Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way






























Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
حدیث مذکور به این معناست که اگر منافقی در میان قوم خود سید و سرور و بزرگ آنان بود و شما بر وی لقب سید را اطلاق نمودید، الله را خشمگین کرده اید. چون به کار بردن این واژه در حق او، تعظیم و بزرگداشت وی می باشد حال آنکه او از جمله کسانی است که مستحق تعظیم نیست؛ و اگر در میان قوم خود سید و سرور و از بزرگان نباشد، به کار بردن این واژه در حق او مصداق دروغ و نفاق است. در هر دو حالت از اطلاق لفظ سید برای منافق نهی شده است؛ و همچنین از به کار بردن آن برای کافر و فاسق و مبتدع نهی شده است. چنین کسانی مطلقا استحقاق این را ندارند که به بزرگی و سیادت و سروری توصیف شوند. و این نهی برای صحابه و دیگران عام است. منافقان در عصر صحابه دو دسته بودند: منافقانی که فقط رسول الله صلی الله علیه وسلم و رازدار ایشان حذیفه رضی الله عنه آنها را می شناختند. و منافقانی که نفاق شان برای صحابه هم آشکار بود مانند عبدالله بن ابی؛ و حدیث مذکور بر این دسته ی دوم انطباق می یابد.
جن و شیاطین در مکان قضای حاجت حاضر می شوند و در کمین اند تا فرزند آدم را اذیت نموده و فسادی را متوجه او کنند، زیرا محلی است که عورت کشف می شود و نام الله برده نمی شود، بنابراین چون مسلمانی بخواهد به محل قضای حاجت (توالت) برود، باید این دعا را بخواند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ» یعنی: از شر شیاطین نر و ماده به الله پناه می برم.
انس رضی الله عنه خبر می دهد که کسی نزد صحابه از رسول الله صلی الله علیه وسلم محبوب تر نبوده است اما با وجود محبت شدیدی که نسبت به او داشتند، وقتی او را می دیدند، برای او بر نمی خاستند، چون می دانستند این کار را ناپسند می داند که کسی برای او بر خیزد.
در این حدیث ابوجحیفه وهب بن عبدالله سوائی رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم تکیه داده چیزی نمی خورد؛ و عادت وی این نبود که پهلویش را به بالش یا مانند آن تکیه دهد یا یکی از دستانش را تکیه گاه خود روی زمین قرار دهد و در این وضعیت چیزی بخورد. رسول الله صلی الله علیه وسلم از نشستن به این روش دوری می کرد چون نشستن به این صورت برای غذا خوردن، باعث پرخوری می شد که ثمره ی آن سنگینی و از بین رفتن نشاط و زیان های جسمی می باشد. اگر غذا به صورت تکیه داده خورده شود، مجرای غذا راست نبوده و منحرف است و در حالت طبیعی خود نمی باشد که چه بسا سبب زیان دیدن انسان شود؛ از طرفی غذا خوردن در این حالت نشانه ی تکبر بوده و با تواضع منافات دارد.
در این حدیث یکی از آداب خوردن و نوشیدن بیان می شود و آن نهی از نفس کشیدن یا فوت کردن در ظرف غذا یا نوشیدنی می باشد؛ نهی از نفس کشیدن در ظرف به دلیل ضررهایی چون آلوده شدن ظرف و نوشیدنی می باشد؛ لذا از نوشیدن و نفس کشیدن همزمان نهی شده که چه بسا سبب خفگی شود. چنانکه در سنت نبوی آمده است، نوشیدن باید با سه بار نفس کشیدن در بیرون از ظرف نوشیدنی باشد که در این صورت نوشیدن گواراتر و لذت بخش تر می باشد. همچنین در این حدیث از فوت کردن در غذا و نوشیدنی نهی شده است چه برای سرد کردن آن باشد یا هر دلیل دیگری داشته باشد؛ و این به دلیل حفظ غذا و نوشیدنی از آلوده شدن به بزاق دهان یا بویی بد می باشد.
پیامبر صلی الله علیه و سلم بیان کردهاند که سزاوارترینِ مردم به نیکی کردن، احسان، رفتار نیکو، معاشرت پسندیده، همنشینی و صلهٔ رحم، مادر است. و با سه بار تکرار، بر حق مادر تأکید کردهاند؛ تا برتری او را بر سایر مردم بدون استثنا بیان کنند. سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم با بیان اینکه چه کسی پس از او در نیکی قرار دارد، فرمودند: سپس پدر، سپس نزدیکان و پس از آن نزدیکانِ دیگر از خویشاوندان. و هر چه کسی نزدیکتر باشد، برای صله رحم از دورتر، سزاوارتر است.
اگر کسی برادرش را جهت ادب نمودن یا تعزیر یا جهت اقامه ی یکی از حدود شرعی بر وی یا به سبب خصومت یا هر دلیل دیگری زد، باید از ضربه زدن به صورتش پرهیز نموده و به شدت از آن دوری نماید؛ و لو اینکه در مقام اقامه ی حدی از حدود الهی باشد. چون صورت انسان کرامت و احترام خاصی دارد و شریف ترین اعضای او می باشد؛ و مواجهه با آن صورت می گیرد و ضربه زدن به آن باعث تلف شدن عضوی از آن یا ایجاد اشکال در آن می شود؛ بنابراین واجب است از ضربه زدن به صورت دوری کرد و ضربه زدن به آن حرام است؛ چه این ضربه به حق باشد یا از روی ظلم و تجاوز.
چنانکه در حدیث مذکور آمده است، مردی از یمن نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آید و از ایشان برای جهاد اجازه می گیرد؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم از وی در مورد پدر و مادرش سوال می کند که آیا آنها به وی اجازه ی شرکت در جهاد داده اند یا نه؛ از وضعیت وی مشخص می شود که پدر و مادرش به وی اجازه نداده اند؛ لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم به او امر می کند نزد پدر و مادرش بازگردد و به آنان نیکی کند. حدیث مذکور بر اعتبار اجازه ی پدر و مادر برای شرکت در جهاد دلالت می کند.
این حدیث در مورد جایگاه امارت و ریاست - و آنچه در حکم آن است مانند مقام قضاوت - و کثرت تبعات و پیامدها و مسئولیت های آن در آخرت و تقاضای آن و حرص بر آن هشدار می دهد؛ و این در مورد کسی است که با سعی و تلاش و حرص خود به آن دست یابد و شایستگی و اهلیت آن را نداشته باشد؛ نه کسی که این کار به او سپرده می شود و برای به دست آوردن آن تلاشی نمی کند و اهلیت و شایستگی آن را دارد و عدالت را رعایت می کند؛ بلکه چنین کسی در این امر مهم یاری می شود. چنانکه در احادیث دیگر آمده است. در این حدیث امارت و فرمانروایی و ریاست به شیردهنده ی خوب تشبیه شده است چون با مال و منال فراوان و جاه و مقام زیاد و نفوذ حکم و فرمان همراه است؛ و همچنین به سبب تبعات آن در روز قیامت و حسرت های آن، با جدا شدن ناخوشایندی همراه است.