





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ضحاک بن فیروز از پدرش روایت است که می گوید: گفتم: ای رسول خدا، من درحالی اسلام آوردم که دو خواهر همسران من هستند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «طَلِّق أيتَهُما شِئتَ»: «هریک از آنها را که می خواهی طلاق بده».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدفیروز دیلمی رضی الله عنه یکی از صحابه و از اهل یمن بود؛ وی درحالی اسلام آورد که دو همسر داشت که با هم خواهر بودند. اهل جاهلیت با دو خواهر در یک زمان ازدواج می کردند و در آن اشکالی نمی دیدند. لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم وی را در نگه داشتن یکی از این دو خواهر در نکاح خود و طلاق دادن دیگری مختار نمود. چون جمع بین دو خواهر در اسلام جایز نیست.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که غَيْلان بن سلمة ثقفی درحالی اسلام آورد که ده زن در جاهلیت داشت که همگی با او اسلام آوردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او دستور داد تنها چهار نفر از آنها را در نکاح خود نگه دارد.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمدحدیث مذکور بیانگر یکی از انواع ازدواج های موجود در دوران جاهلیت می باشد؛ چنانکه مردی با تعداد زیادی از زنان ازدواج می کرد و به تعداد مشخصی مقید نبودند؛ وقتی غیلان بن سلمه که ده زن داشت، اسلام آورد و همه ی زنانش هم با او مسلمان شدند، رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی دستور داد تا چهار نفر از آنان را انتخاب کند و از دیگران جدا شود؛ چون شریعت فقط به چهار زن اجازه داده است. و اجماع مسلمانان نیز بر همین تعداد در یک زمان است.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم دخترش زینب را بعد از شش سال و با همان نکاح اول به ابی العاص بن ربیع بازگرداند و نکاح جدیدی بین آنها برقرار نکرد.
به روایت ابن خزیمه در «التوحید» - به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمدزینب رضی الله عنها بزرگترین دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم بود. وی همسر ابوالعاص بن ربیع بود که قبل از اسلام آوردن همسرش اسلام آورده و هجرت کرد. زمانی که ابوالعاص اسلام آورد و هجرت کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم زینب را بعد از شش سال - بنا بر این روایت - به او بازگرداند بدون اینکه عقد جدیدی بین آنها بسته شود. برخی از اهل علم با استدلال به این حدیث می گویند: اگر شوهر کافر در عده ی همسرش مسلمان نشود و عده ی وی تمام شود، نکاح فسخ نمی گردد. بلکه بعد از این اختیار با زن است، اگر بخواهد به او بازمی گردد و چون بخواهد با کسی دیگر ازدواج می کند. اما دیدگاه جمهور فقها این است که در این صورت نکاح فسخ می شود و به احادیث دیگر استدلال کرده و گفته اند: زمانی که زینب اسلام آورد و شوهرش بر کفر باقی ماند، رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را از هم جدا نکرد؛ چون هنوز تحریم نکاح زن مسلمان با مرد کافر نازل نشده بود. زمانی که این آیه نازل شد: «لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ» [ممتحنه: 10] «نه این زنان بر آنان [= کافران] حلالند و نه آن [مردان کافر] بر این زنان حلالند». رسول الله صلی الله علیه وسلم به زینب دستور داد تا عده بگذراند؛ اما ابوالعاص قبل از به پایان رسیدن مدت عده، مسلمان شد و خود را به مدینه رساند و رسول الله صلی الله علیه وسلم همان نکاح اول را تایید نمود. فتوای «لجنة الدائمة» مطابق مذهب جمهور علما می باشد و نص فتوا از این قرار است: «1- اگر زن و شوهر کافر با هم مسلمان شوند، بر عقد و نکاح یکدیگر باقی می مانند. چون کفار در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه همسران شان مسلمان می شدند و ازدواج آنها مورد تایید قرار می گرفت. 2- اگر فقط یکی از آنها مسلمان شود، از یکدیگر جدا می شوند؛ و آنکه اسلام آورده منتظر می ماند، اگر دیگری در مدت عده اسلام آورد، ازدواج شان باقی خواهد بود؛ و اگر عده قبل از اسلام آوردن دیگری به پایان رسید، عقدِ ازدواجِ میان آنها از هم گسسته می شود. چنانکه الله متعال می فرماید: «فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ»: «اگر اینان را [زنانی] مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران بازنگردانید. نه این زنان بر آنان [= کافران] حلالند و نه آن [مردان کافر] بر این زنان حلالند؛ و هر چه [شوهران کافر به عنوان مهریه] خرج [این زنان] کرده اند، به آنها بدهید. و بر شما گناهی نیست که پس از آنکه مهریه های شان را پرداختید [و پس از انقضای عده،] با آنان ازدواج کنید؛ و به [نگه داشتن پیوند زناشویی با] زنان کافر دل نبندید».
از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با همه ی همسرانش همبستر می شد و تنها یک غسل می کرد.
متفق علیهاین حدیث بیانگر رفتار نیک رسول الله صلی الله علیه وسلم با همسران شان می باشد چنانکه جهت به دست آوردن دل آنان، در یک شب با همه ی آنها همبستر می شود و یک بار غسل می کند. چون غسل کردن بین دو آمیزش واجب نیست چنانکه از این حدیث فهمیده می شود.
از ابوسلمه بن عبدالرحمن روایت است که می گويد: از عايشه رضی الله عنها همسر گرامی رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسيدم: مهريه ی همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم چقدر بود؟ گفت: مهريه ی همسران ایشان دوازده اوقيه و يک نَشّ بود. و افزود: آيا می دانی نَشّ چيست؟ گفتم: نه. فرمود: نصف اوقيه که مجموع آنها پانصد درهم می شود. اين مهريه ی همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.
به روایت مسلمموضوع حدیث استحباب تخفیف در مهریه می باشد؛ چنانکه بهترین مهریه آن است که کمتر باشد و بهترین زنان کسانی هستند که خرج کمتری داشته باشند. و خبر می دهد که غالبا مهریه ی همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم دوازده و نیم اوقیه بوده است. و ایشان الگوی کاملی در عادات و عبادات می باشد. هر اوقیه چهل درهم است که با این حساب مهریه ی هریک از آنان پانصد درهم بوده است. متاسفانه امروزه عملکرد مردم در تعیین مهریه بر خلاف راه و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد و مهریه های سنگین تعیین شده و جو فخرفروشی به خاطر آنچه به زن و سرپرستانش داده می شود حاکم است؛ فرقی نمی کند شوهر ثروتمند باشد یا فقیر؛ و در این زمینه مصلحت شوهر در نظر گرفته نمی شود بلکه بیشتر رقابت زنان بر سر میزان مهریه مطرح است که البته یکی از اسباب تاخیر در ازدواج جوانان می باشد.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که علی رضی الله گفت: با فاطمه رضی الله عنها ازدواج کردم؛ گفتم: ای رسول خدا، به من اجازه ی ورود نزد فاطمه بدهید. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَعْطِها شيئًا»: «چیزی [به عنوان مهریه] به او بده». گفتم: چیزی ندارم. فرمود: «فأينَ دِرْعُكَ الحُطَمِيَّة؟»: «زره حُطَمی ات کجاست؟». گفتم: آن را دارم. فرمود: «فَأَعْطِهَا إِيَّاهُ»: «آن را به فاطمه بده».
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددر این حدیث آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم پسر عموی خود علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به ازدواج دخترش فاطمه رضی الله عنها درمی آورد؛ و به علی رضی الله عنه امر می کند مهریه ای به همسرش بدهد تا به این ترتیب دل او را به دست آورده و تمایل خود را به او نشان دهد، اما چون علی رضی الله عنه چیزی به این منظور نزد خود نمی یابد، رسول الله صلی الله علیه وسلم از او در مورد زره اش می پرسد تا آن را به عنوان مهریه به فاطمه رضی الله عنها بدهد. هرچند چیز اندکی به حساب می آمد. و اینکه فرمود: «الحطمية» یعنی منسوب به قبیله ی حطمة بن محارب یکی از شاخه های عبدالقیس که زره می ساختند.
از علقمه و اسود روایت است که می گویند: قضاوت در مورد مردی که با زنی ازدواج کرده بود و مهریه ای برای او معین نکرده بود و قبل از اینکه با او همبستر شود، فوت شده بود، نزد عبدالله بن مسعود آورده شد؛ عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت: ببینید و بررسی کنید نقلی در این مورد از رسول الله صلی الله علیه وسلم و سایر صحابه می یابید؟ گفتند: ای ابوعبدالرحمن نقلی در این مورد نیافتیم؛ فرمود: من نظر خودم را می گویم، اگر درست باشد از جانب الله است: برای این زن مهریه ای به اندازه ی زنان امثال او می باشد نه بیشتر و نه کمتر؛ و از شوهرش ارث می برد و باید عده ی وفات شوهرش را بگذراند». این بود که مردی از قبیله ی اشجع برخاست و گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم در مساله ای مشابه، به همین صورت در بین ما قضاوت نمود. در مورد زنی که به او بِرْوَع دختر واشِق گفته می شد و با مردی ازدواج کرده بود و شوهرش قبل از اینکه با وی همبستر شود، فوت شد؛ به مهریه ای مثل مهریه ی زنان امثال او و حق داشتن وی در میراث شوهرش و اینکه باید عده ی وفات او را بگذراند، قضاوت کرد. بنابراین عبدالله دستانش را بلند کرد و تکبیر گفت.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدحدیث مذکور بر این مساله دلالت دارد که هر زنی با فوت شوهرش بعد از عقد نکاح و قبل از تعیین مهریه، مستحق همه ی مهریه می باشد. هرچند همبستری و خلوت بین آنها نبوده و مهریه ای برای او مشخص نشده باشد. در این صورت اصطلاحا برای او مهر مثل می باشد؛ مهریه ای مثل مهریه ی زنانی که از بستگان و نزدیکان وی هستند. همچنین حدیث مذکور بر این دلالت دارد که این زن باید عده ی وفات شوهرش را بگذراند چون عقد نکاح صورت گرفته است، هرچند همبستری و خلوتی در بین آنها نبوده است؛ چنانکه از وی ارث می برد چون همسر در عصمت شوهرش می باشد.
از عقبة بن عامر روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «خَيْرُ النِّكَاحِ أَيْسَرُهُ»: «بهترین ازدواج، آسان ترین ازدواج است». و رسول الله صلی الله علیه وسلم به مردی فرمود: «أَتَرْضَى أَنْ أُزَوِّجَكَ فُلَانَةَ؟»: «آیا راضی می شوی تو را به ازدواج فلان زن درآورم؟» وی گفت: بله؛ و به آن زن فرمود: «أَتَرْضَيْنَ أَنْ أُزَوِّجَكِ فُلَانًا؟»: «آیا راضی می شوی تو را به ازدواج فلان مرد درآورم؟» وی گفت: بله؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن زن را به ازدواج درآورد و مهریه ای برای او مشخص نکرد؛ و شوهرش با او همبستر شد و چیزی به او نداد. زمانی که این مرد در بستر مرگ قرار گرفت، گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا به ازدواج فلانی درآورد و من چیزی به همسرم ندادم، سهم خود از خیبر را به او می دهم. وی سهمی از خیبر داشت که همسرش آن را گرفت و فروخت و مبلغ آن به صدهزار رسید.
به روایت ابوداووددر این حدیث عقبة بن عامر رضی الله عنه ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به آسانگیری در ازدواج تشویق نموده است. و بیان می کند که بهترین ازدواج آن است که با مهریه ی کمتری همراه باشد؛ و به ازدواج با مهریه ی کم توصیه و تشویق شده است. زیاد بودن مهریه بر خلاف مهریه ی افضل و بهترین مهریه می باشد. هرچند تعیین آن جایز است. وقتی مهریه ها اندک باشد، ازدواج کردن برای کسی سخت نخواهد بود و به این ترتیب آمار ازدواجی که به آن تشویق شده بالا می رود. و فقرا نیز قادر به ازدواج بوده و افزایش نسلی صورت می گیرد که یکی از مهمترین اهداف ازدواج است. سپس عقبة رضی الله عنه ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مردی پیشنهاد ازدواج با زنی داد و همین پیشنهاد را با آن زن مطرح نمود؛ وقتی هر دو طرف موافق این ازدواج بودند، آنها را به عقد نکاح یکدیگر درآورد و آن مرد اسمی از مهریه نبرد و بدون اینکه چیزی به او بدهد با وی همبستر شد. زمانی که در بستر مرگ قرار گرفت، زمینی را که سهم وی از غنایم خیبر بود به عنوان مهریه ی وی به او دارد. و همسرش آن را گرفت و فروخت که بهای آن به صدهزار رسید.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم سه شب ميان خيبر و مدينه توقف كرد و با صفيه ازدواج نمود. من مسلمانان را به وليمه اش دعوت كردم. در آن وليمه، نان و گوشتی وجود نداشت. بلكه به بلال رضی الله عنه دستور داد تا سفره های چرمين را پهن كند. آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم بر آنها خرما، كشك و روغن گذاشت. مسلمانان گفتند: آيا صفيه يكی از مادران مؤمنان و يا كنيز اوست؟ با خود گفتند: اگر او را حجاب كند، پس يكی از مادران مؤمنان است وگرنه كنيزش بشمار خواهد رفت. رسول الله صلى الله عليه وسلم به هنگام سفر جايی پشت سر خود براي صفیه مهيا ساخت و بر او پرده انداخت.
متفق علیه، این لفظ بخاری استرسول الله صلی الله علیه وسلم در سفری بین خیبر و مدینه خارج شد و چون با ام المومنین صفیه رضی الله عنها ازدواج کرد، سه شبانه روز با ایشان ماند و ولیمه ای برای عروسی او در نظر گرفت؛ لذا به انس رضی الله عنه دستور داد مردم را برای آن دعوت کند تا از آن بخورند؛ در این ولیمه نان و گوشتی نبود چون رسول الله صلی الله علیه وسلم چیزی نداشت؛ اما سفره ای چرمین پهن شد که پذیرایی آن خرما و کشک و خوراکی هایی از این قبیل بود؛ و مردم از این غذاها خوردند. سپس از یکدیگر پرسیدند و گفتند: اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم صفیه را حجاب کند، یکی از امهات المومنین است چون حجاب بر آنها فرض می باشد و اگر حجابی برای او در نظر نگیرد، کنیز ایشان خواهد بود. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم حجابی برای صفیه رضی الله عنها در نظر گرفت و برای او جایی بر مرکب تدارک دید، مطمئن شدند که ایشان یکی از امهات المومنین است.