طور كه به فلانی مسؤوليتی واگذار كرده ای، مسؤوليتی به من نمی دهی؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِنَّكُم سَتَلقَون بَعدِي أَثَرَة فَاصبِرُوا حَتَّى تَلقَونِي على الحَوض»: «پس از من تبعيض و حق کُشی خواهيد ديد؛ پس صبر كنيد تا مرا در كنار حوض ملاقات نماييد».
متفق علیهمردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و از ایشان می خواهد که به او همچون دیگران مسئولیت و منصبی بدهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی خبر می دهد: او و اصحابش باید در برابر ظلم و جوری که در آینده از حکام می بینند، صبر کنند؛ حکامی که همه چیز را برای خود می خواهند و سهمی برای رعیت قائل نیستند؛ بنابراین آنها را به صبر فرامی خواند تا اینکه بر حوضش وارد شوند.
از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بعبْدِهِ الخَيْر عجَّلَ لَهُ الْعُقُوبةَ في الدُّنْيَا، وإِذَا أَرَادَ اللَّه بِعبدِهِ الشَّرَّ أمسَكَ عنْهُ بذَنْبِهِ حتَّى يُوافِيَ بهِ يَومَ الْقِيامةِ»: «هرگاه الله متعال برای بنده اش اراده ی خير کند، عقوبت يا نتيجه ی اعمال بدش را در دنيا به تعجيل می اندازد و اگر نسبت به بنده اش اراده ی بد نمايد، او را در گناهش رها می کند تا در روز قيامت به حسابش برسد».
به روایت ترمذیرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که علامت و نشانه ی اینکه الله متعال در مورد بنده اراده ی خیری نموده، این است که مجازات وی در برابر گناهانش را در همین دنیا قرار داده است تا درحالی از دنیا خارج شود که گناهی برای محاسبه شدن در روز قیامت به همراه نداشته باشد. چون هرکس در همین دنیا در برابر عملش محاسبه گردد، حساب وی در آخرت سبک خواهد بود؛ و علامت و نشانه ی اینکه الله متعال در مورد بنده ای اراده ی شر و بدی نموده، این است که در برابر گناهانش، او را در دنیا مجازات نمی کند و مجازات او را تا روز قیامت به تاخیر می اندازد و با کوله باری از گناه حاضر می شود و به این ترتیب او را چنانکه مستحق آن است مجازات می نماید.
از مُصعَب بن سعد روایت است که گفت: سعد رضیاللهعنه چنین میپنداشت که بر کسانی که پایینتر از او هستند، برتری دارد. پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «هَلْ تُنْصَرُونَ وَتُرْزَقُونَ إِلَّا بِضُعَفَائِكُمْ». یعنی: «آیا شما جز به [برکتِ دعای] ضعیفانتان یاری و روزی داده میشوید؟».
به روایت بخاریسعد بن ابی وقاص رضیاللهعنه گمان میکرد که به دلیل شجاعت و مانند آن، بر ضعفا و کسانی که پایینتر از او بودند، برتری دارد! پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: آیا شما جز به وسیلهٔ ضعیفانتان - با دعاها، نمازها و اخلاصشان - یاری و روزی داده میشوید؟ زیرا آنان به دلیل خالی بودن قلبهایشان از تعلق به زرق و برق دنیا غالباً در دعا خالصتر و در عبادت خاشعترند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ عَادَ مَرِيضًا أَو زَارَ أَخًا لَهُ فِي الله، نَادَاهُ مُنَادٍ: بِأَنْ طِبْتَ، وَطَابَ مَمْشَاكَ، وَتَبَوَّأتَ مِنَ الجَنَّةِ مَنْزِلاً»: «هرکس بيماری را عيادت کند يا به خاطر الله به ديدن برادرِ دينی اش برود، منادی او را ندا می دهد: خير ببينی و رفتنت مبارک باد و برای خود خانه ای در بهشت فراهم کردی».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمدهرکس به عیادت بیماری برود یا برای دینی اش را به خاطر الله متعال ملاقات کند، مَلَکی از جانب الله او را ندا می دهد که: از گناهان پاک شدی و به پاداش فراوانی نزد الله دست یافتی و خانه ای در بهشت جهت سکونت برای خود مهیا کردی.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم سخنی می گفت، آن را سه بار تکرار می کرد تا سخنش فهميده شود و هنگامی که نزد گروهی می رفت و به آنها سلام می گفت، سلامش را - حدّاکثر - سه بار تکرار می نمود.
به روایت بخاریدر حدیث انس بن مالک رضی الله عنه آمده که هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن می گفت، سه بار آن را تکرار می کرد تا خوب فهمیده شود. و این یعنی اگر با یک بار فهمیده می شد آن را تکرار نمی کرد. اما زمانی که دیگری سخن انسان را نفهمد یا به خوبی درک نکند، برای او تکرار می شود تا آن را خوب فهمیده و درک کند؛ یا اینکه اگر دیگری گوشش سنگین باشد و مشکل شنوایی داشته باشد، یا با وجود سر و صدا، در این موارد مستحب است که سخن تکرار گردد تا مخاطب آن را بفهمد. همچنین هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم به قومی سلام می کرد، سه بار به آنها سلام می کرد؛ یعنی بیش از سه بار سلام کردن را تکرار نمی کرد؛ یک بار سلام می کرد، اگر پاسخی دریافت نمی کرد، دوباره سلام می کرد و اگر برای بار دوم هم پاسخی نمی شنید، برای بار سوم سلام می کرد. و چون در بار سوم پاسخی نمی شنید، دیگر سلام را تکرار نمی کرد. همچنین در اجازه گرفتن به همین شیوه سه بار اجازه می گرفت. یعنی هرگاه کسی برای ورود به خانه ی دیگری اجازه خواست، سه بار در می زند و چون پاسخی دریافت نکرد باز می گردد؛ و این سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد که هر کاری را نهایتا سه بار انجام می داد.