





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم نماز خواند. - ابراهيم یکی از راویان می گويد: نمی دانم از نماز چيزی كاست يا بر آن افزود.- بعد از اینکه سلام داد، گفته شد: ای رسول خدا، آيا چيز تازه ای در نماز رخ داده است؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «وَمَا ذَاكَ؟»: «مگر شما تغييری در نماز خواندن من مشاهده كرديد؟» صحابه گفتند: شما چنین و چنان نماز خوانديد. آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم دو زانو نشست و رو به قبله نمود و دو سجده ی سهو به جا آورد و سلام داد؛ وقتی رو به ما کرد فرمود: «إِنَّهُ لَوْ حَدَثَ فِي الصَّلاةِ شَيْءٌ لَنَبَّأْتُكُمْ بِهِ، وَلَكِنْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ، أَنْسَى كَمَا تَنْسَوْنَ، فَإِذَا نَسِيتُ فَذَكِّرُونِي، وَإِذَا شَكَّ أَحَدُكُمْ فِي صَلاتِهِ، فَلْيَتَحَرَّ الصَّوَابَ فَلْيُتِمَّ عَلَيْهِ، ثُمَّ لِيُسَلِّمْ، ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ»: «اگر حكم جديدی درباره ی نماز نازل می شد، به اطلاع شما می رساندم. ولی من هم بشری چون شما هستم و همچنان كه شما دچار فراموشی می شويد، من نيز دچار فراموشی می شوم. بنابراين هرگاه دچار فراموشی شدم، به يادم بیاورید. و اگر كسی از شما در نمازش شك نمود، درست و صواب را جستجو نموده و در پی آن باشد و نمازش را بر اساس آن كامل کند، سپس سلام گويد و دو سجده(ی سهو) به جای آورد».
متفق علیهچنانکه در این حدیث آمده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه صحابه نماز می خواند که چیزی به نماز می افزاید یا از آن می کاهد؛ بنابراین صحابه از ایشان سوال می کنند: آیا در نماز تغییری رخ داده است؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان خبر می دهد که اگر تغییری رخ دهد، حتما به اطلاع آنان می رساند؛ سپس یادآور می شود که ایشان هم مانند ما بشر است و از عوارض بشری مبرا نیست و او هم دچار فراموشی شده و از روی فراموشی چیزی به نماز افزوده یا از آن می کاهد؛ آنگاه حکم کسی را بیان می کند که از روی فراموشی چیزی به نماز افزوده یا از آن کاسته است؛ در این صورت باید تعداد رکعاتی را که از خواندن آنها مطمئن است، به یاد بیاورد و بر اساس آن ادامه ی نمازش را کامل کند؛ در این صورت اگر در آن کاهش یا افزایشی باشد، دو سجده ی سهو در پایان نماز و بعد از سلام دادن انجام می دهد و پس از این دو سجده سلام می دهد.
از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لِكُلِّ سَهْوٍ سَجْدَتَانِ بَعْدَ مَا يُسَلِّمُ»: «برای هر سهوی دو سجده بعد از سلام می باشد».
به روایت ابوداوودمراد این است که هر سهوی در نماز رخ دهد، چه درقالب افزودن به نماز یا کاستن از آن یا شک و تردید باشد، موجب سجده ی سهو می شود. حدیث مذکور از جمله دلایل کسانی است که معتقدند سجده ی سهو بعد از سلام می باشد. اما اقتضای جمع بین دلایل موجود در این زمینه، این است که سجده ی سهو در دو حالت بعد از سلام می باشد: زمانی که نماز عاری از نقص باشد و آنگاه که شک و تردید در آن باشد و بر مبنای ظن غالب عمل شود؛ و در سایر موارد سجده ی سهو قبل از سلام می باشد.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: سجده ای که در سوره ی «ص» وجود دارد از جمله سجده هایی نیست که به جا آوردن آن واجب و فرض باشد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که در این سوره سجده می کرد.
به روایت بخاریسجده ی تلاوتی که در سوره ی «ص» می باشد، سنت است و واجب نیست؛ چون در این مورد امری که انجام آن را تاکید کند، وارد نشده است؛ بلکه با صیغه ی خبر وارد شده است؛ و خبر می دهد که داود علیه السلام این کار را از باب توبه به درگاه الهی انجام داد؛ و پیامبر ما نیز در این مقام از باب شکر و سپاسگذاری بابت این مساله سجده کرده که الله متعال نعمت بخشش و مغفرت خود را به داود علیه السلام عنایت کرده است. و روایت نسائی نیز بر آن دلالت دارد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «سَجَدَهَا دَاوُدُ تَوْبَةً، وَنَسْجُدُهَا شُكْرًا»: «داود از باب توبه سجده کرد و ما به جهت شکر و سپاسگذاری سجده نمودیم».
از ربیعه بن عبدالله بن هُدَيْر تَیمی روایت است که عمر بن خطاب رضی الله عنه در روز جمعه بر روی منبر سوره ی نحل را خواند؛ و چون آیه ی شامل سجده ی تلاوت را قرائت نمود، از منبر پایین آمد و سجده کرد و مردم نیز سجده کردند؛ در جمعه ی بعدی نیز سوره ی نحل را به همراه آیه ی شامل سجده ی تلاوت خواند و بعد از آن فرمود: ای مردم، ما از آیاتی می گذریم که شامل سجده ی تلاوت هستند، بنابراین هرکس سجده کند کار درستی انجام داده است و هرکس سجده نکند گناهی بر او نیست؛ و عمر رضی الله عنه سجده نکرد. و در روایتی آمده است: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَفْرِضِ السُّجُودَ إِلَّا أَنْ نَشَاءَ»: «الله متعال سجده ی تلاوت را فرض نکرده است مگر اینکه ما بخواهیم (آن را انجام دهیم)».
به روایت بخاریعمر بن خطاب رضی الله عنه در روز جمعه بر روی منبر سوره ی نحل را می خواند و چون به آیه ای می رسد که شامل سجده ی تلاوت است، آن را می خواند: «وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ * يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» [نحل: 49-50] «و هر چه در آسمان ها و زمین است، [همگی] برای الله سجده می آورند و گردنکشی نمی کنند. [ملائکه] از پروردگار خویش كه [با ذات و غلبه و قدرتش] بالای آنان است مى ترسند و آنچه را فرمان داده مى شوند انجام می دهند». سپس از منبر پایین آمده و سجده می کند و مردم نیز همراه او سجده می کنند. در جمعه ی بعد، سوره ی نحل را می خواند و به همین آیه می رسد و آن را می خواند و مردم آماده ی سجده می شوند، اما عمر رضی الله عنه سجده نمی کند و آنها را از سجده کردن باز می دارد؛ چنانکه در روایت موطأ آمده است: «فَتَهَيَّأَ النَّاسُ لِلسُّجُودِ، فَقَالَ: عَلَى رَسْلِكُمْ. إِنَّ اللهَ لَمْ يَكْتُبْهَا عَلَيْنَا، إِلاَّ أَنْ نَشَاءَ. فَلَمْ يَسْجُدْ، وَمَنَعَهُمْ أَنْ يَسْجُدُوا»: «مردم برای سجده آماده شدند که عمر رضی الله عنه گفت: صبر کنید؛ الله متعال آن را بر ما فرض نکرده است مگر اینکه خود بخواهیم آن را انجام دهیم؛ بنابراین سجده نکرد و آنان را از سجده کردن بازداشت». یعنی آیاتی را می خوانیم که شامل سجده ی تلاوت هستند، هرکس با خواندن این آیات سجده کند، کار درستی انجام داده و طبق سنت عمل کرده است؛ و هرکس سجده نکند، گناهی بر او نیست. عمر رضی الله عنه سجده نمی کند تا به این ترتیب برای دیگران بیان کرده باشد که سجده ی تلاوت واجب نیست. و در روایتی آمده است: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَفْرِضِ السُّجُودَ إِلَّا أَنْ نَشَاءَ» یعنی الله متعال سجده ی تلاوت را بر ما واجب نکرده است و در این مورد مختار هستیم که سجده کنیم یا سجده نکنیم. و در روایتی آمده که عمر رضی الله عنه می گوید: «يَأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا لَمْ نُؤْمَرْ بِالسُّجُودِ»: «ای مردم، ما به سجده کردن امر نشدیم». بنابراین اثر مذکور از امیرالمومنین عمر و بیان آن در خطبه ی جمعه در برابر همه ی صحابه و عدم انکار آنها، دلیلی بر عدم وجود هرگونه معارضی برای آن می باشد. و در این صورت قول صحابی حجت است به ویژه اگر خلیفه ی راشد باشد که سزاوارتر به پیروی از سنت است و سخن وی در حضور همه ی صحابه بوده است که خود اجماع می باشد.
از عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد و به سوی زمینی رفت که آن را برای در راه ماندگان صدقه کرده بود؛ چون وارد آن شد رو به قبله کرد و به سجده افتاد و سجده اش را چنان طولانی کرد که گمان بردم الله عزوجل جان او را در سجده گرفته است؛ بنابراین به ایشان نزدیک شدم و سپس نشستم که سرش را از سجده برداشت و فرمود: «مَنْ هَذَا؟»: «کیست؟» گفتم: عبدالرحمن؛ فرمود: «مَا شَأْنُكَ؟»: «چه می خواهی؟». گفتم: ای رسول خدا، چنان سجده ای طولانی کردی که ترسیدم الله عزوجل جانت را در سجده گرفته باشد؛ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنَّ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلامُ، أَتَانِي فَبَشَّرَنِي، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ: مَنْ صَلَّى عَلَيْكَ صَلَّيْتُ عَلَيْهِ، وَمَنْ سَلَّمَ عَلَيْكَ سَلَّمْتُ عَلَيْهِ، فَسَجَدْتُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ شُكْرًا»: «جبریل علیه السلام نزد من آمده و مرا بشارت داد و گفت: الله عزوجل فرموده است: هرکس بر تو درود بفرستد، بر او درود می فرستم؛ و هرکس بر تو سلام کند، بر او سلام می کنم؛ لذا برای الله متعال سجده ی شکر به جا آوردم».
به روایت احمدحدیث مذکور بیانگر مشروعیت سجده ی شکر به هنگام حصول نعمتی و شنیدن خبری مسرت بخش و بشارت می باشد؛ چنانکه برای رسول الله صلی الله علیه وسلم اتفاق افتاد؛ آنجا که در نماز بود و جبریل علیه السلام نزد ایشان آمده و بشارت داد که هریک از امتیانش بر او درود و سلام بفرستد، الله متعال بر او سلام و درود می فرستد؛ و سنت است سجده ی شکر طولانی باشد چنانکه سجده ی شکر رسول الله صلی الله علیه وسلم طولانی بود تا جایی که صحابه گمان بردند رسول الله صلی الله علیه وسلم در سجده قبض روح شده است.
از براء رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم خالد بن ولید را به سوی اهل یمن فرستاد تا آنها را به سوی اسلام فرا بخواند؛ اما آنها دعوت او را نپذیرفتند؛ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم علی بن ابی طالب را فرستاد و به او امر نمود تا خالد و همراهانش را بازگرداند مگر کسانی از همراهان خالد که دوست دارند با علی رضی الله عنه باشند که برای آنها اجازه ی همراهی با علی وجود دارد؛ براء می گوید: من یکی از آن کسانی بودم که با علی همراه شدم؛ زمانی که به یمنیان نزدیک شدیم، به سوی ما خارج شدند؛ پس علی رضی الله عنه بر ما نماز گزارد و ما را در یک صف قرار داد؛ سپس در جلوی ما قرار گرفت و نامه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای آنها خواند که در نتیجه ی آن همه ی ساکنان هَمْدان مسلمان شدند. بنابراین علی رضی الله عنه به رسول الله صلی الله علیه وسلم نامه نوشت و ایشان را در جریان اسلام آوردن آنها قرار داد؛ زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم نامه ی علی را خواند، به سجده افتاد و پس از بالا آوردن سر از سجده گفت: سلام بر هَمْدان، سلام بر هَمْدان.
به روایت بیهقیچنانکه در حدیث مذکور آمده است، هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم با امر خوشایندی مواجه می شد، سجده ی شکر به جا می آورد؛ چنانکه وقتی علی رضی الله عنه را به سوی یمن می فرستد تا یمنیان را به اسلام فرا خواند - و قبلا خالد بن ولید رضی الله عنه آنها را به اسلام دعوت داده و نپذیرفتند - وقتی آنها را به اسلام فرامی خواند، همه ی ساکنان همدان مسلمان می شوند؛ بنابراین به رسول الله صلی الله علیه وسلم نامه می نویسد و ایشان را در جریان قرار می دهد و رسول الله صلی الله علیه وسلم با شنیدن آن، جهت شکر و سپاسگذاری از الله متعال به سجده می افتد و سجده ی شکر به جا می آورد.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: وقتی موذن از اذان دادن برای نماز صبح فارغ می شد و بعد از اینکه فجر نمایان می شد، رسول الله صلى الله عليه وسلم بر می خاست و قبل از نماز فرض صبح، دو رکعت نماز کوتاه می خواند، سپس به پهلوی راست دراز می کشید تا اینکه موذن اقامه بگوید.
متفق علیهچنانکه در حدیث مذکور آمده است رسول الله صلی الله علیه وسلم با فارغ شدن موذن از اذان صبح، برمی خاست و دو رکعت نماز می خواند و سپس بر پهلوی راست دراز می کشید تا اینکه موذن برای نماز فرض صبح اقامه بگوید.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا صَلَّى أَحَدُكُمُ الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الصُّبْحِ، فَلْيَضْطَجِعْ عَلَى يَمِينِهِ»: «هرگاه یکی از شما دو رکعتِ قبل از نماز فرض صبح را خواند، باید بر پهلوی راستش دراز کشد». مروان بن حکم به ابوهریره گفت: آیا برای ما همین کفایت می کند که قدم زنان به مسجد بیاییم و به پهلو دراز نکشیم؟ عبیدالله می گوید: ابوهریره گفت: نه؛ چون خبر این مساله به ابن عمر رسید، گفت: ابوهریره احادیث زیادی را روایت می کند که ضرر آن متوجه وی می باشد (چون از خطا و نسیان در امان نیست). به ابن عمر گفته شد: آیا چیزی از سخنان ابوهریره را انکار می کنی؟ گفت: نه، اما او جرات می کند و ما می ترسیم. چون این مساله به گوش ابوهریره رسید، گفت: گناهم چیست که من احادیث را در خاطر دارم و آنها فراموش کرده اند.
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور توضیح می دهد: سنت این است که هرگاه دو رکعت نماز سنت صبح خوانده شد، به پهلوی راست دراز کشیده شود تا اینکه نماز فرض اقامه گردد. حکمت از دراز کشیدن به پهلوی راست این است که غرق در خواب نشویم، چون قلب در سمت چپ بوده و در این حالت معلق است و مستقر نیست؛ و چون به پهلوی چپ دراز کشد، حالتی راحت تر داشته و غرق در خواب می شود.
از علی رضی الله عنه روایت است که می گوید: نماز وتر، حُکم نمازهای واجب را ندارد؛ بلکه رسول الله صلى الله عليه وسلم آن را سنُت قرار داده است.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت احمدنماز وتر مانند نمازهای پنجگانه واجب نیست بلکه رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را برای ما سنت قرار داده و بر ما واجب نکرده است. بنابراین وتر نمازی مستحب است و بس.