





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ابوهُریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ نَسِيَ وَهُوَ صَائِمٌ، فَأَكَلَ أَوْ شَرِبَ، فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ، فَإِنَّمَا أَطْعَمَهُ اللهُ وَسَقَاهُ». یعنی: «هر کس در حالی که روزهدار است، فراموش کند و بخورد یا بیاشامد، پس باید روزهاش را کامل کند، زیرا این الله است که به او غذا داده و او را نوشانده است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه و سلم بیان کردهاند که هر کس در روزهٔ واجب یا مستحب از روی فراموشی بخورد یا بیاشامد، باید روزهاش را کامل کند و آن را باز نکند؛ زیرا او قصد افطار کردن نداشته است، و آن [خوردنی و آشامیدنی] رزقی بوده که خداوند به سوی او فرستاده و به او غذا داده و او را نوشانده است.
از ابوعبید، آزاد شدهٔ ابن ازهر، روایت است که گفت: در روز عید همراه با عمر بن خطاب رضی الله عنه حاضر بودم، پس ایشان گفتند: این دو، روزهایی هستند که رسول خدا صلی الله علیه و سلم از روزه گرفتن در آنها نهی کردند: روزِ افطارتان از روزهتان (عید فطر)، و روز دیگر که در آن از قربانیهایتان میخورید (عید قربان).
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه و سلم از روزه گرفتن در روز عید فطر و عید قربان نهی کردند؛ عید فطر، روز افطار کردن از روزهٔ ماه رمضان است، و اما روز عید قربان، روز خوردن از قربانیهاست.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که؛ همانا تلبیهٔ رسول خدا صلی الله علیه و سلم چنین بود: «لَبَّيْكَ اللهُمَّ، لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ» (فرمانبردارم خداوندا، فرمانبردارم، فرمانبردارم، تو شریکی نداری، فرمانبردارم، همانا ستایش و نعمت از آنِ توست و پادشاهی [نیز]، تو شریکی نداری). [راوی] گفت: و عبدالله بن عمر رضی الله عنهما این عبارت را بر آن میافزود: «لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، وَسَعْدَيْكَ، وَالْخَيْرُ بِيَدَيْكَ، لَبَّيْكَ وَالرَّغْبَاءُ إِلَيْكَ وَالْعَمَلُ» (فرمانبردارم، فرمانبردارم و نیکبختی از سوی توست، و خیر به دستان توست، فرمانبردارم و امید و رغبت به سوی توست و عمل [برای توست]).»
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندتلبیهٔ پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگامی که میخواستند وارد مناسک حج یا عمره شوند، این بود که میگفتند: «لَبَّيْكَ اللهُمَّ، لَبَّيْكَ» اجابتی پیوسته پس از اجابتی دیگر برای توست، در آنچه ما را به آن فراخواندی از اخلاص و توحید و حج و غیره، «لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ» پس تو به تنهایی سزاوار عبادتی و در پروردگاری، الوهیت و نامها و صفاتت شریکی نداری، «إِنَّ الْحَمْدَ» و شکر و ثنا «وَالنِّعْمَةَ» و نعمت از سوی توست و تو عطاکنندهٔ آنی «لَكَ» و در هر حالی برای تو صرف میشود، «وَالْمُلْكَ» و پادشاهی نیز از آنِ توست، «لَا شَرِيكَ لَكَ» بنابراین همهٔ اینها تنها از آنِ توست. و ابن عمر رضی الله عنهما اینها را بر آن میافزودند: «لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، وَسَعْدَيْكَ» مرا سعادتی پس از سعادتی دیگر ببخش، «وَالْخَيْرُ بِيَدَيْكَ» خیر، همهٔ آن به دستان تو و از فضل توست، «لَبَّيْكَ وَالرَّغْبَاءُ إِلَيْكَ» و طلب و درخواست به سوی کسی است که خیر به دستان اوست، «وَالْعَمَلُ» و عمل برای توست، پس تو سزاوار عبادتی.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «تَحَرَّوْا لَيْلَةَ القَدْرِ فِي الوِتْرِ مِنَ العَشْرِ الأَوَاخِرِ مِنْ رَمَضَانَ». یعنی: «شب قدر را در [شبهای] فردِ دههٔ آخر رمضان جستجو کنید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندپیامبر صلی الله علیه و سلم به کوشش در جستجو، پیگیری و طلب شب قدر از طریق بسیار انجام دادن عمل صالح، تشویق کردهاند، و امید به بودنِ آن در شبهای فردِ دههٔ آخر رمضان در هر سال بیشتر است، و آن شبها عبارتند از: بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و پنجم، بیست و هفتم و بیست و نهم.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که: مردانی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم، شب قدر را در خواب در هفت شب پایانی [رمضان] دیدند. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «أَرَى رُؤْيَاكُمْ قَدْ تَوَاطَأَتْ فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ، فَمَنْ كَانَ مُتَحَرِّيهَا فَلْيَتَحَرَّهَا فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ» یعنی: «میبینم که خواب شما بر هفت شب پایانی توافق [و هماهنگی] کرده است، پس هر کس در جستجوی آن است، باید آن را در هفت شب پایانی جستجو کند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندمردانی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم در خواب دیدند که شب قدر در هفت شب پایانی رمضان خواهد بود. پس پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: میبینم که خواب شما بر هفت شب پایانی رمضان توافق کرده است، پس هر کس قصد آن را دارد و بر طلبش حریص است، باید در جستجو و طلب آن با بسیار انجام دادن عمل صالح بکوشد، چرا که امید به بودنِ آن در هفت شب پایانی بیشتر است. و این [هفت شب]، اگر ماه رمضان سی روزه باشد، از شب بیست و چهارم آغاز میشود، و اگر ماه بیست و نه روزه باشد، از شب بیست و سوم آغاز میشود.
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که: گروهی از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به ایشان گفتند: «ای رسول خدا! ثروتمندان پاداشها را با خود بردند! آنان همانند ما نماز میخوانند و روزه میگیرند، ولی با داراییهای اضافیشان صدقه میدهند (در حالی که ما چنین مالی نداریم).» پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «آیا خدا برای شما راههایی برای صدقه دادن قرار نداده است؟ هر تسبیح (ذکر «سبحانالله») صدقه است، هر تکبیر (ذکر «اللهاکبر») صدقه است، هر تحمید (ذکر «الحمدلله») صدقه است، هر تهلیل (ذکر «لا إله إلا الله») صدقه است، هر امر به معروف (دعوت به کار نیک) صدقه است، هر نهی از منکر (بازداشتن از بدی) صدقه است، و حتی همبستری یکی از شما با همسرش نیز صدقه است.» صحابه گفتند:«ای رسول خدا! آیا یکی از ما نیاز جنسیاش را برآورده میکند و برایش در آن اجر (ثواب) هست؟»پیامبر فرمودند: «به من بگویید، اگر این نیاز را از راه حرام برآورده کند، آیا گناهی بر او نیست؟ پس اگر آن را از راه حلال انجام دهد، برایش پاداش خواهد بود.»
به روایت مسلمبرخی از فقرای صحابه، نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از حال و فقر خود شکایت کردند؛ از اینکه نمیتوانند با مال صدقه بدهند تا همان پاداشهای بزرگ را به دست آورند که برادران ثروتمندشان به آن میرسند و نمیتوانند همانند آنها کارهای خیر انجام دهند؛ زیرا آنها (ثروتمندان) همانگونه که ما نماز میخوانیم و روزه میگیریم، آنها هم نماز میخوانند و روزه میگیرند، اما آنها از اموال اضافیشان صدقه میدهند، در حالی که ما صدقه نمیدهیم. پس پیامبر صلی الله علیه و سلم آنان را به صدقاتی که بر آن توانایی داشتند، راهنمایی کردند و فرمودند: آیا خداوند برای شما چیزی قرار نداده است که با آن برای خودتان صدقه دهید؟! پس همانا گفتنِ «سبحان الله» برای شما پاداش صدقه دارد، و همچنین گفتنِ «الله اکبر» صدقه است، و گفتنِ «الحمدلله» صدقه است، و گفتنِ «لا اله الا الله» صدقه است، و «امر به معروف» صدقه است، و «نهی از منکر» صدقه است، بلکه در نزدیکیِ هر یک از شما با همسرش نیز صدقهای است. پس آنان شگفتزده شدند و گفتند: ای رسول خدا، آیا یکی از ما شهوتش را برآورده میسازد و برایش در آن پاداشی است؟! فرمودند: به من بگویید اگر آن را در راه حرام مانند زنا یا غیر آن قرار میداد، آیا برایش گناهی نبود؟ پس همانگونه، هرگاه آن را در راه حلال قرار دهد، برایش پاداش خواهد بود.
از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: هرگاه دههٔ [آخر رمضان] وارد میشد، رسول خدا صلی الله علیه و سلم شب را زنده نگه میداشتند و خانوادهشان را بیدار میکردند و [در عبادت] میکوشیدند و کمر همت را میبستند». یعنی: از همسرانشان کنارهگیری میکردند.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندهرگاه دههٔ آخر رمضان وارد میشد، پیامبر صلی الله علیه و سلم تمام شب را با انواع طاعات زنده نگه میداشتند، و خانوادهٔ خود را برای نماز بیدار میکردند، و در عبادت بیش از عادتشان میکوشیدند، و خود را برای آن فارغ ساخته و از همسرانشان کنارهگیری میکردند.
از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم پس از آنکه سورهٔ {إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالفَتْحُ} بر ایشان نازل شد، هیچ نمازی نخواندند مگر آنکه در آن میفرمودند: «سُبْحَانَكَ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي» یعنی: «پروردگارا، تو پاک و منزهی و با ستایش تو [تو را تسبیح میگویم]، خداوندا، مرا بیامرز». و از ایشان (عایشه) روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم در رکوع و سجودشان بسیار میفرمودند: «سُبْحَانَكَ اللهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ، اللهُمَّ اغْفِرْ لِي» یعنی: «خداوندا، پروردگارا، تو پاک و منزهی و با ستایش تو [تو را تسبیح میگویم]، خداوندا، مرا بیامرز»، و با این کار، [دستور] قرآن را تأویل (و اجرا) میکردند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارندامالمؤمنین عایشه رضی الله عنها خبر میدهند که پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگامی که سورهٔ {إذا جاء نصر الله والفتح} بر ایشان نازل شد، قرآن را تأویل (و اجرا) کردند و به فرمانبرداری از امر خداوند متعال در این سخنش که {فسبح بحمد ربك واستغفره} (پس با ستایش پروردگارت او را تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه)، شتافتند. پس در حال رکوع و سجود در نمازشان بسیار میفرمودند: «سبحانك» تو را از هر نقصی و از آنچه شایستهٔ تو نیست، پاک و منزه میدانم، «اللهم ربنا وبحمدك» با ثنای پسندیدهای که به خاطر کمال ذات، صفات و افعالت بر توست، «اللهم اغفر لي» خداوندا گناه مرا محو کن و از آن درگذر.
از ابو اُمامه اِیاس بن ثَعلَبه حارِثی رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنِ اقْتَطَعَ حَقَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِيَمِينِهِ، فَقَدْ أَوْجَبَ اللهُ لَهُ النَّارَ، وَحَرَّمَ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: وَإِنْ كَانَ شَيْئًا يَسِيرًا يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «وَإِنْ قَضِيبًا مِنْ أَرَاكٍ». یعنی: «هر کس با سوگند خود، حقِ مرد مسلمانی را پایمال کند، خداوند آتش را بر او واجب و بهشت را بر او حرام کرده است». پس مردی به ایشان گفت: ای رسول خدا، هرچند چیز ناچیزی باشد؟ فرمودند: «هرچند شاخهای از درخت اراک (مسواک) باشد».
به روایت مسلمپیامبر صلی الله علیه و سلم از سوگند خوردن به دروغ و آگاهانه به نام خدا برای پایمال کردن حقِ شخص مسلمان، هشدار دادهاند، و اینکه جزای این کار، سزاوار شدنِ آتش و محرومیت از بهشت است، و این عمل از گناهان کبیره است. پس مردی گفت: ای رسول خدا، هرچند چیزی که بر آن سوگند خورده شده، اندک باشد؟ پس پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: حتی اگر آن، در مورد چوب مسواکی باشد که از درخت اراک گرفته میشود.