





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم در مسيرِ (سفر يا جهاد) گاه به عمد عقب می ماند و - افرادِ - ناتوان را به پيش می راند و (آنها را برای حرکت، کمک و تشويق می فرمود و کسی را که سواری نداشت) پشت سر خود سوار می کرد و برايش دعا می نمود.
به روایت ابوداوودرسول الله صلی الله علیه وسلم گاها در سفر عقب تر از همه حرکت می کرد؛ تا وضعیت همراهان و نیازمندان را بررسی نموده و به آنها کمک کند؛ کسانی که ناتوان بودند و چهارپایی برای سوار شدن بر آن نداشتند؛ و افراد ناتوان را به پيش می راند و آنها را پشت سر خود بر مرکبش سوار می کرد و برای آنها دعا می نمود.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گويد: هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم رهسپار سفری بود و بر پشت شترش قرار می گرفت، سه بار تکبير می گفت و سپس اين دعا را می خواند: «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ؛ اللّهُمَّ إنّا نسألُكَ في سفرِنَا هذا البرَّ والتَّقوى، وَمِنَ العملِ ما تَرْضَى، اللَّهُمَّ هَوِّن عَلَيْنَا سَفَرَنَا هَذَا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ؛ اللَّهُمَّ أنْتَ الصَّاحِبُ في السَّفَرِ، والخَلِيفَةُ في الأهْلِ؛ اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَكَآبَةِ المَنْظَرِ، وَسُوءِ المُنْقَلَبِ في المالِ وَالأَهْلِ والولد»: «پاک و منزه است کسی كه این [وسیله] را در خدمت ما گماشت و[گرنه] ما خود توان این کار را نداشتیم؛ و ما به پیشگاهِ پروردگارمان بازمی گردیم. يا الله، ما در اين سفر از تو نيکی و پرهيزگاری و عملی که می پسندی درخواست می کنيم. يا الله، اين سفر را بر ما آسان بگردان و دوریِ راه را برای ما کوتاه بفرما. يا الله، تو همراه و ياورم در سفر و جانشينم در خانواده ام هستی. يا الله، از سختی های سفر و ديدن مناظر غم انگيز و پيش آمدهای ناگوار در مال و خانواده و فرزند به تو پناه می آورم». و هنگام بازگشت نيز همين دعا را می خواند و می افزود: «آيِبُونَ، تَائِبُونَ، عَابِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ»: «ما درحالی باز می گرديم که توبه کنندگان، عبادت گزاران و ستايش گران پروردگارمان هستيم». و در روایتی آمده است: هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم از حج يا عُمره باز می گشت، هر بار که از گردنه يا زمين سخت و بلندی بالا می رفت، سه بار تکبیر می گفت و می فرمود: «لا إلهَ إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. آيِبُونَ، تَائِبُونَ، عَابِدُونَ، سَاجِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، صَدَقَ اللهُ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَهَزَمَ الأحْزَابَ وَحْدَهُ»: «هيچ معبود برحقی جز الله نیست، يکتاست و شريکی ندارد؛ فرمان روايی و حمد و ستايش ويژه ی اوست و بر هر چيزی تواناست. ما باز می گرديم و توبه کنندگان، عبادت گزاران و ستايش گران پروردگارمان هستيم. الله به وعده اش وفا کرد و به بنده اش ياری رساند و به تنهايی همه ی گروه ها(ی کفر) را شکست داد». و در روايتی آمده است: وقتی از ميان لشکرها و دسته های نظامی - يعنی از جهاد - يا از حج و عمره باز می گشت.
به روایت مسلمدر این حدیث ابن عمر رضی الله عنهما بیان می کند که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم قصد سفر داشت و بر شترش سوار می شد، سه بار الله اکبر می گفت و پس از آن این دعای بزرگ را می خواند. دعایی که معانی زیاد و بزرگی به همراه دارد از جمله: پاک و منزه دانستن الله متعال از هر نقص و نیاز؛ جلب توجه بنده به نعمت هایی که الله متعال در اختیار او قرار داده است؛ برائت جستن انسان از اینکه قدرت و توانی داشته باشد که این نعمت ها را برای او میسر نماید؛ اعترافِ بازگشت به سوی الله؛ درخواست خیر و خوبی و فضل و تقوا و توفیق عملی از او که دوست دارد و آن را قبول می کند؛ توکل به الله متعال و سپردن امور به او؛ در این دعا از الله متعال می خواهد که خود و خانواده اش را حفظ کند و مشقت سفر را بر آنها آسان گرداند؛ و از بدی ها و ضرر و زیان هایی که در آن وجود دارد به الله پناه می برد. از اینکه از سفر باز گردد و خانواده یا مال و فرزندش را در مشکل و مصیبت ببیند. ابن عمر در روایت دیگری ذکر می کند که وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم از سفر بازمی گشت، همین دعا را می خواند و این جملات را بر آن می افزود: «آيِبُونَ» یعنی ما دوستان و همراهان در سفر بازمی گردیم. «تَائِبُونَ» درحالی که از گناهان توبه کاریم «عَابِدُونَ» و عبادت گذاریم «لِرَبِّنَا حَامِدُونَ» و پروردگارمان را به خاطر سلامتی و بازگشت سپاسگذاریم. و بیان می کند که هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم به مکان بلندی می رفت، الله اکبر می گفت؛ و به این ترتیب در برابر کبریا و بزرگی الله متعال تواضع و فروتنی می کرد سپس می فرمود: «لا إلهَ إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ» و اقرار می کرد که الله متعال در الوهیت و ربوبیت و اسماء و صفاتش یکتاست و یار و یاور دوستان و سربازانش می باشد.
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم قصد رفتن به جهاد داشت که فرمود: «يَا مَعْشَرَ المُهَاجِرِينَ وَالأَنْصَارِ، إنَّ مِنْ إخْوَانِكُمْ قَوْماً لَيْسَ لَهُمْ مَالٌ، وَلا عَشِيرةٌ، فَلْيَضُمَّ أحَدكُمْ إِلَيْهِ الرَّجُلَيْنِ أو الثَّلاَثَةَ»: «ای گروه مهاجران و انصار، برخی از برادران شما، مال و خويشاوندی ندارند؛ پس هريک از شما بايد دو يا سه نفر از آنها را با خود همراه و شريک بگرداند». لذا هريک از ما که حيوان سواری داشت، مثل ديگران فقط از يک نوبت برای سوار شدن برخوردار بود. جابر رضی الله عنه می گويد: من، دو يا سه نفر را با خود همراه کردم و مثلِ آنها برای سوار شدن بر شترم، فقط يک نوبت داشتم (و تنها در نوبت خود سوار می شدم).
به روایت ابوداوودرسول الله صلى الله عليه وسلم اصحابش را امر می کند که دو یا سه تن از آنان به نوبت بر یک شتر سوار شوند تا همگی در این زمینه یکسان باشند.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا أَوَى أَحَدُكُمْ إِلَى فِرَاشِهِ فَليَنْفُضْ فِرَاشَهُ بِدَاخِلَةِ إزَارِهِ فإنَّهُ لا يَدْرِي مَا خَلَفَهُ عَلَيْهِ، ثُمَّ يَقُولُ: بِاسمِكَ رَبِّي وَضَعْتُ جَنْبي، وَبِكَ أرْفَعُهُ، إنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا، وَإنْ أَرْسَلْتَهَا، فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ»: «هرگاه یکی از شما به رختخواب می رود، بسترش را از سمت داخل که روی او قرار می گيرد، بتکاند؛ زيرا نمی داند پس از او چه چيزی در بستر جای گرفته است؛ سپس بگويد: "بِاسمِكَ رَبِّي وَضَعْتُ جَنْبي، وَبِكَ أرْفَعُهُ، إنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا، وَإنْ أَرْسَلْتَهَا، فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ": «يا الله، به نام تو پهلويم را بر زمين گذاشتم و به كمك تو آن را بلند می كنم. اگر جانِ مرا گرفتی، آن را بيامرز و بر آن رحم بفرما. و اگر جانم را به کالبدم برگرداندی، آن را با آنچه بندگان نيكوكارت را حفاظت می نمايی، حفاظت كن».
متفق علیهحدیث مذکور پیرامون بیان اذکار خواب می باشد؛ زمانی که انسان روحش را تسلیم پروردگارش می کند و هیچ کاری از وی ساخته نیست و آن را در دست خالقش رها می نماید و کاملا به او می سپارد تا آن را حفظ نموده یا دوباره بازگرداند؛ اهل علم می گویند: حکمت ذکر و دعا به وقت خواب و بیداری این است که خاتمه ی اعمال انسان و همچنین آغازگر اعمال انسان طاعت و عبادت باشد. در این حدیث مبارک، رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ما اقوال و اعمالی را متذکر می شود که انجام دادن آنها برای بنده به هنگام خواب سنت است؛ چنانکه می فرماید: «هرگاه یکی از شما به بستر خواب رفت، باید آن را بتکاند». چون عرب بستر را به همان حال خود رها می کرد و احتمال آن می رفت که پس از ترک بستر، حشراتی موذی در آن جا گرفته باشند یا غبار گرفته باشد و یا تغییر دیگری در آن رخ داده باشد. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به تکان دادن بستر قبل از خوابیدن امر می کند، آنگاه کیفیت تکان دادن و نظافت آن را بیان نموده و می فرماید: «باید بسترش را از طرفی که روی خود می اندازد بتکاند». تا اگر احیانا چیزی در بستر است با او تماس پیدا نکند. سپس علت این تکاندن و نظافت را بیان می کند: «چون نمی داند پس از وی چه چیزی جای او را در بستر گرفته است». و این بیانگر تاکید شریعت به سلامتی جسمی انسان می باشد چون پایداری ادیان وابسته به بدن های سالم می باشد. اما این بخش، سنت فعلی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود که علت آن نیز بیان گردید. سنت دیگری که در این مورد به آن توصیه شده، سنت قولی می باشد که خواندن دعای مذکور است. «بِاسمِكَ رَبِّي» یعنی به نام الله بلندمرتبه یِ بزرگ جسمم را بر زمین می گذارم؛ و این دال بر استحباب تداوم در ذکر و یاد پروردگار در همه وقت می باشد. سپس می گوید: «وَضَعْتُ جَنْبي، وَبِكَ أرْفَعُهُ» یعنی من این جسم را بر زمین نمی گذارم و از آن بر نمی دارم مگر به همراه نام تو. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا»؛ و این کنایه از مرگ است؛ یعنی اگر روح مرا نزد خود حفظ نمودی و مرا میراندی؛ و اینکه می فرماید: «وَإنْ أَرْسَلْتَهَا» کنایه از حیات و زندگی است؛ یعنی و اگر روح را به من بازگردانده و زندگی و حیات مرا باقی گذاشتی؛ «فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ»: جان و روحم را با آنچه بندگانت را حفاظت می نمايی، حفاظت كن؛ و این حفاظت عام بوده و شامل حفاظت از گناهان و مهلکات و شر و بدی ها می باشد. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ»: «(حد و حدود) الله را حفظ کن؛ الله تو را حفظ می کند». و این حفاظت عام است و از این جهت به صالحان و نیکوکاران اختصاص یافته، چون حفاظت الله متعال جز با صلاح و نیکی به دست نمی آید؛ و کسی که دچار افراط و تفریط می باشد، بهره ای از حفاظت خاص الله متعال که با آن دوستان و اولیایش را حفظ می کند، ندارد اما بخشی از حفاظت عام او را شامل می شود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «تَعَوَّذُوا بِاللهِ مِنْ جَهْدِ البَلاَءِ، وَدَرَكِ الشَّقَاءِ، وَسُوءِ القَضَاءِ، وَشَمَاتَةِ الأَعْدَاءِ»: «از گرفتاریِ طاقت فرسا و سختیِ بلا و نگون بختی، سرنوشت بد (يا قضاوت نادرست) و شادکامی دشمنان، به الله پناه ببريد». و در روايتی آمده که سفيان - يکی از راويان - می گويد: شک دارم که يکی از اين چهار مورد را من افزوده باشم.
متفق علیهاین حدیث از مصادیق جوامع الکلم (سخنان کوتاه و پر محتوا) می باشد چراکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از چهار مورد به الله پناه می برد که چون بنده از آنها سالم بماند، دنیا و آخرتش سالم می مانند؛ و این همان فلاح و رستگاری بزرگ می باشد. و این چهار امر عبارتند از: «مِنْ جَهْدِ البَلاَءِ» یعنی شدت بلا و مصیبت؛ چون وقتی بلا و مصیبت شدت بیابد، انسان مطمئن نیست که به تنگ نیاید و در برابر تقدیرات الهی زبان به بدی و اعتراض نگشاید؛ مواردی که اگر مرتکب شود، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود. «وَدَرَكِ الشَّقَاءِ»؛ یعنی نگون بختی و بدبختی و شقاوت؛ و عام بوده و شامل شقاوت اخروی با وارد شدن به دوزخ می شود؛ چون شقاوتی است که خوشحالی به دنبال ندارد؛ بر خلاف شقاوت دنیوی که روزها در گردش اند و روزی به نفع انسان است که از آن خوشحال می باشد و روزی علیه او می باشد که از آن رنج می کشد. «وَسُوءِ القَضَاءِ»؛ و از مواردی که برای بنده مقدر شده و او را خوشحال نمی کند؛ و این نیز عام بوده و همه ی امور دنیا را شامل می شود؛ از مال و فرزند گرفته تا صحت و سلامتی و همسر و سایر موارد؛ و همچنین شامل امور آخرت و معاد می شود. و مراد از «قضاء» در اینجا، آنچه نسبت به انسان رخ می دهد می باشد، وگرنه قضای الهی و حکم او سراسر خیر است. «وَشَمَاتَةِ الأَعْدَاءِ»؛ این مساله بر روی انسان تاثیر می گذارد که ببیند دشمنش به خاطر مصیبتی خوشحال است که دامن او را گرفته است؛ و این شامل دشمن دینی و دشمن دنیوی می شود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «طَعَامُ الاثْنَينِ كافي الثَّلاثَةِ، وطَعامُ الثَّلاثَةِ كافي الأَربَعَةِ»: «خوراکِ دو نفر برای سه نفر کافی است و خوراک سه نفر برای چهار نفر». و در روایت مسلم از جابر رضی الله عنه، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «طَعَامُ الوَاحِد يَكفي الاثْنَيْنِ، وطَعَامُ الاثْنَيْنِ يَكْفي الأربَعَةَ وطَعَامُ الأرْبعةِ يَكفي الثَّمَانِيَةَ»: «خوراک يک نفر برای دو نفر و خوراک دو نفر برای چهار نفر و خوراک چهار نفر برای هشت نفر کافی است».
به روایت مسلم - متفق علیهاین حدیث به بخشندگی در غذا تشویق می کند؛ و اینکه هرچند غذا اندک باشد، باز هم کفایت می کند و برکت آن حاضران را در برمی گیرد؛ و به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایثار و از خود گذشتگی تشویق می کند؛ به این معنا که اگر غذای انسان آماده شد و گمان می کرد تنها او را کفایت می کند و در این هنگام کسی دیگر هم اضافه شد، نباید بخل ورزید و گفت: این غذا فقط برای من است. بلکه باید به او هم از آن غذا داد تا برای دو نفر کافی باشد.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با این جملات دعا می کرد: «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ، وَعَذَابِ النَّارِ، وَمِنْ شَرِّ الغِنَى وَالفَقْرِ»: «يا الله، من از فتنه ی قبر و عذاب دوزخ و از شرّ ثروت و فقر به تو پناه می برم».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوودرسول الله صلی الله علیه وسلم از چهار چیز به الله متعال پناه می برد؛ «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ» از فتنه ای به الله پناه می برد که انسان را به آتش دوزخ می کشاند؛ و احتمال دارد مراد از فتنه ی آتش، سوال نمودن نگهبان دوزخ از باب توبیخ باشد؛ و اشاره به این آیه باشد که می فرماید: «كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ» [ملک: 8] «هرگاه گروهی در آن انداخته می شوند، نگهبانانش از آنان می پرسند: آیا بیم دهنده ای به سراغ تان نیامد؟». و اینکه می فرماید: «وَعَذَابِ النَّارِ» یعنی به تو پناه می آورم که از دوزخیان باشم؛ و دوزخیان کفار هستند که در آن عذاب می بینند؛ اما موحدان در آن ادب می شوند و با آتش پاک می گردند نه اینکه در آن عذاب می شوند. «وَمِنْ شَرِّ الغِنَى»؛ و آن عبارت است از کبر و طغیان و فخرفروشی و کسب مال از طریق حرام و مصرف نمودن در راه معصیت و نافرمانی؛ و همچنین فخرفروشی به سبب مال و جاه و حرص و طمع بر جمع آوری مال و به دست آوردن آن از راه حرام و انفاق نکردن آن می باشد. «وَالفَقْرِ»؛ یعنی و از شر فقر به تو پناه می آورم؛ و آن فقری است که صبر و پرهیزگاری با آن همراه نیست تا جایی که باعث می شود انسان کارهایی مرتکب شود که شایسته ی اهل دین و مروت نیست؛ و با حسادت به ثروتمندان و چشم داشتن به اموال آنها و خوار و زبون شدن در مواردی است که آبرو و دین انسان را خدشه دار می کند و با عدم رضایت به تقسیم الله و سایر مواردی همراه است که عاقبت و فرجام خوبی ندارند.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: مردی گفت: ای رسول خدا، می خواهم به سفر بروم؛ مرا وصيت کنيد. فرمود: «عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللهِ، وَالتَّكْبِيرِ عَلَى كلِّ شَرَفٍ»: «به رعايت تقوای الهی و گفتن "الله اکبر" بر هر بلندی پایبند باش». وقتی آن مرد روی گرداند و رفت، رسول الله صلى الله عليه وسلم دعا کرد: «اللَّهُمَّ اطْوِ لَهُ البُعْدَ، وَهَوِّنْ عَلَيْهِ السَّفَرَ»: «يا الله، دوریِ مسافت را بر او کوتاه و سختی سفر را بر او آسان بگردان».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمدمردی قصد سفر دارد و می گوید: ای رسول خدا، مرا سفارش کن؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم او را توصیه می کند که به تقوای الهی و تکبیر گفتن در هر بلندی پایبند باشد؛ و زمانی که مرد مذکور پشت می کند و می رود، رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او دعا می کند که الله متعال نشاط و مرکب خوبی برای وی میسر کند تا راحت و آسوده به مقصد برسد و سفری آسان و بدون اذیت و آزار و مشقت داشته باشد.
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «عُودُوا المريضَ، وأطْعِمُوا الجَائِعَ، وفُكُّوا العَانِي»: «به عیادت بیمار بروید و گرسنه را غذا دهید و اسیر را آزاد کنید».
به روایت بخاریرسول الله صلى الله عليه وسلم به عیادت کردن از بیمار و غذا دادن به گرسنه دستور می دهد و اینکه اگر کفار مسلمانی را ربوده و به اسارت گرفتند، بر مسلمانان واجب است که او را از اسارت درآورده و آزاد کنند.