





























Hadeeth Cards
Da'wa cards that highlight great meanings from the noble prophetic hadiths in a simple style and attractive display that helps the Muslim to have a deeper understanding of his religion in an easy way
All
از عَدِی بن عميره کندی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَن اسْتَعْمَلْنَاهُ مِنْكُمْ عَلَى عَمَلٍ، فَكَتَمَنَا مِخْيَطًا فَمَا فَوْقَه، كَانَ غُلُولاً يَأْتِي بِهِ يوْم الْقِيامَةِ»: «کسی که او را بر کاری (مانند جمع آوری زکات) بگماريم و او سوزنی يا کمتر از آن را از ما پنهان کند، خيانت به شمار می رود و روز قيامت آن را با خود می آورد». مردِ سياهی از انصار برخاست - گويا اينک به او نگاه می کنم - و گفت: ای رسول خدا، مأموريتی را که به من داده ايد، پس بگيريد. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «وَمَا لَكَ؟»: «تو را چه شده؟» پاسخ داد: از شما شنيدم که چنين و چنان فرموديد. فرمود: «وَأَنَا أَقُولُهُ الآن: من اسْتعْملْنَاهُ عَلَى عملٍ فلْيجِيء بقَلِيلهِ وَكِثيرِه، فمَا أُوتِي مِنْهُ أَخَذَ ومَا نُهِى عَنْهُ انْتَهَى»: «الآن هم همين را می گويم: هر که او را بر کاری گماشتيم، بايد کم و زيادِ آن را تحويل دهد؛ و هر آنچه از آن به او داده شد، بپذيرد و از هرچه منع شد، دوری نمايد».
به روایت مسلمهریک از شما را که عهده دار کاری مانند جمع آوری اموال زکات یا غنایم یا هر مورد دیگری نمودیم و او سوزن یا چیز کوچک تری از آن را پنهان کند و تحویل ندهد، خیانت محسوب می شود و روز قیامت با آن می آید؛ وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم این مساله را بیان داشت، مردی از انصار که از طرف رسول الله صلی الله علیه وسلم مکلف به کاری شده بود، برخاست و برای عدم انجام آن اجازه گرفت؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: تو را چه شده است؟ وی گفت: از شما شنیدم که در این زمینه چنین و چنان می گویید. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هم اکنون نیز چنان می گویم؛ هرکس او را بر کاری گماشتيم، بايد کم و زيادِ آن را تحويل دهد؛ و هر آنچه از آن به او داده شد، بپذيرد و از هرچه منع شد و حق او نبود، دوری نموده و از گرفتن آن خودداری کند.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ الدِّينَ يُسْرٌ، وَلَنْ يُشَادَّ الدِّينَ أَحَدٌ إِلَّا غَلَبَهُ، فَسَدِّدُوا وَقَارِبُوا، وَأَبْشِرُوا، وَاسْتَعِينُوا بِالْغَدْوَةِ وَالرَّوْحَةِ وَشَيْءٍ مِنَ الدُّلْجَةِ»: «دين آسان است؛ و هرکس دین را بر خود سخت بگيرد، سرانجام مغلوبش میکند (یعنی خسته و درمانده میشود). پس راه درست و ميانه را در پيش بگيريد و [به درستکاری و ميانهروی] شاد باشيد و از عبادت صبح و شام و پاسی از شب کمک بگيريد».
به روایت بخاریپیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان نموده که مبنای دین اسلام در همهٔ امورش، بر آسانگیری و آسانی است؛ و این آسانگیری با وجود درماندگی و ناتوانی و نیازمندی تاکید بیشتری دارد. چراکه عمیق شدن و زیادهروی در اعمال دینی و ترک نرمش و میانهروی، فرجامی جز درماندگی و ناتوانی و ترک همه یا بخشی از عمل ندارد. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به میانهروی بدون مبالغه امر کردند، یعنی بنده در آنچه به انجامش امر شده کوتاهی نکند، اما چیزی که تحملش را ندارد بر خود تحمیل نکند. و اگر نتوانست کاملترین وجه را انجام دهد بر اساس آنچه به کمال نزدیکتر است عمل میکند. و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به کسی که عملش همیشگی است، بشارت اجر بسیار داده است، حتی اگر عملش کم باشد؛ و این برای کسی است که از انجام کاملترِ عمل ناتوان است؛ زیرا اگر این ناتوانی از سوی خود فرد و عمدی نباشد، مستلزم کم شدن اجر نیست. و از آنجایی که دنیا درحقیقت دیار سفر و نقل مکان به آخرت است، پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ امر میکند که از مداومت بر عبادت در سه وقت پرنشاط کمک گرفته شود. نخستین وقت «الغدوة» میباشد که حرکت نمودن در آغاز روز میباشد و منظور فاصلهی مابین نماز صبح و طلوع خورشید است. دومین وقت «الرَّوحة» میباشد که منظور حرکت پس از زوال است. سومین وقت «الدُّلجة» میباشد که منظور حرکت همهٔ شب یا بخشی از آن است؛ و از آنجا که مشقت عمل شب بیشتر از عمل روز است، به عبادت بخشی از شب امر نمود و فرمود: «بخشی از شب».
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «عَليْكَ السَّمْعُ وَالطَّاعةُ في عُسْرِكَ ويُسْرِكَ، وَمنْشَطِكَ ومَكْرهِكَ، وأَثَرَةٍ عَلَيْك»: «بر تو حرف شنوی و اطاعت از امير - در هر شرايطی - واجب است؛ در سختی و آسانی، در خوشی و ناخوشی و زمانی که نسبت به تو تبعيض و حق کُشی صورت می گيرد».
به روایت مسلمحدیث مذکور بیانگر این مهم است که بر هر مسلمانی واجب است در هر شرایطی از حکام حرف شنوی داشته و اطاعت کند مادامی که به معصیت و نافرمانی یا تکلیف خارج از توان دستور نمی دهند؛ هرچند این حرف شنوی و اطاعت گاهی دشوار باشد یا با ضایع شدن برخی حقوق همراه باشد؛ و این به دلیل مقدم داشتن مصلحت عام بر مصلحت خاص می باشد.
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: وقتی با رسول الله صلى الله عليه وسلم بر سرِ حرف شنوی و اطاعت پيمان می بستيم، به ما می فرمود: «فيما اسْتَطَعْتُمْ»: «در حدّی که توانايیِ - اطاعت و حرف شنوی - داريد».
متفق علیهابن عمر رضی الله عنهما خبر می دهد که هرگاه آنان (صحابه) با رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت می کردند، رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را به حرف شنوی و اطاعت امر می کرد و اطاعت را به میزان توان آنان مقید می نمود؛ به این معنا که هرگاه مسلمانی از سوی ولی امر خود به امری مکلف شد که از توان وی خارج بود، در این صورت اطاعت از وی جایگاهی ندارد. چنانکه الله متعال می فرماید: «لاَ يُكَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا» [بقره: 286] «الله به هیچکس جز به اندازه ی توانش تکلیف نمی کند».
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَى المَرْءِ المُسْلِمِ السَّمْعُ والطَّاعَةُ فِيمَا أَحَبَّ وكِرَه، إِلاَّ أنْ يُؤْمَرَ بِمَعْصِيَةٍ، فَإذا أُمِر بِمعْصِيَةٍ فَلاَ سَمْعَ وَلا طاعَةَ»: «حرف شنوی و فرمان برداری از فرمانروايان بر هر مسلمانی واجب است؛ چه اين فرمان ها برايش خوشايند باشد و چه ناگوار؛ مگر اينکه به گناه و معصيتی امر شود که در اين صورت حرف شنوی و اطاعت درست نيست».
متفق علیهحدیث مذکور بیانگر وجوب حرف شنوی و اطاعت از اوامر حاکم می باشد؛ فرقی نمی کند امر و فرمان وی برای ما خوشایند باشد یا نه؛ مگر اینکه به معصیت و نافرمانی فرمان دهد که در این صورت حرف شنوی و اطاعت از وی فقط در معصیت و نافرمانی که بدان فرمان داده، درست نیست.
از ابوبکره رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: «مَن أهَانَ السُّلطَانَ أَهَانَهُ اللَّه»: «هرکس حاکم را خوار کند، الله او را خوار و زبون می گرداند».
به روایت ترمذیحدیث مذکور بیانگر تحریم بی حرمتی به اوامر حاکم و سبک شمردن آنها می باشد؛ چنانکه با وعید شدیدی همراه است؛ اینکه هرکس چنین رفتاری داشته باشد، الله متعال او را در دنیا و آخرت خوار و زبون می گرداند و جزای وی از جنس عملش می باشد.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اسْمَعُوا وَأَطِيعُوا، وَإِنِ اسْتُعْمِلَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِيٌّ، كَأَنَّ رَأْسَهُ زَبِيبَةٌ»: «بشنويد و اطاعت کنيد اگرچه امیر شما برده ای حبشی تعيين گردد که سرش به اندازه ی يک دانه ی کشمش باشد».
به روایت بخاریاز عهده داران امور و امیران و حکام بشنوید و اطاعت کنید، حتی اگر برده ای حبشی به عنوان امیرتان تعیین شد و سر او مانند دانه ی کشمشی بود؛ و این تعبیر از باب مبالغه می باشد. و اینکه فرمود: «وَإِنِ اسْتُعْمِلَ» شامل امیری که پادشاه و رهبر مسلمانان تعیین می کند و همچنین خود پادشاه یا رهبر مسلمانان می شود؛ بر فرض مثال اگر پادشاهی مسلمان بر مردم غلبه کند و قدرت را در دست بگیرد و بر همه چیز سیطره بیابد و با این حال از عرب نباشد، بلکه برده ای حبشی باشد، بر ما واجب است که بشنویم و اطاعت کنیم. این حدیث بر وجوب طاعت از عهده داران امور جز در معصیت و نافرمانی الله متعال دلالت می کند. چون در اطاعت از آنها خیر و امنیت و آرامش و عدم هرج و مرج و عدم پیروی از هوی و هوس و خواهشات نفسانی می باشد. اما در صورتی که از عهده داران امور در امری نافرمانی شود که اطاعت از آنها لازم است، این مساله منجر به هرج و مرج شده و باعث می شود هرکس در پی رای و نظر خود باشد و امنیت از بین رفته و امور سامان خود را از دست داده و فتنه ها زیاد شود.
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّه، وَمَنْ يُطِعِ الأمِيرَ فَقَدْ أطَاعَنِي، ومَنْ يعْصِ الأمِيرَ فَقَدْ عَصَانِي»: «هرکس از من اطاعت کند، از الله اطاعت کرده است؛ و هرکس از من نافرمانی نمايد، از الله نافرمانی نموده است. و هرکس از امير اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هرکس از امير نافرمانی نمايد، از من نافرمانی نموده است».
متفق علیهرسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که اطاعت از ایشان، اطاعت از الله است؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فقط به شریعتی امر می کند که الله متعال آن را برای او و امتش تشریع کرده است؛ بنابراین چون به چیزی امر می کند، همان شریعت الله است؛ لذا هرکس از او اطاعت کند، درحقیقت از الله متعال اطاعت کرده است. و هرکس از او نافرمانی کند، درواقع از الله متعال نافرمانی کرده است؛ و اگر از امیر اطاعت شود، درواقع از رسول الله صلی الله علیه وسلم اطاعت شده است و اگر از امیر نافرمانی شود، درحقیقت از رسول الله صلی الله علیه وسلم نافرمانی شده است؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم در احادیث زیادی به اطاعت از امیر فرمان داده است مگر اینکه امیر به معصیت و نافرمانی دستور دهد که در این صورت از وی اطاعت نمی شود.
از عوف بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «خِيَارُ أَئمَّتكُمُ الَّذينَ تُحِبُّونَهُم ويُحِبُّونكُم، وتُصَلُّونَ علَيْهِم ويُصَلُّونَ علَيْكُم، وشِرَارُ أَئمَّتِكُم الَّذينَ تُبْغِضُونَهُم ويُبْغِضُونَكُم، وتَلْعُنونَهُمْ ويَلْعَنُونَكُمْ»: «بهترين زمام داران شما کسانی هستند که آنها را دوست داريد و آنها نيز شما را دوست دارند و شما برای آنان دعای خير می کنيد و ايشان نيز برای شما دعای خير می کنند. و بدترين زمام داران شما کسانی هستند که شما از ايشان متنفريد و آنها از شما متنفرند و شما آنان را نفرين می کنيد و ايشان هم شما را نفرين می کنند». عوف رضی الله عنه می گويد: عرض کرديم: ای رسول خدا، آيا با چنين حاکمانی نجنگيم؟ فرمود: «لا، ما أَقَامُوا فِيكُمُ الصَّلاةَ؛ لا، ما أَقَامُوا فيكُمُ الصَلاة»: «خير؛ تا زمانی که نماز را در ميان شما برپا می دارند. خير؛ تا زمانی که نماز را در ميان شما اقامه می کنند».
به روایت مسلمحدیث مذکور بر این مساله دلالت دارد که برخی از حکام مسلمانان اهل خیر و صلاح بوده و برخی از آنها اهل فسق و فجورند و از دیانت کمتری برخوردارند؛ با این همه، مادامی که بر اقامه ی شعائر اسلام و مهمترین آنها نماز محافظت می کنند، خروج علیه آنها جایز نیست.