





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَلْيَقُلْ: الْحَمْدُ لله، وَلْيَقُلْ لَهُ أَخُوهُ أَوْ صَاحِبُهُ: يَرْحَمُكَ الله، فإذا قال لَهُ: يَرْحَمُكَ الله، فَلْيَقُلْ: يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ»: «هرگاه يکی از شما عطسه زد، بايد بگويد: "الْحَمْدُلله" و برادر يا دوستش به او بگويد: "يَرْحَمُكَ الله" و چون (برادر يا دوستش) به او "يَرْحَمُكَ الله" گفت، عطسه زننده باید بگويد: "يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ"». [يعنی: الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند.]
به روایت بخاریحدیث مذکور بر این مساله دلالت دارد که چون مسلمان عطسه زد، باید الله متعال را با گفتن «الحمدلله» شکر و ستایش گوید، چون وقتی انسان عطسه می زند، نعمت و منفعتی متوجه او می گردد و با عطسه بخارهای متراکم در مغز خارج می شود که باقی ماندن آنها در مغز، باعث بیماری های خطرناکی می شوند؛ لذا حمد و ستایش در برابر این نعمت مشروع گردیده است؛ و کسی که آن را می شنود، بر او واجب است چنین پاسخ دهد: «یرحمک الله» و پس از آن عطسه زننده پاسخ نهایی را چنین می دهد: «يهديكم الله ويصلح بالكم». به این ترتیب برای کسی که عطسه زده منفعتی حاصل می شود که هم به او و هم به کسی که آن را شنیده بازمی گردد؛ و این از فضل بزرگ این دین بر مردم است.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ وَقَاهُ اللهُ شَرَّ مَا بَيْنَ لَحْيَيْهِ، وَشَرَّ مَا بَيْنَ رِجْلَيْهِ دَخَلَ الجَنَّةَ»: «هرکس الله متعال او را از شرّ پاره گوشت ميان دو فکش و همچنین از شرّ پاره گوشت ميان دو پايش حفاظت کند، وارد بهشت می شود».
به روایت ترمذیهرکس الله متعال او را از گفتن سخنانی حفظ نماید که خشم و غضب الله متعال را به دنبال دارند و همچنین او را از ارتکاب زنا حفظ نماید، نجات یافته و وارد بهشت می شود.
از معقل بن یسار رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «العِبَادَةُ في الْهَرْجِ كَهِجْرَةٍ إليَّ»: «عبادت در هنگام هرج و مرج مانند هجرت به سوی من است».
به روایت مسلممعنای حدیث: فضل و برتری کسی که در زمان افزایش فتنه ها و به هم ریختگی امور و جنگ و نا بسامانی مشغول عبادت می شود مانند فضل و برتری کسی است که قبل از فتح مکه به سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم هجرت کرده است. این دو شبیه هم هستند؛ چون مهاجر به سبب دینش و از دست کسی فرار می کند که او را از همراه شدن با رسول الله صلی الله علیه وسلم بازمی دارد و کسی که مشغول عبادت می شود، درواقع جهت حفظ دینش، از مردم به سوی عبادت پروردگارش فرار می کند که در حقیقت به سوی پروردگارش هجرت کرده و از همه ی مخلوقاتش فرار کرده است.
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت است که ایشان میفرمودند: «اللَّهُمَّ! إِنِّي أَسْأَلُكَ الهُدَى وَالتُّقَى، وَالعَفَافَ وَالغِنَى» یعنی: «بارالها، از تو هدایت و پرهیزگاری و پاکدامنی و بینیازی را خواهانم».
به روایت مسلماز دعاهای پیامبر صلی الله علیه و سلم این بود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْهُدَى» (خداوندا از تو هدایت میخواهم) یعنی راه راست که شناخت حق و عمل به آن است، «وَالتُّقَى» (و تقوا)، یعنی انجام اوامر و دوری از نواهی، «وَالْعَفَافَ» (و پاکدامنی) یعنی خودداری از هر آنچه از گفتار یا کردار که حلال و زیبا نیست، «وَالْغِنَى» (و بینیازی) از خلق، به طوری که به هیچکس جز پروردگارش عز و جل نیازمند نباشد.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین دعا می کرد: «اللَّهُم لَكَ أسْلَمْتُ، وبِكَ آمنْتُ، وعليكَ توَكَّلْتُ، وإلَيكَ أنَبْتُ، وبِكَ خاصَمْتُ، اللَّهمَّ أعُوذُ بِعِزَّتِكَ؛ لا إلَه إلاَّ أنْتَ أنْ تُضِلَّنِي، أنْت الْحيُّ الَّذي لا تمُوت، وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ يمُوتُونَ»: «يا الله، تسليم تو شدم، به تو ايمان آوردم، بر تو توکل کردم، به سوی تو روی آوردم و به کمک تو، با دشمنان مقابله نمودم. يا الله، هيچ معبود راستينی جز تو نيست، به عزت تو پناه می برم که مبادا مرا گمراه کنی؛ تو، هميشه زنده ای هستی که هرگز نمی ميری و جن ها و انسان ها می ميرند».
متفق علیهاز ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین دعا می کرد: «اللَّهُم لَكَ أسْلَمْتُ» یعنی تنها فرمانبردار و مطیع تو و نه غیر تو خواهم بود. «وبِكَ آمنْت» یعنی در باطن تو را تصدیق نمودم. «وعليكَ توَكَّلْت»: تمام امورم را جهت تدبیر به تو سپرده و تسلیم تو نمودم که من مالک نفع و ضرر آنها نیستم. «وإلَيكَ أنَبْت»: و از معصیت و نافرمانی به اطاعت یا از غفلت به ذکر روی آورده و بازگشتم. «وبِكَ»: و به یاری تو «خاصَمْتُ» با دشمنانت می جنگم. «اللَّهمَّ أعُوذُ بِعِزَّتِك»: به غلبه و چیرگی تو پناه می آورم چراکه عزت به تمامی از آن الله است. «لا إلَه إلاَّ أنْتَ»: معبود بر حقی جز تو نیست و از کسی جز تو درخواست چیزی نمی شود و تنها به تو پناه آورده می شود. «أنْ تُضِلَّنِي»: به تو پناه می آورم از اینکه مرا گمراه کنی، بعد از اینکه مرا هدایت نمودی و به من توفیق فرمانبرداری ظاهری و باطنی در حکم و قضاء و قدر خود دادی؛ و به من توفیق بازگشت به سوی خودت و دشمنی با دشمنانت و پناه آوردن در همه حال به عزت و یاری ات عنایت کردی. «أنْت الْحيُّ الَّذي لا تمُوت، وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ يمُوتُونَ»: تو هميشه زنده ای هستی که هرگز نمی ميری و جن ها و انسان ها می ميرند.
از ابوجُرَیّ هُجَيمی رضی الله عنه روایت است که می گويد: نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدم و گفتم: عليک السلام ای رسول خدا؛ فرمود: «لاتَقُلْ عَلَيْكَ السَّلامُ، فإن عَلَيْكَ السّلامُ تَحيَّةُ الموتى»: «نگو: عليک السلام؛ زيرا عليک السلام درود و سلامِ مردگان است».
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوودمردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم می آید و با این الفاظ به ایشان سلام می کند: «عليك السلام يا رسول الله». رسول الله صلى الله عليه وسلم وی را از این نوع سلام کردن نهی می کند و به همین دلیل پاسخ سلام وی را نمی دهد. و برای او توضیح می دهد که این روش سلام کردن به مردگان است. سپس کیفیت سلام کردن مشروع به زندگان را برای او بیان می کند؛ چنانکه در حدیث دیگری آمده که رسول الله صلى الله عليه وسلم به وی می گوید: «بگو: السلام عليك». و اینکه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «عليک السلام درود و سلامِ مردگان است» به این معنا نیست که به هنگام زیارت قبور چنین سلام می شود. چون از رسول الله صلى الله عليه وسلم ثابت است که به هنگام زیارت قبور چنین می فرمود: «السَّلامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤمِنينَ»: «سلام بر شما ای مؤمنان ساکن در اين سرا». بلکه با عنوان کردن این مساله به عادتی اشاره می کند که در جاهلیت، در سلام دادن به مردگان معمول بوده است.
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كَيْفَ أَنْعَمُ! وَصَاحِبُ الْقَرْنِ قَدِ الْتَقَمَ الْقَرْنَ، وَاسْتَمَعَ الإِذْنَ مَتَى يُؤْمَرُ بِالنَّفْخِ فَيَنْفُخُ»: «چگونه می توانم شادمان و راحت باشم درحالی که صاحبِ صور، آن را بر دهانش گذاشته و منتظرِ فرمان دميدن است تا در آن بدَمَد؟» گويا اين خبر بر اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم گران آمد؛ لذا رسول الله صلى الله عليه وسلم به آنان فرمود: «قُولُوا: حَسْبُنَا اللَّه وَنِعْمَ الْوكِيلُ»: «بگوييد: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»: الله برای ما کافی است و چه نيک کارسازی است».
به روایت ترمذی - به روایت احمدرسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: چگونه شادمان و خوشحال باشم درحالی که مَلَک موکل به دمیدن در صور، دهانش را بر دهانه ی صور گذاشته است و در انتظار فرمان دمیدن در آن می باشد تا در آن بدمد. گویا این مساله بر صحابه رضی الله عنهم گران آمد، پس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «بگویید: حسبنا الله ونعم الوكيل». یعنی الله برای ما کافی است.
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که می گوید: هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز می خواند، یکی از آخرین دعاهایی که بین تشهد و سلام می خواند این دعا بود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أخَّرْتُ، وَمَا أسْرَرْتُ وَمَا أعْلَنْتُ، وَمَا أسْرَفْتُ، وَمَا أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنِّي، أنْتَ الْمُقَدِّمُ، وَأنْتَ المُؤَخِّرُ، لا إلهَ إِلا أنْتَ»: «بار الها، گناهان گذشته و آينده، پنهان و آشکار و تجاوزهای مرا و آنچه تو بهتر از من می دانی، بیامرز و ببخش؛ اين تويی- که هرکس را بخواهی به سوی کارهای نيک و بهشت - به پيش می بری و - هرکس را بخواهی از کارهای نيک و بهشت - عقب می اندازی و هيچ معبود بر حقی جز تو نیست».
به روایت مسلمچون رسول الله صلی الله علیه وسلم به نماز می ایستاد، یکی از آخرین دعاهایی که بین تشهد و سلام می خواند این دعا بود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ» یعنی بارالها گناهانی را که در گذشته مرتکب شدم؛ «وَمَا أخَّرْتُ» و عملی را که به تاخیر انداختم؛ مراد تمام اعمالی است که در انجام آنها کوتاهی شده است. «وَمَا أسْرَرْتُ» یعنی آنچه را پنهان و مخفی نمودم. «وَمَا أعْلَنْتُ، وَمَا أسْرَفْتُ»: مواردی که در آنها از حد تجاوز نمودم؛ و این تعبیر مبالغه در طلب مغفرت و آمرزش با ذکر انواع گناهان می باشد. «وَمَا أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنِّي»" گناهانی که تعداد و حکم آنها را نمی دانم؛ «أنْتَ الْمُقَدِّمُ»: این تویی که با توفیق دادن طاعت به برخی از بندگان، آنها را به پیش می بری و از دیگران پیش می اندازی؛ «وَأنْتَ المُؤَخِّرُ»: و این تویی که برخی از بندگان را با ترک یاری شان عقب می اندازی؛ یا این دو بخش به این معناست که: این تویی که هرکس را بخواهی به سوی مراتب کمال به پیش می بری و این تویی که هرکس را بخواهی از مقامات عالی به امور پست و فرومایه می کشانی. «لا إلهَ إِلا أنْتَ»: معبود بر حقی جز تو نیست.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «احْتَجَّتِ الجَنَّةُ وَالنَّارُ، فَقَالَتِ الجَنَّةُ: يَدْخُلُنِي الضُّعَفَاءُ وَالمَسَاكِينُ، وَقَالَتِ النَّارُ: يَدْخُلُنِي الجَبَّارُونَ وَالمُتَكَبِّرُونَ، فَقَالَ لِلنَّارِ: أَنْتِ عَذَابِي أَنْتَقِمُ بِكِ مِمَّنْ شِئْتُ، وَقَالَ لِلْجَنَّةِ: أَنْتِ رَحْمَتِي أَرْحَمُ بِكِ مَنْ شِئْتُ»: «بهشت و دوزخ با هم گفتگو کرده و هریک دلایل خود را ارائه داد؛ بهشت گفت: ضعیفان و فقیران وارد من می شوند؛ و دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران وارد من می شوند. آنگاه الله متعال به دوزخ فرمود: تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو از هر که بخواهم انتقام می گیرم؛ و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکس بخواهم رحم می کند».
معنای آن متفق علیه استرسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که بهشت و دوزخ با هم به گفتگو پرداختند و هریک نزد پروردگارشان دلایل برتری خود را بیان داشت؛ و هریک از آنها ادعا می کرد برتر از دیگری است؛ این مساله از امور غیبی می باشد که بر ما واجب است به آن ایمان داشته باشیم هرچند از نگاه عقلی بعید به نظر برسد. بهشت خود را برتر از دوزخ می داند و می گوید: مردم ضعیف و فقیر در آن هستند؛ کسانی که غالبا در برابر حق نرمی نشان داده و آن را پذیرفتند و از آن پیروی کردند؛ و دوزخ دلیل برتری خود را چنین بیان می کند که ستمگران و متکبران در آن جای دارند؛ کسانی که خشونت و شدت و خودبرتربینی از صفات آنان بود و مردم را تحقیر می کردند و حق را نمی پذیرفتند و انکارش می کردند. چنین کسانی با چنین صفاتی، اهل دوزخ هستند چون اغلب حق را نمی پذیرند و از آن پیروی نمی کنند. در نهایت الله متعال بین آنها قضاوت می کند و به دوزخ می فرماید: تو عذاب من هستی که با تو هرکه را بخواهم عذاب می کنم و از او انتقام می گیرم. و به بهشت می فرماید: تو رحمت من هستی که با تو به هرکس بخواهم رحم می کنم. یعنی بهشت سرایی ناشی از رحمت الهی است و رحمت او نیست که یکی از صفاتش می باشد. چون رحمتی که صفت الله متعال است، وصفی قائم به اوست، اما رحمت مورد نظر در اینجا، مخلوق است. «تو رحمت من هستی» یعنی با رحمت خود تو را خلق نمودم و با تو به هرکس بخواهم رحم می کنم. بنابراین بهشتیان اهل و شایستگان رحمت الهی و دوزخیان اهل و شایستگان عذاب الهی می باشند.