





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که می گويد: به رسول الله صلى الله عليه وسلم گفته شد: درباره ی مردی که کارِ نيکی انجام می دهد و مردم او را به خاطر آن می ستايند، چه می فرمايی؟ فرمود: «تِلْكَ عَاجِلُ بُشْرَى المُؤْمِنِ»: «اين مژده ی زودهنگام مومن است».
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد کسی که عمل صالح وی برای الله است و مردم در قصد و نیت وی جایگاهی ندارند اما او را به خاطر عمل نیک و صالحش ستایش می کنند و می گویند: فلانی اهل خیر است، فلانی طاعتش زیاد است، فلانی زیاد به مردم نیکی می کند و سخنان مشابهی در مورد او می گویند، می فرماید: «اين مژده ی زودهنگام مومن است». و به این ترتیب او را ستایش می کند. چون وقتی مردم از انسان به خوبی یاد کنند، آنها گواهان الله در زمین هستند؛ به همین دلیل وقتی جنازه ای را از کنار رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش می برند و مردم از او به نیکی یاد می کنند، می فرماید: «واجب شد». و وقتی جنازه ی دیگری را می برند و از او به بدی یاد می کنند، می فرماید: «واجب شد». لذا صحابه می پرسند: ای رسول خدا، چه واجب شد؟ می فرماید: «به جنازه ی نخست بهشت واجب شد و به جنازه ی دوم دوزخ؛ شما گواهان الله در زمین هستید». معنای اینکه می فرماید: «تِلْكَ عَاجِلُ بُشْرَى المُؤْمِنِ» همین است. اما تفاوت این مورد با ریا در این است که ریاکار عملی را انجام نمی دهد مگر برای اینکه مردم او را ببینند و او را ستایش کنند؛ در این صورت دیگران را با الله متعال شریک کرده است؛ اما مورد مذکور در این حدیث، نیتش خالص برای الله متعال بوده است و گمان نمی کرده و انتظارش را هم نداشته که مردم او را ستایش نموده یا مذمت کنند؛ در این صورت اگر از وی ستایش نموده و تعریف کنند، ریا نیست بلکه مژده ی زودهنگام اوست. و تفاوت این دو بسیار زیاد است.
از جَریر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ نگاه ناگهانی پرسیدم، پس مرا امر نمود تا نگاهم را برگردانم.
به روایت مسلمجریر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ نگاه ناگهانی و بدون قصد مرد به زن نامحرم پرسید، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ او را امر میکند که واجب است روی خود را به سوی دیگر برگرداند و به محض متوجه شدن به سوی دیگر بنگرد و گناهی بر او نیست.
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «غَطُّوا الإنَاءَ، وَأَوْكِئُوا السِّقَاءَ، وَأَغْلِقُوا الأَبْوَابَ، وَأطْفِئُوا السِّرَاجَ، فإنَّ الشَّيْطَانَ لا يَحُلُّ سِقَاءً، وَلا يَفْتَحُ بَاباً، وَلا يَكْشِفُ إنَاءً؛ فإنْ لَمْ يَجِدْ أَحَدُكُمْ إلاَّ أنْ يَعْرُضَ عَلَى إنَائِهِ عُوداً، وَيَذْكُرَ اسْمَ اللهِ، فَلْيَفْعَل، فإنَّ الفُوَيْسِقَةَ تُضْرِمُ عَلَى أهْلِ البَيْتِ بَيْتَهُمْ»: «ظرف ها را بپوشانيد و دهانه ی ظرف آب و نيز درها را ببنديد و چراغ ها را خاموش کنيد؛ شيطان درب ظرفِ آب را نمی گشايد و درِ بسته را باز نمی کند و پوششِ ظرف ها را برنمی دارد. اگر کسی از شما چيزی نيافت که آن را روی ظرف هايش بگذارد و فقط چوبی در اختيار داشت، پس بسم الله بگويد و همان چوب را روی ظرف ها بگذارد؛ زيرا موش - که تبه کاری کوچک است - خانه را به روی ساکنانش به آتش می کشد».
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم به پوشیدن درب ظرف ها امر می کند تا از حشرات و سایر حیوانات موذی محفوظ بمانند و وبا به آنها سرایت نکند؛ همچنین به بستن دهانه ی ظرف آب و بستن درها دستور می دهد چون با مصالح دینی و دنیوی همراه است و باعث حفظ جان و مال از تعرض مفسدان و تبه کاران می شود؛ و به خاموش کردن چراغ ها توصیه می کند چون باعث حفظ خانه و ساکنان آن از آتش سوزی می شود. حدیث مذکور در مورد وقت خواب در شب می باشد. و خبر می دهد که شیطان درب ظرف بسته را نمی گشاید و دری را باز نمی کند. و در صورتی که امکان پوشیدن درب ظرف به گونه ای نباشد که محتویات آن یا بخشی از آن دیده نشود، نباید به همین صورت رها شود؛ بلکه باید چوبی بر آن گذاشته شود و به هنگام پوشاندن دهانه ی ظرف و بستن درها، بسم الله گفته شود. در ادامه یادآور می شود که چراغ ها و به طور کلی اگر مواد اشتعالی به حال خود رها شوند و قبل از خواب خاموش نشوند، غالبا دستخوش بازی موش ها قرار می گیرند و چه بسا سبب سوختن خانواده به وقت خواب شوند.
از مسروق روایت است که می گويد: نزد عبدالله بن مسعود رضی الله عنه رفتيم؛ وی فرمود: ای مردم، هرکس چيزی می داند، آن را بگويد و اگر چيزی نمی داند، بگويد: الله داناتر است؛ زيرا بخشی از علم اين است که انسان درباره ی چيزی که نمی داند، بگويد: الله داناتر است. الله متعال به پيامبرش صلى الله عليه وسلم فرموده است: «قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ» [ص: 86] «من در برابر تبليغ قرآن هيچ مزد و پاداشی از شما نمی خواهم و از کسانی نيستم که سخنی به شما بگويم که دانشی نسبت به آن ندارم».
به روایت بخاریاگر انسان از چیزی سوال شود که پاسخ آن را می داند، باید آن را برای مردم بیان کند و کتمانش نکند؛ اما اگر از چیزی سوال شد که پاسخش را نمی داند، باید بگوید: الله داناتر است و بدون علم و دانش پاسخ ندهد. «زیرا بخشی از علم این است که انسان در مورد چیزی که نمی داند بگوید: الله داناتر است». چون کسی که می گوید: نمی دانم و واقعا هم نمی داند، عالم حقیقی و راستینی است که قدر و منزلت و جهالت خود را می داند، بنابراین در مورد آنچه نمی داند می گوید: الله داناتر است. و در روایت مسلم آمده است: «فَإِنَّهُ أَعْلَمُ لِأَحَدِكُمْ أَنْ يَقُولَ: لِمَا لَا يَعْلَمُ: اللهُ أَعْلَمُ» یعنی «این برای شما بهتر و سودمندتر است که در مورد آنچه نمی دانید، بگویید: الله داناتر است». سپس ابن مسعود رضی الله عنه به این آیه استدلال می کند که می فرماید: «قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ»؛ یعنی من در برابر ابلاغ وحی، اجر و پاداشی از شما نمی خواهم بلکه شما را به سوی خیر و خوبی راهنما بوده و به سوی الله دعوت می دهم «وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ»: و از کسانی نیستم که بر شما سخت بگیرم یا ندانسته و بدون علم و دانش سخنی بگویم. بنابراین برای هیچکس جایز نیست که فتوا دهد مگر زمانی که فتوا دادن برای او جایز باشد و الله متعال اراده کرده باشد که امام مردم باشد و برای آنها فتوا دهد و آنان را به راه راست هدایت نماید، در این صورت حق فتوا دادن دارد و اگر الله متعال اراده ی این مهم را نداشته است، جسارت در فتوا دادن سودی به او نمی رساند و این مساله در دنیا و آخرت وبال او خواهد بود.
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از اينکه مردی ايستاده کفش بپوشد، نهی فرمود.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداووداین حدیث از ایستاده کفش پوشیدن نهی می کند؛ چون پوشیدن آن در حالت نشسته آسان تر و راحت تر است؛ این حکم مخصوص زمانی است که پوشیدن کفش با زحمت همراه باشد؛ چون وقتی پوشیدن کفش نیاز به زحمت داشته باشد و کسی بخواهد ایستاده آن را بپوشد، احتمال دارد با بالا آوردن پا برای پوشیدن کفش، بیفتد. اما کفش هایی که امروزه در میان ما وجود دارد، اشکالی ندارد ایستاده پوشیده شوند و شامل نهی مذکور نمی شود. چون پوشیدن و درآوردن کفش های امروزی آسان بوده و نیازی به نشستن ندارد. و در این مورد تفاوتی میان مرد و زن نیست؛ چون احکام شرعی بین مرد و زن تفاوت نمی گذارد مگر در مواردی که دلیلی مبنی بر تخصیص حکم به یکی از آنها وجود داشته باشد. اما تخصیص حکم به مردان در این روایت، از این جهت است که مردها بیشتر از زنان در رفت و آمد هستند، به همین دلیل به طور مشخص در این حدیث ذکر شده اند.
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد ام سائب يا ام مُسَيّب رضی الله عنها رفت و فرمود: «مَا لَكِ يَا أُمَّ السَّائِبِ - أو يَا أُمَّ المُسَيَّبِ - تُزَفْزِفِينَ؟»: «ای ام سائب، - يا ای ام مُسَيّب - چرا می لرزی؟» پاسخ داد: به خاطر تَب که الله به آن برکت ندهد. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لا تَسُبِّي الحُمَّى فَإنَّهَا تُذْهِبُ خَطَايَا بَنِي آدَمَ كَمَا يُذْهِبُ الكِيْرُ خَبَثَ الحَدِيدِ»: «به تب بد نگو؛ زيرا تب چنان گناهان فرزندان آدم را از بین می برد که دمه ی آهنگر، زنگ و ناخالصیِ آهن را می زدايد».
به روایت مسلمدر این حدیث جابر رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ام سائب رضی الله عنه رفت که به خود می لرزید؛ چون علت را از وی جویا شد گفت: سبب آن تب است؛ و در ادامه علیه تب دعا نمود که الله بر آن برکت ندهد. اما رسول الله صلی الله علیه وسلم او را از دشنام دادن و بد و بیراه گفتن به تب نهی نمود چون تب از افعال الله متعال می باشد و هرچیزی که از افعال الله باشد، برای انسان جایز نیست به آن دشنام داده و بد و بیراه بگوید؛ چون بد و بیراه گفتن به آن، درواقع بد و بیران گفتن به خالق آن می باشد. به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَسُبّوا الدّهْرَ؛ فَإِنّ اللّهَ هُوَ الدّهْرُ»: «به روزگار ناسزا نگوييد که آنچه روی می دهد، به خواست و مشيت الله است». بنابراین اگر کسی مصیبتی دید، باید صبر کند و از الله متعال امید پاداش داشته باشد. و در ادامه می فرماید: «فإنَّهَا تُذْهِبُ خَطَايَا بَنِي آدَمَ كَمَا يُذْهِبُ الكِيْرُ خَبَثَ الحَدِيدِ» یعنی تب سبب بخشیده شدن گناهان و بالا رفتن درجات می شود چنانکه اگر آهن در معرض آتش قرار گیرد، ناخالصی آن از بین می رود و خالص می شود؛ تب نیز چنین کاری با انسان می کند و گناهان صغیره ی او را از بین می برد و او را از آنها پاک و خالص می گرداند.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به ليسيدن انگشتان و کاسه امر نموده و فرمودند: «إِنَّكُم لا تَدْرُونَ في أَيِّهَا الْبَرَكَةَ»: «شما نمی دانيد که برکت در کدام قسمت غذای تان است». و در روایتی آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إِذَا وَقَعتْ لُقْمةُ أَحدِكُم فَلْيَأْخُذْهَا، فَلْيُمِطْ مَا كَانَ بِهَا مِنْ أَذًى وَلْيَأْكُلْهَا، وَلا يَدَعْهَا لَلشَّيْطان، وَلا يَمْسَحْ يَدَهُ بِالْمَندِيلِ حَتَّى يَلْعَقَ أَصَابِعه، فَإِنَّهُ لا يدْرِي في أَيِّ طَعَامِهِ الْبَركَة»: «هرگاه لقمه ی يکی از شما افتاد، آن را بردارد و از خاک و خاشاک پاکش نمايد و سپس بخورد و آن را برای شيطان نگذارد؛ و پيش از ليسيدن انگشتانش، دست خود را با دستمال پاک نکند؛ زيرا نمی داند برکت در کدام قسمت غذای اوست». و در روایت دیگری آمده است: «إِنَّ الشَّيْطَانَ يَحْضُرُ أَحَدكُمْ عِنْدَ كُلِّ شَيءٍ مِنْ شَأْنِهِ، حَتَّى يَحْضُرَهُ عِنْدَ طَعَامِه، فَإِذَا سَقَطَتْ مِنْ أَحَدِكُمْ اللُّقْمَةُ فَلْيُمِطْ مَا كَان بِهَا منْ أَذًى، فَلْيأْكُلْها وَلا يَدَعْهَا لِلشَّيْطَان»: «شيطان در هر کاری که انجام می دهيد، نزدتان حاضر می شود؛ حتی هنگام غذا خوردن. لذا هرگاه لقمه ی يکی از شما به زمين افتاد، آن را از خاک و خاشاک پاک کند و سپس بخورد و آن را برای شيطان نگذارد».
به روایت مسلمجابر بن عبدالله رضی الله عنهما برخی از آداب غذا خوردن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل می کند، از جمله اینکه: وقتی کسی از خوردن فارغ می شود، انگشتان و ظرف غذایش را بلیسد تا اثر غذا بر روی آنها باقی نماند؛ زیرا نمی داند برکت در کدام بخش از غذا بوده است. از دیگر آداب غذا خوردن این است که هرگاه لقمه ای بر زمین افتاد، برداشته شود، زیرا شیطان در تمام امور انسان همراه اوست و آن لقمه را بر می دارد، اما آن را در برابر دیدگان ما برنمی دارد، به عبارت دیگر این مساله برای ما قابل مشاهده نیست چون امری غیبی است، بلکه این مساله را از طریق خبرِ پیامبرِ صادق و مصدوق متوجه شده ایم که شیطان آن را بر می دارد و می خورد؛ هرچند لقمه ی افتاده از نظر حسی در برابر دیدگان ما باشد اما او بطور غیبی آن را می خورد؛ و این از امور غیبی است که باید بدان ایمان بیاوریم.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد سعد بن عباده - رضی الله عنه - آمد؛ سعد - برای آن بزرگوار - نان و روغن آورد. رسول الله صلى الله عليه وسلم از آن خورد و فرمود: «أفْطَرَ عِنْدَكُمُ الصَّائِمُونَ وَأكَلَ طَعَامَكُمُ الأَبرَارُ وَصَلَّتْ عَلَيْكُمُ المَلاَئِكَةُ»: «روزه داران نزد شما افطار کنند، نيکان غذای تان را بخورند و ملائکه بر شما درود بفرستند».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیاز انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد سعد بن عباده، بزرگ خزرج رفت و سعد برای ایشان نان و روغن آورد. آوردن نان و روغن منافی سخاوت و بخشش نیست، بلکه به معنی حاضر نمودن غذایی است که در دسترس و میسر است. رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن خورد و پس از اتمام غذا فرمود: «روزه داران نزد شما افطار کنند» یعنی الله متعال به شما پاداش کسی را دهد که به روزه داری افطاری داده است؛ و این جمله دعایی است. و فرمود: «نيکان غذای تان را بخورند»؛ "ابرار" جمع "بر" است و به معنی فرد متقی می باشد. و اینکه می فرماید: «و ملائکه بر شما درود بفرستند» یعنی برای شما آمرزش بخواهند.
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لاَ يَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ النَّاسِ، وَلَكِنْ يَقْبِضُ الْعِلْمَ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ، حَتَّى إِذَا لَمْ يُبْقِ عَالِماً، اتَّخَذَ النَّاسُ رُءُوسًا جُهَّالاً، فَسُئِلُوا فَأَفْتَوْا بِغَيْرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وَأَضَلُّوا»: «الله متعال علم را به یکباره از سينه ی انسان ها محو نمی کند؛ بلکه با وفات علما آن را از بين می برد. تا جایی که (الله) عالِمی را باقی نمی گذارد و مردم جاهلان را رهبر خود قرار می دهند و مسائل خود را از آنها می پرسند و رهبران شان بدون علم فتوا می دهند که هم خود گمراه می شوند وهم ديگران را به گمراهی می کشند».
متفق علیهاز عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ اللهَ لاَ يَقْبِضُ العِلْمَ»؛ منظور از آن علمِ کتاب و سنت و موارد مربوط به این دو می باشد. «انْتِزَاعاً يَنْتَزعهُ مِنَ النَّاسِ»؛ یعنی: علم را از میان مردم بر نمی دارد، به این صورت که آن را از میان مردم بردارد و به آسمان ببرد. بلکه با موت علما و عروج ارواح ایشان است که علم را از میان مردم بر می دارد. و چون الله متعال دیگر هیچ عالمی را باقی نگذاشت و همه را قبض روح نمود، مردم رهبران، یعنی خلیفه، قاضی، مفتی، امام و شیوخی را بر می گزینند که علم ندارند و جاهل هستند. با این همه سوال می شوند و پاسخ می دهند و حکم صادر می کنند، بدون اینکه علمی در این زمینه داشته باشند. در نتیجه هم خودشان گمراه می شوند و هم دیگران را گمراه می کنند. و به این ترتیب جهان را جهل فرا خواهد گرفت. این حدیث اشاره دارد به اینکه علم برداشته خواهد شد و در دنیا هیچ عالمی باقی نخواهد ماند که مردم را بسوی دین الله راهنمایی کند و امت پس از آن عقب مانده و گمراه خواهد شد.