





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَقِيتُ إِبْرَاهِيمَ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، أَقْرِئْ أُمَّتَكَ مِنِّي السَّلاَمَ، وَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ الجَنَّةَ طَيِّبَةُ التُّرْبَةِ عَذْبَةُ الْمَاءِ، وَأَنَّهَا قِيعَانٌ، وَأَنَّ غِرَاسَهَا سُبْحَانَ اللهِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ»: «شب اسرا ابراهیم را ملاقات کردم که گفت: ای محمد، سلام مرا به امت خود برسان و به آنان خبر بده که خاک بهشت نیکوست و آبش گواراست و یکدست و بیدرخت است و کاشتن درخت آن با سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر است».
به روایت ترمذیپیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده که در شب اسراء و معراج ابراهیم خلیل علیه السلام را ملاقت کرده است که ابراهیم خطاب به ایشان فرموده است: ای محمد، از جانب من به امت خود سلام برسان و آگاهشان کن که خاک بهشت نیکوست و آبش شیرین است و شور نیست و بهشت وسیع است و بیدرخت؛ و کاشت درختان آن سخنان پاک است که همان باقیات صالحات هستند: یعنی: سُبْحَانَ اللهِ، وَالحَمْدُ لِلَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ، که هرگاه مسلمان آنها را بگوید و تکرار کند، برای او درختی در بهشت کاشته میشود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «لَم يَبْقَ مِنَ النُبُوَّة إلا الْمبُشِّراتُ»: «از نبوت چيزی جز بشارت ها باقی نمانده است». گفتند: منظور از بشارت ها چيست؟ فرمود: «الُّرؤْيَا الصَّالِحةُ»: «خواب های خوب».
به روایت بخاریرسول الله صلی الله علیه وسلم اشاره دارد به اینکه خواب های خوب مصادیق بشارت هستند و بشارت ها از آثار به جا مانده از نبوت، بعد از قطع شدن وحی می باشند. و فقط خواب های خوب هستند که به وسیله ی آنها دانسته می شود چه رخ خواهد داد.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لو كان لِي مِثلُ أُحُدٍ ذَهَبًا، لَسرَّنِي أَنْ لا تَمُرَّ علَيَّ ثَلاثُ لَيَالٍ وَعِندِي منه شَيءٌ إلاَّ شَيءٌ أَرْصُدُهُ لِدَينٍ»: «اگر به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم، این باعث خوشحالی من خواهد بود که سه شب بر من نگذرد مگر اینکه چيزی از آن نزدم باقی نماند، جز آنچه برای پرداخت بدهی نگه می دارم».
متفق علیه، این لفظ بخاری استاگر به مقدار کوه احد طلای خالص می داشتم همه ی آنها را در راه الله انفاق می کردم و از آن فقط به مقداری نزد خود باقی می گذاشتم که بدهی ام را بپردازم و به حقوقی که دیگران بر من دارند رسیدگی کنم.
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که: مردی گفت: یا رسول الله، من خویشانی دارم که پیوندم را با آنان پیوسته میدارم اما آنان قطع رابطه میکنند و به آنان نیکی میکنم ولی آنان در حق من بدی میکنند و با آنان شکیبایی میورزم ولی آنان با من رفتار جاهلانهای دارند. ایشان فرمودند: «لَئِنْ كُنْتَ كَمَا قُلْتَ، فَكَأَنَّمَا تُسِفُّهُمُ الْمَلَّ وَلَا يَزَالُ مَعَكَ مِنَ اللهِ ظَهِيرٌ عَلَيْهِمْ مَا دُمْتَ عَلَى ذَلِكَ»: «اگر چنان باشی که میگویی، چنان است که گویا به آنان خاکستر داغ میخورانی و همواره از سوی الله یاوری با تو علیه آنان است، مادامی که چنین باشی».
به روایت مسلممردی نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم شکایت کرد که خویشانی دارد و با آنان به نیکی رفتار میکند و آنان برعکس نیکیاش با او تعامل میکنند؛ روابط خود را با آنان حفظ میکند، اما آنان قطع رابطه میکنند و با نیکوکاری و وفاداری با آنان رفتار میکند و آنان با جور و جفا با وی رفتار میکنند و در حقشان شکیبایی میورزد و از آنان درمیگذرد، اما با سخن و کردار زشت رفتار جاهلانهای با او دارند؛ با این وضعیت، آیا رابطهٔ خود را با آنان ادامه دهد؟ پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: «اگر چنان باشی که میگویی، آنان را نزد خودشان خوار و زبون کردهای و انگار به آنان خاکستر داغ میخورانی؛ و این به سبب نیکی زیاد تو و زشتی کار آنها نزد خودشان است؛ و همواره از سوی الله یاریگری علیه آنان خواهی داشت و از تو در برابر آزار آنان دفاع خواهد کرد، تا وقتی که همین نیکیکردن به آنان را ادامه دهی و آنان به بدی در حق تو ادامه دهند.
از مستورد بن شداد رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَا الدُّنْيَا في الآخِرَةِ إِلاَّ مِثْلُ مَا يَجْعَلُ أَحدُكُمْ أُصْبُعَهُ في الْيَم، فَلْيَنْظُرْ بِمَ يَرْجِعُ!»: «دنيا در برابر آخرت به مانند اين است که يکی از شما انگشتش را در آبِ دريا فروبَرَد و آنگاه بنگرد انگشتش با چه مقدار از آب دريا بازمی گردد».
به روایت مسلماگر کسی بخواهد حقیقت دنیا را در مقایسه با آخرت بداند، باید انگشت خود را در آب دریا فرو برده و سپس بیرون آورده و ببیند با چقدر از آب دریا همراه است؟ طبعا در برابر دریا آبی به همراه ندارد؛ و این معنا و حقیقت دنیا نسبت به آخرت می باشد؛ چنانکه کوتاهی مدت دنیا و از بین رفتن لذت های آن هرگز قابل مقایسه با بقای آخرت و استمرار لذت ها و نعمت های آن نیست؛ و مقایسه ی این دو مانند مقایسه ی آب باقی مانده بر سر انگشت با بقیه ی دریا می باشد. الله متعال می فرماید: «فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ»: «کالای زندگى دنیا در برابر آخرت، جز اندكى نیست». همه ی نعمت ها و لذت های دنیایی که به انسان داده شده، تنها برای مدت کوتاهی از آنها بهره مند می شود که البته با ناگواری های فراوانی همراه است و در کنار ناراحتی ها و ناخرسندی هاست و انسان برای مدت کمی جهت ریا و فخرفروشی به آنها آراسته می شود و چیزی نمی گذرد که همه ی اینها از بین می رود و پس از آن چیزی جز حسرت و ندامت برای او نخواهد بود: «وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ»: «و آنچه به شما داده شده است، بهره[ی گذرا] و زینتِ زندگی دنیاست؛ و آنچه نزد الله است، بهتر و پایدارتر است. آیا نمی اندیشید؟». بنابراین نعمت های باقی و همیشگی که الله متعال آماده کرده و زندگی گوارایی که تدارک دیده و قصرها و شادی هایی که فراهم آورده است، همگی در صفت و کمیت بهتر و باقی تر بوده و همیشگی و ابدی هستند.
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «مَا مِنْ قَوْمٍ يَقُومُونَ مِنْ مَجْلِسٍ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ فِيهِ إِلَّا قَامُوا عَنْ مِثْلِ جِيفَةِ حِمَارٍ، وَكَانَ لَهُمْ حَسْرَةً»: «هیچ گروهی نیست که از مجلسی برخيزند که در آن الله متعال را ياد نکردهاند، مگر اینکه گويا از کنار لاشهٔ الاغی مُرده برخاستهاند و [آن مجلس] برای آنان مايهٔ افسوس و حسرت خواهد بود».
به روایت ابوداوودپیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر دادهاند که هرگاه گروهی در مجلسی بنشینند و در آن مجلس خداوند را یاد نکنند، چنان برمیخیزند که گویا از کنار لاشهٔ الاغی گندیده برخاستهاند زیرا سخن گفتن، آنان را از یاد الله مشغول داشته و آن مجلس در روز قیامت برای آنان سبب حسرت و افسوس و نقصان و پشیمانی خواهد شد.
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که می گويد: با رسول الله صلى الله عليه وسلم در ميان يکی از زمين های سنگلاخ مدينه راه می رفتم تا اينکه «اُحُد» پيش روی ما قرار گرفت. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ای ابوذر». عرض کردم: در خدمتم ای رسول خدا؛ فرمود: «مَا يَسُرُّني أَنَّ عِنْدِي مِثل أَحُدٍ هذا ذَهباً تَمْضِي عَلَيَّ ثَلاثَةُ أَيَّامٍ وعِنْدِي مِنْهُ دِينَار، إِلاَّ شَيْءٌ أَرْصُدُهُ لِدَيْن، إِلاَّ أَنْ أَقُولَ بِهِ في عِبَاد اللَّه هكَذَا وَهَكَذا وَهَكَذا»: «اینکه به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و ديناری از آن نزدِ من باقی بماند، خوشحالم نمی کند؛ جز مقداری که برای پرداخت بدهی نگه می دارم؛ مگر اينکه بگويم آن را در ميان بندگان الله، چنين و چنان و چنان تقسيم کنند». و - به نشانه ی نحوه ی بذل و بخشش - به چپ و راست و پشت سرش اشاره کرد. سپس به راهش ادامه داد و فرمود: «إِنَّ الأَكثَرِينَ هُمُ الأَقَلُّونَ يَومَ القيامةِ إِلاَّ مَنْ قَالَ بالمَالِ هكذَا وهكذا وهكذا»: «کسانی که ثروت بيشتری دارند، روز قيامت اجر و پاداش کمتری خواهند داشت، مگر کسانی که چنين و چنان بذل و بخشش می کنند»؛ و با دراز کردن دست به چپ و راست و پشت سرش - نحوه ی انفاق را نشان داد - و افزود: «وَقَليلٌ مَا هُمْ»: «و اينها، اندکند». سپس به من فرمود: «مَكَانَك لا تَبْرَحْ حَتَّى آتيَكَ»: «سرِ جايت بمان و جايی نرو تا نزدت برگردم». سپس در تاريکی شب رفت و از نظر ناپديد شد؛ آنگاه صدای بلندی شنيدم و ترسيدم که کسی به رسول الله صلى الله عليه وسلم - تعرض کرده باشد؛ تصميم گرفتم نزد ایشان بروم، اما به خاطر آوردم که فرمود: «جايی نرو تا نزدت بيايم». لذا جايی نرفتم تا اينکه نزدم آمد. گفتم: ای رسول خدا، صدايی شنيدم و نگران شدم؛ و صدای مذکور را توصیف کردم؛ فرمود: «وَهَلْ سَمِعْتَه؟»: «تو آن را شنيدی؟» گفتم: بله. فرمود: «ذَاكَ جِبريلُ أَتانِي فقال: مَن ماتَ مِنْ أُمَّتِكَ لايُشرِكُ باللَّه شَيئاً دَخَلَ الجَنَّةَ»: «جبرئيل بود، نزدم آمد و گفت: هرکه از امتت درحالی بميرد که هيچ چيز (و هيچکس) را با الله شريک نکرده باشد، وارد بهشت می شود». گفتم: حتی اگر دزدی و زنا کند؟ فرمود: «وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ»: «حتی اگر دزدی و زنا کند».
متفق علیهابوذر رضی الله عنه خبر می دهد که با رسول الله صلی الله علیه وسلم در یکی از زمین های سنگلاخ مدینه با سنگ های سیاه همراه بوده که با کوه احد مواجه می شوند و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خوشحال نمی شوم که به اندازه ی این کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و حتی مقداری به اندازه ی یک دینار هم از آن نزد من باقی بماند؛ مگر به اندازه ای که برای بدهی ام نگه دارم؛ اگر مالک مقداری طلای خالص به اندازه ی کوه احد می بودم، همه ی آن را در راه الله انفاق می کردم؛ و مقداری از آن جز به اندازه ی نیازم جهت رسیدگی به حقوقی که بر عهده دارم و پرداخت بدهی ام نگه نمی داشتم؛ و اگر بیش از این چیزی نزدم بماند، مرا خوشحال نمی کند». و این یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم از باتقواترین و پارساترین مردم در دنیا بود. چون به دنبال جمع مال نبود مگر به اندازه ای که بدهی اش را بپردازد. و بلکه درحالی از دنیا رفت که زره اش در برابر مقدار جویی که از فردی یهودی برای خانواده اش گرفته بود، گرو بود. اگر دنیا نزد الله ارزشی داشت، پیامبرش را از آن محروم نمی کرد. بلکه دنیا با آنچه در بردارد ملعون است مگر ذکر و یاد الله متعال و آنچه از مصادیق آن است و عالم و متعلم و آنچه در جهت اطاعت از الله عزوجل باشد. سپس می فرماید: «إِنَّ الأَكثَرِينَ هُمُ الأَقَلُّونَ يَومَ القيامةِ» یعنی کسانی که در دنیا بهره ی بیشتری دارند، در روز قیامت از اعمال نیک کمتری برخوردارند؛ زیرا اغلب کسانی که مال و اموال زیادی در دنیا دارند، بی نیازی و تکبر و روی گردانی آنها از طاعت الهی بیشتر است چون دنیا آنها را فریب می دهد؛ بنابراین در دنیا بهره ی بیشتر و در آخرت بهره ی کمتری دارند. و اینکه فرمود: «إِلاَّ مَنْ قَالَ بالمَالِ هكذَا وهكذا وهكذا» یعنی مالش را در راه الله صرف می کند. سپس فرمود: «وَقَليلٌ مَا هُمْ» یعنی کسانی که در راه الله انفاق می کنند، اندک هستند. در ادامه می فرماید: «مَن ماتَ لايُشرِكُ باللَّه شَيئاً دَخَلَ الجَنَّةَ وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ»: «هرکس درحالی بميرد که هيچ چيز (و هيچکس) را با الله شريک نکرده باشد، وارد بهشت می شود هرچند زنا کرده و مرتکب دزدی شده باشد»؛ و این بدان معنا نیست که زنا و دزدی جرم های کوچکی هستند، بلکه از گناهان بزرگ و کبیره می باشند؛ به همین دلیل ابوذر آنها را بزرگ می شمارد و می گوید: حتی اگر زنا و دزدی کند؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرچند زنا کرده و دزدی کند». حقیقت این است که الله متعال در مورد کسی که با ایمان و گناهان کبیره ای از دنیا برود که از آنها توبه نکرده، می فرماید: «إِنَّ اللهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ»: «بی گمان الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمی بخشد و جز آن را برای هرکس که بخواهد می بخشد». گاهی الله متعال چنین کسی را می بخشد و او را در برابر گناهان کبیره اش مجازات نمی کند و گاهی او را نمی بخشد و مجازات می کند؛ و اگر هم او را مجازات کند فرجام وی بهشت است. چون هرکس به الله متعال شرک نورزد و مرتکب هیچ امر کفرآمیزی نشود، سرانجام او بهشت است. اما کسی که مرتکب امر کفرآمیزی شود و بر آن بمیرد، برای همیشه در دوزخ خواهد بود و عمل وی باطل می گردد؛ چون منافقان به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفتند: «نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ»: «ما گواهی می دهیم که یقیناً تو فرستاده ی الله هستی». و ذکر و یاد الله می کردند هرچند اندک بود؛ و نماز می خواندند هرچند «وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى»: «وقتی به نماز برمی خاستند، با سستی و کاهلی بر می خاستند». با این همه در پایین ترین جای دوزخ خواهند بود. و به این ترتیب حدیث مذکور به زهد و پارسایی در مورد دنیا تشویق می کند و اینکه نباید قلب انسان وابسته به آن باشد؛ بلکه دنیا در دستش باشد نه در قلبش؛ تا روی قلبش تنها به سوی الله متعال باشد. و این کمال زهد و پارسایی بوده و به این معنا نیست که انسان چیزی از دنیا نداشته باشد بلکه چیزی از دنیا داشته باشد که برای او حلال است و نصیبش از دنیا را فراموش نکند اما آن را در دستش قرار دهد نه در قلبش؛ و این نکته ی بسیار مهمی است.
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «مَثَلُ الَّذِي يَذْكُرُ رَبَّهُ وَالَّذِي لاَ يَذْكُرُ رَبَّهُ، مَثَلُ الحَيِّ وَالمَيِّتِ» «مثال کسی که پروردگارش را یاد میکند و کسی که پروردگارش را یاد نمیکند، همانند زنده و مرده است». و در لفظ مسلم آمده که: «مَثَلُ الْبَيْتِ الَّذِي يُذْكَرُ اللهُ فِيهِ، وَالْبَيْتِ الَّذِي لَا يُذْكَرُ اللهُ فِيهِ، مَثَلُ الْحَيِّ وَالْمَيِّتِ»: «مثال خانهای که در آن یاد الله میشود و خانهای که در آن یاد الله نمیشود، مانند زنده و مرده است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم تفاوت کسی که الله تعالی را یاد میکند با آنکه الله را یاد نمیکند بیان کرده است؛ و اینکه تفاوت این دو در سود رساندن و ظاهر نیکو مانند تفاوت زنده و مرده است. بنا بر این مثال کسی که پروردگارش را یاد میکند مانند زندهای است که ظاهرش با نور زندگی و باطنش با نور معرفت روشن است و سودمند است؛ و کسی که الله را یاد نمیکند مانند مردهای است که ظاهرش عاطل است و باطنش باطل و سودی ندارد. همینطور خانهها، اگر ساکنانش ذکر الله گویند، خانهٔ زنده خوانده میشوند وگرنه مردهاند زیرا ساکنانش ذکر و یاد الله را فراموش کردهاند. و اگر بر خانهای زنده یا مرده اطلاق شود، درحقیقت توصیف ساکنان آن است.
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که: روزی پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بر منبر نشسته بود و ما نیز گِرد ایشان نشسته بودیم، پس فرمودند: «از جمله چیزهایی که پس از خود بر شما بیمناکم، شکوفهها و زینتهای دنیاست که به رویتان گشوده میشود». مردی گفت: «ای رسول خدا، آیا خیر، شر به همراه میآورد؟» پیامبر صلیاللهعلیهوسلم سکوت کردند. پس به آن مرد گفته شد: «تو را چه میشود؟ با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم سخن میگویی و ایشان با تو سخن نمیگویند؟» پس دانستیم که بر ایشان وحی نازل میشود. [راوی] گفت: سپس ایشان عرق را از چهرهشان پاک کردند و فرمودند: «پرسشگر کجاست؟» و گویی که او را ستودند. آنگاه فرمودند: «همانا خیر، شر به همراه نمیآورد. و بیگمان برخی از آنچه بهار میرویاند، میکُشد یا به مرگ نزدیک میکند، مگر [حیوان] خورنده گیاه تازه را، [که] میخورد تا آنگاه که دوطرف شکمش [از سیری] ورم کند، رو به خورشید میکند، پس سرگین میاندازد و ادرار میکند و [دوباره] میچرد. و همانا این مال، سبز و شیرین است؛ پس چه نیکو یاوری است برای مسلمانی که از آن به تهیدست و یتیم و در راه مانده ببخشد - یا چنانکه پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند - و همانا هر کس آن را به ناحق بگیرد، مانند کسی است که میخورد و سیر نمیشود، و آن مال در روز قیامت گواهی بر ضد او خواهد بود».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندروزی پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بر منبر نشسته و با اصحابشان سخن میگفتند، پس فرمودند: بیشترین چیزی که پس از خود بر شما بیم دارم و از آن هراسناکم، آن نعمتها و برکاتی است که از زمین بر شما گشوده میشود؛ و نیز جلوههای دنیا و زرق و برقها و زیباییها و شادیهای آن است؛ آنچه از انواع بهرهها، لباسها، کِشتها و دیگر چیزهایی که مردم به زیبایی آن فخر میفروشند، درحالیکه دوام و پایداری اندکی دارند. پس مردی گفت: شکوفهٔ دنیا (جلوه و نعمت آن) لطفی از جانب خداست، پس آیا این نعمت بازمیگردد و به نقمت (بلا) و عقوبت تبدیل میشود؟! پس مردم، آن پرسشگر را سرزنش کردند، زیرا دیدند که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم سکوت کردند و گمان بردند که او پیامبر را به خشم آورده است. سپس آشکار شد که بر پیامبر صلیاللهعلیهوسلم وحی نازل میشد. آنگاه شروع به پاک کردن عرق از پیشانی خود کردند و فرمودند: پرسشگر کجاست؟ [آن مرد] گفت: من هستم. پس [پیامبر] خدا را ستود و بر او ثنا گفت، سپس صلیاللهعلیهوسلم فرمود: خیرِ حقیقی، جز خیر به همراه نمیآورد، ولیکن این شکوفهٔ [دنیا] خیر محض نیست، به سبب آنکه به فتنه، رقابت و سرگرم شدن به آن و غفلت از توجه کامل به آخرت میانجامد. سپس برای آن مثالی زدند و فرمودند: همانا گیاه بهاری و سبزی آن - که نوعی روییدنی است و چهارپایان را به شگفتی وا میدارد - به دلیل پرخوری و سوءهاضمه میکُشد یا به کشتن نزدیک میکند؛ مگر خورندهٔ گیاه تازه که میخورد تا دو سوی شکمش پر شود، آنگاه رو به خورشید میکند و سرگین رقیق از شکم خود میاندازد یا ادرار میکند، سپس نشخوار کرده، آن را فرو میبرد و آنگاه بازگشته و دوباره [به اندازه] میخورد. پس همانا این مال، مانند سبزیِ سبز و شیرین است که به خاطر فراوانیاش میکُشد یا نزدیک است بکُشد؛ مگر آنکه به مقدار اندکی از آن که نیاز اقتضا میکند و کفایت از راه حلال با آن حاصل میشود، بسنده شود که در این صورت زیانی نمیرساند. و چه نیکو یاوری برای مسلمان است، برای کسی که از آن به مسکین و یتیم و در راهمانده میبخشد. و هر کس آن را به حق بگیرد، برایش در آن برکت نهاده میشود، و هر کس آن را به ناحق بگیرد، مَثَل او مانند کسی است که میخورد و سیر نمیشود و [آن مال] در روز قیامت، گواهی بر ضد او خواهد بود.