





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوامامه باهلی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «فَضْلُ العَالِمِ عَلَى العَابِدِ كَفَضْلِي عَلَى أدْنَاكُمْ»: «برتریِ عالِم بر عابد، همانند برتریِ من نسبت به کمترين شماست»؛ سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «إنَّ اللهَ وَمَلاَئِكَتَهُ وَأهْلَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ حَتَّى النَّمْلَةَ في جُحْرِهَا وَحَتَّى الحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِي النَّاسِ الخَيْرَ»: «الله و ملائکه و اهل آسمان ها و زمين، حتی مورچه در لانه ی خود و نيز ماهی، بر کسانی که خير و نيکی را به مردم آموزش می دهند، درود می فرستند».
به روایت ترمذیاین حدیث بیانگر فضل و برتری علم و عالم به علوم شرعی می باشد که عبادت های فرض را به همراه نوافلی که برای او میسر می باشد، انجام می دهد؛ و او را از عابدی که خود را وقف عبادت نموده برتر معرفی می کند. و نسبت این دو را مانند فضل و برتری رسول الله صلی الله علیه وسلم بر کمترین صحابه از نگاه جایگاه و منزلت می داند. به عبارت دیگر شرف عالم نسبت به عابد را مانند شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به کمترین صحابه از نظر جایگاه و منزلت می داند. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إنَّ اللهَ وَمَلاَئِكَتَهُ وَأهْلَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ»؛ که منظور از اهل زمین، انسان ها و جنیان و همه ی حیوانات است؛ «حَتَّى النَّمْلَةَ في جُحْرِهَا» حتی مورچه در لانه اش؛ و حتی ماهی در دریا؛ همگی بر کسانی که خير و نيکی را به مردم آموزش می دهند، درود می فرستند. در اینجا مراد از «خیر»، علم دین و چیزی است که نجات در دنیا و آخرت وابسته به آن است. و درود الله متعال بر بنده اش، ستایش بنده در میان ملائکه می باشد. و درود ملائکه به معنای طلب مغفرت آنان است. و در روز قیامت رتبه و درجه ای بالاتر از مرتبه ی کسی نیست که ملائکه و همه ی مخلوقات برای او طلب مغفرت و آمرزش و دعا می کنند؛ به همین دلیل ثواب و پاداش وی با مرگ او پایان نمی یابد.
از حذيفة بن یمان رضی الله عنهما و حفصة بنت عمر بن خطاب رضی الله عنهما روایت است که: وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم قصد خوابیدن داشت، دست راستش را زير گونه اش قرار می داد و سپس می فرمود: «اللَّهُمَّ قِني عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ»: «يا الله، در آن روز که بندگانت را برمی انگيزی، مرا از عذاب خويش محافظت بفرما». و در روایتی آمده که این دعا را سه بار می خواند.
به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمداین حدیث بیانگر سنت فعلی و قولی رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد که هر دو سنت از سنت های خوابیدن هستند. سنت فعلی، هیئت خوابیدن رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد که حذیفه رضی الله عنه توصیف می کند: وقتی ایشان قصد خوابیدن داشت، دست راستش را زیر گونه می گذاشت. و این یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم بر پهلوی راست می خوابید. و روایات دیگر بر این مساله دلالت می کنند. بنابراین هرکس می تواند، جهت اقتدا به رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین عمل کند؛ و هرکس تنها به پهلوی راست بخوابد او را کفایت می کند چون در برخی روایات فقط خوابیدن ایشان به پهلوی راست آمده و ذکری از گذاشتن دست راست در زیر گونه نشده است؛ بنابراین گاها رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین عمل می کرده است. و اینکه برخی از صحابه آن را ذکر کرده و برخی ذکر نکرده اند، خود اشاره به همین مساله دارد. اما همه ی روایات در خوابیدن ایشان به پهلوی راست اتفاق نظر دارند. بنابراین خوابیدن بر پهلوی راست سنتی حتمی می باشد. "سپس می فرمود"؛ یعنی پس از اینکه بر پهلوی راست دراز می کشید و آماده ی خوابیدن می شد و دست راستش را زیر گونه اش قرار می داد، این ذکر را می گفت؛ و شرط نیست که بلافاصله این ذکر بعد از قرار گرفتن در این حالت گفته شود، بلکه اگر کسی با همسرش سخن گفت و سپس این ذکر را خواند، اشکالی ندارد. «اللَّهُمَّ قِني عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ» یعنی مرا از عذاب روز قیامت حفاظت کن؛ لفظ «قِني» بار معنایی حفاظت الله متعال از انسان از روی فضل و احسان و توفیق دادن عملی به بنده را دارد که بهشت را بر او واجب می کند و او را از عذاب نجات می دهد. و این لفظ هر دو معنا را شامل می شود. و اینکه فرمود: «عَذَابَكَ»؛ انواع عذاب موجود در آن روز و عذاب آتش را شامل می شود؛ الله متعال این روز را «القارعة» و «الصاخة» و «الطامة» و «القيامة» نامیده است که بر هول و هراس و شدت و سختی آن دلالت می کنند. بنابراین دعا کردن برای نجات از عذاب این روز کاملا با آن مناسبت دارد. و اینکه عذاب به الله متعال نسبت داده می شود، بر هول و هراس و شدت و عظمت آن دلالت می کند. و همچنین معنای تفویض را در خود دارد؛ چون الله متعال هرگونه که بخواهد در مورد بندگانش تصرف می کند و در این عذاب تصرف و احاطه ی کامل دارد. به مناسبت ظریفی که بین خواب (برادر مرگ یا مرگ کوچک) و برانگیخته شدن دوباره بعد از مرگ می باشد دقت کنید؛ در حدیث مذکور مناسبت ظریف و دقیقی می باشد که یک چیز و تابع آن را به همراه یکدیگر ذکر می کند. و این یکی از نمونه های خاص و زیبا در الفاظ رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد.
از طلحة بن عبيدالله رضی الله عنه روایت است که وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم هلال ماه را می ديد، می فرمود: «اللَّهُمَّ أهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالأمْنِ وَالإيمانِ، وَالسَّلاَمَةِ وَالإسْلاَمِ، رَبِّي وَرَبُّكَ اللهُ، هِلالُ رُشْدٍ وخَيْرٍ»: «يا الله، اين ماه را با امنيت و ايمان و اسلام و سلامتی بر ما نو بفرما. پروردگارِ من و تو الله است؛ اميد است که ماه نو، ماه رشد و نيکی باشد».
به روایت ابن ابی شیبه - به روایت ترمذی - به روایت احمد - به روایت دارمیطلحة بن عبيدالله رضی الله عنه خبر می دهد که هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم هلال ماه را در شب اول یا دوم یا سوم می دید، این دعا را می خواند و طی آن از الله متعال می خواست که ماه فرارسیده را با امنیت از ترس های دینی و دنیوی و با تداوم ایمان و ثبات در آن و دوری از انحراف همراه کند؛ همچنانکه از الله متعال سلامتی و اسلام را می خواهد و با درخواست امنیت و سلامتی، دفع و دوریِ هر ضرر و زیان و با تقاضای ایمان و اسلام جلب هر منفعتی را می طلبد. سپس این دعا را با مخاطب نمودن هلال به پایان می برد و می فرماید: «پروردگار من و پروردگار تو الله است». و به این ترتیب به پاکی الله متعال از هرگونه شریک و مشارکتی در تدبیر مخلوقاتش اشاره می کند و دعا می کند که ماه جاری ماه هدایت و خیر و خوبی باشد.
از ابی بن کعب رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از گذشتِ يک سوم شب برمی خاست و می فرمود: «يا أَيها النَّاسُ اذْكُرُوا اللَّه، جَاءَتِ الرَاجِفَةُ، تَتْبَعُهُا الرَّادِفَةُ، جاءَ الْمَوْتُ بما فِيهِ، جاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ»: «ای مردم، الله را ياد کنيد؛ فرا رسیدن نخستين دميدن - در صور - قطعی است و پس از آن، دومين دميدن روی می دهد. به يقين مرگ با آنچه در خود دارد، می آيد؛ مرگ با سختی هايی که در خود دارد، می آيد». گفتم: ای رسول خدا، من بر شما زياد درود می فرستم؛ چقدر از دعاهايم را به درود و صلوات بر شما اختصاص دهم؟ فرمود: «ما شِئْتَ»: «هر چه خواستی». گفتم: يک چهارم آن را؟ فرمود: «ما شئْتَ، فَإِنْ زِدتَ فَهُوَ خَيْرٌ لكَ»: «هر چه خواستی؛ و اگر بر آن بيفزايی برای تو بهتر است». پرسيدم: نصفِ آن را؟ فرمود: «ما شِئْتَ، فإِنْ زِدْتَ فهو خَيرٌ لكَ»: «هر چه خواستی؛ و اگر بر آن بيفزايی برای تو بهتر است». سؤال کردم: پس دوسوم آن را؟ فرمود: «ما شِئْتَ، فإِنْ زِدْتَ فهو خَيرٌ لكَ»: «هر چه خواستی؛ و اگر بر آن بيفزايی برای تو بهتر است». گفتم: همه ی دعاهايم را به درود و صلوات بر شما اختصاص می دهم. فرمود: «إذًا تُكْفي هَمَّكَ، ويُغُفَرُ لكَ ذَنْبُكَ»: «در اين صورت، همه ی غم ها و خواسته هايت برطرف و گناهانت آمرزيده می شود».
به روایت ترمذی - به روایت احمددر ابتدای حدیث مذکور آمده که هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم در یک سوم ابتدای شب بر می خاست، جهت بیداری امت از غفلت و تشویق آنان به تلاش برای کسب رضایت الهی و رحمت بی کرانش می فرمود: «ای مردم، به ذکر و یاد الله مشغول شوید». یعنی با قلب و زبان به ذکر و یاد الله مشغول شوید، تا ثمرات ذکر زیاد باعث عمل نیک و ترک شر و بدی گردد. و در این حدیث آمده که گاهی دعا کننده دعایی برای خود دارد و امکان دارد یک سوم دعای خود را به درود فرستادن به رسول الله صلی الله علیه وسلم اختصاص دهد و امکان دارد نیمی از آن را و یا همه ی آن را به درود فرستادن به ایشان اختصاص دهد؛ و به جای دعا کردن فقط بر ایشان درود بفرستد. چون در صحیح مسلم از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که "هرکس بر رسول الله صلی الله علیه وسلم یک بار درود بفرستد، الله متعال ده درود بر وی می فرستد". بنابراین اجر و پاداش درود فرستادن برای او کافی است و به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إذًا تُكْفي هَمَّكَ، ويُغُفَرُ لكَ ذَنْبُكَ»: «در اين صورت، همه ی غم ها و خواسته هايت برطرف و گناهانت آمرزيده می شود». یعنی تو از خداوند می خواهی که آنچه سبب ضرر و زیان است و غم و اندوه و گناه و معصیت به دنبال دارد، از بین ببرد، پس به جای دعا بر من درود بفرست، خواسته ات برآورده می شود. و احتمال دارد حدیث مذکور به این معنا باشد که درود فرستادن بر رسول الله صلی الله علیه وسلم را در دعای خود داشته باشد، گویا می گوید: هرگاه برای خودم دعا نمودم بر تو درود می فرستم؛ و بر اکتفا کردن به درود دلالت نمی کند، بلکه دعا و درود هر دو با هم انجام می شوند تا به همه ی نصوص عمل شود.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: ابوبکر صديق رضی الله عنه غلامی داشت که - با دستور و رضايت ابوبکر - کار می کرد و بخشی از درآمدِ روزانه اش را برای ابوبکر می آورد و ابوبکر از آن می خورد - و باقیمانده ی اين درآمد برای خودِ غلام بود.- روزی چيزی آورد و ابوبکر رضی الله عنه از آن خورد. غلام به ابوبکر گفت: آيا می دانی اين چيست؟ ابوبکر پرسيد: چيست؟ پاسخ داد: من در جاهليت برای شخصی پيشگويی کردم؛ البته کهانت و پيشگويی را خوب ياد نداشتم، بلکه او را فريب دادم. - امروز - مرا ديد و اين را که از آن خوردی، به من داد. پس ابوبکر انگشت در دهان فرو برد و هرچه خورده بود، بالا آورد.
به روایت بخاریابوبکر صدیق رضی الله عنه به غلام مذکور اجازه داده بود که در برابر پرداخت روزانه مبلغی معین کار کند و باقیمانده ی آن را برای خود بردارد؛ در روزی از روزها برای ابوبکر غذایی را می آورد و ابوبکر از آن می خورد؛ آنگاه به ابوبکر می گوید: آیا می دانی این چیست؟ ابوبکر می گوید: چیست؟ غلام می گوید: این دستمزد پیشگویی بود که در جاهلیت انجام داده بودم؛ با اینکه پیشگویی را خوب بلد نبودم و با فریب این کار را انجام می دادم؛ کسی که او را به این صورت فریب می دادم، امروز مرا دید و این غذا را در عوض پیشگویی آن زمان به من داد. عوض و دستمزد کهانت و پیشگویی حرام است. فرقی نمی کند کاهن و پیشگو این کار را خوب بلد باشد یا این کار را به خوبی انجام ندهد؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم از دستمزد کاهن و پیشگو نهی کرده است. چنانکه در بخاری و مسلم روایت شده است. وقتی غلام مذکور این مساله را با ابوبکر در میان می گذارد، ابوبکر صدیق رضی الله عنه دستش را در حلق خود فرو برده و آنچه خورده استفراغ می کند و از شکمش خالی می کند تا با مال حرام تغذیه نکرده باشد. چراکه دستمزد گرفتن در برابر کاری حرام، حرام است.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گويد: هيچ شتری نمی توانست از شترِ رسول الله صلى الله عليه وسلم که عضباء نام داشت، سبقت بگيرد تا اينکه صحرانشينی سوار بر شترش آمد و از عضباء سبقت گرفت و اين بر مسلمانان گران تمام شد؛ تا جایی که رسول الله صلى الله عليه وسلم متوجه این مساله شد، لذا فرمود: «حَقٌّ عَلى اللَّهِ أَنْ لاَ يَرْتَفِعَ شَيءٌ مِنَ الدُّنْيَا إِلاَّ وَضَعَهُ»: «سنتِ الله اين است که هيچ چيزی از دنيا اوج نمی گيرد، مگر اينکه الله آن را پايين می آورد».
بخاری به مانند آن روایت کرده استدر این حدیث آمده که صحابه گمان داشتند هیچ شتری از عضباء، شتر رسول الله صلی الله علیه وسلم سبقت نمی گیرد و تیز رو تر از آن نیست؛ اما صحرانشینی سوار بر شتر جوانش می آید و از عضباء سبقت می گیرد؛ گویا این مساله بر صحابه گران تمام می شود و انتظارش را ندارند؛ به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم که متوجه وضعیت آنها می شود می فرماید: «سنتِ الله اين است که هيچ چيزی از دنيا اوج نمی گيرد، مگر اينکه الله آن را پايين می آورد». بنابراین هر بالارفتنی در دنیا، پایین آمدنی دارد که اگر این بالا رفتن با خودبزرگ بینی و خودبرتر بینی همراه باشد، شتاب سقوط و حرکت رو به پایین بیشتر خواهد بود. چون رو به افول نهادن، عقوبت است؛ اما اگر با این موارد همراه نباشد، بنا بر سنت الهی از اوج خود فاصله گرفته و رو به افول می نهد. و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به دنیا اشاره می کند، دلیل بر این است که آنچه از امور اخروی رشد می یابد و اوج می گیرد، الله متعال سقوطی برای آن در نظر نگرفته است. چنانکه می فرماید: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» [مجادله: 11] «الله مقام [و درجاتِ] کسانی از شما را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم داده شده اند بالا می برد». بنابراین الله متعال مقام این افراد را پایین نمی آورد مادامی که وصف علم و ایمان را به همراه داشته باشند؛ و تا زمانی که چنین باشند، امکان ندارد الله متعال آنها را به حال خودشان واگذاشته تا از بلندی رو به پستی شتاب بگیرند. بلکه نام و یاد آنها را بلند می کند و درجات شان را در آخرت بالا می برد.
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: هرگاه از سربلندی بالا می رفتيم، «الله اکبر» می گفتيم و چون از سراشيبی پايين می رفتيم، «سبحان الله» می گفتيم. و از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم و سپاهيانش هنگام بالا رفتن از سربلندی «الله اکبر» می گفتند و هنگامی که از سراشيبی پايين می رفتند، «سبحان الله» می گفتند.
به روایت بخاری - به روایت ابوداوودمناسبت گفتن الله اکبر به هنگام صعود از مکانی بلند و مرتفع این است که انسان دست یافتن به مراتب بالا را دوست دارد و با دست یافتن به آنها احساس بزرگی نموده و خود را بزرگ می شمارد، از این جهت است که الله اکبر گفته می شود و به این ترتیب نفس خود را در برابر بزرگی و عظمت الله متعال کوچک می شمرد؛ به همین جهت برای کسی که ارتفاعی را پشت سر می گذارد، مشروعیت یافته که الله متعال را به بزرگی یاد کند و اذعان کند که الله متعال از همه چیز بزرگ تر است و به این ترتیب شکر او را به جای آورد تا به فضل او بیفزاید. و مناسبت تسبیح به هنگام پایین آمدن از این جهت است که سطح پایین تر، تنگنای آن بیشتر است لذا تسبیح گفته می شود که از اسباب گشایش است. چنانکه این مساله در داستان یونس علیه السلام دیده می شود؛ آنگاه که در تاریکی ها تسبیح می گوید و از غم و اندوه نجات می یابد.
از علی رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَعُودُ مُسْلِماً غُدْوةً إِلا صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ حَتَّى يُمْسِي، وَإنْ عَادَهُ عَشِيَّةً إِلا صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ حَتَّى يُصْبِحَ، وَكَانَ لَهُ خَرِيفٌ في الْجَنَّةِ»: «هیچ مسلمانی نیست که مسلمانی را به وقت صبح عيادت کند، مگر اینکه هفتادهزار فرشته تا شب برای او دعا نموده و طلب مغفرت می کنند و اگر شب به عيادت برادرِ مسلمانش برود، هفتادهزار فرشته تا صبح برای او دعای رحمت می کنند و برای او ميوه های چيده شده در بهشت خواهد بود».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور به این معناست که اگر مسلمانی برادر بیمارش را عیادت کند، جایگاه او بهشت است؛ و فضل الله وسیع و گسترده است. و همچنین بر فضیلت عیادت بیمار دلالت می کند که اگر صبح به عیادتش برود آن اجر و پاداش را دارد و اگر شب به عیادتش برود، اجر و پاداش مذکور در روایت برای او خواهد بود.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ تَعَلَّمَ عِلْماً مِمَّا يُبْتَغَى بِهِ وَجْهُ اللهِ - عز وجل - لا يَتَعَلَّمُهُ إِلاَّ لِيُصِيبَ بِهِ عَرَضاً مِنَ الدُّنْيَا، لَمْ يَجِدْ عَرْفَ الجَنَّةِ يَوْمَ القِيَامَةِ»: «هرکس علمی را که تنها برای رضایت الله عز وجل فرا گرفته می شود، به خاطر دست يافتن به چيزی از دنيا بياموزد، روز قيامت بوی بهشت به مشامش نمی رسد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور بر این دلالت دارد که هرکس علمی را بیاموزد که به وسیله ی آن رضایت الله متعال جلب می شود - که طبعا علوم شرعی و توابع آن مانند علوم عربی و موارد مشابه می باشد - و قصد وی از فراگیری آن جز متاع بی ارزش دنیا از جمله مال و جاه نباشد و رضایت الله و سرای آخرت در قصد و نیت وی جایی نداشته باشد، در روز قیامت الله متعال او را به این صورت مجازات می کند که بوی بهشت هم به مشامش نمی رسد؛ چون با عمل آخرت، در پی دنیا بوده است. و محرومیت وی از بوی بهشت، مبالغه در حرام بودن بهشت بر او می باشد؛ چون کسی که بوی چیزی را استشمام نکند، قطعا به آن دست نمی یابد. و به این معناست که چنین کسی مستحق آن است که وارد بهشت نشود؛ اما وضعیت گنه کار در مشیت خداوند است و چنین کسی در جایگاه گنه کاری است که بر ایمان مرده است.