





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: مردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: چه کسی بيش از ديگران سزاوار اين است که با او خوش رفتار باشم؟ فرمود: «أُمُّك»: «مادرت». دوباره پرسيد: سپس چه کسی؟ فرمود: «أُمُّك»: «مادرت». باز سؤال کرد: سپس چه کسی؟ فرمود: «أُمُّك»: «مادرت». (چهارمین بار) گفت: آنگاه چه کسی؟ فرمود: «أَبُوكَ»: «پدرت». و در روايتی آمده است: (آن مرد پرسيد:) ای رسول خدا، چه کسی بيش از همه ی مردم به خوش رفتاری من سزاوارتر است؟ فرمود: «أُمُّكَ ثُمَّ أُمُّك، ثُمَّ أُمُّك، ثمَّ أَباك، ثُمَّ أَدْنَاكَ أَدْنَاكَ»: «مادرت، سپس مادرت، سپس مادرت و آنگاه به پدرت نيکی کن و به همين ترتيب به هرکس که به تو نزديک تر است».
به روایت مسلم - متفق علیهحدیث مذکور بر این مساله دلالت دارد که هریک از پدر و مادر در خوش رفتاری از سوی فرزندان، حق مخصوص به خود را دارند و باید توجه انسان به پدر و مادر، به تمام و کمال باشد چنانکه الله متعال می فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفاً» [لقمان: 15] «و در دنیا با آنان به شایستگی [و نیکویی] رفتار کن». اما در این میان، حق مادر چند درجه بالاتر و بیشتر از حق پدر می باشد؛ چنانکه حق پدر بعد سه بار تاکید در مورد حق مادر، ذکر شده است؛ اما با اینکه هر دو در تربیت فرزند شریک هستند، پدر با مال و رسیدگی اش و مادر با خدمتش به فرزند و رسیدگی به تغذیه و خوراک و پوشاک وی؛ اما دلیل اینکه منزلت و جایگاه مادر بالاتر از پدر بیان شده، این است که مادر در تربیت و بزرگ کردن فرزند رنجی می کشد که پدر تحمل نمی کند؛ مادر است که فرزند را نه ماه با تحمل ضعف و سستی های مداوم باردار است و با رنج و مشقت در وضعیتی او را وضع حمل می کند که نزدیک است از ترس و وحشت جان خود را از دست بدهد؛ همچنین دو سال تمام او را شیر می دهد و استراحت خود را نادیده می گیرد و راحتی خود را فدای رسیدگی به فرزند و آرامش او می کند؛ و سختی ها و مشقت های آن را به جان می خرد؛ چنانکه وحی الهی نیز به آن پرداخته است: «وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً» [احقاف: 15] «به انسان سفارش كردیم كه در مورد پدر و مادرش به شایستگى نیكى كند؛ [به ویژه] مادر كه به دشوارى بارِ حمل او را بر عهده دارد و با دشوارى وضع حمل می كند؛ و [دوران] باردارى و شیرخوارگى اش [مجموعاً حدود] سى ماه است». و به این ترتیب الله متعال انسان را به نیکی کردن به پدر و مادر توصیه می کند؛ و در این زمینه تنها به ذکر رنج هایی که مادر برای او متحمل شده، کفایت نموده و اینگونه به حق بزرگ مادر اشاره می کند. یکی از مصادیق خوش رفتاری با پدر و مادر، رسیدگی به خوراک و پوشاک و محل سکونت و نیازهای معیشتی آنها می باشد؛ البته در صورتی که نیازمند این توجه باشند؛ بلکه اگر سطح زندگی پدر و مادر پایین یا متوسط باشد و فرزند آنها زندگی مرفه و رضایت بخشی داشته باشد، باید سطح زندگی آنها را به اندازه ی خود یا بیش از آن ارتقا بخشد؛ و این از مصادیق خوش رفتاری با آنها می باشد. رفتار یوسف علیه السلام با پدر و مادرش الگوی نیکی در این زمینه است؛ آنگاه که به پادشاهی رسید، با اینکه پدر و مادرش از صحرا آمده بودند، آنها را بر تخت پادشاهی نشاند. یکی دیگر از مصادیق نیکی به پدر و مادر و خوش رفتاری با آنها که البته جامع ترین انواع آن می باشد، همان است که الله متعال در کلام مبارکش بیان می کند: «وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيماً وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً» [اسراء: 23-24] «و پروردگارت چنین فرمان داده است که: جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها در کنارِ تو به سن پیری رسیدند، حتی کمترین اهانتی به ایشان نکن و بر سرشان فریاد نزن و به نیکی [و مهربانی] با آنان سخن بگو. و از روی مهربانی در برابرشان فروتن باش و بگو: پروردگارا، همان گونه که [بر من رحمت آوردند و] مرا در کودکی پرورش دادند، [تو نیز] به آنان رحمت آور». بنابراین باید زبان را از اذیت و آزار آنان بازداشت و از اذیت و آزار آنها به هر طریقی دوری کرد؛ بلکه با نرمی و مهربانی و لطافت و رعایت فروتنی با آنها سخن گفته شود و در کمال تواضع از ایشان اطاعت شود و از صمیم قلب و از ته دل برای آنها دعا گردد و گفته شود: «رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً»؛ و جهت عمل نمودن به وحی، نباید عنایت بیشتر به مادر را فراموش کرد.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أنْفَقَ زَوْجَيْنِ في سَبِيلِ اللهِ نُودِيَ مِنْ أبْوَابِ الجَنَّةِ، يَا عَبْدَ اللهِ هَذَا خَيرٌ، فَمَنْ كَانَ مِنْ أهْلِ الصَّلاَةِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الصَّلاَةِ، وَمَنْ كَانَ مِنْ أهْلِ الجِهَادِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الجِهَادِ، وَمَنْ كَانَ مِنْ أهْلِ الصِّيَامِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الرَّيَّانِ، وَمَنْ كَانَ مِنْ أهْلِ الصَّدَقَةِ دُعِيَ مِنْ بَابِ الصَّدَقَةِ»: «هرکس يك جفت از يك چيز (مانند دو درهم يا دو اسب يا دو شتر و امثالِ آن) انفاق کند، از دروازه های بهشت ندا داده می شود: ای بنده ی الله، اين نتيجه ی کار خير است. هرکس اهل نماز باشد، از دروازه ی نماز و هرکس اهل صدقه باشد، از دروازه ی صدقه و هرکس اهل جهاد باشد، از دروازه ی جهاد و هرکس اهل روزه باشد، از دروازه ی "ريان" (به سوی بهشت) فرا خوانده می شود». ابوبکر رضی الله عنه عرض كرد: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدايت؛ هرچند کسی كه او را از يک دروازه صدا بزنند، نيازی ندارد (كه از دروازه های ديگر او را صدا بزنند)؛ اما آيا کسی هست که او را از همه ی دروازه ها صدا بزنند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «نَعَمْ، وَأرْجُو أنْ تَكُونَ مِنْهُمْ»: «آری؛ و اميدوارم که تو يکی از آنها باشی».
متفق علیههرکس یک جفت از چیزی مانند خوردنی ها یا پوشیدنی ها یا سوار شدنی ها یا اموال نقدی جهت کسب رضایت الله متعال صدقه دهد، ملائکه از دروازه های بهشت او را صدا می زنند و برای ورود وی به آن چنین خوش آمد می گویند: خیر و خوبی زیادی پیش فرستاده ای که امروز به خاطر آن ثواب و پاداش زیادی برای تو خواهد بود. کسانی که زیاد نماز خواندند از دروازه ی نماز صدا زده می شوند و از آن وارد بهشت می شوند؛ آنان که زیاد صدقه داده اند از دروازه ی صدقه صدا زده می شوند و از آن وارد بهشت می شوند؛ و کسانی که زیاد روزه گرفتند، از دروازه ی ریان صدا زده می شوند و از آن وارد بهشت می شوند. معنای «الرَّیان» برطرف کننده ی عطش و تشنگی می باشد. چون روزه داران از نوشیدن آب خودداری می کنند و تشنه می شوند به ویژه در روزهای گرم و طولانی تابستان؛ لذا با آب گوارا و همیشه جاری در باغی که از این دروازه وارد بهشت می شوند، پاداش داده می شوند. زمانی که ابوبکر رضی الله عنه این حدیث را می شنود، می گوید: ای رسول خدا، پدر و مادرم به فدایت، هرکس از هریک از این دروازه ها وارد بهشت شود، زیانی متوجه وی نخواهد بود و مشکلی نخواهد داشت؛ سپس می گوید: آیا کسی هست که از همه ی این دروازه ها خوانده شود؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: بله؛ و امیدوارم تو از آنها باشی.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ رَآنِي فِي الْمنَامِ فَسَيَرَانِيِ في الْيَقَظَةِ - أوْ كأنَّمَا رآنِي في اليَقَظَةِ - لا يَتَمثَّلُ الشَّيْطانُ بِي»: «هرکس مرا در خواب ببيند، در بيداری نيز مرا خواهد ديد - يا گويا مرا در بيداری ديده است؛ - شيطان نمی تواند خودش را شبيهِ من کند».
به روایت مسلم - متفق علیهعلما در بیان معنای این حدیث اختلاف کرده اند که ذیلا به دیدگاه هریک می پردازیم؛ 1- مخاطب این حدیث کسانی است که در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده اند. یعنی هرکس در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را در خواب می دید و هجرت نکرده بود، الله متعال به وی توفیق هجرت و دیدار رسول الله صلی الله علیه وسلام را می داد تا با چشم سر و در بیداری ایشان را ببیند. 2- منظور این است کسی که رسول الله صلی الله علیه وسلم را در خواب و عالم روح دیده است، واقعا رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است و رویای وی راست و درست بوده، به شرطی که رسول الله صلی الله علیه وسلم را به صفت معروف ایشان دیده باشد. 3- کسی که چنین خوابی دیده، در بیداری و در آخرت ایشان را می بیند. و این دیدار در آخرت، دیداری خاص و از نزدیک بوده و شامل شفاعت ایشان می گردد. اینکه فرمود: «أوْ كأنَّمَا رآنِي في اليَقَظَةِ» روایت مسلم است که با شک و تردید آن را روایت کرده است که آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده که: «فَسَيَرَانِيِ في الْيَقَظَةِ»: «مرا در بیداری خواهد دید». یا اینکه فرموده است: «فَكأنَّمَا رآنِي في اليَقَظَةِ»: «گویا مرا در بیداری دیده است». و این بدان معناست که: هرکس رسول الله صلی الله علیه وسلم را در خواب و با صفات ظاهری ایشان ببیند، گویا ایشان را در بیداری دیده است. چنانکه در صحیحین آمده که فرمودند: «مَنْ رَآنِي فِي المَنَامِ فَقَدْ رَآنِي»: «هرکس مرا در خواب ببیند، واقعا خودم را دیده است». همچنین در روایتی در صحیحین آمده که فرمودند: «مَنْ رَآنِي فِي المَنَامِ فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ»: «هرکس مرا در خواب ببیند، خواب درستی دیده است». اما اینکه فرمود: «لا يَتَمثَّلُ الشَّيْطانُ بِي» در لفظ دیگری چنین آمده است: «مَنْ رَآنِي فِي النَّوْمِ فَقَدْ رَآنِي، إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِلشَّيْطَانِ أَنْ يَتَمَثَّلَ فِي صُورَتِي»: «هرکس مرا در خواب ببیند، واقعا خود مرا دیده است، شیطان نمی تواند در شکل و شمایل من خود را بنمایاند». یعنی: برای شیطان این امکان وجود ندارد خود را به هیئت واقعی رسول الله صلی الله علیه وسلم درآورد؛ هرچند شیطان می آید و می گوید: من رسول الله هستم و در هیئتی می آید که هیئت و شمایل رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست؛ که در این صورت مشخص می شود رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست؛ بنابراین اگر کسی شخصی را در خواب دید و احساس کرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است، باید دقت کند ویژگی های کسی که در خواب دیده، با صفات و ویژگی های رسول الله صلی الله علیه وسلم مطابقت دارد یا نه؟ اگر مطابقت داشت، واقعا ایشان را در خواب دیده است و اگر مطابقت نداشته باشد، کسی که در خواب دیده، رسول الله صلی الله علیه وسلم نبوده است. بلکه اوهامی از جانب شیطان در نفس انسان بوده که آن شخص رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است حال آنکه ایشان نبوده است. امام احمد و ترمذی در شمایل از یزید فارسی روایت کرده اند که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم را در خواب دیدم؛ به ابن عباس گفتم: من رسول الله را در خواب دیدم؛ ابن عباس گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمود: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَشَبَّهَ بِي، فَمَنْ رَآنِي فِي النَّوْمِ، فَقَدْ رَآنِي»: «شیطان نمی تواند خود را شبیه من کند، پس هرکس مرا در خواب دید، واقعا مرا دیده است». آیا می توانی صفات کسی را که در خواب دیدی بیان کنی؟ گفتم: بله؛ زمانی که به توصیف پرداخت، ابن عباس گفت: اگر او را در بیداری می دیدی نمی توانستی بیش از این او را توصیف کنی». یعنی اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم را در بیداری می دیدی، باز هم نمی توانستی او را بیش از آنچه وصف کردی، توصیف کنی. و این بدان معناست که وی واقعا رسول الله صلی الله علیه وسلم را در خواب دیده بود.
از نُعمان بن بَشیر رضیاللهعنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «همانا آسانترین عذاب در میان اهل آتش از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش از آتش دارد، که از [حرارت] آن دو، مغزش چنان به جوش میآید که دیگ به جوش میآید. [او] چنان میپندارد که هیچکس عذابی شدیدتر از او ندارد، در حالی که بیتردید او آسانترین عذاب را دارد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر دادهاند که آسانترین عذاب در میان دوزخیان در روز قیامت، از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش [از آتش] دارد که مغزش از حرارت آن دو به جوش میآید، همانگونه که دیگ مسی به جوش میآید. او گمان نمیکند که کسی عذابی شدیدتر از او داشته باشد، در حالی که بیتردید او دارای آسانترین عذاب در میان آنان است؛ و این بدان جهت است که عذاب بدنی و روانی - هر دو - برای او جمع شود.
از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «يتْبعُ الميْتَ ثلاثَةٌ: أهلُهُ ومالُه وعمَلُه، فيرْجِع اثنانِ ويبْقَى واحِدٌ: يرجعُ أهلُهُ ومالُهُ، ويبقَى عَمَلُهُ»: «سه چيز مُرده را همراهی می کند: خانواده، مال و عمل او. دو تا از آنها بازمی گردند و يکی با او می ماند: خانواده و مالش برمی گردند و عملش با او می ماند».
متفق علیهزمانی که انسان بمیرد و چشم بر جهان ببندد، خانواده اش تا قبرش او را همراهی می کنند؛ و مالش شامل بردگان و خدمتکارانش نیز به دنبال او حرکت می کنند؛ و عملش با او همراه می شود؛ اما دو تای اول باز می گردند و تنها عملش با او باقی می ماند که اگر خیر و خوب باشد، دست او را می گیرند و خیر و خوبی در انتظار او خواهد بود و اگر بد باشند، شر و بدی انتظارش را می کشند.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «يُسَلِّمُ الرَّاكِبُ عَلَى المَاشِي، وَالمَاشِي عَلَى القَاعِدِ، وَالقَلِيلُ عَلَى الكَثِيرِ»: «سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته و جمع کم بر جمع بسیار سلام میکند». و در روایت بخاری آمده است که: «يُسَلِّمُ الصَّغِيرُ عَلَى الكَبِيرِ، وَالمَارُّ عَلَى القَاعِدِ، وَالقَلِيلُ عَلَى الكَثِيرِ»: «کوچک بر بزرگ و پیاده بر نشسته و جمع کم بر جمع بسیار سلام میگوید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ما را به آداب خوشآمد گویی و سلام بین مردم راهنمایی کرده است یعنی گفتن «السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»، به این صورت که کوچکتر بر بزرگتر و سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته و جمع کم بر جمع بسیار سلام گویند.
از نَوَّاس بن سَمعان انصاری رضی الله عنه روایت است که گفت: از رسول الله صلی الله علیه و سلم دربارهٔ نیکی و گناه پرسیدم، پس ایشان فرمودند: «نیکی، خوشاخلاقی است و گناه، آن چیزی است که در سینهات تردید ایجاد میکند (و دلت را ناآرام میسازد) و خوش نداری که مردم از آن آگاه شوند».
به روایت مسلماز پیامبر صلی الله علیه وسلم دربارهٔ نیکی و گناه پرسیدند. ایشان فرمود: بزرگترین خصلت نیکی (بِرّ)، خوشاخلاقی است؛ خوشخویی با الله از طریق تقوا، و با مردم از طریق تحمل آزار، کم خشمی، گشادهرویی، سخن نیکو، صلهٔ رحم، اطاعت، مهربانی، نیکوکاری، و خوشرفتاری در معاشرت و دوستی. اما گناه چیزی است که در دل، تردید و ناآرامی ایجاد میکند؛ از کارهایی است که انسان در درون خود نسبت به آن شک دارد و دلش نسبت به آن آسوده نیست، و بیم از آن دارد که گناه باشد، و از اینکه آن را آشکار کند، بهویژه نزد افراد برجسته و کمال یافته، خودداری میکند، زیرا نفس انسان ذاتاً دوست دارد دیگران از کارهای خوبش آگاه شوند؛ پس اگر کسی نخواهد دیگران از کاری که انجام داده باخبر شوند، معلوم میشود آن کار گناه است و خیری در آن نیست.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «للَّهُ أَفْرحُ بتْوبةِ عَبْدِهِ مِنْ أَحَدِكُمْ، سقطَ عَلَى بعِيرِهِ، وقد أَضلَّهُ في أَرضٍ فَلاةٍ»: «به راستی که شادمانی الله از توبه ی بنده اش، بيش از شادی يکی از شماست که شتر گمشده اش را در بيابان می يابد». و در روايتی آمده است: «للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ، مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ، فانْفَلَتَتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ، فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً، فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنا هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها، قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا، ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفَرَح»: «الله متعال از توبه ی بنده اش بيش از فردی شادمان می شود كه در بيابانی بر شتر خود سوار است و شترش که آب و غذای او را بر پشت دارد، فرار می کند و او از يافتنش نااميد می شود؛ آنگاه زير سايه ی درختی می رود و نااميد از يافتن شترش دراز می کشد. در این حال که به کلی نااميد شده، ناگهان شترش را می بيند که کنارش ايستاده است؛ افسار شتر را می گيرد و از شدت خوشحالی می گويد: یا الله، تو بنده ی منی و من پروردگار تو هستم؛ و به این ترتیب از شدت خوشحالی (در ادای کلمات) دچار اشتباه می شود».
متفق علیهرسول الله صلى الله عليه وسلم خبر می دهد که الله متعال از بازگشت خالصانه ی بنده اش به طاعت و بندگی بیش از کسی خوشحال می شود که در بیابانی تک و تنها و بی یار و یاور، نه آبی دارد و نه غذایی و نه کسانی را می یابد که به داد او برسند؛ و شترش را گم می کند و به جستجوی آن می پردازد و آن را نمی یابد؛ پس نا امید از پیدا کردن شترش و ادامه ی زندگی به زیر درختی می رود و زیر آن در انتظار مرگ می خوابد. چون آب و غذایش بر پشت شتر بوده است؛ و شتر گمشده است؛ در چنین وضعیتی است که ناگهان شترش را نزد خود می یابد که افسارش به درختی آویزان است که در زیر آن خوابیده است؛ براستی با چه معیار و میزانی می توان خوشحالی چنین فردی را سنجید؟ شادمانی و خوشحالی که تصور آن هم ممکن نیست مگر برای کسی که چنین وضعیتی را تجربه کند. شادمانی بزرگی که وصف نشدنی است، شادی زنده ماندن بعد از انتظار مرگ؛ در چنین حالتی افسار را می گیرد و می گوید: «یا الله، تو بنده ی من و من پروردگار تو هستم» قصد ستایش الله متعال را دارد و می خواهد بگوید: «یا الله، تو پروردگار من و من بنده ی تو هستم» اما از شدت خوشحالی در ادای کلمات دچار اشتباه می شود.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إِنَّ الله - عز وجل - يقْبَلُ تَوْبَةَ العَبْدِ مَا لَم يُغرْغرِ»: «الله عزوجل توبه ی بنده را تا زمانی که جانش به گلو نرسيده، می پذيرد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمدالله عزوجل توبه ی بنده را می پذیرد مادامی که روح به گلویش نرسیده باشد؛ و چون روح به گلو برسد، توبه پذیرفته نمی شود. چنانکه الله متعال می فرماید: «وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآن» [نساء: 18] «و برای کسانی که [تا پایان عمر همواره] مرتکب کارهای ناشایست می شوند و هنگامی که مرگ یکی از آنان فرامی رسد می گوید: اکنون توبه کردم [هیچ] توبه [و بخششی در کار] نیست».