





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ تَكَفَّلَ لِي أَن لا يسْأَلَ النَّاسَ شَيْئًا، وَأَتَكَفَّلُ له بالجَنَّة؟»: «چه کسی برای من ضمانت می کند از مردم چيزی نخواهد و من در مقابل، بهشت را برای او ضمانت کنم؟». گفتم: من؛ از آن پس ثوبان رضی الله عنه از هيچکس چيزی درخواست نمی کرد.
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمدهرکس برای رسول الله صلی الله علیه وسلم ضمانت کند که از مردم مالی درخواست نکند یا در برآورده کردن و به انجام رساندن هیچیک از امور زندگی، کم یا زیاد از مردم یاری نجوید، رسول الله صلی الله علیه وسلم بهشت را برای او ضمانت کرده است. چون درخواست نکردن از مردم با توکل بر الله متعال همراه است و دلیل قوت امید و اطمینان به الله متعال می باشد. لذا پاداش آن این است که الله متعال او را وارد بهشت کند. بعد از اینکه ثوبان رضی الله عنه این حدیث را می شنود، به رسول الله صلی الله علیه وسلم تضمین می دهد که از آن پس چیزی از مردم نخواهد. و چنانکه در روایت احمد آمده است: «از آن پس اگر ثوبان رضی الله عنه سوار بر مرکب بود و شلاقش می افتاد، به کسی نمی گفت آن را به وی بدهد بلکه خود پیاده می شد و آن را برمی داشت». و این از باب وفای به عهدی بود که با رسول الله صلی الله علیه وسلم بسته بود.
از جابر رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمودند: «مَنْ قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ، غُرِسَتْ لَهُ نَخْلَةٌ فِي الْجَنَّةِ». یعنی: «هر کس بگوید: سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ (الله بزرگ پاک و منزه است و با ستایش او [او را تسبیح میگویم])، برایش نخلی در بهشت کاشته میشود».
به روایت ترمذیپیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که هر کس بگوید: «سُبْحَانَ اللهِ» (الله پاک و منزه است) و او را منزه میدانم «الْعَظِيمِ» (بزرگ) در ذات، صفات و افعالش «وَبِحَمْدِهِ» (و با ستایش او) همراه با افزودن اوصاف کمال برای او سبحانه؛ در برابر هر باری که آن را بگوید، نخلی در سرزمین بهشت برایش کاشته میشود.
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که می گويد: ما در حال تعمير کَپَر خود بوديم که رسول الله صلى الله عليه وسلم از کنارِ ما گذشت و پرسيد: چه می کنيد؟ گفتيم: اين خانه فرسوده و سست شده، تعميرش می کنيم. فرمود: «ما أَرَى الأَمْرَ إِلاَّ أَعْجَلَ مِنْ ذلكَ»: «من مرگ را سريع تر از اين می بينم».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوودرسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار عمرو بن عاص می گذرد درحالی که وی مشغول تعمیر بخش هایی از خانه اش یا تقویت آن می باشد. و در روایت ابوداود آمده است: «دیوارم را گل کاری می کردم». که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «من مرگ را سريع تر از اين می بينم». یعنی اجل انسان به او نزدیک تر از این است که خانه اش را از ترس این تعمیر کند که مبادا تخریب شود؛ و چه بسا قبل از تعمیر آن بمیرد؛ بنابراین اصلاح عمل بهتر از اصلاح خانه می باشد. ظاهرا تعمیر وی ضروری نبوده است بلکه ناشی از آرزویی بوده که در سر داشته است یا ناشی از میل به آراستگی بوده است؛ از این جهت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به او گوشزد می کند که: مشغول شدن به آخرت بهتر از مشغول شدن به امری است که سودی در آخرت ندارد.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم با شش نفر از يارانش غذا می خورد که صحرانشينی آمد و آن غذا را به دو لقمه خورد. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَما إِنَّهُ لوْ سَمَّى لَكَفَاكُمْ»: «اگر او بسم الله می گفت - اين غذا - برای همه ی شما کافی بود».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمدرسول الله صلى الله عليه وسلم با شش تن از اصحاب و یارانش مشغول غذا خوردن است که صحرانشینی می آید و بر سفره ی آنها نشسته و آنچه از غذا باقی مانده در دو لقمه می خورد. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: «اگر وی بسم الله می گفت، این غذا همه ی شما را کفایت می کرد». اما او بسم الله نگفت و همه ی آنچه باقی مانده بود، در دو لقمه خورد که او را کفایت نکرد؛ و این یعنی اگر کسی به هنگام غذا خوردن بسم الله نگوید، برکت از غذایش برداشته می شود.
از وحشی بن حرب رضی الله عنه روایت است که می گويد: اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم عرض کردند: ای رسول خدا، هرچه می خوريم، سير نمی شويم؟! فرمود: «فَلَعَلَّكُمْ تَفْتَرِقُونَ»: «شايد جدا از هم غذا می خوريد؟» گفتند: بله. فرمود: «فَاجْتَمِعُوا على طَعَامِكُمْ، واذْكُرُوا اسمَ اللهِ، يُبَارَكْ لَكُمْ فِيهِ»: «با هم غذا بخوريد و بسم الله بگوييد تا غذای شما با برکت شود».
به روایت ابن ماجه - به روایت ابوداوود - به روایت احمداصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان می گویند: هرچه می خورند سیر نمی شوند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها خبر می دهد این به چند دلیل است که یکی از آنها غذا خوردن به صورت جدا از هم می باشد که سبب برداشته شدن برکت از غذا می شود؛ لازمه ی غذا خوردن پراکنده و جدا از هم این است که هرکس ظرف مخصوص به خود را داشته باشد که در این صورت برکت از غذا برداشته می شود. از دیگر دلایل آن بسم الله نگفتن است؛ چون به هنگام غذا خوردن بسم الله گفته نشود، شیطان با انسان همراه می شود و برکت از غذا برداشته می شود.
از جَبَلَةَ بن سُحَيم روایت است که می گوید: در زمانِ حکمرانی عبدالله بن زبير دچار قحطی شدیم؛ مقداری خرما - به عنوان جيره - به ما داده شد. مشغولِ خوردن بوديم که عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از کنارِ ما گذشت و فرمود: دوتا دوتا نخوريد؛ زيرا رسول الله صلى الله عليه وسلم از دوتا دوتا خوردن منع کرده است. سپس ابن عمر می فرمود: مگر اينکه کسی از برادرش - يعنی کسی که با اوست - اجازه بگيرد.
متفق علیهاز جبلة بن سحیم روایت است که می گوید: در زمان حکمرانی عبدالله بن زبیر رضی الله عنهما دچار قحطی شدیم که خرماهایی به عنوان جیره به ما داده می شد؛ درحالی که مشغول خوردن آنها بودیم، عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از کنار ما گذشت و به ما خبر داد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه کسی دوتا دوتا خرما بخورد یا از اینکه هر چیزی دوتا دوتا خورده شود که معمولا یکی یکی خورده می شود، نهی کرد؛ و این زمانی است که کسی با گروهی غذا می خورد؛ مگر اینکه از دوستانی که با آنها مشغول غذا خوردن است اجازه بگیرد. بنابراین در مورد خوراکی هایی که معمولا یک یکی خورده می شوند مانند خرما، چون کسی با عده ای دیگر مشغول خوردن آن بود، نباید دوتا دوتا از آن بردارد و بخورد، چون این ظلم به کسانی است که در کنار او مشغول خوردن هستند؛ و نباید بیش از آنها بخورد؛ مگر اینکه از ایشان اجازه بگیرد و بگوید: به من اجازه دهید که دو خرما را در یک لقمه بخورم؛ اگر اجازه دهند اشکالی ندارد.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَمَّا عُرِجَ بي مَرَرْتُ بِقَومٍ لَهُمْ أظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ؛ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ يَا جِبرِيلُ؟ قَالَ: هؤُلاءِ الَّذِينَ يَأكُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ، وَيَقَعُونَ في أعْرَاضِهِمْ»: «وقتی به معراج رفتم از كنار گروهی گذشتم كه ناخن های مسی داشتند و چهره ها و سينه های شان را با آن می خراشيدند؛ گفتم: ای جبريل اينها چه كسانی هستند؟ گفت: اينان كسانی هستند كه گوشت مردم را می خورند و دست روی عزت و آبروی مردم می گذارند».
به روایت ابوداوود - به روایت احمدآنگاه که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب معراج به آسمان برده می شود، از کنار قومی می گذرد که بدن شان را با ناخن های مسی می خراشند؛ از دیدن آنها شگفت زده می شود و در مورد آنها و این کارشان از جبریل می پرسد؛ و جبریل خبر می دهد: آنان کسانی هستند که غیبت مردم می کنند و دست روی عزت و آبروی مردم گذاشته و به مردم بد و بیراه می گویند.
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إنَّ مَثَلَ مَا بَعَثَنِي اللهُ بِهِ مِنَ الهُدَى والعِلْمَ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَصَابَ أَرْضًا فكانتْ مِنها طَائِفَةٌ طَيِّبَةٌ، قَبِلَتْ الماءَ فَأَنْبَتَتِ الكَلَأَ والعُشْبَ الكَثِيرَ، وكَان مِنها أَجَادِبُ أَمْسَكَتِ الماءَ فَنَفَعَ اللهُ بها النَّاسَ، فَشَرِبُوا مِنْهَا وسَقَوا وَزَرَعُوا، وأَصَابَ طَائِفَةً مِنها أُخْرَى إنَّما هِي قِيعَانٌ لا تُمْسِكُ مَاءً ولا تُنْبِتُ كَلَأً، فذلك مَثَلُ مَنْ فَقُهَ في دِينِ اللهِ وَنَفَعَهُ بِما بَعَثَنِي اللهُ بِهِ فَعَلِمَ وعَلَّمَ، ومَثَلُ مَنْ لم يَرْفَعْ بِذَلِكَ رَأْسًا ولم يَقْبَلْ هُدَى اللهِ الذي أُرْسِلْتُ بِهِ»: «مثال هدايت و دانشی كه الله مرا با آن مبعوث گردانيده، مانند بارانی است كه بر زمين می بارد؛ زمينی كه حاصلخيز باشد، آب باران را در خود جذب می كند و در نتيجه در آن علف و گياهان فراوانی می رويد. و زمينی كه سخت است، آب را بر روی خود نگه می دارد و الله مردم را از اين آب بهره مند می سازد و از اين آب می نوشند و با آن کشاورزی و آبياری می کنند. اما شوره زار و زمين خشک، بارانی را که در آن می بارد، در خود نگه نمی دارد و هيچ گياهی به بار نمی آورد. زمين حاصلخيز، مثال کسی است که از دانش و بینش دينی برخوردار می شود و الله او را از هدايت و دانشی که مرا با آن برانگيخته، بهره مند می سازد؛ لذا خود می آموزد و به ديگران نيز آموزش می دهد. اما زمين شوره زار، مثال كسی است كه به احكام و علوم دينی توجهی نمی کند و رهنمودهايی را كه از سوی الله آورده ام نمی پذيرد».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَثَلَ مَا بَعَثَنِي اللهُ بِهِ مِنَ الهُدَى والعِلْمَ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَصَابَ أَرْضًا»؛ و کسی که از این علم و هدایت بهره می برد به بارانی تشبیه می کند که بر زمین می بارد؛ و زمین سه نوع می باشد: زمینی که خوب است و این آب را پذیرا می باشد؛ و در قبال آن گیاهان زیادی می رویاند و کشت فراوانی از آن به دست می آید و مردم از محصولات آن بهره مند شده و استفاده می کنند. و زمینی است که چیزی از آن نمی روید اما آب را در خود نگه می دارد و به این ترتیب مردم از آن می نوشند و کشاورزی و آبیاری می کنند. و زمینی است که آبی در خود نگه نمی دارد و چیزی نمی رویاند. مردم نسبت به علم و هدایتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با آن مبعوث شده، چنین وضعی دارند؛ برخی از آنها بینش و دانش دینی کسب می کنند و می آموزند و آموزش می دهند؛ و هم خودشان و هم مردم از علم آنها بهره مند شده و استفاده می کنند. دسته ی دوم کسانی هستند که هدایت را با خود دارند و حاملان آن می باشند اما دانش و بینش آنها در این هدایت همچون دسته ی اول نیست؛ و اینان راویان علم و حدیث هستند. دسته ی سوم کسانی هستند که به علم و هدایتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم پیام آور آن بوده، توجهی ندارند؛ و از آن رو گردانده و اهمیتی نمی دهند؛ این دسته نه خود از علم و هدایت نبوی سودی می برند و نه دیگران از ایشان بهره ای.
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که می گويد: شبی خانه ای در مدينه با ساکنانش آتش گرفت. وقتی اين خبر به رسول الله صلى الله عليه وسلم رسيد، فرمود: «إنَّ هذه النارَ عَدُوٌّ لَكُمْ، فَإِذَا نِمْتُم، فَأَطْفِئُوهَا عَنْكُمْ»: «آتش دشمن شماست؛ وقتی خواستيد بخوابيد، آن را خاموش کنيد».
متفق علیهشبی خانه ای در مدینه آتش گرفت؛ چون خبر آن به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید فرمود: اگر از شعله ها و سوزندگی آتش پرهیز نکنند، دشمن آنهاست؛ سپس آنها را امر می کند که جهت در امان ماندن از شر آن و آتش سوزی و موارد مشابه، قبل از خوابیدن آن را خاموش کنند.