





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «بَيْنَمَا رَجُلٌ يَمْشِي في حُلَّةٍ تُعْجِبُه نفْسُه، مرَجِّلٌ رأسَهُ، يَخْتَالُ في مَشْيَتِه، إِذْ خَسَفَ اللَّهُ بِه، فهو يَتَجَلْجَلُ في الأَرْضِ إلى يوْمِ القِيامةِ»: «مردی در لباسی فاخر، درحالی که موهايش را شانه زده و به خود فريفته شده بود، خرامان و متکبرانه راه می رفت؛ ناگهان الله او را در زمين فرو بُرد و تا روز قيامت در زمين فرو می رود».
متفق علیهرسول الله صلى الله عليه وسلم خبر می دهد: مردی متکبرانه راه می رفت، درحالی که لباسی فاخر بر تن داشت و موهایش را شانه زده بود؛ ناگهان الله متعال او را در زمین فرو برد و زمین او را بلعید و در خود دفن کرد؛ و تا روز قیامت در آن فرو می رود. و این عاقبت و فرجام کسی بود که کبر و خودبزرگی بینی کرد. اینکه می فرماید: «يَتَجَلْجَلُ في الأَرْضِ» احتمال دارد به این معنا باشد که وی زنده در زمین فرو رفته و زندگی دنیوی داشته و به همین صورت در دل زمین و درحالی که زنده است تا روز قیامت عذاب می بیند. و همچون زندگان که عذاب می شوند، عذاب می شود. و احتمال دارد زمانی که در زمین فررفته، مرده است؛ و با اینکه مرده، در زمین فرو می رود و به این صورت در برزخ عذاب می شود که البته کیفیت آن را نمی دانیم. مهم این است که عاقبت و فرجام وی چنین است.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: علی بن ابی طالب رضی الله عنه به هنگامِ بيماری رسول الله صلى الله عليه وسلم که به وفاتِ ايشان انجاميد، از خانه ی آن بزرگوار بيرون آمد؛ مردم گفتند: ای ابوالحسن، حالِ رسول الله صلى الله عليه وسلم چگونه است؟ علی رضی الله عنه پاسخ داد: الحمدلله خوب شده است.
به روایت بخاریاز ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: علی بن ابی طالب رضی الله عنه به هنگامِ بيماری رسول الله صلى الله عليه وسلم که به وفاتِ ايشان انجاميد، از خانه ی آن بزرگوار بيرون آمد. و علی رضی الله عنه داماد و پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود. مردم از او پرسیدند: حالِ رسول الله صلى الله عليه وسلم چگونه است؟ و این بیانگر توجه مداوم، محبت و اهتمام صحابه به رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد. و علی رضی الله عنه پاسخ می دهد: الحمدلله خوب شده است.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ العَجْزِ وَالكَسَلِ، وَالجُبْنِ والهَرَمِ والبُخْلِ، وأعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ القَبْرِ، وأعوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ المَحْيَا وَالمَمَاتِ»: «پروردگارا، از ناتوانی و تنبلی و بزدلی و پيری و بخل و عذاب قبر و فتنه ی مرگ و زندگی به تو پناه می جويم». و در روایتی آمده است: «وَضَلَعِ الدَّيْنِ، وَغَلَبَةِ الرِّجَالِ»: «و از شرّ خم شدن كمر در زير بار قرض و از شرّ قهر و خشونت صاحب قرض به تو پناه می جویم».
به روایت بخاری - متفق علیهاین حدیث از جمله جوامع الکلم یا سخنان کوتاه و پرمحتوا می باشد؛ به این معنی که رسول الله صلی الله علیه وسلم معانی جامعی را در کلماتی کوتاه بیان نمودند؛ زیرا در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم از یک سری آفت ها و شرهایی پناه می جوید که حرکت بنده به سوی الله را به تعویق می اندازند. ایشان از ناتوانی و تنبلی پناه می جوید؛ زیرا این دو همنشین یکدیگر و از موانع این حرکت هستند؛ چنانکه عدم انجام عملی، گاه ریشه در ضعف همت و اراده ی سست دارد که در این صورت تنبلی و کسالت می باشد؛ و انسان های تنبل از کم همت ترین انسان ها و کم رغبت ترین آنها هستند. و گاه عدم انجام عملی بخاطر ناتوانی بنده است که این را عجز و ناتوانی می گویند. «بزدلی و بخل»؛ این دو، مانع انجام واجب و نیز مانع نیکی کردن هستند؛ ترس و بزدلی قلب انسان را ضعیف می کند، در نتیجه بخاطر ضعف قلبی و تعلقی که با مردم دارد نه با پروردگار مردم، امر به معروف و نهی از منکر نمی کند. و بخل صاحبش را به دست نگه داشتن از انفاق دعوت می دهد؛ در نتیجه حق خالق را از مال زکات نمی دهد و حق مخلوق را از نفقات و صدقات نمی پردازد؛ و به این ترتیب نزد الله و نزد مردم مبغوض است. «و پیری»: که عبارت است از رسیدن شخص به سنین ضعف و پایان عمر؛ وقتی انسان به پیری می رسد کم حواس می شود، نیرویش به ضعف می گراید، در نتیجه نمی تواند الله متعال را عبادت کند و به اهل و خانواده اش خیری برساند. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم از عذاب قبر پناه می خواهد. و عذاب قبر حق است، از این رو رسول الله صلی الله علیه وسلم پناه خواستن از عذاب قبر در هر نمازی را برای ما مشروع نموده است. سپس پناه خواستن از فتنه ی زندگی و مرگ را مطرح می کند؛ و اینگونه دعایش هم دنیا و هم آخرت را در بر می گیرد. فتنه ی دنیا عبارت از سختی ها و آزمایشات آن است و فتنه ی مرگ، ترس از بدفرجامی و عاقبت بد است و فتنه ی دو فرشته ی نکیر و منکر در قبر و غیره. و در روایتی آمده است: «وَضَلَعِ الدَّيْنِ، وَغَلَبَةِ الرِّجَالِ»: «و از سنگينیِ بدهی و از چيرگی و ستم ديگران به تو پناه می برم». که هر دو برگرفته از قهر و غلبه می باشد؛ سنگینی بدهی، شدت آن است چنانکه یار و یاوری برای او نیست؛ و این قهر و غلبه ی دیگری به حق می باشد. و غلبه ی رجال، تسلط آنها و غلبه و چیرگیِ باطل می باشد.
از عبدالله بن سَرْجس رضی الله عنه روایت است که می گوید: وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم به سفر می رفت، از سختی های سفر و از پيش آمدها و تغييرات غم انگيز و از کاستی (و خواری) پس از فزونی (و ارجمندی) و نيز از دعای ستم ديده و از ديدن مناظر غم انگيز (و پيش آمدهای ناگوار) در مال و خانواده - به الله - پناه می بُرد.
به روایت مسلمرسول الله صلی الله علیه وسلم از سختی های سفر یا از اینکه درحالی از سفر بازگردد که غمگین است و برای مال و خانواده اش حادثه ای ناگوار پیش آمده باشد به الله پناه می برد. همچنین از فاسد شدن احوال به الله پناه می برد و از الله می خواست که او را از دعای مظلوم و ستم دیده نجات دهد.
از عبد الله بن عمرو بن عاص رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «الرَّاكِبُ شَيْطَانٌ، وَالرَّاكِبَانِ شَيْطَانَانِ، وَالثَّلاَثَةُ رَكْبٌ»: «يک سواره (يا کسی که به تنهایی سفر می کند)، يک شيطان می باشد و دو سواره، دو شيطان هستند و سه سواره، يک کاروان به شمار می آيند».
به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت مالکحدیث مذکور از سفر کردن به تنهایی و همچنین سفر کردن دو نفری نهی می کند؛ و مصداق آن سفر از مناطقی است که رفت و آمدی در آنها نیست و کسی از آنها نمی گذرد؛ و در مقابل به سفر کردن جمعی تشویق می کند؛ خطرات سفر کردن به تنهایی آشکار است؛ کسی که سفر می کند باید کسانی به همراه او باشند که در وقت نیاز یا حتی مردن وی به یاری او بشتابند و در تنهایی دچار فریب و نیرنگ شیطان نشود. اما اینکه از سفر کردن دو نفره نهی شده، دلیلش این است که چه بسا یکی از آنها دچار مشکل شود و دیگری تنها بماند. اما در زمان ما که سفر به سرعت با ماشین و قطار و هواپیما و کشتی به همراه جمعی از مسافران انجام می شود، سفر به تنهایی و اینکه یک سواره شیطان است مصداق نمی یابد؛ چون مسافران در کنار هم یک قافله را تشکیل می دهند. مانند سفر کردن از مکه به ریاض یا مکه به جده؛ اما سفر از مناطق و جاده های متروکه که مسافران در رفت و آمد نیستند، از مصادیق این حدیث می باشد.
از سلمان فارسی رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «ثَلَاثَةٌ لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ، وَلَا يُزَكِّيهِمْ، وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ: أُشَيْمِطٌ زَانٍ، وَعَائِلٌ مُسْتَكْبِرٌ، وَرَجُلٌ جَعَلَ اللهَ بِضَاعَتهُ: لَا يَشْتَرِي إِلَّا بِيَمِينِهِ، وَلَا يَبِيعُ إِلَّا بِيَمِينِهِ»: «سه گروه هستند که الله متعال با آنها سخن نمی گوید و پاک شان نمی کند و عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود: پير زناکار، تهی دست متکبر و مردی که سوگند خوردن به الله کالای او می باشد: چيزی خرید و فروش نمی کند، مگر اينکه قسم می خورد».
به روایت طبرانیرسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد سه گروه از گناه کاران خبر می دهد که به دلیل جرایم زشت شان به شدت مجازات می شوند؛ یکی از آنها فرد مسنی است که مرتکب زنا می شود؛ با اینکه سنی از او گذشته است و انگیزه ی گناه و معصیت در امثال او ضعیف شده است؛ ارتکاب زنا از سوی او در این سن، نشان می دهد که محبت معصیت و نافرمانی و گناه سبب شده تا مرتکب این عمل شود؛ هرچند ارتکاب زنا از سوی هرکسی باشد زشت و قبیح است اما قباحت آن در مورد چنین کسی بیشتر است. دومین آنها فقیر متکبر است؛ هرچند کبر و غرور از سوی هرکسی زشت و ناپسند است اما فقیر مالی ندارد که او را وادار به تکبر کند؛ بنابراین تکبر وی در صورت عدم وجود انگیزه ی آن، بیانگر این مهم است که کبر و غرور طبیعت چنین شخصی می باشد. سومین آنها کسی است که قسم خوردن به الله کالای او می باشد؛ چنانکه در خرید و فروش زیاد از آن استفاده می کند و به این ترتیب اسم الله را بی ارزش نموده و آن را وسیله ای برای کسب مال قرار می دهد.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إِذَا سَافَرْتُمْ فِي الخِصْبِ، فَأعْطُوا الإبلَ حَظَّهَا مِنَ الأَرْضِ، وَإِذَا سَافَرْتُمْ في الجدْبِ، فَأسْرِعُوا عَلَيْهَا السَّيْرَ، وَبَادِرُوا بِهَا نِقْيَهَا، وَإِذَا عَرَّسْتُمْ، فَاجْتَنِبُوا الطَّرِيقَ؛ فَإنَّهَا طُرُقُ الدَّوَابِّ، وَمَأوَى الهَوَامِّ بِاللَّيْلِ»: «هرگاه در مسيری سرسبز سفر کرديد، بهره ی شتر را از زمين به او بدهيد (و بگذاريد تا حيوان در حال حرکت بچرد) و چون در مسيری خشک و بی علف سفر کرديد، او را تند برانيد تا پيش از اينکه مغز استخوان حيوان، يعنی توان و نيرويش از بابت خستگی و رنج راه از ميان برود، به مقصد برسيد. و اگر شب در جايی توقف کرديد، از اتراق کردن در راه بپرهيزيد؛ زيرا راه، گذرگاه حيوانات و در شب، محلّ گزندگان و حشرات است».
به روایت مسلمحدیث مذکور به رعایت مصالح انسان ها و چهارپایان مورد استفاده ی آنها اشاره دارد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم آداب مربوط به این موارد را به مسافران گوشزد می کند؛ به مسافری که سوار بر شتر یا الاغ یا قاطر یا اسب سفر می کند دستور می دهد مصلحت حیوان را در چریدن و طی کردن مسیر رعایت کند؛ چون در برابر آن مسئول است و مورد محاسبه قرار می گیرد؛ بنابراین اگر در ایامی مسافرت کرد که کشت و زرع و علف زیاد بود، باید با درنگ و بدون عجله حرکت کند تا اینکه سواری او نیز بچرد و از علف موجود استفاده کند. و اگر در روزهایی سفر نمود که کشت و زرع و علف کمتری بود، به اندازه ی توان حیوان با سرعت حرکت کند؛ تا حیوان خسته نشده و از پا نیفتد. همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم به مسافر امر می کند که اگر تصمیم اتراق و استراحت و خوابیدن در شب داشت، این کار را در راه انجام ندهد چون راه مسیر حرکت حیوانات مسافران و رفت و آمد آنها می باشد. و نباید آنها را از مسیرشان بازداشت و مانعی بر سر راه آنها شد. و از طرفی محل گذر حشرات و گزندگان سمی و درندگانی است که شب ها در مسیر راه حرکت می کنند.
از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «عَلَيْكُمْ بِالدُّلْجَةِ، فَإنَّ الأرْضَ تُطْوَى بِاللَّيْلِ»: «در شب حرکت کنيد؛ زيرا زمين در شب، در هم پيچيده و کوتاه می شود».
به روایت ابوداوودرسول الله صلی الله علیه وسلم امتش را رهنمون می شود که در شب حرکت نموده و سفر کنند و خبر می دهد که زمین برای مسافری که در شب حرکت می کند، در هم می پیچد، به این معنا که در شب مسافتی را طی می کند که همان مسافت را در روز نمی تواند طی کند؛ چون حیوان شب ها برای راه رفتن قوی تر است؛ و این در صورتی است که در روز به اندازه ی کافی استراحت کرده باشد؛ در این صورت حرکت وی در شب دو برابر می شود. همچنین انسان در شب برای حرکت نمودن راحت تر است چون گرمایی نیست. و این مساله در مورد ماشین ها هم صادق است چون در شب با حرارت کمتری مواجه می شوند.
از ابوقتاده انصاری رضی الله عنه روایت است که می گويد: هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم در سفر بود، اگر در شب توقف می کرد، بر پهلوی راست خود می خوابيد؛ اما اگر کمی پيش از صبح توقف می نمود، دست خود را از قسمت آرنج بالا می گرفت و سرش را بر روی کف دستش می گذاشت.
به روایت مسلمروش رسول الله صلی الله علیه وسلم این بود که اگر در ابتدای شب برای خواب و استراحت توقف می کرد، پهلوی راستش را در تماس با زمین قرار می داد و بر این پهلو دراز می کشید؛ اما اگر در نزدیکی طلوع فجر توقف می کرد، بر دستش تکیه می داد و می خوابید؛ در ابتدای شب بر پهلوی راست می خوابید تا نفس به بهره ی خود از خواب دست یابد؛ و در نزدیکی صبح چنان می خوابید و بر دستش تکیه می کرد تا غرق در خواب نشود و نماز صبح فوت نشود.